من که جگرم خنک شد،شما هم حظ ببرید از خواندن این روایت !

من که جگرم خنک شد،شما هم حظ ببرید از خواندن این روایت !

دو سال از سالهای شروع طلبه گی ام میگذشت که عالم وارسته مرحوم آیت الله میانجی اعلی الله مقامه الشریف فرش اقامت در سرای باقی پهن نموده و از سرای فانی رخ بر بستند .

آیت الله میانجی رحمت الله علیه
آیت الله میانجی رحمت الله علیه

عالمی که شاید فقط سه بار ایشان را درک کردم اما خیلی ایشان را مهربان و دوست داشتنی یافتم .

روزی که این حدیث را نقل می کردند شاگردان و منبری ها اشک می ریختند .

امشب بر حسب مطالعه این حدیث را در کتاب شریف وسائل الشیعه ج ۱۲ ص ۷۰ دیدم و یاد نقل مرحوم آیت الله میانجی افتادم .

خیلی روایت ، روایت زیبایی است …

من که روحم جلا پیدا کرد .

شما هم حظ ببرید از خواندن این روایت : ادامه ی مطلب

دستور اخلاقی مرحوم آیت الله العظمی صافی گلپایگانی برای در امان ماندن از بیماری های آخر الزمان

آنزمانی که با شیوع بیماری مهلک آنفلونزای نوع ( A ( H1N1 تعدادی از هموطنانمان جان باختند در آبان ماه سال ۱۳۸۸ از محضر آیت الله العظمی ملا علی صافی گلپایگانی رحمت الله علیه ( که بر اساس وصیت مرحوم آیت الله العظمی بهجت ، بیت ایشان تحت اشراف آن بزرگوار بود ؛ )سوالی پرسیدم  که چطور از این بلا در امان باشیم ( و البته توفیق شد که به لطف دوست بزرگوارمان ، نواده ی ایشون محمود آقای کمیلی ، از پشت تلفن صدای ایشان را هم شنیدم )که در پاسخ اینگونه فرمودند :

« بسم الله الرحمن الرحیم
فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّی لَکُم مِّنْهُ نَذِیرٌ مُّبِینٌ
پس به سوى خدا بگریزید که من شما را از طرف او بیم‏دهنده‏اى آشکارم
سوره ی الذاریات آیه ۵۰
سلام علیکم
علاوه بر اینکه رعایت نکات بهداشتی توصیه می گردد،توکل به خداوند متعال در راس همه ی امور و پس از آن ، توسل به حضرت ولی عصر ارواحنا فداه و نیز نوشتن عریضه به حضرتش ، ان شاءالله الرحمن مفید فایده خواهد بود .والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته »

پی نوشت : به اعتقادم این دستور ، یک دستور کلی است که در صورت رعایت آن ، ما را از همه ی بلایای آخر الزمان محفوظ می دارد .
دیگر ویروس عجیب و غریب ” ابولا ” که جای خود دارد ….!

یکی از بهترین خاطرات عمرم

زیباترین لحظه ی عمرم آن روزی بود که برای اولین بار در #مسجد_شجره مُحرِم شدم Mohrem
و خوب به خاطر دارم که آن لحظه ی زیبا را با کسی جز #امام_رضا علیه السلام قسمت نکردم و تنها یاد امام رئوف بود و …..
و امروز خدای مهربان بهترین هدیه را عنایت فرمود و آن همزمانی سالروز تولدم با ولادت آقای مهربانم امام رضا علیه السلام است.
و مهم تر اینکه: در این روز مبارک شرف بر تن کردن لباس خدمت
لباس سربازی حضرت ولی الله الاعظم
برای همیشه
نصیب این کمترین شده و با دستان پر خیر و برکت استاد عزیزم
سلاله ی حضرت زهرا علیهاسلام
حضرت #آیت_الله_سید_محمد_ضیاء_آبادى
معمم شدم

Untitled-3 copyUntitled-2 copyprof

آرزوی حبیب بن مظاهر در عالم برزخ !

در یکی از جلسات درس عمومی استاد بزرگوارمان حضرت آیت الله میرزا احمد مجتهدی از آرزوی حبیب مظاهر می فرمودند.آیت الله مجتهدی رحمت الله علیه
صحبت از اهمیت مجلس روضه و گریه ی بر امام حسین علیه السلام بود.
ایشان می فرمودند :
حبیب بن مظاهر علیه السلام را در عالم رویا دیدند.
از او پرسیدند آیا آرزویی هم داری؟
حبیب بن مظاهر فرموده بود :
آروز دارم زنده بشم و برم تو مجلس مصیبت اباعبدالله ، بشینم و گریه کنم…

پی نوشت ۱:
استاد رحمت الله علیه می فرمودند :
نفس حضور در مجلس روضه یکی از عبادات مهم است …

پی نوشت ۲ :
گوشه ای از وصیت نامه ی استاد :

«از طلاب مدرسه حلالیت می طلبم، آقایان مدرسین انشاءالله با جدیت تمام به درسها مشغول باشند و مقبره حقیر در خود مدرسه است. انشاءالله شب های سینه زنی چند نفر کنار قبر حقیر روضه بخوانند و طلب مغفرت نمایند.»

