ازدواج موقت فقط در مواقع ضرورت !

ازدواج موقت فقط در مواقع ضرورت !

برداشت حقیر از حدیثی که در ادامه ی مطلب ملاحظه می فرمائید و نیز احادیث مشابه ، این است که ازدواج موقت برای مردان فقط در مواقع ضرورت اجازه داده شده است . چند سال پیش در مطلبی که نوشتم اشاره داشتم به اینکه نگاه تحلیلی به ازدواج موقت در اسلام ، ما را به این نکته رهنمون می سازد که در مکتب اهل بیت – علیهم صلوه الله – نگاه به ازدواج موقت نگاه توصیه ای نیست بلکه ازدواج موقت یک تجویز از جانب اسلام عزیز است آنهم برای کسی که مضطر بوده و شرایط ازدواج دائم را ندارد . ادامه ی مطلب

من که جگرم خنک شد،شما هم حظ ببرید از خواندن این روایت !

من که جگرم خنک شد،شما هم حظ ببرید از خواندن این روایت !

دو سال از سالهای شروع طلبه گی ام میگذشت که عالم وارسته مرحوم آیت الله میانجی اعلی الله مقامه الشریف فرش اقامت در سرای باقی پهن نموده و از سرای فانی رخ بر بستند .

آیت الله میانجی رحمت الله علیه
آیت الله میانجی رحمت الله علیه

عالمی که شاید فقط سه بار ایشان را درک کردم اما خیلی ایشان را مهربان و دوست داشتنی یافتم .

روزی که این حدیث را نقل می کردند شاگردان و منبری ها اشک می ریختند .

امشب بر حسب مطالعه این حدیث را در کتاب شریف وسائل الشیعه ج ۱۲ ص ۷۰ دیدم و یاد نقل مرحوم آیت الله میانجی افتادم .

خیلی روایت ، روایت زیبایی است …

من که روحم جلا پیدا کرد .

شما هم حظ ببرید از خواندن این روایت : ادامه ی مطلب

مقام عظمای حضرت فاطمه سلام الله علیها در کلام امام خمینی رحمت الله علیه

مقام عظمای حضرت فاطمه سلام الله علیها در کلام امام خمینی رحمت الله علیه

داشتم سخنان حضرت امام خمینی رحمت الله علیه درباره ی حضرت زهرا علیها سلام رو در صحیفه ی نور مطالعه می کردم.
به جمله ای بر خوردم که واقعا جای تأمل دارد .
جمله ای با عظمت در خصوص شخصیت عظمای عصمت الله الکبری حضرت زهرا علیها سلام الله .
امام خمینی در صحیفه ی نور درباره ی بانوی دوسرا اینگونه می فرماید ۱ : ادامه ی مطلب

یک توصیه برای طلبه هایی که در فضای مجازی مشغول فعالیت هستند !

یک توصیه برای طلبه هایی که در فضای مجازی مشغول فعالیت هستند !

علاوه بر این، ابزارهای تسهیل‌کننده، مثل رایانه‌ها و ارتباطات اینترنتی و فضای مجازی و سایبری هم که الان در اختیار شماست. اگر بتوانید اینها را یاد بگیرید، میتوانید یک کلمه حرف درستِ خودتان را به هزاران مستمعی که شما آنها را نمیشناسید، برسانید؛ این فرصت فوق‌العاده‌ای است؛ نبادا این فرصت ضایع شود. اگر ضایع شد، خدای متعال از من و شما روز قیامت سؤال خواهد کرد: از فرصت این همه جوان، این همه استبصار، این همه میل و شوق به دانستن، شما برای ترویج معارف اسلامی چه استفاده‌ای کردید؟ نظام اسلامی یک چنین خدمتی به ما معممین و روحانیون کرده. مگر میتوانیم خودمان را کنار بگیریم؟

بیانات در دیدار علما و روحانیون خراسان شمالی

پی نوشت :

لازمه ی حضور در فضای مجازی به جهت استفاده ی درست و اثر گذار از آن ، به دست آوردن یک شناخت جامع و کامل از وقایعی ست که در فضای سایبر در حال رخ دادن است و نیز باید به حقایق این فضا اشراف کامل داشت و بعد از اشراف و درک این وقایع و حقایقِ گاها تلخ ، مکانیزم استفاده را کاملا آموخته باشیم تا بتوانیم مصداق فرمایش رهبری عزیز باشیم که فرمودند :

” میتوانید یک کلمه حرف درستِ خودتان را به هزاران مستمعی که شما آنها را نمیشناسید، برسانید ”

 

حلال کنید . حتی شما ! (۲)

سلام بر تو همراه صمیمی !

