دستور اخلاقی مرحوم آیت الله العظمی صافی گلپایگانی برای در امان ماندن از بیماری های آخر الزمان

آنزمانی که با شیوع بیماری مهلک آنفلونزای نوع ( A ( H1N1 تعدادی از هموطنانمان جان باختند در آبان ماه سال ۱۳۸۸ از محضر آیت الله العظمی ملا علی صافی گلپایگانی رحمت الله علیه ( که بر اساس وصیت مرحوم آیت الله العظمی بهجت ، بیت ایشان تحت اشراف آن بزرگوار بود ؛ )سوالی پرسیدم  که چطور از این بلا در امان باشیم ( و البته توفیق شد که به لطف دوست بزرگوارمان ، نواده ی ایشون محمود آقای کمیلی ، از پشت تلفن صدای ایشان را هم شنیدم )که در پاسخ اینگونه فرمودند :

« بسم الله الرحمن الرحیم
فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّی لَکُم مِّنْهُ نَذِیرٌ مُّبِینٌ
پس به سوى خدا بگریزید که من شما را از طرف او بیم‏دهنده‏اى آشکارم
سوره ی الذاریات آیه ۵۰
سلام علیکم
علاوه بر اینکه رعایت نکات بهداشتی توصیه می گردد،توکل به خداوند متعال در راس همه ی امور و پس از آن ، توسل به حضرت ولی عصر ارواحنا فداه و نیز نوشتن عریضه به حضرتش ، ان شاءالله الرحمن مفید فایده خواهد بود .والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته »

پی نوشت : به اعتقادم این دستور ، یک دستور کلی است که در صورت رعایت آن ، ما را از همه ی بلایای آخر الزمان محفوظ می دارد .
دیگر ویروس عجیب و غریب ” ابولا ” که جای خود دارد ….!

خلیفه ی دوم در جنگ احد

استراتژی پیامبر اسلام در جنگ احد با نظارت خاص در چینش نیروها از جمله  تعیین عبد الله بن جبیر به عنوان مسئول حفاظت از تنگه ی سوق الجیشی احد و تاکید بر عدم ترک تیراندازان حتی در صورت پیروزی در جنگ ؛ حاکی از اهمیت فوق العاده ی این جنگ پس از جنگ بدر است و اهمیت آن زمانی بیشتر می شود که قریش برای انتقام جنگ بدر ، در این میدان حاضر شده بود .

اما متاسفانه تاریخ اسلام از جمله معتبرترین کتب اهل سنت ، نام برخی از بزرگان صحابه را در زمره ی کسانی آورده اند که پس از شدت گرفتن جنگ و زخمی شدن پیامبر اسلام و امیر ایمانیان علی بن ابیطالب ـ علیهما صلوه الله ـ  پیامبر را تنها گذاشته و به جهت حفظ جان خود ، معرکه را ترک کردند .

ازجمله ی این افراد می توان به خلیفه ی دوم اشاره کرد که پیامبر را در معرکه رها کرده و به بالای کوه احد پناه گرفت .
بزرگانی از اهل سنت هچون فخر رازی در تفسیر کبیرش جلد نهم صفحه ی ۵۰ و ۵۲ و نیز بخاری در جامع الصحیح جلد سوم ۴۳۲۲ ص ۱۵۶ همچنین طبری ذیل تفسیر سوره ی آل عمران در جامع البیان عن تفسیر القرآن صفحه ی ۳۲۷  به این مطلب اشاره کرده اند .
متن روایات به صورت اسکن شده از کتب برادران اهل سنت بدین شرح است :

