مقام عظمای حضرت فاطمه سلام الله علیها در کلام امام خمینی رحمت الله علیه

مقام عظمای حضرت فاطمه سلام الله علیها در کلام امام خمینی رحمت الله علیه

داشتم سخنان حضرت امام خمینی رحمت الله علیه درباره ی حضرت زهرا علیها سلام رو در صحیفه ی نور مطالعه می کردم.
به جمله ای بر خوردم که واقعا جای تأمل دارد .
جمله ای با عظمت در خصوص شخصیت عظمای عصمت الله الکبری حضرت زهرا علیها سلام الله .
امام خمینی در صحیفه ی نور درباره ی بانوی دوسرا اینگونه می فرماید ۱ : ادامه ی مطلب

کاری که سامری کرد …

در قرآن مجید گاها مطالبی وجود دارد که مفسرین شیعه و سنی درباره ی آن اختلاف نظر دارند .
حتی در بین اهل تسنن نظرات مختلفی وجود دارد کما اینکه در بین برخی مفسرین شیعه نیز نظرات متفاوت بوده و هر کس برای اثبات نظر خویش دلیلی را پیش رو دارد .
یکی از این آیات که مورد اختلاف است  داستان ساخت گوساله ی سامری است که باعث انحراف مردم شده و مردم به پرستیدنش روی آوردند .
آنچه از مجموع روایت متفاوت از شیعه و سنی می توان استنباط کرد این است که این گوساله :
۱ – از طلا ساخته شده بود .
۲ – صدایی همچون صدای گاو و یا گوساله ی واقعی می داد .
۳ – علیرغم اینکه از طلا ساخته شده بود به گوساله ی واقعی شباهت داشت .
با جمع خصوصیات این گوساله که در روایات متعدد شیعه و سنی وجود دارد می توان به این نتیجه رسید که این گوساله علیرغم اینکه از طلا ساخته شده بود به گوساله ی واقعی هم شباهاتی داشت و به خاطر صدایی که ازآ ن خارج می شد بهت همگان را سبب شده بود و به پرستش آن مشغول شده بودند .
در این مختصر قصد ندارم به دلایل پرستش مردم و اینکه چرا به گوساله پرستی روی آورند اشاره کنم که این خود بحث مفصلی را می طلبد در حالیکه نماینده ی خدا حضرت هارون در بین آنها بود اما قصد قتل وی را کردند .
می خواهم اینجا به این نکته اشاره کنم که این گوساله چطور ساخته شد و چطور مردم را منحرف کرد ؟
اگر چه داستان قوم موسی در نبود وی و داستان گوساله پرستی ایشان در ۴ جای قرآن ذکر شده است به آخرین سوره ای که این داستان در آن آمده اسن اشاره می نمایم
سوره ی طه آیه های ی ۹۵ و ۹۶ که موسی به سامری می گوید :

چطور چنین کردی ؟
سامری در پاسخ می گوید :
قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ یَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَهً مِّنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَکَذَلِکَ سَوَّلَتْ لِی نَفْسِی
گفت به چیزى که [دیگران] به آن پى نبردند پى بردم و به قدر مشتى از رد پاى فرستاده [خدا جبرئیل] برداشتم و آن را در پیکر [گوساله] انداختم و نفس من برایم چنین فریبکارى کرد
آنچه در این آیه مورد  بحث است این است که این قَبْضَهً مِّنْ أَثَرِ الرَّسُولِ که بوسیله ی آن سامری گوساله را صدا دار کرده است چه بوده است ؟
علامه طباطبایی می فرماید:
بیشتر مفسرین بر طبق روایات وارده در این داستان گفته اند: سامرى جبرئیل را در هنگامى که به موسى (ع) نازل مى شد، تا به او وحى برساند دید و یا دید که بر اسبى بهشتى سوار است و نازل شد تا فرعون و لشکریانش را براى غرق شدن به دریا راهنمایى کند، در آن موقع مشتى از خاک زیر پاى اسب او یا زیر پاى خود جبرئیل برداشته، با خود نگه داشتو از خاصیت هاى این خاک این بوده که به هر چیز مى ریختند جان مى گرفت و زنده مى شد، سامرى خاک را هم چنان داشت، تا روزى که آن گوساله را ساخت و خاک را در آن ریخت و در دم جان گرفت و حرکت کرد و به صدا در آمد. پس مراد از اینکه فرمود: ” بصرت بما لم یبصروا به- من چیزى دیدم که مردم ندیدند” دیدن جبرئیل است در هنگامى که یا پیاده و یا سواره نازل مى شد، خلاصه مفادش این است که من او را شناختم و مردم نشناختند و مراد از اینکه گفت:” فقبضت قبضه من أثر الرسول فنبذتها” این است که من مشتى از خاک زیر پاى جبرئیل و یا خاک زیر پاى اسب جبرئیل گرفتم، و مقصود از ” رسول” جبرئیل است، و مراد از ” نبذتها” این است که آن را بر طلاهایى که آب کرده و به صورت گوساله در آورده بودم ریختم، زنده شد و صداى گوساله در آورد..

اگرچه علامه طباطبایی در صدد نقد این روایات بوده و آن را معارض با نص صریح قرآن می داند که این گوساله ، جسدی بیش نبوده است اما به نقل عموم در این زمینه می پردازد .

بر طبق این دسته روایات ، سامری با دست یافتن به خاکی که زیر پای جبراییل و یا زیر پای اسب وی بوده است و ریختن این خاک در بدن گوساله ی طلایی ، باعث شده است صدایی از آن خارج شود البته منتقدین این نظریه بر آنند که سامری هنگام ساخت گوساله ی طلایی خود ، لوله هایی را در دهان و ماتحت مجسمه اش قرار داد که به محض وزریدن نسیمی ملایم ، صدایی از آن خارج می شد و مردم گمان می کردند که این صدا ، صدای همان مجسمه ی طلایی است .

اگرچه منتقدین روایت ” خاک پای جبراییل ” فراوانند و برای خود دلایلی هم داشته که علامه ی طباطبایی رحمت الله علیه مفصلا آنها رابیان فرموده اند ، توجه به چند نکته خالی از لطف نخواهد بود :

۱ – سامری انسانی باهوش و زکاوت بوده و سعی داشته است از همه ی موقعیت ها ، بهترین استفاده را به نفع خود ببرد به همین خاطر همواره موسی را زیر نظر داشته است .
۲ – سامری از عدم بصیرت مردم نسبت به موسی حکایت می کند و می گوید من چیزی را دیدم که آنها ندیدند ! و اینجا جای این سوال است که چرا سامری دید و بقیه ندیدند که جواب حکایت از توجه بیش از حد سامری به حضرت موسی داشته و اینکه وی موسی را زیر نظر قرار داده بوده است .
۳ – بعضی از ” چیزها ”  اثراتی ماروای ذهن ما بروی طبیعت ماده دارند که برای ما قابل تصور نیست . به عنوان مثال داستان استخوان یکی انبیاء الله و بارش باران از آن دسته آثار است که پیشنهاد می کنم از اینجـــــــــا بخوانید .
۴ – این چیزها اگر به دست مومن یا کافر بیفتد همان آثاری که باید داشته باشد را خواهد داشت . برایش فرقی نمی کند صاحبش مومن باشد یا کافر !

نتیجه : به عهده ی خود شما

پی نوشت : آشنایی با سابقه ی سامری هم مفید فایده است . وی موشی فرزند ظافار ( موسی بن ظفر ) بوده که از نوادگان شامرون از نسل چهارم فرزندان حضرت یعقوب نبی است و بنا بر برخی نقل ها وی همان فرد انقلابی ای است که جزو مومنین بنی اسراییل بوده و حضرت موسی بخاطر او فرد قبطی را گشت .
همچنین در سابقه ی سامری آمده است که :
وی زرگری توانمند و از کاهنانی بوده که به علم نجوم هم تسلط کاملی داشته است .
کاهن بر اساس آنچه صاحب قاموس الفاظ می گوید کسی است که با ارتباط با اجنه و شیاطین از آنیده خبر می دهد .[الکهانه عمل ( حرفه ) الکاهن . وهی الاخبار عن حوادث المستقبل عن طرق الجن]

فهرست منابع :

۱- تفسیر نمونه، ج‏۶، ص: ۳۷۰تا ص: ۳۷۵، ج‏۱، ص: ۳۵۱- ۳۵۳، ص: ۲۵۴- ۲۵۶، ج‏۱۳، ص: ۲۶۸- ۲۸۸
۲- مجمع البیان ج ۴ ص ۴۸۰، ج ۱، ص ۱۱۳، ج ۷، ص ۲۳-۲۹؛ ج ۱، ص ۱۱۳، ج ۱، ص ۱۲۸
۳- تفسیر قرطبى ج ۷ ص ۲۸۵
۴- ترجمه المیزان، ج‏۸، ص: ۳۲۰ – ۳۲۱، ج‏۵، ص: ۲۱۴، ج‏۱۴، ص: ۲۶۶- ۲۷۷
۵- تفسیر فخر رازى، ج ۲۲، ص ۱۱۱
۶- تفسیر منهج الصادقین، ج ۶، ص ۲۲
۷- تاریخ انبیاء ، رسول محلاتی
۸- منشور جاوید ، ج ۱۲ ، ص۱۶۲ به بعد

مگر نمی گوئید حکومت عدل علی ؟ این چه عدلیست پس ؟

گفت : اگر قدر نعمت های الهی را ندانید خدای جلّ و علا ، عذابش بر کافرانِ نعمت ، شدید است و اگر شاکر باشید برای شما بی حساب خواهد افزود .
گفت : قدر این جمهوری اسلامی را بدانید که اگر قرار بود چنین حکومتی برپا شود فقط و فقط در زمان انبیاء الهی میسور بود ، پس قدر چنین نعمت بزرگی را بدانید .
گفتم : چرا مُهمل می بافی ؟ و چه برای خودت می بُرّی و می دوزی ؟
تا یادم هست ، زمان آن به قولِ شما ملعون ، نه گرانی بود و نه این همه فساد !
گفت : آیا درد تو درد شکم است ؟!
شکمت گرسنه باشد ، خدا را هم بنده نیستی ؟
گفتم : حدیث پیامبر است که ” کاد الفقر أن یکون کفرا “
گفت : منکر حدیث نیستم . اما فقر مگر فقر مالیست فقط ؟ فقر فرهنگی و فقر دینی و … نداریم ؟
گفت : پیامبر فرمودند فقر و نفرمودند منظور از این فقر ، فقط فقر مالیست . آیا فرمودند ؟
گفتم : شما آخوندها سر و ته یک کرباسید . همه اهل توجیه !
گفت : من اهل توجیه نیستم . اهل حساب و کتابم . بیا بنشینیم و بنویسیم . ببینیم آن زمان و این زمان ، کدام بهتر بود ؟
خوبی ها را بنویسیم . بدی ها را همچنین .