عازم مسافرت هستم .

از تو و همه ی دوستان و آشنایان عزیزم صمیمانه حلالیت می طلبم .

بدی هایم را به خوبی هایتان ببخشید که بخشش از بزرگان است .

دعایم کنید .

دعایتان می کنم .

یا علی

 

 

 

 

حلال کنید .حتی شما !

عشق بین المللی

از وقتی بچه بودم او را می شناسم .

موبد رشید خورشیدیان
موبد رشید خورشیدیان

خوش اخلاق است و خوش مشرب .
یک موبد زرتشی است و پایبند به کسب روزی حلال .
به قول خودش گاهی قرآن و سوره ی حمد و قل هو الله را هم می خواند .
دیروز بعد از مدتها همدیگر را دیدیم .
از وقتی ملبس شده بودم من را ندیده بود.
نشستیم و حدود یک ساعتی با هم گپ زدیم.
صحبت از عزاداری های ماه محرم شد .
می گفت : وقتی بچه بودیم خوب بخاطر دارم که در خانه رادیویی داشتیم لامپی که گرامافون هم داشت .
وقتی ماه محرم میشد پدرم که رییس بانک ملی در یزد بود می گفت : دست به گرامافون نزنیم و تا دو ماه محرم و صفر گرامافون تعطیل بود.
در خلال صحبت هایش جمله ی همیشگی اش را تکرار کرد .
علیرغم اینکه قبلا از امام سوم شیعیان به امام حسین علیه السلام یاد می کرد اینبار هر وقت صحبت می کرد میگفت حضرت اباعبد الله علیه السلام
گفت : ما زرتشیان هم به حضرت اباعبدالله افتخار می کنیم .
اصلا ایشان فامیل ما زرتشتیان است که چرا همسرشان را از ایران انتخاب کردند و این افتخاریست که نصیب ما ایرانیان شد .

در پایان صحبت هایش گفت : دوست دارم باهم یکبار برویم کربلا و امیدوارم خدا قسمتم کند !

با شنیدن مجدد جمله ی این موبد عزیز زرشتی یاد شعر دوستمان افتادم که شعری را برای حضرت اباعبدالله الحسین سروده بود و ایشان را ” عشق بین المللی ” خطاب کرده بود .

پی نوشت :
جدیثی از امام صادق علیه السلام دیدم که به نقل از رسول گرامی اسلام چنین فرموده بودند »

إن حب علی قُذف فی قلوب المؤمنین ، وإن حب الحسن والحسین قُذف فی قلوب الناس

محبت امیرالمومنین نشانه ی ایمان است و اما کسی که محبت حسنین ندارد ایمان که هیچ، هیچ ندارد !

و باز امام صادق علیه السلام فرمودند :

هرگاه خداوند خیری را برای بنده اش اراده کند ،محبت امام حسین را در قلبش قرار می دهد !

 

کربلاء المقدسه

اعمال قدرت و شدت از سوی حاکمیت از منظر اسلام

این روزها ایام امتحانات رو سپری می کنم و خیلی وقت نوشتن ندارم . به این چند خط اشاره ای می کنم و رد می شوم .daa0749dc43f7b41954bf2662abcbc12
العاقل یکفیه الاشاره
سوال اینجاست که آیا دین مبین اسلام،با اساس قدرت و شدت عمل موافق است یا خیر؟!
و وقتی پاسخ به این سوال روشن باشد ، جواب آن عده که در زمان غیبت قائل به تشکیل حکومت نیستند بس واضح است چراکه قدرت بما هو قدرت برای مسلمانان حاصل نمی شود الا به تشکیل حکومت !

در جواب باید گفت :اسلام به یک معنا قدرت را تبلیغ کرده است و آن قدرت، قدرتی ست که همه صفات‏ عالی انسانیت برمی‏خیزد، و قدرتی که از آن، مهربانی و رحم و شفقت و احسان و دیگر صفات عالی انسانیت برمی‏خیزد.