بر اساس آنچه طبری در تفسیر خود آورده است جناب عمر در روز جمعه هنگام خطبه خواندن، سوره آل عمران را مى‌خواند تا رسید به این آیه: «آنان که روز برخورد دو لشکر به شما پشت کرده و گریختند » سپس گفت: روز اُحُد پس از آن که شکست خوردیم، من فرار کردم و از کوه بالا مى‌رفتم به طورى که احساس کردم که همانند بزکوهى پرش و خیزش دارم و به شدت تشنه شده بودم، شنیدم مردى مى‌گفت: محمد کشته شد، ‌‌گفتم: هر کس بگوید محمد کشته شد، او را مى‌کشم، به کوه پناه آورده و همه بالاى کوه جمع شدیم، در این هنگام بود که این آیه نازل شد.
لما کان یوم أحد هزمناهم، ففررتُ حتى صعدت الجبل، فلقد رأیتنی أنزو کأننی أرْوَى والناس یقولون:”قُتل محمد”! فقلت: لا أجد أحدًا یقول:”قتل محمد”، إلا قتلته!. حتى اجتمعنا على الجبل، فنزلت:”إن الذین تولوا منکم یوم التقى الجمعان

و این در حالی است که نص صریح قرآن در سوره ی انفال آیات ۱۵ و ۱۶ درباره فرار از جنگ می فرماید :

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا زَحْفًا فَلَا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبَارَ.
وَمَنْ یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفًا لِقِتَالٍ أَوْ مُتَحَیِّزًا إِلَى فِئَهٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ

اى اهل ایمان! هنگامى که با کافران در حالى که بر ضد شما لشکرکشى می ‏کنند روبرو مى‏شوید، به آنان پشت نکنید [و نگریزید.] و هر کس در آن موقعیت به آنان پشت کند [و بگریزد] سزاوار خشمى از سوى خدا شود و جایگاهش دوزخ است ودوزخ بازگشت‏گاه بدى است مگر جهت ادامه نبرد بادشمن، یا پیوستن به گروهى [تازه نفس از مجاهدان براى حمله به دشمن‏] باشد.

 

پی نوشت :
خلیفه ی اول و سوم نیز در این جنگ حضور داشته و ایشان نیز در زمره ی کسانی بودند در ترک میدان جنگ به جناب عمر اقتدا کرده و میدان را رها کردند در حالیکه خلیفه ی دوم شجاع ترین این سه تن بود !

۱ – ام المومنین عایشه رضی الله عنها می گوید : پدرم هرگاه به یاد احد می افتاد می گریست و می گفت : من اول کسی بودم که بعد از فرار به پیامبر ملحق شدم در حالیکه دیدم دندانهای جلوی آنحضرت شکسته شده ، صورتش شکافته و حلقه های زره در بدنش فرو رفته بود .

حَدَّثَنَا أَبُو دَاوُدَ، حَدَّثَنَا ابْنُ الْمُبَارَکِ، عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ یَحْیَى بْنِ طَلْحَهَ بْنِ عُبَیْدِ اللَّهِ، قَالَ: أَخْبَرَنِی عِیسَى بْنُ طَلْحَهَ، عَنْ أُمِّ الْمُؤْمِنِینَ عَائِشَهَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا قَالَتْ: کَانَ أَبُو بَکْرٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ إِذَا ذَکَرَ یَوْمَ أُحُدٍ بَکَى، ثُمَّ قَالَ: ذَاکَ کُلُّهُ یَوْمُ طَلْحَهَ، ثُمَّ أَنْشَأَ یُحَدِّثُ، قَالَ: کُنْتُ أَوَّلَ مَنْ فَاءَ یَوْمَ أُحُدٍ فَرَأَیْتُ رَجُلًا یُقَاتِلُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ دُونَهُ، وَأُرَاهُ قَالَ: یَحْمِیهِ، قَالَ: فَقُلْتُ: کُنْ طَلْحَهَ حَیْثُ فَاتَنِی مَا فَاتَنِی، فَقُلْتُ: یَکُونُ رَجُلًا مِنْ قَوْمِی أَحَبَّ إِلَیَّ وَبَیْنِی وَبَیْنَ الْمَشْرِقِ رَجُلٌ لَا أَعْرِفُهُ، وَأَنَا أَقْرَبُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مِنْهُ، وَهُوَ یَخْطَفُ الْمَشْیَ خَطْفًا لَا أَخْطَفُهُ، فَإِذَا هُوَ أَبُو عُبَیْدَهَ بْنُ الْجَرَّاحِ، فَانْتَهَیْنَا إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَقَدْ کُسِرَتْ رَبَاعِیَتُهُ، وَشُجَّ فِی وَجْهِهِ وَقَدْ دَخَلَ فِی وَجْنَتَیْهِ حَلْقَتَانِ مِنْ حِلَقِ الْمِغْفَرِ.(الطیالسی البصری، سلیمان بن داود أبو داود الفارسی (متوفای۲۰۴هـ)، مسند أبی داود الطیالسی، ج ۱، ص ۳، ناشر: دار المعرفه – بیروت.)

