حسین مداحی
Header
070-498 exam, 600-460 exam, 70-462 exam, N10-006 exam, 070-410 exam, 70-341 exam, BCCPP exam, 1Z0-051 exam, M2090-626 exam, S90-01A exam, C_TAW12_731 exam, 312-49V8 exam, C2170-051 exam, TB0-123 exam, CD0-001 exam, 1Z0-052 exam, CISSP exam, 70-385 exam, 2V0-621D exam, EX200 exam, 210-060 1V0-601 070-646 70-410 CRISC 642-742 300-115 MB2-707 C_TSCM62_66 CBAP 210-065 HP2-H33 642-999 300-080 200-550 070-480 70-346 CSSBB MB6-704 | S90-03A | MB0-001 | PR000041 | 070-489 | MB7-701 | GPEN | GCFA | C2180-401 | PK1-003 | C4040-251 | CSSGB | 100-101 | 210-451 | 9L0-066 | 70-498 | 299-01 | S90-09A | 70-489 | 1Z0-068 | C2010-595 | MB5-705 | 1Z0-064 | C4040-250 | C_HANATEC_10 | E20-260 | VCP-550 | CV0-001 | ICGB | 2V0-620 | VCAD510 | 301B | C_TSCM52_66 | 70-467 | 74-697 | SK0-003 | 300-070 | SY0-401 | 70-463 | OMG-OCUP-300 | 70-243 | CAS-002 | C_TAW12_740 | MB2-704 | S90-08A | 1Z0-060 | 1Z0-457 | A2010-597 | C_TADM51_731 | IIA-CIA-PART2/ 300-101/ 640-916/ 98-368/ 70-533/ PGMP/ 070-347/ HP0-Y50/ 810-403/ 1Z0-062/ 400-101/ 1Z0-408/ EADP10/ 101-01/ 70-465/ 70-347/ 117-300/ LOT-956/ 70-384/ 070-462/ 1Z0-470/ LX0-104/ 640-875/ CGEIT/ 1Y0-301/ MOFF/ 1Y0-351/ AWS-SysOps/ 3I0-012/ C2020-012/ 500-451/ PK0-003/ 70-488/ 700-501/ 1Y0-201/ 98-367/

دشمن ۱۰۰% قصد بمباران جماران را دارد

آذر ۵ام, ۱۳۹۰ | نوشته‌شده به دست حسین مداحی در دسته‌بندی نشده

متن این صحبت را خودم از مرحوم آقای سید احمد خمینی یادگار حضرت امام شنیدم که در سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی در مجلسی بیان می کردند . ایشان می فرمودند :

آقای ری شهری وزیر اطلاعات وقت نامه ای را با درجه فوق سری با دست خط خود ، برای حضرت امام خمینی ارسال کردند و دادند آقای … (که من الان اسمش رو فراموش کردم ) آورد و داد خدمت امام .

عباراتی که حاج احمد آقا می فرمودند را دقیقا به خاطر دارم .ایشان می فرمودند : آقای ری شهری در نامه بعد از سلام نوشته بودند :


” طبق اطلاعات موثق ما ظرف امروز یا فردا ، دشمن ۱۰۰% قصد بمباران جماران را دارد . تقاضای عاجزانه ی حقیر :شمارا به جان زهرای اطهر اجازه دهید از جان شما حفاظت گردد .”

فکرش را بکنید .امام مطلع می شوند که قرار است جماران بمباران شود . برای خود من خیلی جالب بود که بدانم عکس العمل حضرت امام در مقابل نامه ی آقای ری شهری و قسمی که داده بودند ، چه بوده است .

مرحوم حاج احمد آقا می فرمودند :

غرضم از بیان این خاطره آرامش عجیب و حالت حضرت امام است . امام در پایین نامه ی آقای ری شهری چند بیت شعر نوشتند و نامه را هم به آقای ری شهری ندادند .