در اسلام بدون شک دعوت به قدرت و توانائی شده است و نص قرآن و احادیث ما گواه بر ایم معناست.
دیگران هم که در موضوع اسلام مطالعه کرده‏ اند، اسلام را در میان ادیان به این مشخصه شناخته‏ اند که هیچ دینی به اندازه اسلام پیروان‏ خود را به قوت و قدرت دعوت نکرده است.

ویل دورانت در جلد یازدهم‏ کتاب تاریخ تمدن که اختصاص به تاریخ تمدن اسلام دارد، این جمله را می‏گوید: ” هیچ دینی به اندازه اسلام، مردم را به قدرت و قوت دعوت‏ نکرده است “.

در این زمینه در قرآن مطالب فرادانی دیده میشود .

۱ – در خطاب الهی به حضرت یحیی آمده است : ” « یا یحیی خذ الکتاب بقوه »”
۲ – « و کاین من نبی قاتل معه ربیون کثیر فما وهنوا لما اصابهم فی سبیل الله‏ و ما ضعفوا و ما استکانوا و الله یحب الصابرین »”
چه بسیار پیامبرانی‏ که مردانی الهی همراه آنان جنگیدند و با باطل نبرد کردند و هرگز سستی‏ پیدا نکردند و ضعف نشان ندادند و خداوند مقاومت کنندگان را دوست‏ می‏دارد.
۳ – « ان الله یحب الذین یقاتلون فی‏ سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص »”
خداوند مردمی را که در راه او می‏جنگند و مانند دیواری روئین و فلزی که هیچ قدرتی نمی‏تواند آنها را از جا بکند و حرکت دهد ایستادگی می‏کنند، دوست دارد.
۴ – « محمد رسول الله و الذین معه اشدا علی الکفار رحما بینهم »

[insetleft title=” “]ویل دورانت در جلد یازدهم‏ کتاب تاریخ تمدن که اختصاص به تاریخ تمدن اسلام دارد، این جمله را می‏گوید: ” هیچ دینی به اندازه اسلام، مردم را به قدرت و قوت دعوت‏ نکرده است[/insetleft]

 

” شجاعت ” در اسلام یک حقیقت ممدوح است عزت یعنی مقامی منیع‏ داشتن و در آن حد قدرت داشتن که کسی نتواند انسان را خوار و ذلیل کند، در اسلام امری ممدوح است. ببینید قرآن راجع به مقابله با دشمن چه می‏گوید:
۵ – « و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوکم »”
در مقابل دشمن تا آن حد نهائی قدرتتان نیرو تهیه‏ کنید که دشمن هرگز نتواند به شما طمع ببندد.
در آیه دیگری می‏فرماید:
۶ – « و قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم و لا تعتدوا ان الله لا یحب‏ المعتدین »”
با کسانی که با شما نبرد می‏کنند به نبرد بپردازید ولی تجاوز نکنید. ”
یا در جای دیگر می فرماید :
۷ – فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّی تَفِیءَ إِلَی أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا

عبارات « و لا تعتدوا » و یا عبارت « حتب تفیئ الی امر الله » یعنی با دشمن هم که نبرد می‏کنید حق و عدالت را هرگز فراموش نکنید و تا جایی بجنگید که تسلیم امر خدا شدند که اگر چنین شد نباید ادامه دهید .
برخی مفسرین گفته‏ اند که در نبرد با دشمن  تا آن وقت ادامه دهید که دشمن نبرد را ادامه می‏دهد.
اگر دشمن گفت: ” تسلیم ” و اسلحه را زمین گذاشت، شما دیگر اسلحه بکار نبرید، که این اعتداء و تجاوز است.
پیرمردها را نکشید، بچه‏ ها و زنها را نکشید و متعرض آنها نشوید، به کسی که از میدان جنگ بیرون رفته است‏ کاری نداشته باشید، فقط با کسی که با شما نبرد می‏کند در کمال نیرومندی‏ نبرد کنید. اینها یک سلسله دستورهاست که در قرآن مجید هست که باز هم‏ آیاتی شبیه به این آیات، در قرآن وجود دارد.

چرا ما غافل باشیم ؟!