۲ – ابن عبد البر از بزرگ عالمان اهل ست در کتاب الاستیعاب فی معرفه الاصحاب جلد سوم صفحه ی ۱۰۷۴ در باب ترک میدان جنگ توسط جناب عثمان بن عفان این چنین نوشته است :
عثمان بن عفان و دو نفر از انصار به نام‌هاى عقبه بن عثمان و سعد بن عثمان و افرادى از بنى زریق گریختند تا به کوه جلعب در اطراف مدینه رسیدند و سه شبانه روز در آن جا ماندند، سپس نزد پیامبر (ص) بازگشتند….

عقبه بْن عثمان بن خلده بن مخلد بن عامر بْن زریق الأَنْصَارِیّ الزرقی،شهد بدرا هُوَ وأخوه أَبُو عباده، وسعد بْن عُثْمَان. قَالَ ابْن إِسْحَاق: وقد کَانَ الناس انهزموا عَنْ رسول الله صلى الله علیه وسلم- یعنی یَوْم أحد- حَتَّى انتهى بعضهم إِلَى المنقى دون الأعوص، وفر عُثْمَان بْن عَفَّان، وعقبه بن عثمان، وسعد بْن عُثْمَان- أخوان من الأنصار- حَتَّى بلغوا الجبل مما یلی الأعوص، فأقاموا بِهِ ثلاثا، ثُمَّ رجعوا إِلَى رَسُول اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فزعموا أن رَسُول اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ [لهم] لقد ذهبتم بها عریضهً

 

یه روزی ما هم بیدار میشیم !

یه روزیغسالخانه
همه مون
روی این سنگ می خوابیم
و غسال
با اون لیف سفید و بلندش
برامون
لالایی می خونه !
انگار نمی دونه که بیدار شدیم و دیگه خوابمون نمیبره
پی نوشت : بدا به حال کسایی که تو این دنیا دل آدما رو لرزوندنو خوابو از چشاشون گرفتن !

ارزشش رو نداشت …

کنار خیابون وایستاده بودم منتظر تاکسی
دیدم یه پراید اومد کنار خیابون پارک کنه
رانندگیه بسیار آرام راننده ی پراید توجه منو به خودش جلب کرد
یه مرد جوون تقریبا ۴۰ یا ۴۵ ساله با چهره ی بسیار درب و داغون اما در عین حال گرم و دوست داشتنی
داشت سعی میکرد ماشینشو پارک کنه که آروم ماشینش خورد به یه ۲۰۶ که رانندش توش نشسته بود و از قضا یه خانوم جوونی هم بود
یه آقای حدودا ۳۰ ساله هم که مثل من منتظر تاکسی بود تا دید که این پراید از عقب زد به ۲۰۶ ، نمی دونم چرا ( ولی شاید به خاطر جلب توجه راننده ی ۲۰۶ ) ولی شروع کرد به غرغر کردن به راننده ی پراید که :
خُب ماشین سواری بلد نیستی چرا سوار میشی و یه چنن تا از این متلکا !
خانومه هم دید یه نفر داره ازش طرفداری می کنه زبون درآورد و …
راننده ی پراید بدون اینکه چیزی بگه به سختی از ماشینش پیاده شد
دوتا عصاش رو زد زیر بغلش و …
وقتی پیاده شد هم اون آقاهه و هم اون خانومه جفتشون زل زده بودند تو صورت راننده ی پراید و انگار که شوکه شده بودند.