ظاهرا خود مرحوم حاج احمد آقا این حالت امام برایشان خیلی ملموس بود . با یک حسی می گفتند :

من می خواهم اون حالت امام رو بگم

و بعد شعر رو خوندند برامون .

بر در میکده ام رقص کنان خواهی دید ، پای کوبان چو قلندر صفتان خواهی دید

همین بیتش را بیشتر یادم نمانده اما اگر به دیوان حضرت امام خمینی مراجعه شود کاملش هست . ظاهرا حضرتش بعدها آن شعر را تغییر داده اند . چون همانروز هم که دستخط مرحوم حضرت امام را دیدم یادم هست که خیلی خطخطی کرده بودند .

اما امروز در دیوان اشعار دیدم که نوشته اند :

بر در میکده ام دست فشان خواهی دید
پای کوبان چو قلندر صفتان خواهی دید

از اقامت گه هستی به سفر خواهم رفت
به سوی نیستیم رقص کنان خواهی دید

 

و من هم امروز می خواهم بگویم ببینید حالت امام را . ببینید آرامش عجیب امام را . و ببینید حس مسئولیت ایشان را در مقابل رهبری جامعه .

آنروز حس امام برایم قابل لمس نبود اما یک خاطره ای دیگری از مرحوم حاج احمد آقا در کتاب ” برداشت هایی از سیره ی امام خمینی” نوشته آقای رجایی خواندم که دیدم حضرت امام علاوه بر آن آرامش خدایی ، برای حس مسئولیت پذیری و همسان قرار دادن خود با سایر افراد جامعه ، هیچوقت حاضر نبودند اقدامی خاص ، برای شخص ایشان صورت بگیرد .

در کتاب برداشت هایی از سیره ی امام خمینی نوشته آقای غلامعلی رجائی از قول حاج احمد آقا امده است :

در ماجرای جنگ، یک روز بعداز ظهر حدود ساعت هفت تا هشت، موشک به اطراف جماران اصابت کرد، خدمت امام رفتم عرض کردم :

اگر یک مرتبه یکی از این موشک های ما به کاخ صدام بخورد و صدام طوری بشود، ما چقدر خوشحال می شویم، اگر موشکی به نزدیکی های این جا بخورد و سقف این جا پایین آید و شما یک طوری بشوید چه؟

امام در پاسخ فرمودند :

والله قسم بین خودم و آن پاسداری که در سه راه بیت است، هیچ امتیازی و فرقی قایل نیستم، والله قسم اگر من کشته شوم یا او کشته شود، برای من فرقی نمی کند .

گفتم:

می دانیم شما این گونه هستید، اما برای مردم فرق می کند .

امام فرمودند:

نه، مردم باید بدانند که اگر من در یک جایی بروم که بمب ، پاسداران اطراف منزل مرا بکشد و مرا نکشد، من دیگر به درد رهبری این مردم نخواهم خورد.من زمانی می توانم به مردم خدمت کنم که زندگی ام مثل زندگی مردم باشد .

گفتم:

پس تا کی می خواهید این جا بنشینید؟

به پیشانی مبارکشان اشاره کردند و فرمودند:

تا زمانی که ترکش موشک به این جا بخورد

 

بعد نوشت :

در کُل من هم می خواهم بگویم بابا جان ، امام خمینی و ما ادرئک مَن امام خمینی ؟!

خاطره ای رو برادر بزرگوارم آقای احمدرضا بیضایی تو وبلاگ اسکالپل نوشت که خوندنش توصیه می شود .

حالا الان محرمه و اینجا هم ایران . یه گریز از جماران بزنیم به کربلا و آنهم اینکه :

خمینی شاگردی بود از شاگردان مکتب امام حسین .

تفسیر این جمله هم با اهلش !

شما می‌توانید ما را دنبال کنید از خوراک RSS 2.0 You can skip to the end and leave a response. Pinging is currently not allowed.

پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.