بدون مقدمه :
آیا شیطان هم توبه می کند ؟
آیا خداوند توبه ی او را می پذیرد ؟
پس تکلیف این همه گناهی که مردم بواسطه وسوسه های او انجام داده اند چه می شود ؟

در پاسخ به سوالات فوق باید گفت :

۱ – شیطان هم اگر بخواهد می تواند توبه نماید .

۲ – اگر برود و بر قبر حضرت آدم سجده نماید .

۳ – اما تکلیف اینهمه گناه که توسط مردم صورت گرفته است ، چه می شود ؟ باید گفت :

الف : شیطان هم یک دعوت کننده است و کسی را بزور به گناه مجبور نکرده است . در آیات قران به این مضمون اشاره شده است که شیطان در روز قیامت وقتی با اعتراض مردم مواجه می شود که به او می گویند : تو ما را گمراه ساختی ؛ می گوید : صد و بیست و چهار هزار پیامبر شما را به نیکی و وحدانیت دعوت کردند و من هم به بدی و گناه ،  چرا دعوت آنها را نپذیرفتید و سخن من را قبول کردید ؟ !! من هیچ تسلطی به شما نداشتم .فقط و فقط یک دعوت کننده بودم .

ب: اگر هم  بنا به توبه باشد  شاید موفق نشود

بنا بر نقل رایج وقتی یزید از امام سجاد خواست که به او چیزی یاد دهند که توبه اش پذیرفته شود ، امام سجاد به او فرمودند : نماز غفیله بخوان و وقتی حضرت زینب سلام الله علیها پرسیدند که چرا راه توبه را به او نشان دادی ، ایشان (امام سجاد ) فرمودند : عمه جان ! یزید موفق به خواندن نماز غفیله و توبه نخواهد شد .

تاریخ گواه زیبائیست بر این مطلب که یزید وقتی قصد کرد نماز غفیله بخواند دل درد گرفت و موفق به خواندن نماز غفیله نشد  .

بر فرض اینکه شیطان هم موفق به توبه شود باید به خاطر معاصی که انجام داده پاک شود و عذاب ببیند . در روایات آمده است : گاهی بنده ای به خاطر گناهی از گناهانش پنجاه سال ( و در برخی روایات سیصد سال ) طعم تلخ عذاب را چشیده و سپس پاک شده و به بهشت می رود .

شاید این سوال پیش آید که اگر خدوند توبه را پذیرفته پس چرا دیگر عذاب ؟

در پاسخ به این سوال نیز باید گفت :

خداوند هر حقی را که مخصوص به خودش بوده و با گناه تضییع شده باشد را با توبه محو می سازد اما بارها فرموده است گناهانی مثل حق الناس را به هیچ وجه از نامه ی اعمال محو نمی سازد . پس شاید منظور از چشیدن طعم عذاب و سپس به بهشت رفتن نیز شامل همین دسته روایات باشد .

به هر حال اگر شیطان بر قبر آدم علیه السلام سجده نماید خداوند توبه اش را می پذیرد اما آیا  شیطان موفق به توبه می شود  یا خیر ؟ آنرا باید گفت :

فقط خدا می داند

و اینکه نحوه ی عذاب کشیدنش چگونه باشد بازهم باید گفت :

فقط خدا می داند
باتوجه به سوالات فوق و پاسخ آنها به
رحمت واسعه الهی
پی میبریم که :
حتی شیطان امیدوارست

پس چرا ما غافل باشیم …..

هندسه نماز؛ آیا واقعا نماز معراج مومن است ؟!

ziaazari
استاد شهریار ضیاء آذری

روزهای اولی که سر کلاس ایشان را می دیدم با خودم می گفتم چه صدای آشنایی دارد .
کمی که زمان گذشت فهمیدم قاری قرآن هم بوده است.
بیشتر که شناختمش فهمیدم در مسابقات کشوری مقام نفر اولی را هم در کارنامه ی خود دارد.
بیشتر که گذشت فهمیدم حدود سی سال در زمینه ی ادبیات عرب نیز زحمت کشیده است .
در طول یک ترم خیلی از او یاد گرفتم.
استادی که سر کلاس درس به شیوه ی اجتهادی تدریس می کند و دأبش در تدریس،دأب فضلای حوزه است.
استاد شهریار ضیاء آذری از آذری های با صفاست.
باسواد،خوش کلام و …