سید علی آقای قاضی و مجلس حضرت اباعبدالله علیه السلام

استاد بزرگوار ما به نقل از استاد خود می فرمودند :

منزل حضرت آقای قاضی رحمت الله علیه جلسه ی ذکر مصائب اباعبدالله تشکیل شده بود.
ایشان را کنار کفش کن دیدم در حالیکه با تحت الحنک ، از کفش حاضرین ، غبار و خاک بر می گرفتند ….

پی نوشت :
تحت الحنک به قسمتی ازپارچه ی عمامه گفته می شود که روحانیون هنگام نماز آن را به دور گردن می اندازند .
مرحوم دهخدا در معنای تحت الحنک این چنین آورده است :

تحت الحنک . [ ت َ تَل ْ / تُل ْ ح َ ن َ ] (از ع ، اِ مرکب ) معمول زهاد است که یک پیچ عمامه از تحت حنک گذرانده به سر پیچند. (غیاث اللغات ). نوعی از بندش دستار و آن چنان است که زهاد در اثنای بستن عمامه یک پیچ را از زیر زنخ میگذرانندو این در بعضی از مذاهب مسنون است . (آنندراج ). یک پیچ از عمامه که از زیر زنخ گذرانیده به سر پیچند. (ناظم الاطباء). حصه ای از عمامه که آویخته است و گاهی زیر حنک (زنخ ) بسته میشود. (فرهنگ نظام ). دنباله ٔ عمامه که از یک سوی بزیر حنک گذرانند و از دیگر سوی به دوش افکنند.

خاندان علم:پدر بزرگ،پسر،نوه !

 

JavedanFamily2مرحوم حاج شیخ مرتضی زاهد(پدر بزرگ استاد جاودان)
مرحوم شیخ عبدالحسین جاودان(پدر استاد جاودان)
استاد محمد علی جاودان

 

به مناسبت ۲۹ تیر ، پیام امام خمینی و نوشیدن جامی کُشنده تر از زهر !

قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت در ۲۹ تیر ۱۳۶۶، پس از تصویب هفت قطعنامه در شورای امنیت ؛ امام خمینی رحمت الله علیهبرای پایان دادن به جنگ ایران و عراق صادر شد که بلافاصله از سوی عراق پذیرفته شد، ولی بعد از گذشت یک سال و هفت روز در ۲۷ تیر ۱۳۶۷ از سوی جمهوری اسلامی ایران پذیرفته شد و حضرت امام خمینی رحمت الله علیه در ۲۹ تیر ۱۳۶۷ پیامی درباره ی پذیرش قطعنامه منتشر کرده که به «نوشیدن جام زهر» معروف شد. اگرچه عراق پس از پذیرفتن قطعنامه ۵۹۸ به حملات خود ادامه داد اما موفقیتی بدست نیاورد و نهایتاً جنگ در ۲۹ مرداد ۱۳۶۷ پایان یافت.
در این مختصر به رئوس و نکات بسیار مهم پیام تاریخی حضرت امام خمینی رحمت الله علیه که در بیانیه ی ۲۹ تیر ماه ۱۳۶۷ منشر گردید؛ اشاره شده که با مطالعه ی آن دورنمایی از منویات حضرت امام خمینی رحمت الله علیه در سال پایانی عمر خویش به تصویر کشده شده است .
حضرت امام خمینی در ابتدای این پیام که به مناسبت پیش رو قرار داشتن سالگرد کشتار حجاج ایرانی در شهر مکه با اشاره به رئوس مبارزه با استکبار و برائت از مشرکین و همچنین فلسفه ی مناسک حج که تمرین زندگی توحیدی برای تمامی مسلمانان جهان است ؛ به نکات بسیار مهمی اشاره می فرمایند .
گلچینی از این نامه ی بسیار مهم در ۳۱ بند به شرح زیر می باشد :
۱ –  برنامه ریزی ایادی استکبار از مقدس ترین جای جهان :
آنها می دانند که امروز حرم، حرم است اما نه برای ناس، که برای امریکا! و کسی که به امریکا لبیک نگوید و به خدای کعبه رو آورد سزاوار انتقام خواهد شد….آری، در منطق استکبار جهانی هر که بخواهد برائت از کفر و شرک را پیاده کند متهم به شرک خواهد شد، و مفتیها و مفتی زادگان این نوادگان بلعم باعوراها به قتل و کفر او حکم خواهند داد… بالاخره در تاریخ اسلام می بایست آن شمشیر کفر و نفاقی که در لباس دروغین احرام یزیدیان و جیره خواران بنی امیه – علیهم لعنهاللّه – برای نابودی و قتل بهترین فرزندان راستین پیامبر اسلام، یعنی حضرت ابی عبداللّه الحسین – علیه السلام – و یاوران با وفای او، پنهان شده بود مجددا از لباس همان میراث خواران بنی سفیان به درآید و گلوی پاک و مطهر یاوران حسین – علیه السلام – را در آن هوای گرم، در کربلای حجاز و در قتلگاه حرم، پاره کند، و همان اتهاماتی را که یزیدیان به فرزندان راستین اسلام زدند و آنان را خارجی و ملحد و مشرک و مهدورالدم معرفی کردند، درست همان را به رهروان راه آنان وارد آورند…
۲ –  طرح شبهه ی رسیدن به بزرگترین امپراتوری جهان اسلام برای منحرف کردن اذهان عموم بی خبران :
امریکا و آل سعود حادثه مکه را یک مبارزه فرقه ای و نزاع قدرت میان شیعه و سنی ترسیم نموده ، و ایران و رهبران آن را به عنوان کسانی که هوس رسیدن به یک امپراتوری بزرگ را در سر می پرورانند معرفی می کنند تا بسیاری از کسانی که از مسیر حوادث سیاسی جهان اسلام و نقشه های شوم جهانخواران بیخبرند تصور کنند که فریاد برائت ما از مشرکین و مبارزه ما برای کسب آزادی ملتها در مسیر کسب قدرت سیاسی مان و گسترش قلمرو جغرافیای حکومت اسلامی است.
البته ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجی و بین الملل اسلامی مان بارها اعلام نموده ایم که درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه جهانخواران بوده و هستیم .حال اگر نوکران امریکا نام این سیاست را توسعه طلبی و تفکر تشکیل امپراتوری بزرگ می گذارند، از آن باکی نداریم و استقبال می کنیم.
۳ – تقسیم بندی جهان به دو بخش آزاد و قرنطینه ی سیاسی :
واقعیت این است که دول استکباری شرق و غرب و خصوصا امریکا و شوروی، عملا جهان را به دو بخش آزاد و قرنطینه سیاسی تقسیم کرده اند. در بخش آزاد جهان، این ابرقدرتها هستند که هیچ مرز و حد و قانونی نمی شناسند و تجاوز به منافع دیگران و استعمار و استثمار و بردگی ملتها را امری ضروری و کاملا توجیه شده و منطقی و منطبق با همه اصول و موازین خود ساخته و بین المللی می دانند.
اما در بخش قرنطینه سیاسی که متاسفانه اکثر ملل ضعیف عالم و خصوصا مسلمانان در آن محصور و زندانی شده اند، هیچ حق حیات و اظهار نظری وجود ندارد، همه قوانین و مقررات و فرمولها همان قوانین دیکته شده و دلخواه نظامهای دست نشاندگان و در برگیرنده منافع مستکبران خواهد بود.
۴ –مراکز وسیع وهابیت در کشور عربستان،مامن جاسوسان بین المللی :
مگر مسلمانان نمی بینند که امروز مراکز وهابیت در جهان به کانونهای فتنه و جاسوسی مبدل شده اند، که از یک طرف اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملاهای کثیف درباری، اسلام مقدس نماهای بیشعور حوزه های علمی و دانشگاهی، اسلام ذلت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پابرهنه ها، و در یک کلمه اسلام امریکایی را ترویج می کنند، و از طرف دیگر، سر بر آستان سرور خویش، امریکای جهانخوار، می گذارند.
۵ – نابودی ریشه های فاسد صهیونیزم، سرمایه داری و کمونیزم در جهان :
ما درصدد خشکانیدن ریشه های فاسد صهیونیزم، سرمایه داری و کمونیزم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفته ایم، به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظامهایی را که بر این سه پایه استوار گردیده اند نابود کنیم، و نظام اسلام رسول اللّه- صلی اللّه علیه و آله و سلم – را در جهان استکبار ترویج نماییم.
۶ – مبارزه با باجخواهی آمریکایی ها :
ما با تمام وجود از گسترش باجخواهی و مصونیت کارگزاران امریکایی ، حتی اگر با مبارزه قهرآمیز هم شده باشد، جلوگیری می کنیم.
۷ – تعادل قوا در جهان به نفع مسلمانان :
مسلمانان باید بدانند تا زمانی که تعادل قوا در جهان به نفع آنان برقرار نشود، همیشه منافع بیگانگان بر منافع آنان مقدم می شود، و هر روز شیطان بزرگ یا شوروی به بهانه حفظ منافع خود حادثه ای را به وجود می آورند.
۸ – لزوم اتحاد در شیوه ی برخورد با آمریکا ؛ یا شهادت یا پیروزی :
اگر مسلمانان مسائل خود را به صورت جدی با جهانخواران حل نکنند و لااقل خود را به مرز قدرت بزرگ جهان نرسانند، آسوده خواهند بود؟ هم اکنون اگر امریکا یک کشور اسلامی را به بهانه حفظ منافع خویش با خاک یکسان کند، چه کسی جلوی او را خواهد گرفت؟ پس راهی جز مبارزه نمانده است، و باید چنگ و دندان ابرقدرتها و خصوصا امریکا را شکست، و الزاما یکی از دو راه را انتخاب نمود:
یا شهادت یا پیروزی.
۹ – نقشه ی آمریکا در حوزه ها و دانشگاه ها :
آمریکا و استکبار در تمامی زمینه ها افرادی را برای شکست انقلاب اسلامی در آستین دارند، در حوزه ها و دانشگاهها مقدس نماها را که خطر آنان را بارها و بارها گوشزد کرده ام. اینان با تزویرشان از درون محتوای انقلاب و اسلام را نابود می کنند. اینها با قیافه ای حق به جانب و طرفدار دین و ولایت همه را بی دین معرفی می کنند. باید از شر اینها به خدا پناه بریم
۱۰ – بسیج بزرگ اسلام :
امروز خمینی آغوش و سینه خویش را برای تیرهای بلا و حوادث سخت و برابر همه توپها و موشکهای دشمنان باز کرده است و همچون همه عاشقان شهادت، برای درک شهادت روزشماری می کند. جنگ ما جنگ عقیده است، و جغرافیا و مرز نمی شناسد و ما باید در جنگ اعتقادیمان بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازیم.
۱۱ – مبارزه تا کی ؟
ما می گوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم.ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم لا اله الا اللّه را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم
۱۲ – روز هدایت نسلهای آینده :
امروز روز هدایت نسلهای آینده است. کمربندهاتان را ببندید که هیچ چیز تغییر نکرده است. امروز روزی است که خدا اینگونه خواسته است و دیروز خدا آنگونه خواسته بود و فردا انشاءاللّه روز پیروزی جنود حق خواهد بود. ولی خواست خدا هر چه هست ما در مقابل آن خاضعیم و ما تابع امر خداییم، و به همین دلیل طالب شهادتیم و تنها به همین دلیل است که زیر بار ذلت و بندگی غیرخدا نمی رویم. البته برای ادای تکلیف همه ما موظفیم که کارها و مسائل مربوط به خودمان را به بهترین وجه و با درایت و دقت انجام دهیم. همه می دانند که ما شروع کننده جنگ نبوده ایم. ما برای حفظ موجودیت اسلام در جهان تنها از خود دفاع کرده ایم.

