بین الحرمین ، دار المجانین . . .

شبهای جمعه که می شود
سیل فراوان جمعیت را می بینی که از هر جهت
از شمال و جنوب
شرق و غرب کربلا
به سوی بارگاه حضرت عشق می آیند
و بین الحرمین را می بینی که گوئی دار المجانین شده است
جایگاه آنان که عشق حضرت حسین علیه السلام
هوش از سر آنها ربوده است .


یکی هروله می کند .
آن دیگری نشسته است و های های گریه می کند .
دیگری آرام آرام اشک می ریزد  .
پیرمردی که انگشت های ناتوانش را در هم گره داده
آنچنان محکم بر سینه می زند که گوئی بر خانه ی دلش می کوبد تا فریاد لبیک قلبش را بشنود .
زنهایی را می بینی که نوحه می خوانند و فریاد وا أُمّاه وا أُمّاه بر حضرتش سر می دهند .
فریاد لبیک یا حسین
همچون پرچم سرخ گنبد طلایی
بر سر خریداران عشق در بازار عشاق که بین الحرمین است
سایه ی بیعت افکنده است .
عده ای را می بینی که انگار فریاد ” فخلع نعلیک ” خدا را شنیده اند و خود را در سرزمینی مقدس تر طور ایمن و وادی سینا دیده  و پاهای خود را برهنه کرده اند .
دیگری را میبینی که فرچه ای به دست دارد و کنار کفشداری باب الشهداء نشسته است و کفش زائران را تمیز کرده و واکس می زند.
آن یکی با اقتدا به علمدار رشید کربلا
مشکی به دست گرفته
و به زوار آب می دهد
و همه هم ، انگار که می خواهند از دست علمدار عاشقان ، آب بگیرند
کلمن های آب سرد را رها می کنند و به سوی او هجوم می آورند .
آن دیگری به سوی حرم ابالفضل نگاه میکند
دست به روی سرش گذاشته
اشک میریزد و می گوید ” ابالفضل ، عبد الله دخلیک ” و ملتمسانه به گنبد طلایی ابالفضل العباس خیره است
و تو حیران می مانی
که در این دار المجانین
چه می کنی ؟!
و نسبتت با این بی هوش و حواس های حسین و ابالفضل چیست ؟!

به خود می آئی
که اینجا کربلاست
جائی که حسین در آن نفس کشیده است
جائی که نفس که نه ، برای علی اکبرش آه کشیده است
جائی که قطرات خونش به زمین ریخته
و نه خون ، بلکه قطرات اشکش

کمی که فکر می کنی
تو هم دیوانه میشوی
و نمی دانی که هروله کنی
اشک بریزی
یا بر سر بزنی
و یا فریـــــــــــــاد …

 

5 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

دیدگاهتان را بنویسید

10 + پنج =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.