نشستیم و نوشتیم . کتاب را باز کردیم و حساب نمودیم .

راست می گفت : امروز بهتر بود .
گفتم : خب حق با تو ! ولی چرا اینقدر فقیر داریم . چرا اینهمه گرانی هست ؟
گفت : ما نمی گوئیم با جمهوری اسلامی بساط همه ی بی عدالتی ها برچیده شد . نه . هنوز هم بی عدالتی هست . من از بی عدالتی نا راضی ام .ما انقلاب کردیم . انقلاب هم سختی دارد و هم گرانی . می خواهیم همه ی اینها درست شود اما خب برخی بی عدالتی ها اجتناب ناپذیر است . شما بیائید در کل حساب کنید .
گفتم : پس قبول داری که هنوز فقیر داریم .
گفت من که گفتم : از بی عدالتی ها ناراضی ام .
گفتم : مگر نمی گوئید حکومت عدل علی ؟
گفت : ما کجا و عدل علی کجا ؟
گفتم : دیدی که عدل نیست !
گفت : مهدی اش که مهدی است و یملا الأرض عدلا و قسطا هم هست اگر چنان بود که تو می گفتی پس چرا شهید می شود و چه کسی او را شهید می کند ؟
آمدم غُرغُر کنم که چه می گویی و … که حرفم را قطع کرد و گفت :
در برخی روایات داریم که مهدی هم غریب است و برخی فقهای عصر ظهور با او مخالفت می کنند .
گفتم : راست می گویی ؟
گفت : برو و تحقیق کن و ببین !

وقتی سخن از غربت آن امامِ هادی ِمهدی نیز گفت ،
بغض در گلویم نشست و ساکت شدم .

متن بالا از سخنان حضرت امام خمینی رحمت الله علیه و امام خامنه ای حفظه الله تعالی به صورت برداشتی آزاد نوشته شده است . متن سخنان مربوط به نوشته های بالا ، به پیوست تقدیمتان می گردد :

 الف :

دعا کنید براى اسلام. در رأس ادعیه ‏تان دعاى براى اسلام باشد؛ در رأس ادعیه‏ تان دعاى براى جمهورى اسلامى و بقاى جمهورى اسلامى باشد. خدمت‏هایى که جمهورى اسلامى در این چهار- پنج سال به اسلام کرده است، در طول تاریخ- غیر از زمان انبیا- نکرده کسى، آن قدر خدمتى که این کرده. هرکس ببیند، هرکس مخالف این حرف است بیاید صورت شمارى کند، ریز بدهد. زمانِ آن جا چه خبر بود، زمان قاجار چه خبر بود؟
قاجار آرام ترین شان بود، زمان قاجار چه خبر بود، حالا چه خبر است؟ دیگر زمان پهلوى را که همه مى ‏دانید چه خبر بود. این کمال بى‏ انصافى است که یک کسى بگوید «آن وقت هم مثل حالا، حالا بدتر از او». یا کمال بى‏ اطلاعى، لجاجت .
انسان لجاج، وقتى لجاجت پیدا مى ‏کند نمى ‏داند خودش هم چه مى‏ کند. مى‏ گویند که یک دسته‏ اى از اهل جهنم که در عذاب بودند یک وقت دیدند آرام شد- در روایت است ظاهراً- گفتند چه شد؟ گفتند «پیغمبر عبور مى‏کند» گفتند «درها را ببندید نبینیم». آن کسى که جهنمى هست این طورى است، «درها را ببندید» با اینکه آرام شده است، با اینکه عذاب را برداشتند. عذاب باشد، لکن پیغمبر نباشد! فساد باشد، لکن جمهورى اسلامى نباشد! در خیابان‏ها آن مفسده‏ هاى علنى باشد، لکن جمهورى اسلامى نباشد! اینها یک دردى است که دواى او پیش حضرت عزرائیل – سلام اللَّه علیه- است ..
و خداوند همه این دردها را شفا بدهد. و امیدوارم که همه ما موفق بشویم به عمل کردن به رضاى خدا. و خداوند این اسلام را، جمهورى اسلامى را نگه دارد. و ما را موفق کند که به لقاى جمال مبارک امام زمان- سلام اللَّه علیه- موفق بشویم . بیانات در حسینیه جماران  بتاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۶۴

ب :

خب، عدالت اجتماعى از همه‌ى این کارها سخت‌تر است؛ من به شما عرض بکنم : از حفظ مردم‌سالارى و بقیه‌ى کارهائى که در جمهورى اسلامى شده است، استقرار عدالت اجتماعى کار سخت‌ترى است؛ بسیار کار دشوارى است. نمیگویم هم که ما تا امروز توانستیم به طور کامل عدالت اجتماعى را مستقر کنیم؛ نه، هنوز خیلى فاصله داریم. آن عدالتى که اسلام از ما خواسته است، با آنچه که امروز در جامعه‌ى ماست، فاصله‌ى زیادى دارد . بیانات امام خامنه ای در نماز جمعه تهران ۱۵ اسفند ۸۹

ج :

یک کشورى که تازه مى‏خواهد احکام اسلام را پیاده کند و داراى چهل میلیون جمعیت و با آن وسعت است، نمى‏شود یکدفعه کارها درست بشود و هیچ خلافى واقع نگردد، در زمان خود پیامبر و حضرت امیر هم خلاف واقع مى‏شد. باید جهات مثبت را نگاه کرد، نه جهات منفى را. و ما نباید توقع داشته باشیم که صبح کنیم در حالى که همه چیز سرجاى خودش باشد. در زمان حضرت صاحب- سلام اللَّه علیه- هم که ایشان با تمام قدرت مى‏ خواهند عدل را اجرا نمایند، با این ترتیب نمى‏ شود که هیچ کس حتى خلاف پنهانى هم نکند. و بالاخره همانها هم که مخالف هستند حضرت صاحب را شهید مى‏ کنند. و در روایات، قریب به این معنا دارد که بعضى فقهاى عصر با ایشان مخالفت مى‏ کنند. پس این‏طور نیست که خلاف فلان قاضى یا فلان فرماندار و اصولًا بعضى جهات منفى، خطرى باشد. در زمان حضرت امیر هم قاضى ‏اش و فرماندارش خلاف مى‏ کرده است، این اجتناب ناپذیر است .. بیانات در حسینیه جماران بتاریخ ۹ تیر ۱۳۶۴

به پیشگاه خمینی کبیر صلواتی را هدیــه بفرمائید
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

حقیقت نهم ربیع الأَول چیست ؟!

آنچه که اهمیت رور نهم ربیع الاول را پر رنگ کرده است روایتی است که از جانب فردی به نام احمد بن اسحاق قمی بیان شده است . احمد بن اسحاق قمی از اصحاب امام جواد ، امام هادی و امام حسن عسکری بوده و از ایشان روایت نقل می نماید . وی ایضا از کسانی است که خدمت حضرت بقیه الله مشرف شده و ایضا از وکلای امام عسکری و امام زمان بوده است  کمال ‏الدین و تمام النعمه، ج ۲، باب ۴۳، ش ۱۶٫

این روایات همانطور که مرحوم علامه ی مجلسی در بحارالانوار فرموده اند از دسته روایاتی است که سندش به تنهایی دارای اعتبار خاصی نمی باشد .چون در سلسله ی راویان ، افراد مجهول وجود دارد و بر اهل فن پوشیده نیست که چنین دسته روایاتی به تنهایی اگر قرینه ای برای عمل به آنها نباشد ، ملاک عمل نبوده و دارای اعتبار نمی باشند.
اما در روایت احمد بن اسحاق از آنجایی که بزرگان علمای آنرا پذیرفته و بدان عمل مینمایند دارای اهمیت فراوان شده و قرائنی بر آن اقامه شده است .
یکی از مصادیق حجت برای عمل به روایت اینچنینی اینست که روایت همراه قرائنی باشد که آن قرائن مورث اطمینان باشد .
در این روایت قرائنی به چشم می خورد که ذیلا بیان می شود :

الف : دانشمند بزرگ شیعه مرحوم سید بن طاووس از جمله علمائی است که در امر حدیث متخصص بوده و ایضا کتابی در باب رجال و راویان احادیث دارد .این عالم شیعه و متخصص این روایت را به روایت عظیمه الشان وصف نموده است .

ب : این روایت به عمل جماعت نسبت داده شده است و فقها مکرر استناد کرده اند به چنین روایاتی که جماعتی بدان عمل نموده اند .

ج : مرحوم سید بن طاووس می فرمایند :
روایات فراوانی هستند که از شیخ صدوق نقل شده اند و دارای چنین مضمونی هستند که نقل صدوق هم کفایت می کند.

د : بسیاری از فقها به این روایت استناد کرده اند در باب غسل های مستحبی که غسل روز نهم ربیع الاول از غسل های مستحب موکد بوده و این استناد فقها نیز خود قرینه ای دیگر بر این روایت است و اجمالا مورد عمل در فقه نیز می باشد .

با توجه به این قرائن می توان این اطمینان به صدور روایت از جانب امام معصوم را کسب نمود .

واما در روایت به چه نکاتی شاره شده است : ادامه ی مطلب

پیامبر از ما شکایت خواهد کرد !؟

می گفت : در روضه النبی کنار حرم پیامبر نشسته بودم .
به رسول خدا عرض کردم : آقا جان آمدیم خدمت شما و کلی با شما صحبت کردیم و از شما خواستیم .
آیا می شود شما هم با ما حرف بزنید ؟
آیا می شود نظری به ما بکنید .
نمی دانستم چطور باید صدای پیامبر را شنید
در خودم هم قابلیتی برای شنیدن صدای پیامبر نمی دیدم
قرآن را برداشتم
و گفتم یا رسول الله ! ما که لایق شنیدن صدای شما نیستیم
اگر می شود با این قرآن با ما حرف بزنید
تمام قوای خود را روی قرآن متمرکز کردم
و از خدا هم خواستم با کلامی از جانب رسولش مرا راهنمائی کند
صلواتی فرستادم
قرآن را باز کردم
با دیدن اولین جمله ی آیه ی قرآن تمام بدنم لرزید


این جمله را دیدم که نوشته شده بود :
وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا . ( سوره ی فرقان آیه ۳۰ )
و پیامبر گفت پروردگارا ! قوم من این قرآن را رها کردند
و ظاهرا این آیه شکایت رسول خدا در روز قیامت نیز خواهد بود که به خدای خود از ظلم مردم در حق این قرآن ، شکایت خواهد نمود .
خدا کند در آن روز رسوایی ، از کسانی نباشیم که رسول گرامی اسلام ، از ما شکایت نماید که اگر چنین باشد کارمان دشوار است چرا که برای ما که منتظر شفاعت بودیم خیلی دشوار خواهد بود که ببینیم صاحب مقام شفاعت از ما شکایت نماید .
خدا کند چنین نباشـــد .
پی نوشت صد البته بی ربط : سعی بر این است که در روزهای نبودنمان اینجــا به روز شود ، البته اگر خدا بخواهد .