۱۳ – نکته ی مهم در سیاست خارجی :
نکته مهمی که همه ما باید به آن توجه کنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قرار دهیم این است که دشمنان ما و جهانخواران تا کی و تا کجا ما را تحمل می کنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبول دارند؟! به یقین آنان مرزی جز عدول از همه هویتها و ارزشهای معنوی و الهیمان نمی شناسند.به گفته قرآن کریم، هرگز دست از مقاتله و ستیز با شما بر نمی دارند مگر اینکه شما را از دینتان برگردانند. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم صهیونیستها و امریکا و شوروی در تعقیبمان خواهند بود تا هویت دینی و شرافت مکتبی مان را لکه دار نمایند.
۱۴ – اصول سیاست خارجی :
ما باید در ارتباط با مردم جهان و رسیدگی به مشکلات و مسائل مسلمانان و حمایت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماییم و این را باید از اصول سیاست خارجی خود بدانیم

۱۵ – مصیبت آمریکا و غرب :
امروز همه مصیبت و عزای امریکا و شوروی شرق و غرب در این است که نه تنها ملت ایران از تحت الحمایگی آنان خارج شده است، بلکه دیگران را هم به خروج از سلطه جباران دعوت می کند.

۱۶ – سرمایه گذاری ایران در سرتاسر جهان و اصول تصاحب قدرت :
من به صراحت اعلام می کنم که جمهوری اسلامی ایران با تمام وجود برای احیای هویت اسلامی مسلمانان در سراسر جهان سرمایه گذاری می کند و دلیلی هم ندارد که مسلمانان جهان را به پیروی از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نکند و جلوی جاه طلبی و فزونطلبی صاحبان قدرت و پول و فریب را نگیرد
۱۷ – دلیل پذیرش قطعنامه :
اما در مورد قبول قطعنامه که حقیقتا مسئله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصا برای من بود، این است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن می دیدم، ولی به واسطه حوادث و عواملی که از ذکر آن فعلا خودداری می کنم، و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی کارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای کشور، که من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم، و در مقطع کنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می دانم و خدا می داند که اگر نبود انگیزه ای که همه ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود، هرگز راضی به این عمل نمی بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود

۱۸ – بیمه ی انقلاب :
مسلم خون شهیدان، انقلاب و اسلام را بیمه کرده است. خون شهیدان برای ابد درس مقاومت به جهانیان داده است و خدا می داند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست، و این ملتها و آیندگان هستند که به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود و.
۱۹ – دارالشفای آزادگان :
همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود.خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند! خوشا به حال آنان که در این قافله نور جان و سر باختند! خوشا به حال آنهایی که این گوهرها را در دامن خود پروراندند! خداوندا، این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مکن
۲۰ – کشنده تر از زهر اما تکلیف الهی :
من باز می گویم که قبول این مسئله برای من از زهر کشنده تر است، ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او این جرعه را نوشیدم و نکته ای که تذکر آن لازم است این است که در قبول این قطعنامه فقط مسئولین کشور ایران به اتکای خود تصمیم گرفته اند و کسی و کشوری در این امر مداخله نداشته است. مردم عزیز و شریف ایران، من فرد فرد شما را چون فرزندان خویش می دانم و شما می دانید که من به شما عشق می ورزم و شما را می شناسم، شما هم مرا می شناسید. در شرایط کنونی آنچه موجب امر شد تکلیف الهی ام بود.
۲۱ – تصمیمی بر اساس مصلحت نظام :
شما می دانید که من با شما پیمان بسته بودم که تا آخرین قطره خون و آخرین نفس بجنگم، اما تصمیم امروز فقط برای تشخیص مصلحت بود و تنها به امید رحمت و رضای او از هر آنچه گفتم گذشتم و اگر آبرویی داشته ام با خدا معامله کرده‌ام. عزیزانم، شما می دانید که تلاش کرده ام که راحتی خود را بر رضایت حق و راحتی شما مقدم ندارم.
۲۲ – وظیفه ی امروز  :
بغض و کینه انقلابی تان را در سینه ها نگه دارید، با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید و بدانید که پیروزی از آن شماست
۲۳ – مسئولین مورد اعتماد :
تاکید می کنم که گمان نکنید که من در جریان کار جنگ و مسئولان آن نیستم. مسئولین مورد اعتماد من می باشند. آنها را از این تصمیمی که گرفته اند شماتت نکنید، که برای آنان نیز چنین پیشنهادی سخت و ناگوار بوده است
۲۴ – آماده شدن برای مبارزه علمی ، از وظایف جوانان :
به جوانان عزیز کشورمان، به این سرمایه ها و ذخیره های عظیم الهی و به این گلهای معطر و نوشکفته جهان اسلام، سفارش می کنم که قدر و قیمت لحظات شیرین زندگی خود را بدانید، و خودتان را برای یک مبارزه علمی و عملی بزرگ تا رسیدن به اهداف عالی انقلاب اسلامی آماده کنید.
۲۵ – ارتقاء علمی و هنری جوانان ، از وظایف مسئولین :
به همه مسئولین و دست اندرکاران سفارش می کنم که به هر شکل ممکن وسایل ارتقای اخلاقی و اعتقادی و علمی و هنری جوانان را فراهم سازید، و آنان را تا مرز رسیدن به بهترین ارزشها و نوآوریها همراهی کنید، و روح استقلال و خودکفایی را در آنان زنده نگه دارید.
۲۶ – هنر آفرینی پس از شرایط محاصره و جنگ :
مبادا اساتید و معلمینی که به وسیله معاشرتها و مسافرت به جهان به اصطلاح متمدن، جوانان ما را که تازه از اسارت و استعمار رهیده اند، تحقیر و سرزنش نمایند و خدای ناکرده از پیشرفت و استعداد خارجیها بت بتراشند و روحیه پیروی و تقلید و گدا صفتی را در ضمیر جوانان تزریق نمایند. به جای اینکه گفته شود که دیگران کجا رفتند و ما کجا هستیم به هویت انسانی خود توجه کنند و روح توانایی و راه ورسم استقلال را زنده نگه دارند. ما در شرایط جنگ و محاصره توانسته ایم آنهمه هنرآفرینی و اختراعات و پیشرفتها داشته باشیم. انشاءاللّه در شرایط بهتر زمینه کافی برای رشد استعداد و تحقیقات را در همه امور فراهم می سازیم.
۲۷ – استفاده از روحانیت و علمای متعهد اسلام :
نکته دیگری که از باب نهایت ارادت و علاقه ام به جوانان عرض می کنم این است که در مسیر ارزشها و معنویات از وجود روحانیت و علمای متعهد اسلام استفاده کنید، و هیچگاه و تحت هیچ شرایطی خود را بی نیاز از هدایت و همکاری آنان ندانید.
۲۸ – امان نامه ی کفر را امضا نمی کنیم :
که اگر بندبند استخوانهایمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالای دار برند، اگر زنده زنده در شعله های آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستیمان را در جلوی دیدگانمان به اسارت و غارت برند هرگز اماننامه کفر و شرک را امضا نمی کنیم.
۲۹- نحوه ی تعامل روحانیت با جوانان :
علما و روحانیون انشاءاللّه به همه ابعاد و جوانب مسئولیت خودآشنا هستند ولی از باب تذکر و تاکید عرض می کنم امروز که بسیاری از جوانان و اندیشمندان در فضای آزاد کشور اسلامی مان احساس می کنند که می توانند اندیشه های خود را در موضوعات و مسائل مختلف اسلامی بیان دارند، با روی گشاده و آغوش باز حرفهای آنان را بشنوند و اگر بیراهه می روند، با بیانی آکنده از محبت و دوستی راه راست اسلامی را نشان آنها دهید. و باید به این نکته توجه کنید که نمی شود عواطف و احساسات معنوی و عرفانی آنان را نادیده گرفت و فورا انگ التقاط و انحراف بر نوشته هاشان زد و همه را یکباره به وادی تردید و شک انداخت. اینها که امروز اینگونه مسائل را عنوان می کنند مسلما دلشان برای اسلام و هدایت مسلمانان می تپد، و الا داعی ندارند که خود را با طرح این مسائل به دردسر بیندازند. اینها معتقدند که مواضع اسلام در موارد گوناگون همانگونه ای است که خود فکر می کنند. به جای پرخاش و کنار زدن آنها با پدری و الفت با آنان برخورد کنید. اگر قبول هم نکردند، مایوس نشوید. در غیراین صورت خدای ناکرده به دام لیبرالها و ملی گراها و یا چپ و منافقین می افتند، و گناه این کمتر از التقاط نیست. وقتی ما می توانیم به آینده کشور و آینده سازان امیدوار شویم که به آنان در مسائل گوناگون بها دهیم، و از اشتباهات و خطاهای کوچک آنان بگذریم، و به همه شیوه ها و اصولی که منتهی به تعلیم و تربیت صحیح آنان می شود احاطه داشته باشیم
۳۰ – زشت ترین چیز برای روحانیت :
من اکثر موفقیتهای روحانیت و نفوذ آنان را در جوامع اسلامی در ارزش عملی و زهد آنان می دانم و امروز هم این ارزش نه تنها نباید به فراموشی سپرده شود، که باید بیشتر از گذشته به آن پرداخت. هیچ چیزی به زشتی دنیاگرایی روحانیت نیست و هیچ وسیله ای هم نمی تواند بدتر از دنیاگرایی ، روحانیت را آلوده کند.
۳۱ – خطر عدول از عدالت اجتماعی اسلام برای روحانیت :
البته آن چیزی که روحانیون هرگز نباید از آن عدول کنند و نباید با تبلیغات دیگران از میدان به در روند حمایت از محرومین و پا برهنه هاست، چرا که هر کسی از آن عدول کند از عدالت اجتماعی اسلام عدول کرده است.