راننده ی پراید رو کرد به اون پسره و گفت :lkjn
معلولیت دارم و بعضی وقتا که با این جسم بیمارم خیلی تو این ترافیک می مونم دیگه توان رانندگی ندارم
الانم دیگه توانش رو نداشتم
داشتم با دقت پارک می کردم که یه کم استراحت کنم تا بتونم تجدید قوا کنم و به راهم ادامه بدم که این اتفاق افتاد.خیلی ببخشید. عمدی نبود.حلالم کنید

اون آقا و اون خانوم جوان شرمنده شده بودند از بی اخلاقی خودشون
احساس میکردم دلشون می خواد زمین دهن باز کنه برن تو زمین !

پی نوشت : می دونم اون آقای ۳۰ ساله و اون خانوم جوون خیلی خجالت کشیدند . الهی هیچوقت جای اون خانوم آقا قرار نگیریم . بعضی وقتا نمی دونیم که اصلا ارزشش رو نداشت …

دامنه ی تبلیغات اثرگذار یهود تا به کجا ؟!

متاسفانه بارها از برخی بچه مذهبی ها شنیدم که وقتی صحبت از مسئله ی مردم مسلمان فلسطین می شود می گویند ما کمک می کنیم اما آیا می دانید که بیشتر مسلمانان فلسطین سنی ناصبی ( کسانی که به اهل بیت عصمت و طهارت اهانت می کنند ) هستند ؟
به این عکس توجه فرمائید و دامنه ی تبلیغات یهود را ببینید که تا متن اعتقادات برخی شیعیان نیز نفوذ کرده اند .
در صف اول نماز در این عکس اکثر بانوانی که مشاهده می شوند از شیعیان بوده که در کنار سایر اهل تسنن به نماز ایستاده اند .


امام خمینی رحمت الله علیه فرمودند : مسئله ی قدس ، مسئله ی اول جهان اسلام است .
مسلما یهودیها برای کمرنگ جلوه دادن اهمیت این موضوع به هر وسیله ی تبلیغاتی چنگ خواهند زد .
ما نباید غافل باشیم و تحت تاثیر این تبلیغات قرار بگیریم .

مرگ بر آمریکا

اخیرا cpanel دامین های دات آی آر رو بر اساس قوانین نقطه چین ایالت متحده ی آمریکا بلاک میکنه و به اونها سرویس نمیده
مجبور شدم دامنه ی قبلیم رو فعال کنم
البته دامنه ی دات آی آر هم فوروارد هست روی دات نت اما خب اذیت شدیم این دو روزه
به هر حال چه تحریم کنند چه نکنند فریادمان بلند است :

مرگ بر آمریکا
الموت لإمریکا
Down with USA

حلال کنید .حتی شما !

بالاخــــره پس از مدتها انتظار و به لطف حضرت ام البنین سلام الله علیها
قرار است روزهای پایانی ماه صفر
کربلائــــــی شویـــم .

بچه تر که بودم ، می گفتم :
یا کربلا نمی روم یا اگر بروم نباید زنده برگردم
و بر این عقیده هم استوار بودم .
می خواستم معرفتم به اندازه ای برسد که وقتی رفتم کربلا
دیگر بر نگردم
اما چند روز پیش داشتم خاطرات حاج آقا منصور ارضی را مرور می کردم
دیدم حاج آقا منصور ارضی
با آن همه یال و کوپال
رفت کربلا
و سالم برگشت .
ما که دیگر عددی نیستیم .

می ترسم که با عار بروم و رسواتر برگردم .
خدا کند که اینطور نباشد .
اگر امام حسین علیه السلام ما را نخریدند ، زنده بودن فایده ای ندارد .

