حسین مداحی
Header
070-498 exam, 600-460 exam, 70-462 exam, N10-006 exam, 070-410 exam, 70-341 exam, BCCPP exam, 1Z0-051 exam, M2090-626 exam, S90-01A exam, C_TAW12_731 exam, 312-49V8 exam, C2170-051 exam, TB0-123 exam, CD0-001 exam, 1Z0-052 exam, CISSP exam, 70-385 exam, 2V0-621D exam, EX200 exam, 210-060 1V0-601 070-646 70-410 CRISC 642-742 300-115 MB2-707 C_TSCM62_66 CBAP 210-065 HP2-H33 642-999 300-080 200-550 070-480 70-346 CSSBB MB6-704 | S90-03A | MB0-001 | PR000041 | 070-489 | MB7-701 | GPEN | GCFA | C2180-401 | PK1-003 | C4040-251 | CSSGB | 100-101 | 210-451 | 9L0-066 | 70-498 | 299-01 | S90-09A | 70-489 | 1Z0-068 | C2010-595 | MB5-705 | 1Z0-064 | C4040-250 | C_HANATEC_10 | E20-260 | VCP-550 | CV0-001 | ICGB | 2V0-620 | VCAD510 | 301B | C_TSCM52_66 | 70-467 | 74-697 | SK0-003 | 300-070 | SY0-401 | 70-463 | OMG-OCUP-300 | 70-243 | CAS-002 | C_TAW12_740 | MB2-704 | S90-08A | 1Z0-060 | 1Z0-457 | A2010-597 | C_TADM51_731 | IIA-CIA-PART2/ 300-101/ 640-916/ 98-368/ 70-533/ PGMP/ 070-347/ HP0-Y50/ 810-403/ 1Z0-062/ 400-101/ 1Z0-408/ EADP10/ 101-01/ 70-465/ 70-347/ 117-300/ LOT-956/ 70-384/ 070-462/ 1Z0-470/ LX0-104/ 640-875/ CGEIT/ 1Y0-301/ MOFF/ 1Y0-351/ AWS-SysOps/ 3I0-012/ C2020-012/ 500-451/ PK0-003/ 70-488/ 700-501/ 1Y0-201/ 98-367/

امام حسین،سند و پشتوانه ی قرآن/ ۳۲ روز تا کربلا / پیامبر دل حسینش را شکست ؟!

مهر ۱۳ام, ۱۳۹۲ | نوشته‌شده به دست حسین مداحی در اهل بیت | دین و معرفت | معارف معاریف

صاحب ذخائر الافهام از عبدالله بن داود، از راویان موثق ، از ابن عباس نقل کرده که گفت :
یک روز در مسجد النبى (صلى الله علیه و آله و سلم) نماز صبح را با رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) خواندیم ، پس از تعقیبات نماز، رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) روى مبارک خود را که همچون ماه تمام مى درخشید به سوى ما نموده ، در حالى که به محراب خود تکیه داشت با سخنان شگفت انگیزى ما را موعظه مى فرمود و به بهشت ترغیب نموده از آتش بر حذر مى داشت ، ما هم با سخنان او خوشحال و شادمان بودیم . در این حال پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) سر خود را بالا آورد و چهره اش (از شادى ) درخشید، نگاه کردیم دیدیم حسن و حسین – در حالیکه حسن با دست راست دست چپ حسین را گرفته بود – به سوى او پیش آمده مى گویند:
من مثلنا و قد جعل الله جدنا
أشرف اهل السموات و الاءرض
و أبانا خیر اهل المشرق و المغرب
و أمنا سیده على جمیع نساء العالمین
و جدتنا ام المؤمنین
و نحن سیدا شباب اهل الجنه .
((چه کسى همانند ماست ، در حالیکه خدا جد ما را شریفترین اهل آسمانها و زمین ، پدر ما را بهترین اهل مشرق و مغرب ، مادر ما را سرور همه زنان عالم ، مادر بزرگ ما را مادر همه اهل ایمان و ما را سرور جوانان اهل بهشت قرار داده است ))؟