در این نامه دورنمایی از وظایف تمامی اقشار جامعه اعم از مسئولین ، روحانیت ، جوانان و عموم مردم به تصویر کشیده شده است که با توجه به روشنگری های معظم له ،چراغ راهی برای هر ایرانی انقلابی تا ظهور حضرت بقیه الله الاعظم روحی و اروح العالمین له الفداء خواهد بود .
رییس جمهور امروز و مسئولین فردا و همه و همه با مرور این نامه ی تاریخی به وظایف خود آگاه خواهند شد و در برابر پیشگاه الهی بهانه ای برای کوتاهی از این وظیفه نخواهند داشت .

همه ی اقشار باید در سیاست دخالت کنند!

ImamKhomeiniحرف ما این است که نه روحانى تنها، همه قشرها باید در سیاست دخالت بکنند. سیاست یک ارثى نیست که مال دولت باشد یا مال مجلس باشد یا مال افراد خاصى باشد، سیاست معنایش همین وضع آن چیزهایى که در یک کشورى مى گذرد از حیث اداره آن کشور، همه اهالى این کشور در این معنا حق دارند.
خانمها حق دارند در سیاست دخالت بکنند. تکلیفشان این است ، روحانیون هم حق دارند در سیاست دخالت بکنند، تکلیف آنهاست
دین اسلام یک دین سیاسى است که همه چیزش سیاست است حتى عبادتش

صحیفه نور، ج ۹، ص ۱۳۶ . در جمع اعضاى مجتمع آموزشى طیبه

بدبخترین مردم از منظر حضرت آقا مجتبی تهرانی رحمت الله علیــه

کسانی که در درس اخلاق ایشان حاضر می شدند شاید خاطرشان باشد 919175_orig
آقا مجتبای تهرانی را می گویم
ایشان که رحمت واسعه ی الهی مانوس همیشگیشان باد ؛ می فرمودند :
بدبخت ترین مردم کسی است که برای (رسیدن به ) قدرت ( و یا حفظ آن ) به هر کاری دست بزند
و بدبختر از او  کسی است که برای به قدرت رسیدن دیگری به هر کاری دست بزند

پی نوشت ۱ : خدمت با قدرت متفاوت است
پی نوشت ۲ : کسی که قصدش خدمت به خلق خدا باشد تلاش می کند اما هرکاری نمی کند !

حاج آقا مجتبی : اومدم چایی روضه رو بخورم …

{مقدمه}
اولین حضورم تو جلسات حاج آقا مجتبی بر میگرده به اولین سالی که وارد حوزه شدم.
شهریور سال ۱۳۷۷ بود .
شروع سال تحصیلی هم مصادف با فاطمیه دوم بود و اتفاقا جلسات حاج آقا مجتبی هم برقرار .
خوب یادمه
تو حیاط دبیرستان نور موکت پهن کرده بودند
منبر هم ضلع جنوبی حیاط .
نماز مغرب و عشاء تو حیاط مدرسه به امامت ایشون برگزار شد و بعدش هم ایشون منبر رفتند و بعد از منبر هم ، حاج احمدآقای چینی روضه خوندند .

{و اما بعد}
چند سالی از حضورم تو حوزه گذشت
تو یکی از جلسات حاج آقا مجتبی که اتفاقا فاطمیه هم بود، یکی از دوستان دوران دبیرستانم رو دیدم که کنار حاج آقا مجتبی ست و قدم به قدم با حاج آقا .
بعدا وقتی دیدمش به شوخی میگفتم تو هم شدی بادیگارد حاج آقا !