از همین جا از همه ی دوستان عزیزی که در عرصه ی نت
مدتها با هم بودیم
و یا به گردن هم
به اندازه ی یک سلام و علیک
حق شرعی داریم
تقاضا دارم :
این کمترین را حلال فرموده و از دعای خیر خود بی نصیب مگذارند .
در ازای حلالیت شما ، کنار مضجع شریف اباعبد الله الحسین دعاگویتان هستم و برایتان دو رکعت نماز می خوانم .
مطمئن باشید .

آقایان :
یا ایها العزیز ( علیرضا آ )
خیبر شکن ( میثم ترابی )
اسکالپل
( احمد رضا بیضایی)
جناب شیدا ( علی رمضانی )
آب و آتش ( تقی دژاکام )
کشکول عشق ( حسین بور بور)
محمد حسین مسعودی ( بسیج بصیر )
خسرو شیرچی ( خسرو شیرچی )
تخته سیاه ( مجید مبلغ )
انعکاس ( احمد کار آمد )
هلوع ( یوسف راء )
جانبازان شیمیایی  ( سید هادی کسائی زاده )
راستگویی – دانایی – نظم ( اکبر جواد زاده )
عکاس مسلمان ( سید شهاب واجدی )
دوئل ( میثم محمد حسنی )
بچه شیعه ( رضا فتاحی )
ستایشگران ( قاسم آریانی )
روضه العباس ( عباس قبادی )
سائل فاطمه سلام الله علیها (علی انصاری )
بچه های قلم ( مهدی نیکخواه )
میکرو بلاگ شیعه ( عادل جمالی )
احسان محمدی ( اولین وبلاگ را برایم ساخت )
محب ولایت ( محمد رضا نقدی پری )
مکتب المهدی ( احسان میرزایی )
جویای حقیقت ( حسین غضنفری )
چهار چوب  ( سیـد )
شهرام امیری
علی خدادادی
احسان رحیمی مهر
سیروس اسنقی
امین مهدی ممدوح
یوسف عزیزی
شهاب مرادی
روح الله بلوردی
حسین نخـلی
سید امیر حسین هاشمی
سلمان زرکوب
ابراهیم کاشی
فرهاد رحمتی
علی هاشمی زاده
سید مجتبی پیموده
مجید مطلوب
علی شایق

 

خانم ها :
آچی آپاچی
الـهدی
نرگسی
حوریب
سیصد و سیزده بهشتی
قصر شیرین
آوا
گاه گویه های من
خط خطی های من
حرف دل
سمانه کمالی
یک وجب دل
خودم و خدا
کیمیای قلم
زیباترین شکیب
فریبا قلی زاده
قیاما
برای امروز ، فردا ، همیشه ام

اگر عزیزانی از قلم افتادند بر حافظه ی ضعیفم ببخشایند . دو رکعت نماز هم برای کسانی که نامشان از قلم افتاد به جا خواهم آورد .
دعا کنید آدم برگردیم .

تصویری از سید احمد خمینی(ره) + دیدگاه و برخی سخنان

حتما لازم نیست سالروز درگذشت یادگار حضرت امام باشد و روحش را شاد کنیم .
شادی روح پر فتوح حضرت امام خمینی و یادگارش که یکی از گنیجه های اسرار انقلاب بود ،صلواتی را هدیه نمائیم:
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
توجه شما را به گوشه ای از سخنان مرحوم حاج احمد آقا درباره ی مقام معظم رهبری که در کتاب “دیدگاه ها” به چاپ رسیده است ؛ جلب مینمایم :

با امام پیمان می­بندیم که لحظه ای از پشت سر رهبری عزیز انقلاب حضرت آیت الله خامنه­ ای دور نباشیم. چرا که یکی از شاگردان عزیز امام رهبر عزیزمان است، این بزرگ مردی که امروز سکان این کشتی را در دست گرفته و این بزرگ مردی که ما در پشت سر او پوزه ی آمریکا را به خاک خواهیم کشید.

در دیدار با اولین گروه از آزادگان – ۲۹/۵/۱۳۶۹

هیچکس حق شکستن حریم رهبری را ندارد. حرمت رهبری نظام اسلامی، از اصول خدشه ناپذیر انقلاب اسلامی ماست. همه باید به دستوران رهبری عمل کنند.