اهمیت ویژه ی قدس – قسمت پایانی

در راستای مطالب قبلی در باب اهمیت ویژه ی قدس ، در این بخش ، پرونده ی این نوشته ها را بسته و به این مهم در این بخش اکتفا می کنم . ناگفته پیداست تحقیقات در زمینه ی فعالیت مدقّانه و علمی در باب قوم یهود که از پایه گزاران مکتب صهیونیزم بوده اند ، باز بوده و کماکان ادامه خواهد داشت .

در این بخش پایانی از سلسله مطالب اهمیت ویژه ی قدس که مهمترین قسمت از ۵ قسمت گذشته می باشد از خوانندگان عزیز تقاضا می کنم به کدهایی که داده شده است  ، دقت فرمایند ( مهم ! ) .

شیطان از ابتدای دشمنی اش با انسان ، بیت المقدس را پایگاه اصلی خود قرار داده و به این مکان نظر خاصی داشته است . به همین خاطر ، وقتی در طول تاریخ بشر نگاه می کنیم ، پس از حضرت ابراهیم این پایگاه ها به صورت بسیار علنی فعال و عملیاتی شده است و حضور مستمر انبیاء در این ناحیه نیز ، شاهد بر این مدعاست .
در قسمت گذشته خواندیم که حضرت موسی از جانب الهی دستور داشت تا به بیت المقدس بیاید و آن سرزمین را به مدینه ی فاضله و مرکز عبادت تبدیل نماید تا انتشار دین الهی از این نقطه صورت بگیرد . اما شیطان تمام قدرت خود را به کار برده و قوم موسی را از این مهم منصرف نموده و انحرافات بزرگ را در بنی اسرائیل ، به وسیله ی اعوان و انصار خود پایه گذاری نمود و خداوند نیز انبیاء الهی را برای اصلاح آنان فرستاد اما یهود ، آن پیامبران را به قتل رسانیدند .
ناگفته نمی ماند  آنچنان که هویداست ، ابلیس که از نسل جنینان بود ؛ با لشگریانش در این منطقه یکی از بزرگترین نبردهای خود را علیه مومنین آغاز کرده که نبرد ناموفقی بود .
شیطان و اعوانش در زمان سلیمان نبی به جنگ نیمه علنی علیه مردم دست زده و در منطقه ی بابل آنچنان که در تاریخ قرآنی نیز آمده است با رواج جادو و جادوگری ، مقدمه ای را برای آغاز جنگی علنی پایه گذاری می کردند.

جنگ آغاز شده و لشگریان ابلیس به دست سلیمان نبی دستگیر شدند.
پس از این شکست ، این پایگاه  ، حفظ شد و لشگریان شیطان در این منطقه ، به صورت غیر علنی به فعالیت خود ادامه داده اند .

نکته ی مهم :
ناگفته پیداست آنزمان که حضرت سلیمان به دستور الهی ، ادامه دهنده ی راه پدر در بنای مسجد الاقصی بود ؛ این نبرد علنی شکل گرفت . نبردی که حقیقت آن برای جلوگیری از بنا شدن یکی از بزرگترین مراکز عبادی به نام مسجد الاقصی ، بوده است .

شیطان شکست خورد اما نا امید نشده و در راستای قَسمی که یاد کرده است ؛ روز به روز در تقویت این پایگاه می کوشد و به همین منظور اعوان و انصار اصلیش را که در دنیا ، صاحبان قدرت بوده و در این منطقه با ساختار قوم یهود ، شناخته می شوند ؛ در این مکان مستقر نموده است تا با فرعی به نام ” پیدا نمودن معبد هیکل” که توسط سلیمان نبی ساخته شده است ؛ دست به تخریب تدریجی مسجد الاقصی بزنند .

و این فعالیت ، به نبرد بزرگی که در روایات اسلامی بدان اشاره شده است ، مربوط میباشد چرا که رسول گرامی اسلام در این نقطه در نبردگی بزرگ ، شیطان را به قتل خواهد رسایند .

به همین خاطر شیطان تمام فعالیت خود را در این نقطه متمرکز کرده که در نبرد با رسول گرامی اسلام ، به موفقیت دست یابد. آنچنان که الان نیز تمام همت خود را بر محو دستورات اسلامی حضرت ، گمارده و توسط یهود به این بدعت ها و تحاریف دست زده است .
بدعت هایی که هر روزه در قوم یهود مشاهده می شود و به بهانه ی همین بدعت ها ، مبارزه با مسلمانان در سرتاسر جهان صورت می گیرد و بیت المقدس به محلی برای تجمع هر یهودی تبدیل شده و باید از هرگونه مسلمان پاک شود .در همین راستا پاکسازی نیل تا فرات در دستور کار رژیم غاصب اسرائیل قرار گرفته و تمامی فتنه ها از این منطقه سرچشمه می گیرد .

 

شاید دستور قرآنی و روایی ما در باب عدم مدارا با  یهودیان در آخر الزمان مربوط به همین مهم بوده باشد چنانکه در روایات اسلامی داریم که پس ظهور حضرت بقیه الله الاعظم ، در جنگ عظیم اسلام علیه یهود ، یهودیان برای مخفی شدن از کوه ها و مخفیگاه هایی استفاده می نمایند که سنگ ها به  قدرت الهی زبان آمده و آنها را به فرمانده ی اسلام ، معرفی می کنند و مخفیگاه آنان را لو می دهند . و همگی ایشان به قتل خواهند رسید .

 

منابع جهت مطالعات گسترده :
تفسیر المیزان/علامه طباطبایی
تفسیر نمونه / نظارت : آیت الله مکارم شرازی
قاموس القرآن / آیت الله قرشی
تفسیر کاشف / جواد مغنیه
بحالانوار / علامه  ی مجلسی
الکافی / علامه کلینی
تاریخ بلعمی / ابوعلی محمد بن محمد بلعمی
تاریخ انبیاء / نویسندگان مختلف من جمله سید هاشم رسولی محلاتی
تاریخ اورشلیم / مرحوم استاد سیدجعفر حمیدی
فلسطین از اشغال تا انتفاضه : مجید صفاتاج
سرزمین مقدس  : هارون و هومن
مسئله‎ی فلسطین و ماهیت طرح صهیونیسم ، داشه الغنوشی :ترجمه سیدهای خسروشاهی
فلسطین در فراز و فرود تاریخ : دکتر عبدالله جاسبی
دنیا بازیچه ی یهود : آیت الله شیرازی رحمت الله علیه

اهمیت ویژه ی قدس – قسمت پنجم

بنای نوشتن در باب این مهم را هر ده روز یکبار در برنامه ام قرار داده بودم که متاسفانه در مرحله ی پنجم با مشکلاتی مواجه شدم که حدود یکماه از آن گذشت و توانستم دست به قلم شده و نتیجه ی تحقیقات خود و  برخی دوستان را در اینجا به رشته ی تحریر در آورم .پیشاپیش از تاخیر به وجود آمده ، پوزش می طلبم .

این بخش رو با بیان نکات شروع کرده و نیز به پایان می برم:

۱ – پس از نجات بنی اسرائیل از دست فرعون ، حضرت موسی بر اساس دستور الهی مامور شد تا بنی اسرائیل را به بیت المقدس راهنمایی کرده تا آنجا از لوث آلودگان پاک نموده و مدینه ی فاضله ای را بنا کنند .

۲ – بنی اسرائیل از دستور الهی سرباز زده و مدتها گرفتار سرگردانی شدند .

۳ – حضرت موسی از دنیا رفت و بنی اسرائیل از اینکه دستور موسی را نپذیرفته بودند ، پشیمان شده و با کمک یوشع بن نون به بیت المقدس رفتند.

۴ – بنی اسرائیل بعد از موسی دچار انحرافی بس بزرگ شدند .
گفتند : خدا بواسطه ی اینکه ما نژاد برتریم ، خواست که ما مدینه ی فاضله ای را بنا کنیم . نژاد برتر شد مهمترین مسئله ی فکری بنی اسرائیل . گفتند ما باید دنیا را نجات د هیم چون نژآد برتریم .

۵ – بنی اسرائیل بر اساس همین تفکر غلط انسانها را سه دسته کردند :
الف : نژاد برتر و قوم بنی اسرائیل که باید دنیا تحت حاکمیت ایشان قرار بگیرد .
ب : نژاد غیر از بنی اسرائیل و کسانیکه حاکمیت بنی اسرائیل بر دنیا را قبول دارند .
ج : نژاد غیر از بنی اسرائیل و کسانیکه حاکمیت بنی اسرائیل بر دنیا را قبول ندارند .
و صریحا بر کشته شدن گروه سوم همانگونه که در احکام تلمود نیز به آن تصریح شده ، تاکید داشتند .

۶ – انبیاء الهی شروع کردند به اصلاح بنی اسرائیل و این تفکر و تقسیم بندی غلط که در بین آنها بوجود آمده بود . یهود از اینجا شروع به قتل انبیاء الهی کردند که در قرآن صریحا به آن اشاره شده است و تعداد زیادی از انبیاء الهی را نیز کشتند . آخرین پیامبری که به اعتقاد ایشان کشته شد حضرت عیسی بود .

۷ – عیسی را کشتند اما دین عیسی تهدیدی برای انها بود .

۸ – شروع به تحریف انجیل کردند . این تحرف با یک برنامه ی حساب شده توسط فردی به نام شائول ( یا همان پولس که پایه گزار مسیحیت صهیونزم است ) صورت گرفت که این فرد اصالتا یهودی الاصل بوده و مجری برنامه های یهود برای تحریف انجیل بوده است . مسیحیت امروز این فرد را مسیحی الاصل می دانند اما با تدقیق در پیشینه ی تاریخی این فرد ، مشخص می شود که وی از کارمندان دولت روم شرقی و یهودی بوده که بعدا با برنامه ای حساب شده برای تحریف  انجیل و دستورات حضرت عیسی ، به مسیحیت گرویده است .