توفیقی بود که پنچشنبه ی گذشته خدمت ایشان بودم.
صحبت از صفات مومنین و تفسیر سوره ی مومنون بود.
در تفسیر آیه ی دوم این سوره از هندسه ی نماز مطالب خواندنی ای را فرمودند .
ما حصل این مطالب خواندنی در تفسیر آیه دوم سوره ی مومنون که می فرماید :
“الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ” و نیر حدیث شریف نبوی که می فرماید : “الصَلاَهُ مِعرَاجُ المُومن” نماز معراج مومن است ؛ به شرح ذیل است :

۱ – در حج واجب وقتی حاجی به مکه وارد می شود و سپس از مکه خارج می شود حداقل سه مرتبه خانه ی خدا را طواف می کند .هر طوافی ۷ دور دارد که جمعا حاجی ۲۱ باز دور کعبه می گردد .

۲ – کعبه ۴ ضلع دارد و طی حدیث شریف امام صادق علیه السلام در من لا یحضره الفقیه به این دلیل ۴ ضلع دارد که به محاذاه ( در مقابل ) بیت المعمور در آسمان قرار گرفته است .

۳ – بیت المعمور بنایی ست که طی حدیث شریف نبوی در شب معراج ۵۰ هزار سال قبل از خلقت آسمان ها و زمین از یاقوت احمر بنیان شده و فرشتگان به دور آن در آسمان طواف می کنند .
متن حدیث بدین شرح است :

قال رسول الله صلى الله علیه وآله: لما عرج بی إلى السماء وانتهیت فی المسیر مع جبرئیل إلى السماء الرابعه فرأیت بیتا من یاقوت أحمر، فقال لی جبرئیل: یا محمد هذا البیت المعمور خلقه الله قبل خلق السماوات والارض بخمسین ألف عام، فصل فیه، فقمت للصلاه، وجمع الله النبیین والمرسلین، فصفهم جبرئیل فصلیت بهم….
بحار الانوار علامه مجلسی جلد ۳۶ صفحه ۱۵۵

۴ – بیت المعمور هم ۴ ضلع دارد و هر ضلع آن بر یک جمله استوار است .
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمودند: کعبه چون یک خانه مکعب شکل است، کعبه نامیده شده است.یعنی چهار دیوار دارد، یک سطح و یک کف، لذا مکعب می شود.

آنگاه فرمودند : سرّ این که چهار دیوار دارد آن است که بیت المعمور دارای چهار دیوار و چهار ضلع است. بیت المعمور دارای چهار ضلع است، چون عرش خدا چهار ضلع دارد و عرش خدا دارای چهار ضلع است، چون کلماتی که معارف الهی بر آن کلمات استوار است، چهار کلمه می باشد; «سبحان الله و «الحمد لله و «لا اله الاّ الله و «الله اکبر. تسبیح است و تهلیل و تحمید است و تکبیر. این حدیث انسان را از عالم «طبیعت به عالم «مثال و از عالم مثال به عالم «عقل و از عالم عقل به عالم «اِله می برد و با آنها آشنا می کند.

 ۵ – تعداد تسبیحات اربعه در نمازهای پنجگانه بدین شرح است :

نماز صبح = ۰
نماز ظهر = ۶
نماز عصر = ۶
نماز مغرب = ۳
نماز عشاء = ۶

که جمعا می شود ۲۱ مرتبه .

حالا وقتی حدیث شریف نبوی که فرمودند : الصلاه معراج المومن را می خوانیم شاید این هندسه ی نماز در کنار این حدیث برای ما کمی معنای بیشتری داشته باشد که مومن در نماز با تکرار این جملات ( تسبیحات اربعه ) و ساختار خاصی که خدا به ما یاد داده است ؛ به گرد کعبه ای می گردد که به محاذاه بیت المعمور است و بیت المعور نیز به محاذاه عرش الهی قرار گرفته است .

به عبارتی شاید خدا می خواهد به ما اینگونه بیاموزد که با نماز باید به گرد ولی نعمت خود بگردیم

آرزوی حبیب بن مظاهر در عالم برزخ !