در دیدار با گروهی از آزادگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی – ۷/۸/۱۳۶۹

ما امروز موظف هستیم پشت سر مقام رهبری حضرت آیت­ الله خامنه­ ای حرکت کنیم، هر چه ایشان گفت گوش کنیم. اگر روزی حرکت ما با حرکت ولی نخواند بدانید که نقص از ماست. اگر امروز اختلاف موجب شود که به اقتدار ولی صدمه بخود گناه بزرگی مرتکب شده­ ایم. ما امروز اختلاف را از هیچ کس نمی­ پذیریم. اگر روزی از پشت سر ولی فقیه کنار رویم و اگر ولی فقیه نفوذ کلمه­ اش کم شود چه گناه بزرگی مرتکب خواهیم شد. تمام زحمات ملت عزیز، شهدا و امام از بین می­رود، تمام سختی هایی که در طول مبارزه متحمل شدید همه اینها از بین می­رود. ما باید سعی کنیم اتحادمان را حفظ کنیم و پشت سر ولی فقیه حرکت کنیم.

در دیداد با خانواده شهدای کشتار خونین در قم در ۱۹ دی ۱۳۵۶ – ۱۹/۱۰/۱۳۶۹

امروز رهبر، دولت و نظام بعنوان شاخص حق در مقابل کل باطل در دنیا وجود دارند و ما باید پشت سر رهبرمان تمام موانع را از سر راهمان برداریم و امروز که امام در میان ما نیست باید صفوف مان را متحدتر و تلاشمان را بیشتر و حمایت­هایمان را از رهبری و مسئولان نظام بیشتر کنیم.

در دیدا با مدیران کمیته­ های امداد امام خمینی در سراسر کشور – ۲۵/۱۰/۱۳۶۹

امروز همه باید متحدتر، محکم­ تر و قاطع­ تر پشت سر رهبری باشیم و نگذاریم که رهبرمان احساس تنهایی کنند همانطور که نگذاشتند امام (س) احساس تنهایی کند. “اطاعات از خامنه ­ای، اطاعت از امام است” هر کس منکر این معنا شود، مطمئن باشید در خط امام نیست. و هر کس بگوید که اطاعت از امام غیر از اطاعت از حضرت آیت­الله خامنه ­ای است در خط آمریکاست.

همانطور که امام با یک اشاره، شما مردم را به خیابان ها و جبهه­ ها فرا می­ خواند، امروز، مهیا هستیم که با یک اشاره رهبری به خیابان ها و جبهه­ ها سرازیر شویم.

من بعد از رحلت امام با خدا و امام عهد کرده­ام که کوچکترین قدمی را علیه رهبری و برخلاف رهبری و حتی خلاف میل رهبری برندارم و اگر شما مردم هم چنین پیمانی را تجدید کنید، مطمئن باشد که ما در تمام زمینه­ ها بر آمریکا پیروز می­ شویم.

در مراسم آغاز جشن­ های دهه فجر – ۱۲/۱۱/۱۳۶۹

وظیفه همه ما نمایندگان مجلس خبرگان این است که با تمام وجود حافظ آرمان های نظام باشیم. امروز بحمدالله نظام ما را فردی رهبری می­کند که برای دفاع از آرمانهای امام و اسلام از تمامی توانایی­ هایشان مایه گذاشته­ اند و باید با تأیید و حمایت خودمان، راه را برای رهبری ایشان همواره کنیم.

در اجتماع نمایندگان دومین دوره مجلس خبرگان رهبری – ۱/۱۲/۱۳۶۹

ما امروز باید همه متحد باشیم، امروز باید در کنار نظام مان پشت سر رهبری قرار بگیریم، رهبر ما شاگرد امام است. رهبر ما از چهره­ های شناخته شده انقلاب که سالیان سال در زندانهای ر‍ژیم سفاک پهلوی به سر برده از افرادی است که در طول انقلاب خدمات زیادی کرده و در جبهه­ ها بوده، در خود جبه­ ها مستقیماً جنگیده پس باید افتخار کنیم که چنین رهبری داریم و همگی پشت سر او حرکت کنیم و مقابل قدرت جهنمی آمریکا خواهیم ایستاد. در مقابل قدرت جهنمی غرب و شرق خواهیم ایستاد و از آرمانهای اماممان دفاع می­کنیم.