۹ – تحریف انجیل با تغییر بشارت ها در آن آغاز شد . شیعه معتقد است همانگونه که لغت ” انجیل” به معنای  ” بشارت ” می باشد ، این بشارتها در انجیل ، اشاره به بشارت ظهور پیامبر آخر و نیز بشارت به ظهور حضرت مهدی ( علیهما السلام ) دارد . همانگونه که در تورات نیز ۵ کتاب به بشارت حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف ) اختصاص یافته بود اما حذف گردید .

۱۰ – بشارت ها با توطئه ی شائول ( پولس ) حذف گردید اما تنها تهدید برای جهانی شدن یهود و صهیونیزم جهانی ، وجود آخرین پیامبر بود که بشارت آن ، هم در تورات و هم در انجیل وجود داشت و بزرگان یهود ، بر این بشارت ها به خوبی وقوف داشتند همانگونه که قرآن مجید نیز بر آن تاکید می نماید : یعرفونه کما یعرفون ابنائهم . آنچنان بر نشانه های پیامبر آگاهی داشتند و او را می شناختند گویی که فرزند خود را می شناسند .

۱۱ – برای مقابله با اسلام و ظهور آخرین پیامبر ،  ۳ برنامه را طراحی کردند :
الف : ترور
ب : ایجاد موانع و استحکامات
ج : نفود

۱۲ – برای ترور پیامبر اسلام از جد اعلای پیامبر حضرت هاشم شروع کردند . هاشم و عبدالله را ترور کردند اما هر دوی این ترور ها برای عدم انعقاد نطفه ی پیامبر اسلام، ناموفق ماند .

۱۳ – پس از تولد پیامبر ، به دلیل شناسایی این مولود مبارک توسط یهود و نیز اتفاقات وقت تولد ایشان ، این کودک مبارک به مدت شش سال مخفیانه ، نزد حلمیه ی سعدیه نگهداری می شد ولی پس از شش سال پیامبر شناسایی شد و دومرتبه به آغوش عبد المطلب بازگشت . و تا ۲۵ سالگی مورد محافظت شدید ، قبیله ی بنی هاشم قرار داشت .

۱۴ – یهود ، پس از ناکام ماندن نقش ی ترور پیامبر اسلام به دلیل محافظت های شدید تیم حفاظتی پیامبر اسلام ، یهودیان زیادی را در مکه و مدینه مستقر کرد.

۱۵ – پیامبر با  گروهی از این یهودیان در جنگ های خیبر ، تبوک ، احزاب و موته جنگید و در سال هشتم هجری تا ۲۰ کیلومتری قدس ، در جنگ موته در کشور  اردن فعلی استان معان ، شهر کوک ، پیش رفت .

۱۶ – لشگر اسامه جهت شکست نهایی یهودیان در حال تجهیز قوا بود که پیامبر به شهادت رسید و آروزی پیامبر اسلام ، به واقعیت نپیوست .

۱۷ – یهود بر ای سرکوبی اسلام تا به اینجا موفق نبود و به موازات ایجاد موانع و استحکامات از نفود هم استفاده کرد .

۱۸ – شخصیت اول جهان اسلام بعد از پیامبر اکرم ، فردیست به نام عبد الله بن ابی قحافه معروف به ابوبکر
اگر تعداد مسلمانان را در بهترین حالت از ۷ میلیارد نفر جمعیت کره ی زمین ، ۲ میلیارد حساب کنیم ، با خوشبینانه ترین نگاه ، تعداد شیعیان به ۵۰۰ میلیون نفر می رسد که بقیه ی این جمعیت ، اهل تسنن هستند و بعد از پیامبر اسلام به ابوبکر ادای احترام کرده و او را نفر دوم جهان اسلام می دانند . بر اساس شواهد و قرائن ، ابوبکر از مرتبطین با یهود ، قبل و بعد از نبوت پیامبر اسلام بوده و با آنها رابطه قوی تجاری و اقتصادی داشته است .
۱۹ – با توجه به تاکیدات موکد پیامبر اسلام مبنی بر وصایت و خلافت علی بن ابیطالب ، ابوبکر به خلافت رسید .
با توجه به اینکه در موارد متعدد پیامبر اسلام به مناسبت های مختلف ، وصایت و جانشیتی علی بن ابیطالب را برای همگان مشخص کرده بود . چه از همان روزهای ابتدایی آغز نبوت و چه در زوهایی پایانی رسالت حضرتش . اما این مقوله با توجه به نفوذ موفق یهود ، نیز موفق نبود .

۲۰ – پس از گذشت ۲۵ سال ، اولین حکومت که در راس آن ، فرد مورد نظر پیامبر بود ، روی کار آمد . اما این حکومت ، یعنی حکومت علی بن ابیطالب ، به عنوان اولین حکومت شیعی ، مورد قبول نیست چراکه کسانی که علی علیه السلام را به عنوان خلیفه پذیرفتند ، ایشان را به عنوان چهارمین نفر از سه نفر گذشته قبول داشتند .

۲۱ – تمام تلاش علی بن ابیطالب نیز برای خنثی کردن توطئه های یهود برنامه ریزی شد و تا ویرانی سنگر مقاومتی یهود در جنگ صفین در شهر شام پیشرفت اما با تلاش فراوان یهود ، این تلاش نیز ناکام ماند و علی علیه السلام به شهادت رسید .

۲۲ – تشکیل حکومت در زمان امام حسن علیه السلام  نیز با فعالیت های منسجم لابی یهود در شهر شام ، موفق نبود و دیگر تا به امروز ، هیچ امامی نتوانست حکومت شیعی تشکیل دهد . همچنانکه در شهادت دیگر برادر ایشان ، دست یهود و مشاور یهودی الاصل یزید ، برای برنامه ریزی جنگ علیه ایشان ، کاملا مشهود می باشد .

۲۳ – در دروره ی صفوی در مدت کوتاهی حکومت شیعی تشکیل شد که پس از زمانی به دلیل ضعف پادشاهان صفوی ، این حکومت شیعی پایدار نماند .

۲۴ – پس از گذشت ۱۴۰۰ سال از شهادت پیامبر اسلام ، اولین حکومت منسجم شیعی ، آنهم برخواسته از دل مردم ، در ۱۲ فروردین ۵۸ شکل گرفت که تا به امروز حدود  ۳۳ سال از عمر آن می گذرد .

۲۵ – برای خاموش کردن این فریاد انقلابی در نطفه که با شعار ” جمهوری اسلامی ، زمینه ساز ظهور مهدی ” شکل گرفت ، تمام لابی های صهیونیزم دست به کار شده و عراق را به عنوان مانعی دیگر در برابر جمهور ی اسلامی علم کردند .

۲۶ – با هوشیاری امام راحل ، شعار ” راه قدس از کربلا می گذرد ” در عملیات رمضان ، این اعلام موضع به جهانیان صورت گرفت که هدف جمهوری اسلامی ایران ، آزاد سازی قدس شریف و ادامه دادن راه انبیاء الهی و آزاد سازی مردم جهان از تفکر غلط یهود می باشد .

۲۷ – یهود تمام توان خود را برای نابودی این تفکر به کار میبرد و کشورهایی همچون آمریکا ، اسرائیل ، فرانسه ، آلمان برای نابودی جمهوری اسلامی ایران همقسم می شوند .

۲۸ – پس از گذشت حدود ۳۳ سال از انقلاب اسلامی ایران ، بنا بر اعتراف سران رژیم اشغالگر ، ایران بزرگترین تهدید برای آنها به شمار می آید و تمام همّ خود را بر آن می گمارند تا با انواع تهدید ها ، تحریم ها و برنامه ریزی ها برای قیام مخملی آنرا سرکوب نمایند.

۲۹ – حفظ این حکومت بنا بر آنچه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران فرمودند، واجب ترین واجب هاست .

۳۰ – آنچه که مشخص است در وقایع ظهور حضرت مهدی ارواحنافداه ۴ منطقه کانون توجه خواهند بود
الف : عربستان
ب : عراق
ج : شامات و بیت المقدس
د : ایران
امید است تامّل در این ۳۰ نکته گره گشای ذهن شما در حل معمای اهمیت ویژه ی قدس باشد .

در پایان این قسمت توجه شمارا به سخنانی از حضرت امام خمینی رحمت الله علیه پیرامون اهمیت ویژه ی قدس جلب مینمایم.

بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم

مسئلۀ قدس یک مسئلۀ شخصی نیست، و یک مسئلۀ مخصوص به یک کشور و یا یک مسئلۀ مخصوص به مسلمین جهان در عصر حاضر نیست، بلکه حادثه‏ای است برای موحدین جهان و مؤمنان اعصار گذشته و حال و آینده، از روزی که مسجد الاقصی پی‏ریزی شد تا آنگاه که این سیاره در نظام هستی در گردش است. و چه دردناک است برای مسلمانان جهان در عصر حاضر که با داشتن آن‏همه امکانات مادی و معنوی، در مرئی[۱]و منظر آنان به پیشگاه خداوند متعال و رسولان عالیقدرش اینچنین جسارت واقع شود، آن هم از یک مشت اوباش جنایتکار. و چه ننگ است برای دولتهای اسلامی که با در دست داشتن شریان حیاتی ابرقدرتهای جهان بنشینند و تماشاگر باشند که امریکا ابرجنایتکار تاریخ، یک عنصر فاسد بی‏ارزش را در مقابل آنان علم کند و با عده‏ای ناچیز عبادتگاه مقدس و قبله ‏گاه اول آنان را از آنان غصب نموده و با کمال وقاحت در مقابل همۀ آنان قدرت‏ نمایی کند. و چه شرم‏ آور است سکوت در مقابل این فاجعۀ بزرگ تاریخ.
و چه زیبابود که بلندگوهای مسجداقصی از همان روز که اسرائیل این عنصر خبیث دست به کار این جنایت عظیم شده بود، به صدا در می‏ آمدند. اکنون که مسلمانان انقلابی و شجاع فلسطین با همتی عالی وبا آوای الهی از معراجگاه رسول[۲]ختمی ـ صلی اللّه‏ علیه و آله و سلم ـ خروش بر آورده و مسلمانان را به قیام و وحدت دعوت نموده‏ اند و در مقابل کفر جهانی نهضت نموده ‏اند، با کدام عذر در مقابل خداوند قادر و وجدان بیدار انسانی می‏توان در این امر اسلامی بی‏تفاوت بود؟ اکنون که خون جوانان عزیز فلسطین دیوارهای مسجد قدس را رنگین کرده است و در مقابل مطالبۀ حق مشروعشان از مشتی دغلباز، با مسلسل جواب شنیده‏ اند، برای مسلمانان غیرتمند عار نیست که به ندای مظلومانۀ آنان جواب ندهند و همدردی خود را با آنان اظهار نکنند؟ باشد که فریاد همدردی آنان دولتها را بیدار کند که از قدر ت عظیم اسلامی استفاده کرده و دست امریکای جهانخوار، این جنایتکار تاریخ راکه از آن طرف دریاها به پشتیبانی ستمگران، دست پلید اسرائیل را می‏فشارد قطع کنند و خود و ملتهای مظلوم جهان رانجات دهند. امید است خداوند منّان بر بشر منّت فرموده و وعدۀ قرآنی خود را هر چه زودتر انجاز[۳]فرماید و مستضعفان جهان را بر مستکبران غلبه دهد.