امروز بعد از منبر دیدمش

حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
حضرت حاج آقا مجتبی و علی آقای خلج

بعد از سلام و احوالپرسی ، ازش پرسیدم :

علی جون ! خاطره ی ناب از حاج آقا چی داری ؟!
گفت : تمام لحظات کنار حاج آقا بودن ، لحظات نابی بود
چه سایه ای از سرمون رفت و یه کم درد و دل و …
گفتم : داداش ! نپیچون مارو ! خندید و گفت : روز اول دهه ی محرم که آخرین دهه ی محرم حاج آقا شد ، وقتی آقا با اون وضع کسالت اومدن برای منبر ، گفتم : آقا ! بخدا مردم همین که بدونن شما هستین کلی خوشحالن . دیگه این همه زحمت اونم با این حال ؟ آقا مجتبی نگاهی به من کردند و با اون صدایی که دیگه کم رمق شده بود گفتند : اومدم چایی روضه رو بخورم …

 

پی نوشت : این چای روضه هم عجب داستانی داره …

جبران نبود ” جریان سازی دینی ” بر عهده ی روحانیت معزز !

نیاز به راهنما در کنار نسل جوان امروز ، برای تعریف  “خواسته های ” درست و همچنین  هدایت صحیح آن خواسته ها به شدت احساس می شود .
اگر نیازهای نسل جوان به درستی به آنها شناسانده نشده و یا راه کنترل و تربیت آن ، به ایشان آموخته نشود ، ممکن است جوان در اشباع خواسته ی خود به انحراف کشیده شود و این همان چیزی ست که شیطان صفتان انتظار آن را می کشند.

برخی از این نسل در مقابله با خواسته هایشان بعضا نمی دانند که این نیازها ، خواسته های درستی هست یا خیر و اگر درست است چطور و از چه مشربی باید اشباع شود . به همین خاطر وجود یک مشاور و راهنمای مطمئن در کنار نسل جوان همواره احساس شده است . چه این نسل از قشر مذهبی جامعه باشد و چه از قشر غیر مذهبی ، چه فقیر چه غنی ، چه خانم و چه آقا. فرقی نمی کند . نیاز ممکن است یک نیاز باشد اما سطوح مختلف جامعه به آن مبتلا (گرفتار ) باشند .

به عنوان یک معلم طلبه و یا شایدهم طلبه ای معلم  ، همیشه خلأ یک رابطه ی تربیتی عاطفی را بین خانواده ی مدرسه ، دانش آموز و خانواده اش ( و یا در سطوح کلان تربیتی دانشگاه و دانشجو ) احساس می کردم . رابطه ای که بر اساس الگوهای دینی ما (که انبیاء و ائمه ی معصومین هستند) به تبیین وجوه مختلف زندگی دینی ایشان برای تربیت نسل جوان بپردازد به طوریکه به یک ” اعتقاد و جریان ” تبدیل شود .

متاسفانه با گذشت سه دهه از انقلاب اسلامی و ورود به دهه ی چهارم آن ، به جای پیشرفت چشمگیر مقوله ی مهم ” تربیت در محیط خانواده ، مدرسه و دانشگاه ” و نیز به جای صمیمانه تر شدن روابط اولیای تربیتی در محیط های مذکور با فرزندان ، دانش آموزان و دانشجویان ؛ رنگ سردی به خود گرفته و سمت و سوی روابط تربیتی ، معلوم نیست که کجاست !
روابطی که احساس می شود می توانست صمیمی تر و خوش رنگتر از وصف الانش باشد.نمی دانم آموزش و پروش مقصر است یا ما طلبه ها یا هردوی ما. اما این را می بینم که این روزها سیر تربیت فرزند در خانواده ها بر اساس آنچه اهل بیت عصمت و طهارت از ما خواسته اند ( نمی گویم از بین رفته و یا عوض شده اما ) ظاهرا جا به جا شده است .

آنجایی که باید چونان اُمرا با فرزندانمان برخورد کنیم بر او تحکم می کنیم . جایی که باید او را در تصمیم ها مورد مشاوره قرار دهیم و به او وظایفی را محول نماییم همچون پادشاهان با او برخورد می کنیم و …

همیشه نبود یک “جریان سازی دینی” در جامعه به طوریکه بتواند با نسل جوان ارتباط برقرار کند را کاملا احساس می کردم و حضور خیل کثیری از روحانیونی را که به جای ترمیم باورهای اشتباه نسل جوان، برای ” جریان سازی زیر بنایی اعتقادات ” خیزبردارند ؛ کمرنگ میدیدم .

سال های گذشته با به عرصه آمدن چند روحانی ، کمی این خلأ پر شد اما هنوز جایگاه ویژه ی روحانیون در بین نسل جوان و خصوصا در متن زندگی مردم خالیستmoqi3 .
مدتی است حجت الاسلام و المسلمین شهاب مرادی با ایجاد موجی مبنی بر کارگاهی کردن “جریان سازی دینی” در حوزه های مختلفِ ارتباط با نسل جوان اقدام ورزیده است .
برگزاری کارگاه های :
۱-     آموزش مهارت های انتخاب همسر برای جوان های مجرد با عنوان کارگاه ” مجردها ”
۲-     آموزش آدب و مهارت های ضروری زندگی مشترک با عنوان کارگاه  ” خانواده ی نوپا ”
۳-     کارگاه آموزش روحانیون به عنوان حلقه ی مفقوده بین ” مجردها ” و ” خانواده های نوپا ”
گوشه ای از برنامه های وی می باشد که در نوع خود با مخاطب ارتباط ویژه ای برقرار کرده است .