با شنیدن و دیدن این صحنه ، شادى ما فزونى یافت . هر یک به دیگرى بر ولایت آنان و برائت از دشمنانشان تهنیت مى گفتیم . پس به رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) نگریسته ، دیدیم اشک برگونه هایش جارى است با خود گفتیم : سبحان الله اکنون وقت شادى است ، چرا رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) مى گرید؟ خواستیم از او بپرسیم ، او خود (رو به حسنین (علیهما السلام ) نموده ) فرمود: فرزندانم ! بخاطر اهانت و آزار (و مصائبى ) که پس از من مى بینید خدا مرا صبر دهد. و گریه پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) فزونى یافت . در این هنگام آن دو را به سوى خود خوانده بر دامن خود نشانید، حسن را بر زانوى راست و حسین را بر زانوى چپ خود نشانده فرمود: پدرم فداى پدر شما، و مادرم فداى مادر شما، و لبان حسن را بوسه زد و مدتى طولانى او را بوئید، و گلوى حسین را بوسه زد و مدتى طولانى او را بویید، باز اشکهایش فرو ریخت و منقلب شد، ما هم – بى آنکه به راز مطلب پى برده باشیم – از گریه او منقلب شدیم .
ابن عباس می گوید :
چیزى نگذشته بود که حسین (علیه السلام) برخاسته گریان و غمین به سوى مادرش رهسپار شد.
{ ظاهرا ابن عباس از اینجا وقتی امام حسین از پیامبر جدا می شود ایشان را تا منزل همراهی می کند }
وقتى که به حضور مادر خود رفت و او حسین را گریان دید، برخاسته اشک او را پاک کرد و در حالیکه از گریه او گریان شده ، او را آرامش مى داد، مى فرمود:
نور دیده ام ، میوه دلم ! چرا گریه مى کنى ؟ خدا چشم تو را نگریاند، اى بازمانده قلبم ، تو را چه شده است ؟
عرض کرد: ((مادر جان ، خیر است چیزى نیست )).
فرمود: تو را به آن حقى که بر تو دارم و به حق جد و پدر خود بگو ببینم چه شده است ؟
عرض کرد: ((مادرجان ! (گویا) جدم به علت رفت و آمد زیادم از من رنجیده است )).
فرمود فدایت شوم ، چرا؟ عرض کرد: ((مادرجان من و برادرم خدمت جد خود رفتیم تا او را زیارت کنیم ، در مسجد در حالیکه پدرم بود و یاران پیامبر دور او نشسته بودند، به خدمتش رسیدیم . او حسن را طلبید و بر زانوى راست خود نشاند و مرا طلبید و بر زانوى چپ خود نشاند. پس به این قانع نشد تا اینکه دهان و لبان حسن را بوسید و مدتى طولانى بویید. اما دهان (و لبان ) مرا نبوسید و بر گلویم بوسه زد. اگر او مرا دوست داشت باید مرا مثل برادرم مى بوسید، تو (بیا) دهان مرا ببوى ، آیا در دهان من بوى بدى است که دوست ندارد.))
حضرت زهرا فرمودند : نه عزیزم ، به خداى بزرگ سوگند، در دل رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) ذره اى از تو ناراحتى نیست . عرض ‍ کرد: ((پس چرا با من همچون برادرم رفتار نکرد))
حضرت زهرا فرمودند:  اکنون خدمت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) برویم (ببینیم ماجرا چه بوده است )، پس دست حسین را گرفته تا درب مسجد آمد.
حضرت فاطمه (علیها السلام ) به جز پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) و على (علیه السلام) را ندید، همین که پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) او را دید از ته دل آهى کشید و با دلشکستگى آن قدر گریست که اشک بر گونه ها جارى و آستینهایش تر شد.
عرض کرد: پدرجان ! سلام بر شما.
فرمود: اى فاطمه ! سلام و رحمت و برکات خدا بر تو باد.
عرض کرد: سرورم ! خاطر حسینم از شما شکسته است .
آیا نفرمودید که او گل آرام بخش من است ؟
آیا نفرمودید که او زینت آسمانها و زمین است ؟
فرمود: چرا دخترم ! اینها را گفته ام .
حضرت زهرا عرض کردند:
خوب ، پس چطور او را همانند برادرش حسن نبوسیدىد ؟
او گریان نزد من آمده است . تلاش کرده ام تا او را آرام کنم ولى آرام نمى شود.
پیامبر فرمودند:
دخترم ! این رازى دارد که مى ترسم اگر بشنوى زندگیت پریشان و دلت شکسته شود.
حضرت زهرا عرض کردند:
پدرجان ! شما را به حقى که (بر ما) دارىد آن را از من پنهان نفرمایید
پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) گریسته و فرمودند:
هر آینه ما از آن خداییم و به سوى او باز مى گردیم ، دخترم ، فاطمه جان ! اکنون این برادرم جبرئیل است که از خداى بزرگوار به من خبر مى دهد. سرانجام ، حسن (علیه السلام) با زهرى که همسرش دختر اشعث به او مى خوراند از دنیا رحلت مى کند. از این رو من لبان او را که محل تماس با زهر است بوسیدم و بوییدم .
حسین (علیه السلام) نیز با شمشیر شمر سرش از تن جدا مى شود و به شهادت مى رسد. از این رو من گلوى او را که محل تماس شمشیر است بوسیدم و بوییدم .

موسوعه کلمات الامام حسین علیه السلام /  الجزء الاول /الفصل الاول / عدد ۱۷

شما می‌توانید ما را دنبال کنید از خوراک RSS 2.0 و یا پاسخ بگذارید در صورت تمایل، بازتاب بفرستید.

پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  |