در یکی از جلسات درس عمومی استاد بزرگوارمان حضرت آیت الله میرزا احمد مجتهدی از آرزوی حبیب مظاهر می فرمودند.آیت الله مجتهدی رحمت الله علیه
صحبت از اهمیت مجلس روضه و گریه ی بر امام حسین علیه السلام بود.
ایشان می فرمودند :
حبیب بن مظاهر علیه السلام را در عالم رویا دیدند.
از او پرسیدند آیا آرزویی هم داری؟
حبیب بن مظاهر فرموده بود :
آروز دارم زنده بشم و برم تو مجلس مصیبت اباعبدالله ، بشینم و گریه کنم…

پی نوشت ۱:
استاد رحمت الله علیه می فرمودند :
نفس حضور در مجلس روضه یکی از عبادات مهم است …

پی نوشت ۲ :
گوشه ای از وصیت نامه ی استاد :

«از طلاب مدرسه حلالیت می طلبم، آقایان مدرسین انشاءالله با جدیت تمام به درسها مشغول باشند و مقبره حقیر در خود مدرسه است. انشاءالله شب های سینه زنی چند نفر کنار قبر حقیر روضه بخوانند و طلب مغفرت نمایند.»

خلیفه ی دوم در جنگ احد

استراتژی پیامبر اسلام در جنگ احد با نظارت خاص در چینش نیروها از جمله  تعیین عبد الله بن جبیر به عنوان مسئول حفاظت از تنگه ی سوق الجیشی احد و تاکید بر عدم ترک تیراندازان حتی در صورت پیروزی در جنگ ؛ حاکی از اهمیت فوق العاده ی این جنگ پس از جنگ بدر است و اهمیت آن زمانی بیشتر می شود که قریش برای انتقام جنگ بدر ، در این میدان حاضر شده بود .

اما متاسفانه تاریخ اسلام از جمله معتبرترین کتب اهل سنت ، نام برخی از بزرگان صحابه را در زمره ی کسانی آورده اند که پس از شدت گرفتن جنگ و زخمی شدن پیامبر اسلام و امیر ایمانیان علی بن ابیطالب ـ علیهما صلوه الله ـ  پیامبر را تنها گذاشته و به جهت حفظ جان خود ، معرکه را ترک کردند .

ازجمله ی این افراد می توان به خلیفه ی دوم اشاره کرد که پیامبر را در معرکه رها کرده و به بالای کوه احد پناه گرفت .
بزرگانی از اهل سنت هچون فخر رازی در تفسیر کبیرش جلد نهم صفحه ی ۵۰ و ۵۲ و نیز بخاری در جامع الصحیح جلد سوم ۴۳۲۲ ص ۱۵۶ همچنین طبری ذیل تفسیر سوره ی آل عمران در جامع البیان عن تفسیر القرآن صفحه ی ۳۲۷  به این مطلب اشاره کرده اند .
متن روایات به صورت اسکن شده از کتب برادران اهل سنت بدین شرح است :

بر اساس آنچه طبری در تفسیر خود آورده است جناب عمر در روز جمعه هنگام خطبه خواندن، سوره آل عمران را مى‌خواند تا رسید به این آیه: «آنان که روز برخورد دو لشکر به شما پشت کرده و گریختند » سپس گفت: روز اُحُد پس از آن که شکست خوردیم، من فرار کردم و از کوه بالا مى‌رفتم به طورى که احساس کردم که همانند بزکوهى پرش و خیزش دارم و به شدت تشنه شده بودم، شنیدم مردى مى‌گفت: محمد کشته شد، ‌‌گفتم: هر کس بگوید محمد کشته شد، او را مى‌کشم، به کوه پناه آورده و همه بالاى کوه جمع شدیم، در این هنگام بود که این آیه نازل شد.
لما کان یوم أحد هزمناهم، ففررتُ حتى صعدت الجبل، فلقد رأیتنی أنزو کأننی أرْوَى والناس یقولون:”قُتل محمد”! فقلت: لا أجد أحدًا یقول:”قتل محمد”، إلا قتلته!. حتى اجتمعنا على الجبل، فنزلت:”إن الذین تولوا منکم یوم التقى الجمعان

و این در حالی است که نص صریح قرآن در سوره ی انفال آیات ۱۵ و ۱۶ درباره فرار از جنگ می فرماید :

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا زَحْفًا فَلَا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبَارَ.
وَمَنْ یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفًا لِقِتَالٍ أَوْ مُتَحَیِّزًا إِلَى فِئَهٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ

اى اهل ایمان! هنگامى که با کافران در حالى که بر ضد شما لشکرکشى می ‏کنند روبرو مى‏شوید، به آنان پشت نکنید [و نگریزید.] و هر کس در آن موقعیت به آنان پشت کند [و بگریزد] سزاوار خشمى از سوى خدا شود و جایگاهش دوزخ است ودوزخ بازگشت‏گاه بدى است مگر جهت ادامه نبرد بادشمن، یا پیوستن به گروهى [تازه نفس از مجاهدان براى حمله به دشمن‏] باشد.