درود بر قدس و بر مسجداقصی. درود بر ملتهای بپاخاسته در مقابل اسرائیل جنایتکار؛ ودرود بر مسلمانان و مستضعفان جهان.

روح‏ اللّه‏ الموسوی الخمینی

۱ ـ محل دید، منظره.
۲ ـ مسجد الاقصی.
۳ – محقَّق ساختن.
۲۵/۰۱/۱۳۶۱


در قسمت پایانی (قسمت ششم ) به یک قول مبنی بر اهمیت ویژه ی این سرزمین اشاره خواهد شد .

اهمیت ویژه ی قدس – قسمت چهارم

پیشنهاد می شود در صورت عدم مطالعه ی قسمت های اول ، دوم و سوم ؛ حتما مطالعه فرمائید . ارتباط این بحث با مباحث قبلی احساس می شود .

یهود در عصر حضرت موسی (ع) :

موسی (ع) یهودیان را از ستم و بردگى نجات داد و  آن گونه که از آیات سوره مائده (۲۰ و ۲۱ و ۲۲) بر مى آید پس از آنکه بنى اسرائیل از چنگال فرعونیان نجات یافتند، خداوند به آنها فرمان داد که به سوى سرزمین مقدس فلسطین حرکت کنند و در آن وارد شوند، اما بنى اسرائیل زیر بار این فرمان نرفتند و گفتند: تا ستمکاران (قوم عمالقه ) از آنجا بیرون نروند ما وارد این سرزمین نخواهیم شد، به این هم اکتفا نکردند، بلکه به موسى گفتند: تو و خدایت به جنگ آنها بروید پس از آنکه پیروز شدید ما وارد خواهیم شد!

موسى از این سخن سخت ناراحت شده و به پیشگاه خداوند شکایت کرد . سرانجام چنین مقرر شد که بنى اسرائیل مدت چهل سال در بیابان (صحراى سینا) سرگردان بمانند.گروهى از آنها از کار خود سخت پشیمان شدند و به درگاه خدا روى آوردند . خدا بار دیگر بنى اسرائیل را مشمول نعمتهاى خود قرار داد . در همین برهه از زمان بود که هارون از دنیا رفت و آن گاه موسى برادر او نیز چشم از این جهان فرو بست و پسر خواهرش یوشع بن نون جانشین او شد.
یهود پس از حضرت موسی (ع) :

در حدود قرن سیزدهم پیش از میلاد، یوشع به همراه بنى اسرائیل به سرزمین فلسطین حمله آورد و آن جا را تصرف کرد و بیشتر اهالى این سرزمین را  نابود و بقیه را آواره ساخت درست همانند کارى که صهیونیست ها در سال ۱۹۴۸ در حق مردم فلسطین کردند.  ۱

پس از یوشع خداوند پیامبران زیادى از آنان مبعوث گردانید. در سال ۵۹۶ قبل از میلاد بختنصر پادشاه بابل به فلسطین حمله کرد و حکومت یهودیان را از بین برد و بسیارى را نیز به اسارت گرفت . یهودیان تا سال ۵۳۸ پیش از میلاد، تحت حکومت به بختنصر سر بردند تا این که پادشاه ایران بر او غلبه کرد و یهودیان نفس راحتى کشیدند. آنان همچنان در حدود دویست سال ، زیر سلطه ایرانیان قرار داشتند. پس از آن تحت حکومت جانشینان اسکندر بزرگ و آنگاه تحت سیطره رومى ها قرار گرفتند. در سال ۵۳۸ پیش از میلاد، یهود علیه رومیان قیام کردند، ولى رومیان بر یهودیان غلبه و شورش یهود را سرکوب کردند و سپس ایشان را از سرزمین فلسطین بیرون راندند. در نتیجه ، یهودیان در نقاط مختلف جهان ، – در شرق و غرب – آواره شدند؛ تعدادى در مصر، اندکى در لبنان و سوریه ، عده اى در عراق و مقدارى در حجاز زندگى مى کردند. یهودیان در دوران سلیمان که با ملکه یمن بلقیس ‍ ازدواج کرده بود با این کشور آشنا شدند و به منظور تجارت به آن جا عزیمت کردند.
یهود در عصر پیامبر اسلام :
هنگامى که پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) از مکه به مدینه هجرت کرد، سه قبیله از یهودیان در مدینه زندگى مى کردند: بنى قینقاع ، بنى قریظه و بنى نضیر.
آنان در مدینه کارگاه هاى شراب سازى ، مراکز فحشا و چراگاه هاى خوک تاءسیس کرده بودند. همچنین ، آنها زرگرى طلا و نقره و اسلحه سازى را در انحصار خود گرفته و به رباخوارى مشغول بودند و در یک کلام ، نبض اقتصاد مدینه در دست آنان بود؛ درست مانند زمان ما که هر جا باشند نبض اقتصاد آن جا را در دست مى گیرند.

پس از استقرار رسول اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) در مدینه ، یهودیان منافع و امتیازات خود را به طور مستقیم در خطر دیدند؛ زیرا پس از آمدن پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) جوانان مدینه به میکده ها و مراکز فساد آنها رفت و آمد نمى کردند و اهالى ، گوشت خوک نمى خوردند و این کار، بدین معنا بود که یهودیان تمام منابع در آمد و ثروت خود را از دست مى دادند.

از این رو، علیه پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) دست به نیرنگ زدند و به همراه مشرکان بر ضد مسلمانان توطئه کردند، همچنان که امروز نیروهاى ارتجاعى براى حفظ منافع خود دست به توطئه مى زنند. گویى پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) روزى که وارد مدینه شد و اوضاع آن جا را شناخت ، نیرنگ یهودیان را نیز پیش بینى و براى آن حساب باز کرد؛ اما خواست تا حجتى علیه آنان اقامه کند و آنها را با سخنان خودشان محکوم سازد. از این رو، در برخورد با آنان راه مدارا و مهربانى را در پیش گرفت از این رو عهدنامه اى میان آن حضرت و یهودیان امضا شد، با این مفاد که یهودیان در دین خود آزادى کامل داشته باشند، اموال ، عبادتگاه ها و جان آنها در امان باشد، مشروط بر این که دشمنان پیامبر را یارى ندهند و نیز اگر آنها در کنار پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) در جنگ شرکت کنند، در غنایم جنگ سهیم خواهند بود. همچنین ، بر آنان است که با مسلمانان در دفاع از مدینه شرکت کنند تا وحدت ملى حفظ شود؛ زیرا شهر متعلق است به همگان و نه به گروهى خاص ؛ ولى یهودیان به زودى پیمان شکنى کردند.
پیمان ها و عهدنامه ها تا کى مى تواند در برابر به خطر افتادن منافع ثابت بماند؟ آیا معقول است که نیرنگ و دغل بارى و قانون ((لا ضرر و لا ضرار)) یک جا جمع شود؟ چگونه گرگ مى تواند با گوسفند زندگى مسالمت آمیز داشته باشد! یادآورى نعمت ها، هشدارها و اندرزها وقتى که با منافع شخصى و معاملات تجارى برخورد داشته باشد، چه فایده اى در بر خواهد داشت !؟
در کتاب محمد رسول الحریه آمده است : پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) به بازرگانان مسلمان دستور داد تا در مدینه بازار جدیدى احداث کنند. آنان این بازار را احداث کردند و به معامله در آن پرداختند. بازرگانان غیر محلى نیز به این بازار روى آوردند و آن را بر بازار یهودیها ترجیح دادند؛ زیرا مقررات حاکم در آن عادلانه تر بود و منافع فروشنده و خریدار را بیشتر تضمین مى کرد.

با توجه به نکات مذکور در این بخش و قسمت های قبلی ، به این نتیجه می رسیم که یهود در زمان حضرت موسی همچنان که در نقل قرآن نیز آمده است ، غرق در مادیات بوده و به شدت به دینا و و مصادیق آن ، عشق می ورزیده اند که ” قارون ” را که یکی از متمولین و ثروتمندان آن روز بوده است ؛ می توان به عنوان یکی از مصادیق آن ، نام برد . امروزه نیز یهودیان از این قاعده مستثنی نیستند و نبض اقتصاد بیمار جهان در دست آنهاست . اما آنچه باید قابل توجه قرار بگیرد اینست که یهود ، بر خلاف دستورات الهی ، به اقتصاد غیر دینی مشغول بوده و یکی از مصادیق این اقتصاد غیر دینی و نا مشروع ، دریافت ربا بوده است .

قرآن مجید به بهانه های مختلف به این قوم یادآوری می کند که در زمان فرعون که گرفتار به انواع سختیها بودند ، آنها را نجات داده و از انواع نعمت ها برخوردار نموده است .
در آیات ۴۷ و ۴۸ سوره ی بقره خداوند روى سخن را به بنى اسرائیل کرده و نعمتهاى خود را به آنها یادآور مى شود و مى گوید: اى بنى اسرائیل نعمتهائى را که به شما دادم بخاطر بیاورید .

نعمتهایی که دامنه ای گسترده داشت و خدا به بنی اسرائیل داده بود بر اساس آیات ۴۹ تا ۶۱ سوره ی بقره بدین شرح است :

۱ – هدایت توسط موسی
۲ – نجات از دست آل فرعون
۳- فرقنا بکم البحر
۴- اغرقنا آل فرعون
۵ – ثم عفونا عنکم
۶ – ثم بعثناکم من بعد موتکم
۷ – نزول من و سلوی
۸ – رزق طیب
۹ – نغفر لکم خطایاکم
۱۰- مشرب و رزق حلال
۱۱ – هرچه خواستند برایشان فراهم شد فَإِنَّ لَکُم مَّا سَأَلْتُمْ

با توجه به سوابق این قوم که طغیان در برابر دستور پیامبر الهی بود این سوال مطرح می شود که :

چرا خداوند بنی اسرائیل را بر جهانیان برتری داد ؟!

« شاید تصور شود که منظور از ” فضلتکم على العالمین”  این باشد که آنها را بر تمام جهانیان در تمام ادوار برترى بخشیده است .