در دیدار با پرسنل شهربانی جهموری اسلامی ایران – ۱۳۶۹

 

دشمن ۱۰۰% قصد بمباران جماران را دارد

متن این صحبت را خودم از مرحوم آقای سید احمد خمینی یادگار حضرت امام شنیدم که در سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی در مجلسی بیان می کردند . ایشان می فرمودند :

آقای ری شهری وزیر اطلاعات وقت نامه ای را با درجه فوق سری با دست خط خود ، برای حضرت امام خمینی ارسال کردند و دادند آقای … (که من الان اسمش رو فراموش کردم ) آورد و داد خدمت امام .

عباراتی که حاج احمد آقا می فرمودند را دقیقا به خاطر دارم .ایشان می فرمودند : آقای ری شهری در نامه بعد از سلام نوشته بودند :


” طبق اطلاعات موثق ما ظرف امروز یا فردا ، دشمن ۱۰۰% قصد بمباران جماران را دارد . تقاضای عاجزانه ی حقیر :شمارا به جان زهرای اطهر اجازه دهید از جان شما حفاظت گردد .”

فکرش را بکنید .امام مطلع می شوند که قرار است جماران بمباران شود . برای خود من خیلی جالب بود که بدانم عکس العمل حضرت امام در مقابل نامه ی آقای ری شهری و قسمی که داده بودند ، چه بوده است .

مرحوم حاج احمد آقا می فرمودند :

غرضم از بیان این خاطره آرامش عجیب و حالت حضرت امام است . امام در پایین نامه ی آقای ری شهری چند بیت شعر نوشتند و نامه را هم به آقای ری شهری ندادند .

ظاهرا خود مرحوم حاج احمد آقا این حالت امام برایشان خیلی ملموس بود . با یک حسی می گفتند :

من می خواهم اون حالت امام رو بگم

و بعد شعر رو خوندند برامون .

بر در میکده ام رقص کنان خواهی دید ، پای کوبان چو قلندر صفتان خواهی دید

همین بیتش را بیشتر یادم نمانده اما اگر به دیوان حضرت امام خمینی مراجعه شود کاملش هست . ظاهرا حضرتش بعدها آن شعر را تغییر داده اند . چون همانروز هم که دستخط مرحوم حضرت امام را دیدم یادم هست که خیلی خطخطی کرده بودند .

اما امروز در دیوان اشعار دیدم که نوشته اند :

بر در میکده ام دست فشان خواهی دید
پای کوبان چو قلندر صفتان خواهی دید

از اقامت گه هستی به سفر خواهم رفت
به سوی نیستیم رقص کنان خواهی دید

 

و من هم امروز می خواهم بگویم ببینید حالت امام را . ببینید آرامش عجیب امام را . و ببینید حس مسئولیت ایشان را در مقابل رهبری جامعه .

آنروز حس امام برایم قابل لمس نبود اما یک خاطره ای دیگری از مرحوم حاج احمد آقا در کتاب ” برداشت هایی از سیره ی امام خمینی” نوشته آقای رجایی خواندم که دیدم حضرت امام علاوه بر آن آرامش خدایی ، برای حس مسئولیت پذیری و همسان قرار دادن خود با سایر افراد جامعه ، هیچوقت حاضر نبودند اقدامی خاص ، برای شخص ایشان صورت بگیرد .