 

پی نوشت :
خلیفه ی اول و سوم نیز در این جنگ حضور داشته و ایشان نیز در زمره ی کسانی بودند در ترک میدان جنگ به جناب عمر اقتدا کرده و میدان را رها کردند در حالیکه خلیفه ی دوم شجاع ترین این سه تن بود !

۱ – ام المومنین عایشه رضی الله عنها می گوید : پدرم هرگاه به یاد احد می افتاد می گریست و می گفت : من اول کسی بودم که بعد از فرار به پیامبر ملحق شدم در حالیکه دیدم دندانهای جلوی آنحضرت شکسته شده ، صورتش شکافته و حلقه های زره در بدنش فرو رفته بود .

حَدَّثَنَا أَبُو دَاوُدَ، حَدَّثَنَا ابْنُ الْمُبَارَکِ، عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ یَحْیَى بْنِ طَلْحَهَ بْنِ عُبَیْدِ اللَّهِ، قَالَ: أَخْبَرَنِی عِیسَى بْنُ طَلْحَهَ، عَنْ أُمِّ الْمُؤْمِنِینَ عَائِشَهَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا قَالَتْ: کَانَ أَبُو بَکْرٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ إِذَا ذَکَرَ یَوْمَ أُحُدٍ بَکَى، ثُمَّ قَالَ: ذَاکَ کُلُّهُ یَوْمُ طَلْحَهَ، ثُمَّ أَنْشَأَ یُحَدِّثُ، قَالَ: کُنْتُ أَوَّلَ مَنْ فَاءَ یَوْمَ أُحُدٍ فَرَأَیْتُ رَجُلًا یُقَاتِلُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ دُونَهُ، وَأُرَاهُ قَالَ: یَحْمِیهِ، قَالَ: فَقُلْتُ: کُنْ طَلْحَهَ حَیْثُ فَاتَنِی مَا فَاتَنِی، فَقُلْتُ: یَکُونُ رَجُلًا مِنْ قَوْمِی أَحَبَّ إِلَیَّ وَبَیْنِی وَبَیْنَ الْمَشْرِقِ رَجُلٌ لَا أَعْرِفُهُ، وَأَنَا أَقْرَبُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مِنْهُ، وَهُوَ یَخْطَفُ الْمَشْیَ خَطْفًا لَا أَخْطَفُهُ، فَإِذَا هُوَ أَبُو عُبَیْدَهَ بْنُ الْجَرَّاحِ، فَانْتَهَیْنَا إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَقَدْ کُسِرَتْ رَبَاعِیَتُهُ، وَشُجَّ فِی وَجْهِهِ وَقَدْ دَخَلَ فِی وَجْنَتَیْهِ حَلْقَتَانِ مِنْ حِلَقِ الْمِغْفَرِ.(الطیالسی البصری، سلیمان بن داود أبو داود الفارسی (متوفای۲۰۴هـ)، مسند أبی داود الطیالسی، ج ۱، ص ۳، ناشر: دار المعرفه – بیروت.)

۲ – ابن عبد البر از بزرگ عالمان اهل ست در کتاب الاستیعاب فی معرفه الاصحاب جلد سوم صفحه ی ۱۰۷۴ در باب ترک میدان جنگ توسط جناب عثمان بن عفان این چنین نوشته است :
عثمان بن عفان و دو نفر از انصار به نام‌هاى عقبه بن عثمان و سعد بن عثمان و افرادى از بنى زریق گریختند تا به کوه جلعب در اطراف مدینه رسیدند و سه شبانه روز در آن جا ماندند، سپس نزد پیامبر (ص) بازگشتند….