ولى با توجه به سایر آیات قرآن روشن مى شود که مقصود برترى آنها نسبت به افراد محیط و عصر خودشان است زیرا در قرآن مى خوانیم کنتم خیر امه اخرجت للناس … شما مسلمانان بهترین امتى بودید که براى نفع انسانها آفریده شده اید (آل عمران آیه ۱۱۰).

در جاى دیگر درباره بنى اسرائیل مى خوانیم ((و اورثنا القوم الذین کانوا یستضعفون مشارق الارض و مغاربها)) ما این مستضعفان را وارث مشرق و مغرب زمین کردیم (سوره اعراف آیه ۱۳۷) روشن است که بنى اسرائیل در آنزمان وارث تمام جهان نشدند پس مقصود این است که وارث شرق و غرب منطقه خودشان گشتند بنابر این فضیلت آنها بر جهانیان نیز برترى نسبت به افراد همان محیط است .»

 

خب ، خداوند بنی اسرائیل را برتری داد و با این لطف بر اساس آیه ۸۳ سوره بقره ، از آنها پیمان گرفت :
وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِیمُواْ الصَّلاَهَ وَآتُواْ الزَّکَاهَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلاَّ قَلِیلًا مِّنکُمْ وَأَنتُم مِّعْرِضُونَ .
اما این قوم باز بر پیمانی که با خدا بستند نیز پایبند نبودند و پیمان شکنی کردند .

نمونه هایی از این پیمان شکنی ها که در آیات قرآن به ان اشاره شده است بدین شرح می باشد :

۱ – آیه ۶۱ بقره ، تکفیر آیات و نشانه های الهی: بائوا بغضب من الله – یکفرون بآیات الله

۲ – آیه ۶۱ بقره ، کشتن انبیاء  : یقتلون النبیین بغیر الحق

۳ – آیه ۶۵ بقره ، تخلف در روز شنبه : اعْتَدَواْ مِنکُمْ فِی السَّبْتِ

۴ – آیات ۶۷ الی ۷۲ : ایرادهای معروفشان در کشتن بقره : قَالُواْ ادْعُ لَنَا …

۵ – آیه ۷۲ بقره ، کشتن افراد بیگناه : وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْسًا فَادَّارَأْتُمْ فِیهَا

۶ – آیه ۷۴ بقره ، سنگدلی : قَسَتْ قُلُوبُکُم

۷ – آیه ۷۵ بقره ، تحریف کتاب خدا با هوای نفس : یُحَرِّفُونَهُ مِن بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ

۸ – آیه ۷۶ بقره ، ممانعت از انتشار علم : قَالُواْ أَتُحَدِّثُونَهُم بِمَا فَتَحَ اللّهُ عَلَیْکُمْ لِیُحَآجُّوکُم ؟

۹ – آیه ۷۹ بقره ، تحریف کتاب خدا برای منافع مادی و کاسبی :

یَکْتُبُونَ الْکِتَابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِندِ اللّهِ لِیَشْتَرُواْ بِهِ ثَمَنًا قَلِیلًا

و ….

توجه می فرمایید که خداوند با آنها چه برخوردی د اشته است اما این قوم در زمان موسی (ع) چه تخلفاتی داشته و چطور ناسپاسی گرده اند .

ادامه دارد

 

۱ : دو نمونه از این جنایت را یادآور مى شوم : اول آن که صهیونیست ها بیست زن باردار فلسطینى را در روستاى دیر یاسین گرد آورده و شکم هاى آنان را با سر نیزه پاره کردند. دوم این که اهالى روستاى زیتونه را در مسجد گرد آوردند و سپس مسجد را با دینامیت منفجر و بر سر آنها خراب نموند.

اهمیت ویژه ی قدس – قسمت سوم

در دو قسمت گذشته برای پاسخ به این سوال کوشیدیم که چرا مسجد الاقصی قبله ی اول مسلمانان بود و چرا خداوند ، مسجد الاقصی در سرزمین بیت المقدس را به عنوان قبله ی مسلمانان انتخاب نمود و تا آنجا پیش رفتیم که باید بدانیم در داستان حضرت موسی و قوم یهود چه چیزی نهفته است ؟!

برای پاسخ به این سوال لازم میدانیم سابقه ی کوتاهی از یهود را بیان نمائیم :

ارتباط بنی اسرائیل با یهود :

بنی اسرائیل به فرزندان و نوادگان یعقوب گفته می‌شود.اسرائیل کلمه ای عبری به معنای بنده خدا و نیز لقب حضرت یعقوب است. از این رو به فرزندان و نوادگان او «بنی اسرائیل» می گویند.
آنها با رفتن یوسف به مصر و سپس رفتن دیگر فرزندان یعقوب به آنجا ، اولین سابقه ی حکمفرمایی را تجربه کرده و به صورت خاندانی پر جمعیت در مصر درآمدند .این جمعیت که فرزندان و نوادگان دوازده پسر یعقوب بودند، به بنی اسرائیل شناخته می‌شدند .
یوسف به هنگام وفات به برادران هشدار داد و گفت که از دنیا می رود و مردم مصر فرزندان یعقوب را نمی پذیرند . یوسف به آمدن موسی مژده داد و از خاندان خود خواست که تا زمان پیامبر موعود (موسی)که آنها را نجات دهد؛ به تکثیر نسل بپردازند. این مژده حدود ۴۰۰ سال بطول انجامید و بالاخره موسی ، بنی اسرائیل را که سالیان دراز مبتلا به شکنجه فرعون بودند ؛ رهانید و از سرزمین مصر بیرون برد .

افرادی را که امروزه به یهود تعبیر می‌کنند، در واقع بازماندگان قوم یهودا چهارمین فرزند از فرزندان حضرت یعقوب از قوم ایشان ( بنی اسرائیل ) هستند.
نام دیگر یهودا ” جودا ” نیز گفته شده است که گاهی شنیده میشود به خاطر همین نام ، برخی از یهودیان را جهودی نیز می نامند .

با توجه به تعریف فوق ناگفته پیداست که ارتباط قوم بنی اسرائیل و قبیله ی یهود ، به گونه ای است که هر یهودی از خاندان بنی اسرائیل شناخته می شود اما هر بنی اسرائیلی ، یهودی نیست ( دقت کنید ) و آنچه در قرآن مجید ، خطاب عام آمده است ، خطاب به بنی اسرائیل و فرزندان یعقوب و قوم پیامبرانی چون یوسف ، شعیب ، ایوب ، موسی و زکریا و یحیی و … است چرا که امید هدایت برخی ایشان نیز می رود اما خطاب های خاص و عتاب برانگیز قرآن مجید ، خطاب به قبیله ی یهود ( که بزرگترین قبیله از قوم بنی اسرائیل بود ) و مشرکان است که در نص صریح قرآن ، دشمن ترین افراد نسبت به مومنین معرفی شده اند آنجایی که در سوره ی مبارکه ی مائده آیه ی ۸۲ آمده است :

لتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَهً لِّلَّذِینَ آمَنُواْ الْیَهُودَ

و حتی در برخی آیات قرآن ، یهود از مشرکین در برخی صفات بد و رذائل ، پیشی گرفته تا جائیکه قرآن مجید در سوره ی مبارکه بقره آیه ی شریفه ی ۹۶ این قوم لجوج و خدا نترس را اینگونه معرفی می کند :

وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَیَاهٍ وَمِنَ الَّذِینَ أَشْرَکُواْ

که حتی در دنیا پرستی و حرص بر زندگی دنیایی از مشرکان ، پیشی گرفته اند .

 

در اینجا لازم است به حالات قبیله ی یهود ، قبل و بعد از نبوت حضرت موسی بپردازیم :

یهود قبل از موسی :

از زمان یعقوب تا یوسف :

چنان که در سوره یوسف آمده است ، یعقوب پیامبر (علیه السلام ) به همراه فرزندان خود از کنعان ( اردن – فلسطین ) به مصر هجرت کرد؛ زیرا در آن دوران فرزندش ‍ یوسف وزیر فرعون بود. فرعون به احترام یوسف ، زمین حاصل خیزى را به یعقوب و پسرانش بخشید . فرزندان یعقوب مدت زیادى در مصر اقامت گزیدند . تا اینکه یوسف از دنیا رفت و پس از یوسف مردم مصر فرزندان یعقوب را از حکومت به زیر کشده و در حق آنان ، ظلم ها و ستم روا داشتند .

از زمان یوسف تا شعیب و ایوب ( که همعصر با حیات موسی بوده اند ) :

آنچه که مشخص است و از تاریخ تولد این دو پیامبر ( ایوب و شعیب ) به دست می آید،مدتی با یکدیگر هم عصر بوده اند . اما اینکه حضرت ایوب در کجا و حضرت شعیب در کجا مردم را به خداوند یگانه دعوت می کرده اند جای کمی تامل و بحث دارد .

آنچه درباره ی حضرت شعیب مشخص بوده و بر اساس قرائن موجود به نظر می آید صحیح باشد ، اینست که ایشان در محدوده شمال آفریقا و نیز آسیای میانه و منطقه ی فعلی اردن و بیت المقدس مردم را به حق دعوت می کرده اند چنانکه در آیه ۸۴ تا ۸۶ سوره ی هود محل ” مدین ” جایگاه تبلیغی حضرت شعیب بوده است و نام فعلی این محل با توجه به نقل تفسیر نمونه ” معان ” بوده که همینک در کشور اردن واقع می باشد .
با توجه به پراکندگی بنی اسرائیل پس از یوسف در این مناطق ، می توان احتمال ضعیفی داد که حضرت شعیب بر بعضی بنی اسرائیل هم پیامبر بوده است اما آنچه مشخص است شهر مدین از قلمرو فرعونیان و محل ابتلای بنی اسرائیلیان به دور بوده است .

اما با توجه به محل مختلفی که منسوب به مقبره ی حضرت ایوب هست می توان جاهای مختلفی را برای زمان تبلیغ ایشان در طول ۱۴۰ سال عمری که خدواندن به وی داده بود ؛ در نظر گرفت . ( لازم به ذکر است عمر حضرت ایوب مورد اختلاف مورخین می باشد . برخی عمر وی را ۹۳ – ۱۴۰ – ۱۴۶ و یا ۲۲۶ سال هم ذکر کرده اند )

توجه :
در آیین یهود ، ایوب همعصر با موسی و یا طبق برخی نقل ها ، قبل از او بوده است . برخی از یهود ایشان ( ایوب ) را از نسل یعقوب پیامبر می دانند و برخی دیگر چون ابن میمون ِیهودی ، او را غیر بنی اسرائیلی می داند  . اما با توجه به آنچه در اعلام القرآن و نیز تفسیر نمونه جلد سیزدهم آمده است :

ایّوب فرزند افرص از نوادگان حضرت اسحق و نوه ابراهیم بود. مادرش دختر حضرت لوط بود و همسرش رحیمه دختر افرایم فرزند یوسف فرزند یعقوب بود ” و برخی هم وی را رییس بنی اسراییل می دانند و برخی هم این نظریه را رد می کنند . عده ای هم او را اهل روم می دانند اگرچه مشخص است که تولد ایشان در منطقه ای از مناطق شامات به نام ” جابیه ” بوده است . اطلاعات بیشتر را اینجا ببینید .