در کتاب برداشت هایی از سیره ی امام خمینی نوشته آقای غلامعلی رجائی از قول حاج احمد آقا امده است :

در ماجرای جنگ، یک روز بعداز ظهر حدود ساعت هفت تا هشت، موشک به اطراف جماران اصابت کرد، خدمت امام رفتم عرض کردم :

اگر یک مرتبه یکی از این موشک های ما به کاخ صدام بخورد و صدام طوری بشود، ما چقدر خوشحال می شویم، اگر موشکی به نزدیکی های این جا بخورد و سقف این جا پایین آید و شما یک طوری بشوید چه؟

امام در پاسخ فرمودند :

والله قسم بین خودم و آن پاسداری که در سه راه بیت است، هیچ امتیازی و فرقی قایل نیستم، والله قسم اگر من کشته شوم یا او کشته شود، برای من فرقی نمی کند .

گفتم:

می دانیم شما این گونه هستید، اما برای مردم فرق می کند .

امام فرمودند:

نه، مردم باید بدانند که اگر من در یک جایی بروم که بمب ، پاسداران اطراف منزل مرا بکشد و مرا نکشد، من دیگر به درد رهبری این مردم نخواهم خورد.من زمانی می توانم به مردم خدمت کنم که زندگی ام مثل زندگی مردم باشد .

گفتم:

پس تا کی می خواهید این جا بنشینید؟

به پیشانی مبارکشان اشاره کردند و فرمودند:

تا زمانی که ترکش موشک به این جا بخورد

 

بعد نوشت :

در کُل من هم می خواهم بگویم بابا جان ، امام خمینی و ما ادرئک مَن امام خمینی ؟!

خاطره ای رو برادر بزرگوارم آقای احمدرضا بیضایی تو وبلاگ اسکالپل نوشت که خوندنش توصیه می شود .

حالا الان محرمه و اینجا هم ایران . یه گریز از جماران بزنیم به کربلا و آنهم اینکه :

خمینی شاگردی بود از شاگردان مکتب امام حسین .

تفسیر این جمله هم با اهلش !

وقتی بخواهیم گیر الکی بدهیم + تصویر !

چند روز پیش در یکی از سایتها ، عنوان یک خبر را مشاهده کردم که نوشته بود :
خانه خدا از «حرا» دیگر دیده نمی‌شود .
که پرداختن به این خبر آنهم در فضای سایبر که هیچ تحقیق و تفحصی درباره ی اخبار صورت نمی پذیرد ، جای تأمل داشت .

فرمایشات مقام معظم رهبری درباره ی استفاده از اینترنت و آسیب هایی که در فرمایشات معظم له به وضوح دیده می شود ، متاسفانه گریبان گیر فعالان عرصه ی مجازی شده و بدون هیچ تحقیق و یا تفحصی به انتشار هر مطلبی مبادرت می ورزند .

توضیح :

در کنار خانه ی خدا ساختمانهایی ساخته شد که ابراج البیت نام گرفت و  سالهاست بحث بر انگیز بوده و توجه فعالان عرصه ی مهدویت را به خود جلب کرده است و درباره ی آن مقالات و مطالبی را به رشته ی تحریر در آورده اند و الحق ، به بیان برخی مطالب قابل توجه ، پرداخته شده است .

کسانی که به حج مشرف شده و به غار حرا نیز رفته اند به خوبی بنای مسجد الحرام را از فراز جبل النور مشاهده می کنند و بنای ابراج البیت ، هیچ ممانعتی برای دیدن ، ایجاد نمی نماید .

وقتی سوژه ی خبری نباشد و به هر قیمتی دنبال انتشار اخبار باشیم ، نتیجه اش می شود این . گیر الکی میدهیم .

نکته : البته این یک نمونه ی کوجک از میان هزاران اخبار غیر واقعیست که در فضای نت منتشر شده و ببینده هم بدون هیچ تحقیق آنرا می پذیرد و جای خود دارد .اما وقتی یک خبر آنهم در یک سایت پر بیننده منتشر می شود و با آبروی یک فرد خاص و یا جماعتی در ارتباط است ، بر اهل تقوی لازم است که بدون تفحص ، آنرا نپذیرند و البته اینهم بازجای خود را دارد !

تصاویر خانه ی خدا از فراز جبل النور و مشاهده ی ابراج البیت در کنار خانه ی خدا