عقبه بْن عثمان بن خلده بن مخلد بن عامر بْن زریق الأَنْصَارِیّ الزرقی،شهد بدرا هُوَ وأخوه أَبُو عباده، وسعد بْن عُثْمَان. قَالَ ابْن إِسْحَاق: وقد کَانَ الناس انهزموا عَنْ رسول الله صلى الله علیه وسلم- یعنی یَوْم أحد- حَتَّى انتهى بعضهم إِلَى المنقى دون الأعوص، وفر عُثْمَان بْن عَفَّان، وعقبه بن عثمان، وسعد بْن عُثْمَان- أخوان من الأنصار- حَتَّى بلغوا الجبل مما یلی الأعوص، فأقاموا بِهِ ثلاثا، ثُمَّ رجعوا إِلَى رَسُول اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فزعموا أن رَسُول اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ [لهم] لقد ذهبتم بها عریضهً

 

مهم ترین مرزبندی در ایمان و اسلام !

طی حدیثی که شیخ حر عاملی در کتاب وسائل الشیعه جلد اول صفحه ۱۷ به نقل از امام صادق علیه السلام در بیان حدود ایمان آورده است ، دوستی با دوستان اهل بیت و دشمنی با دشمنان ایشان از جمله ی مرزبندی های ایمانی است .

[insetleft title=””]عن عجلان أبی صالح قال : قلت لأبی عبدالله أوقفنی على حدود الإیمان
فقال علیه السلام :
۱-شهاده أن لا إله إلا الله
۲-وأن محمدا رسول الله (صلى الله علیه وآله)
۳-والإقرار بما جاء من عند الله
۴-والصلاه
۵- و الخمس
۶-وأداء الزکاه
۷-وصوم شهر رمضان
۸-وحج البیت
۹-وولایه ولینا
۱۰-وعداوه عدونا
۱۱-والدخول مع الصادقین .[/insetleft]
عجلان ابی صالح از امام صادق علیه السلام سوالی مبنی بر آگاهی یافتن از حدود ایمان می پرسد که حضرت یازده بند در معرفی مرزبندی ایمان مشخص می فرمایند .
بند ۹ و ۱۰  در این حدیث همین دو مورد فوق است .

ناگفته پیداست که دوستی با دوستان اهل بیت و دشمنی با دشمنان ایشان در “پذیرفتن ولایت اهل بیت” خلاصه می گردد.
به عبارتی پذیرش ولایت اهل بیت زمانی تحقق پیدا می کند که علاوه بر فرمانبرداری از ایشان ، اعلام برائت از دشمنان و دوستی با دوستان ایشان ، در درون موالی محقق گردد .

خدا رحمت کند مرحوم استاد بزرگوار حضرت آیت الله آقا مجتبی تهرانی را .
ایام ماه صفر بود و دهه گی ایشان هم به بحث ایمان اختصاص داشت .
آنجا حدیثی را فرمودند که اعم از حدیث مذکور و نیز تکمیل کننده ی آن بود .
این حدیث را مرحوم شیخ حر عاملی در وسائل آورده است که امام باقر علیه السلام فرمودند :
[insetright title=””] بُنی الإسلام على خمس : على الصلاه ، والزکاه ، والصوم ، والحج ، والولایه ، ولم یناد بشیء کما نودی بالولایه[/insetright]

 

اسلام بر ۵ پایه بنا شد .
نماز، زکات ، روزه ، حج و ولایت
سپس امام یاقر علیه اسلام فرمودند :
و سفارش به هیچکدام از موارد پنچگانه همانند سفارش بر ولایت نیست .

نکته : در حدیث اول حدود ایمان و در حدیث دوم حدود اسلام  بیان شده است .
مرزبندی های دین مبین و شریعت محمدی برای ایمان بیشتر از مرزبندی های برای اسلام است و همانگونه که مشخص است هر مومنی لزوما مسلمان است اما هر مسلمانی لزوما مومن نیست .

نکته : وقتی در مجموعه ی بزرگتر چیزی دارای اهمیت بیشتری باشد ؛ آن چیز در مجموعه ی کوچکتر نیز از همان درجه ی اهمیت بالا برخوردار است و بناءً علیهذا ولایت در ایمان ، افضل و اهم از سایر مرزبندی هاست .

پی نوشت :  ما همه مون به این اصل معتقدیم . اما باید ببینیم این اصل چقدر در درون ما عملیاتی شده !؟