بنا بر این می توان دو فرضیه را مد نظر گرفت :

الف : در منطقه ی مصر تا زمان موسی پیامبر ی مبعوث نشده است .

ب : شعیب و ایوب هم از پیامبران بنی اسرائیل بوده اند .

که برای اثبات فرضیه ی اول نقل قرآن مجید که بنی اسرائیل را گرفتار آل فرعون بیان کرده است و نیز وصیت یوسف به بنی اسرائیل و مژده به پیامبریست که ۴۰۰ سال بعد می آید .

و برای اثبات فرضیه ی دوم نیز محل تبلیغ حضرت شعیب و حضرت ایوب ( مدین – جابیه – کنعان ) را می توان شاهد بر مدعا قرار داده چرا که قوم بنی اسرائیل محل سکونت اصلیشان در این مناطق بوده است .

حال ، چه ایوب و شعیب پیامبران بنی اسرئیل بوده اند و چه نبوده اند ؛ مردم این مناطق یعنی :

مدین ، جابیه و  کنعان و نیز مردم مصر به این بلائات مبتلا بوده اند :

برخی خصویاتی که مردم این عصر دار بوده اند عبارت است از :

۱ – ثروت فراوان

۲ – کم فروشی

۳ – مال و اولاد فراوان

۴ – نافرمانی از دستورات الهی

و اما بنی اسرائیل در زمان حضرت موسی که ان شا الله در قسمت چهارم به آن خواهیم پرداخت و اهمیت ویژه ی داستان موسی که پس از این مقدمه ی کوتاه ، پرداختن به آن با دریافت و درک بیشتری همراه خواهد بود .

 

منابع :
تفسیر المیزان
تفسیر نمونه
قاموس القرآن
تاریخ بلعمی
تاریخ انبیاء
تاریخ اورشلیم : سیدجعفر حمیدی
فلسطین از اشغال تا انتفاضه : مجید صفاتاج
سرزمین مقدس  : هارون و هومن ، انتشارات گوهر منظوم
مسئله‎ی فلسطین و ماهیت طرح صهیونیسم ، داشه الغنوشی :ترجمه سیدهای خسروشاهی
فلسطین در فراز و فرود تاریخ : دکتر عبدالله جاسبی
دنیا بازیچه ی یهود : آیت الله شیرازی رحمت الله علیه

در سر وهابیت چه می گذرد ؟!

 

قبل از ارائه ی قسمت سوم مطلب ” اهمیت ویژه ی قدس ” و از آنجایی که امروز هشتم شوال ، سالروز تخریب قبور ائمه ی بقیع می باشد ؛ بیان یک سوال و پاسخ به آن را ضروری می دانم :

چرا وهایت به بهانه ی برپایی سنت رسول اکرم  و نیز مبارزه با خرافات ، به تخریب قبوربزرگان دین و آثار اسلامی ، اقدام کرده اما در قبال بی حرمتی هایی به سایر سنن رسول اکرم و هتک حرمت به ساحت شریف حضرتش و نیز بی احترامی به آستان دین مبین و نیز هتک حریم قرآن کریم و سایر بی حرمتی ها ، سکوت اختیار کرده است ؟

چرا وهایت به بهانه ی برپایی سنت رسول اکرم  و نیز مبارزه با خرافات ، به تخریب قبوربزرگان دین و آثار اسلامی ، اقدام کرده اما در قبال بی حرمتی هایی به سایر سنن رسول اکرم و هتک حرمت به ساحت شریف حضرتش و نیز بی احترامی به آستان دین مبین و نیز هتک حریم قرآن کریم و سایر بی حرمتی ها ، سکوت اختیار کرده است ؟

 

همانگونه که شاهد هستید تنها هدف نهایی وهابیون ( که بر اساس مدارک و اسناد موجود زائیده و دست پرورده ی یهود هستند ) از بین بردن حقیقت دین مبین اسلام است .برای اینکار به چند مقدمه احتیاج دارند که اگر در آن موفق بودند به هدف خود خواهند رسید:


الف :به فرهنگ تبدیل کردن این جمله :
رسول اکرم تا زمانی قابل احترام بود که زنده بود لیک الان باید سنت او را زنده نگه داشت .
بارها از بزرگان وهابی بی احترامی های متعددی را نسبت به شخصیت عظیم الشان عالم سلام شنیده ایم و بی احترامی ” بن باز ” مفتی بزرگ وهابی ها و جمله ی معروفش زبانزد تمام جهان عرب می باشد

ب : ارائه ی بدعت هایی در دین مبین و نسبت دادن آن به سنت رسول الله .
تخریب قبور بزرگان و عدم تعمیر و آبادانی آنها – عدم زیارت رسول اکرم و شفیع قرار دادن ایشان و سایر بزرگان و …

ج : بزرگ جلوه دادن عالمان دینی و قدر علمایی که در قید حیاتند .
تا جاییکه شاهد بوده و هستیم که عالمان خود را تا برای عوام بزرگ جلوه می دهند .

د : بعد از حیات پیامبر ،  چون وحی و ارتباط با عالم بالا قطع شده است ؛ اجتهاد حرف اول را می زند و قرآن کتابی بود برای زمان حیات رسول خدا . نه کتابی برای تمام اعصار و همانطور که قرآن در بسیاری از مسائل مستحدثه ، حرفی برای گفتن ندارد ، باید برای امروز اجتهاد کرد .

کمی تأمل در فتاوای علمای وهابیون ، ما را به این نیجه رهنون خواهد بود

هـ : از بین بردن آثار اسلامی

و  امروز تفکر وهابیت با برنامه ای حساب شده ، برای از بین بردن اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله وسلم ، برپایی تمامی مقدمات فوق را لازم می داند و برای آن هزینه می کند . تا جائیکه متاسفانه برخی از اهل تسنن نیز بعضی از بدعتهای وهابیت را به عنوان سنت رسول خدا پذیرفته اند .
و ما باید از این مهم غاف نشویم که :

وقتی این تفکر و مقدمات فراگیر شد ، وهابیت در رسیدن به هدف خود ، بسیار موفق بوده است .

اما از آنجایی که زیارت و اقامه ی عزای اهل بیت عصمت و طهارت همانگونه که در سنت رسول گرامی اسلام آمده است ؛ موتور محرکه ی شیعه بوده و باعث بیداری اسلامی ، همواره با مخالفت و مبارزه ی وهابیت روبرو بوده است .

برای همین است که ایندو مهم یعنی زیارت و برپایی نام و یاد اهل بیت ، در منظر وهابیت ، از اعظم کبائر محسوب شده و با آن به مخالفت می پردازند .

آری وهابیت می داند که اگر نام اسد الله الغالب ،علی بن ابیطالب ، نام حسن بن علی المجتبی ، و یا نامی از حسین بن علی الشهید ، زنده بماند ؛ همواره احتمال تفکر اسلامی و بیداری اقوام می رود و باید این نامها و سیره ی ایشان ، محو شود . به همین خاطر است که از همان ابتدای آغاز رسالت پیامبر اسلام ، دست یهود برای محو وجود شریف این بزرگوارن و نیز سیره ی ایشان دیده می شود .
همچنانکه در شهادت حضرت حسین علیه افضل السلام ، دست یهود و توطئه ی آنها به وضوح دیده می شود و یا تفکری که برای تخریب کربلا و مرقد
حضرت حسین علیه افضل السلام در زمان متوکل ملعون به چشم می خورد ، سرچشمه ی تفکر یهود بوده که به جهت ترس از بیداری اسلامی اعمال شد و امروز هم در قالب وهابیت شکل گرفته است و به تخریب اماکن مذهبی و زیارتی شیعه من جمله تخریب در سامرا ، مبادرت می ورزند .همچنین از بین بردن مراسم و مجالس برپا شده برای اهل بیت عصمت و طهارت در نقاط مختلف دنیا من جمله پاکستان ، هندوستان ، ایران و عراق ، در رأس فعالین وهابیت بوده است .

به قول بزرگ بنیانگذار انقلاب اسلامی مان ، حضرت امام خمینی رحمت الله علیه :

” این خون سید الشهدا است که خونهای همه ملت های اسلامی را به جوش می آورد “

که تامل در این جمله خود یاری دهنده بر شناخت تفکری است که می خواهد ، از قیام ملت ها در امان باشد و امروز نیز ” بیــداری اسلامــی ” تنها مخالفانش ، به وضوح برای افکار روشن مشخص می باشد که چه کسانی با این بیداری ، مخالفند و چرا مخالفند ؟!
یک طرف این ” بیــداری اسلامــی ” در یمن ، بحرین وهابیت است و طرف دیگر این ” بیــداری اسلامــی ” در مصر ، لیبی و تونس ، رژیم صهیونیستی و آمریکا .

اگر به دقت در این سطور تأمل نمائیم می یابیم که اگر برای وهابیون عمل به سنت رسول خدا مهم بود باید

* در مقابل ظلم جهانی ، اعلام قیام می کردند ( کونو ا للظالم خصما )

* از حقوق مردم مظلوم فلسطین دفاع می کردند ( و للمظلوم عونا )

* در مقابل هتک حریم رسول گرامی اسلام و محکومیت اهنت کنندگان ، اقدام می کردند

* در مقابل بی احترامی به حریم قرآن عزیز ، اعلام انزجار می کردند

و هزاران باید دیگر …


اگر به دقت بنــگریم ” تخریب قبـــور ائــمه ی بقـیـع ” به دست وهابیت به حقیــقت جز خاموش کردن نور الهی ، چیز دیگری نیست . و چه ساده اندیشند و چه به اشتباه می روند چرا که هیچگاه چنین نتوانند کرد چرا که حضرت حق جلّ و علا ، نهایت تلاش ایشان عبث دانسته است آنجا که در کتابش فرموده :

” یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ  “

 

 

فرا رسیدن این روز و
هتک حریم رسول گرامی اسلام
که با تخریب قبــور فرزندانش در بقیع
صورت گرفته است را محضر حضرت ولی الله الاعظم
و تمامی شیعیان ایشان تسلیت عرض می نماییم .
امید است که در اولین روزهای ظهور در پروژه بازسازی حرم امامان بقیع
از اولین ، شرکت کنندگان بوده و امید است که به دعای امام مجتبی علیه السلام
خدمتگزاری آستان ایشان و مادر بزرگوارشان و سایر امامان بقیع ، نصیبمان گردد. آمیـن

 

اهمیت ویژه ی قدس – قسمت دوم

در قسمت قبل ، برای ورود به بحث چند نکته و پس از آن یک سوال را مطرح کردیم که لزوم پرداختن به بحث برایمان روشن شود .برای پاسخ به سوال قسمت قبل باید به یک نکته ، توجه خاص داشته باشیم .