کارگاه ویژه ی آموزش روحانیون کارگاهیست که وی به عنوان یک روحانی سرشناس و ایضا محبوب  شیوه های تعامل با مردم در موقعیت های مختلف را به سایر طلاب آموزش می دهد و به القای حس باور پذیری یک روحانی برای مردم می پردازد و به صورت کارگاهی با سایر طلاب معمم حاضر در کلاس ، به تمرین این اصل به عنوان دانستن راهکاری ضروری می پردازد که :
چطور می توان در مواجهه با مردم ، باورهای (غلط و یا درست ) آنها را در کنار تصمیم هایشان، مهندسی و مدیریت کرد .

moqi2اگرچه در حوزه های علمیه ، طلاب علوم دینی با تربیت نفوس در کنار اساتید اخلاق رشد می کنند اما فکر می کنم که لازم باشد اساتید هم با ورود به چنین حوزه های تخصصی ، در کنار طلاب به “ایجاد موج جریان سازی دینی” در سطوح مختلف جامعه ، کمک کنند .

امروز و در قرن بیست و یکم با تولد تکنولوژی های جدید و رشد به سرعت آنها و نیز همه گیر شدنش ، نیاز است که طلاب به عنوان “سکانداران جریان دین” اولا با این تکنولوژی ها آشنا شده و در ثانی به مطالعه ی تاثیرات این فنآوری ها در نحوه ی “شکل گیری تفکر نسل جوان و ایجاد فاصله بین آنها و باورهای دینی” پرداخته و پس از آشنایی با تکنولوژی و اثرات آن در متن جامعه به صورت تئوری ، اینبار به صورت عملی وارد جامعه شوند .

هدایت این جریان طلبگی ، بر عهده ی روحانیت کار آشنا ، زبده و دلسوز است . چیزی که این روزها باید بزرگان از روحانیون به آن کمر همت ببندند . فعالیت هایی همچون کارهای حجج اسلام غیاث و مرادی که خود را بدون هیچ چشمداشتی وقف آن کرده اند .
بدون اغراق جایگاه ویژه ی روحانیتِ کارآزموده ،در حوزه ی تربیت نسل جوان امروز ، کمرنگ است و صد البته این مهم یا به خاطر کم کاری طلاب و اساتید در حوزه است و یا دلیل تنها و کم بودن ایشان .

والله العالم …

امروز غارت زده ، مائـیـــــــم !

یادآوری برای خودم و خودت :

از اربعین به این طرف معنای غارت زده رو دارم خوب درک می کنم .
استاد نازنینی چون حضرت آقا مجتبی تهرانی و روزهای گذشته هم استاد خوشوقت
اگرچه محضر حضرت آقای خوشوقت را فقط و فقط یکبار درک کردم و توفیق همصحبتی با ایشان برای چند دقیقه نصیبم شد اما این روزها که ایشون رو از دست دادیم می فهمم که اونروز ایشون چه لطف بزرگی در حقم کردند و من نفهمیدم و الان تازه متوجه میشم اگه یه اتفاق مثل اونروزا برام بیفته دیگه خوشوقتی نیست که دستم رو بگیره و راه رو از چاه نشونم بده !
و انگار که تازه فهمیدم که چه گوهری رو زورگار از دست ما ربود و مارا غارت زده کرد!

نمی دونم ….

نمی دونم اسمش رو بذارم مرض ،‌چشم و هم چشمی،تقلید،تو جو بودن یا ….استاد جاودان
واقعا نمی دونم اسمش رو چی بذارم
مُد شده تا یکی از آقایون علماء از دینا میرن ، یه عده تازه میفهمن که ایشون کی بود و جو فرهیخته ها میگیرتشون و دم از اون آقا یا عالم مرحوم میزنند و عکسای آواتارشون رو تو پلاس و فیس بوک و … میذارن عکس فلان عالم مرحوم !
خب حضرت آقای حق شناس رفتند ، حضرت آقای بهجت رفتند ، آقا مجتبی رفتند ، حاج عزیز آقا رفتند ….
جوّ رفتن این بزرگان همچین عده رو می گیره که انگار …
بماند که انگار چی !
خُب اونا که رفتن و خوب جایی هم رفتن !
بدا به حال ما که موندیم تو این طوفان ها !

هدیـــه های ناب خدا…

تا بزرگانی چون
حضـــرت بندگان استــــاد معظم آقای جــــــــــــاودان
در قید حیات هستند ایشون رو دریابیم .

به خدا وجود ایشون گوهریه تو این تهران که خیلی ها از وجودشون غافلند.
بیاییم از جو خارج شیم و بریم تو فضای این عالم ربّانی
و کمی کنار ایشون نفس بکشیم
ایشون هم ازون هدیه های ناب خداست رو زمین برا بندگانش