نکته : در قرآن ، داستان حضرت موسی و قومش ،‌بیشترین رکورد را به خود اختصاص داده و به قول مقام معظم رهبری دام ظله العالی ” واقعاً قرآن گنجینه عظیمى از تجربه موسوى براى ماست

با توجه به این نکته و نیز شواهد و قرائن موجود در تعیین کعبه به عنوان قبله ی مسلمین ، آنهم پس از گذشت ۱۵ سال از بعثت پیامبر اسلام ، کانون توجه رسمی مسلمانان قبل از آن ، به سمت مرکز یهودیان ، قرار داشته تا تمامی توجهات به سوی چنین نقطه ای جلب شود .

با توجه به اینکه :

الف : بیشترین داستان انبیاء در قرآن مربوط به حضرت موسی و قوم آن بوده است و
ب : مسلمانان بعد ۱۵ سال تغییر قبله داده اند ( در سال دوم هجرت )

می توان دریافت که خداوند خواسته است بیت المقدس و مسجد الاقصی را کانون توجه قرار دهد .

دو نکته هم دوستان بزگوارم جناب آقای جواد زاده و نیز جناب آقای سید احساس شمس در راستای پاسخ به سوال جلسه ی قبل بیان کردند که مطالعه ی آنها مفید بوده و توصیه می شود

یادآوری مهم :
آنچه گفته می شد دلیل حتمی و بیان قطعی فلسفه ی حکمت الهی به دلیل تعیین قبله به سوی مسجد الاقصی نیست و ما به هیچ عنوان فلسفه ی حکمت های الهی برایمان مشخص نبوده و تا ظهور حضرت ولی الله الاعظم ،‌مشخص نخواهد شد .

 

چرا سرزمین بیت المقدس ؟

با توجه به بررسی تاریخ انبیاء و آنچه امروزه از حضور آنان در مناطق مختلف به دست می آید اینست که پراکندگی انبیاء الهی در این قسمت ها مشهود بوده است :

الف : شمال و شمال شرقی و نیز جنوب شرقی آسیا

با مراجعه به ذیل کلمه ی یاجوج و مأجوج و مقابله جناب ذوالقرنین با آنها به این مهم دست می یابیم ( مراجعه به تفسیر المیزان جلد سیزدهم / صفحه  ۴۱۱ – همچنین برای مطالعه ی بیشتر در این زمینه به این لینک مراجعه نمایید )

ب : منطقه ی آسیای میانه و شمال غربی تا جنوب غربی آسیا

با توجه به آنچه در تاریخ انبیاء از جمله انبیاء اولوالعزم آمده است پراکندگی انبیاء در این نقاط دیده شده است :

  • زرتشت و ذو القرنین در ایران ، روسیه ، افغانستان و ترکیه و یونان
  • ابراهیم ، یعقوب ، اسحاق ، شعیب ، داوود و سلیمان در بیت المقدس و اردن
  • نوح ، لوط ، یونس ، صالح و هود در عراق
  • یحیی ، زکریا در سوریه و لبنان
  • حضرت ابراهیم ، اسماعیل و حضرت محمد در عربستان

ج : شمال شرقی اروپا

  • موسی ، هارون ، ارمیا ، الیاس و عیسی

د : شمال آفریقا

  • موسی ، هارون ، الیاس ، یوسف ، شعیب

که در این تصویر پراکندگی انبیاء با ستاره های قرمز رنگ نشان داده شده است :

 


که با توجه به تصویر و مستندات ، پراکندگی بیشتر انبیاء در قسمت بیت المقدس و اورشلیم بوده است .

حال این سوال مطرح است که چرا انبیاء بیشترین حضور را در این قسمت از کره ی زمین داشته اند ؟
که چندین جواب محتمل است :

الف : بیشترین نافرمانی ها از دستوارت الهی در این قسمت بوده است ! ( نافرمانی های نمرودیان از دستورات الهی و نافرمانی های یهود از دستورات موسی )

ب : این منطقه مهد تمدن و پیشرفت های علمی بوده است !( پیشرفت هایی علمی که بواسطه ی آموزش های حضرت موسی برای قومش حاصل شد )

ج : حیات در این منطقه و گستردگی جمعیت نسب به سایر تقاط زمین بیشتر بوده است !( اولین انسانهای صاحب تمدن ، این منطقه را برای زندگی خود انتخاب کردند )

د : در این نقطه قرار است اتفاق خاصی بیفتند !( کشته شدن شیطان در بیت المقدس به دست حضرت رسول اکرم )

هـ : در این نقطه اتفاق خاصی افتاده است ! ( اولین گروه خداپرستان ۴۰۰۰ سال قبل از میلاد در این نقطه گرد هم آمدند و شهر مقدس را بنا کردند )

 

حال بنا به کدام دلیل خداوند تمامی اذهان را متوجه قدس کرده است،مشخص نیست؛ اما با توجه به آنچه در مقدمه گفته شد و اشاره ی موکّد قرآن به داستان حضرت موسی ، احتمال آن می رود که با توجه به عبرت هایی که در داستان حضرت موسی برای دنیا و آخرت تمامی انسانها نهفته ست ، این مهم صورت گرفته باشد .

در داستان حضرت موسی و قوم یهود چه چیزی نهفته است ؟!

این سوالیست که در قسمت های بعدی به آن خواهیم پرداخت .

 

منابع :

تفسیر المیزان/علامه طباطبایی
تفسیر نمونه / نظارت : آیت الله مکارم شرازی
قاموس القرآن / آیت الله قرشی
تاریخ بلعمی / ابوعلی محمد بن محمد بلعمی
تاریخ انبیاء / نویسندگان مختلف من جمله سید هاشم رسولی محلاتی
تاریخ اورشلیم : سیدجعفر حمیدی
فلسطین از اشغال تا انتفاضه : مجید صفاتاج
سرزمین مقدس  : هارون و هومن
مسئله‎ی فلسطین و ماهیت طرح صهیونیسم ، داشه الغنوشی :ترجمه سیدهای خسروشاهی
فلسطین در فراز و فرود تاریخ : دکتر عبدالله جاسبی

اهمیت ویژه ی قدس – قسمت اول

ارتباط “مسئله ی قدس و انقلاب اسلامی” و نیز شعاری که در سالهای دفاع مقدس بر زبان رزمندگان اسلام جاری می شد که “راه قدس از کربلا می گذرد“و یا اینکه “چرا جمهوری اسلامی ایران همواره روی مسئله قدس و مسلمانان فلسطین متمرکز بوده است ” و همچنین اینکه  “چرا حضرت امام خمینی رحمت الله علیه از قدس به عنوان مسئله ی اول جهان اسلام یاد می کنند ، همواره سوال برای نسل جوان امروز بوده است .

پاسخ به این سوال ها به یک مطالعه ی کامل و مفصل در تاریخ یهود احتیاج دارد تا اهداف اصلی یهود از زمان ایجاد تا به امروز مشخص شود . این مطالعه  چون تخصصی می باشد شاید برای کسانی که به دنبال جواب سوال های خود هستند و حال مطالعه هم ندارند ؛‌کمی کسل کننده باشد . در این مختصر در چندین قسمت به حول و قوه ی الهی قصد بر اشاره به نکاتی را داریم که مطالعه کننده از آن حداکثر استفاده را برده و یا با مطالعه ی آن به تفکر مجبور شود . لازم به ذکر است قبل از شروع این بحث ، لزوم پرداخت به آن را با بیان چند نکته و یک سوال شروع می کنیم.

نکات :

۱ – وقتی حضرت حق جلّ و علا اراده به نمایاندن زمین نمود ، اولین مکانی که از آن پرده برداری کرد ،‌ سرزمین بطحاء و محل فعلی مسجد الحرام بود که در پیشینه ی تاریخی ما به ” دحوالارض ” معروف می باشد .

۲ – با توجه به نص صریح قرآن همانطور که در سوره ی مبارکه آل عمران آیه ی ۹۶ (إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّهَ مُبَارَکًا وَهُدًى لِّلْعَالَمِینَ) اولین خانه ای که برای عبادت مردم بنیان گذاشته شد ، بیت الله الحرام در مکه است .

۳ – پیشینه ی تاریخی بنای خانه ی خدا به حضرت آدم علیه السلام باز می گردد و پیشینه ی بنای مسجد الاقصی طبق برخی از نقل ها به جناب سلیمان و طبق برخی دیگر نقل ها به جناب داوود ،‌پدر حضرت سلیمان باز می گردد .

۴ – انبیاء الهی مامور به مراعات در حقوق این خانه بوده اند .

با توجه به این نکات و توجه به این مهم که حضرت حق ، تمام کارهایش بر اساس حکمت مطلق است که گاهی فلسفه ی این حکمت بر بندگانش روشن بوده و گاهی نیز ، آن فلسفه معلوم نیست این سوال مطرح می شود که :

¤ چرا خداوند ، با عظمت و قداستی که کعبه داشت،‌ مسجد الاقصی را که مرکز تجمع مسیحیان و یهودیان بوده و مرکز عبادی آنها محسوب می شد ؛ ‌قبله ی مسلمانان قرار داد ؟

لطفا تا نگارش قسمت بعدی  ، کمی در این سوال تامل فرموده و اگر پاسخی برای آن داشتید ،‌حتما ارائه فرمایید .

 

منابع :

تفسیر المیزان/علامه طباطبایی
تفسیر نمونه / نظارت : آیت الله مکارم شرازی
قاموس القرآن / آیت الله قرشی
تاریخ بلعمی / ابوعلی محمد بن محمد بلعمی
تاریخ انبیاء / نویسندگان مختلف من جمله سید هاشم رسولی محلاتی
تاریخ اورشلیم : سیدجعفر حمیدی
فلسطین از اشغال تا انتفاضه : مجید صفاتاج
سرزمین مقدس  : هارون و هومن
مسئله‎ی فلسطین و ماهیت طرح صهیونیسم ، داشه الغنوشی :ترجمه سیدهای خسروشاهی
فلسطین در فراز و فرود تاریخ : دکتر عبدالله جاسبی