آیا من آدم بدی هستم ؟!

با عمّار از مسیری می گذشت .

دست عمّار را که در دستش بود فشاری داد

و با نگاهی پر از غم

به عمّارش فرمود :

عمّار ! آیا من آدم بدی هستم ؟!

چشمان درشت و سیاه عمّار وقتی چشمان بارانی مولایش را دید ، بارید و عرضه داشت :

این چه فرمایشی ست حضرت مولا ؟

یک خداست و یک دنیا و یک علی !

من به قربانت آقا ! چرا این همه غم داری ؟

حضرت امیر فرمودند :

عمّار ! اگر آدم بدی نیستم آیا خوب هستم ؟

عمّار عرضه داشت :

دگر طاقتم رفت . مگر چه شده است که اربابم این همه نارحت است ؟!

حضرت فرمودند :

اگر آدم بدی نیستم پس چرا این همه مردم پشت سرم حرف می زنند ؟!

و آن لحظه بود که ابرهای آسمان دل عمّار غرّیدند و بارانی از اشک به راه افتاد . . .

السلام علیک یا ابا المومنین یا علی بن ابیطالب و رحمت الله و برکاته

پی نوشت ۱ : جگرم برایت تکه تکه است ارباب مظلوم !

پی نوشت ۲ : ” تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها ” دروغی بیش نیست .

پی نوشت ۳ : سند روایت را خودم ندیده ام اما واقعه را با کمی تفاوت ، استاد انصاریان برایم نقل کردند .

پی نوشت ۴ : دلم هوای ایوان طلا و سوز شبهای زمستانی حرمش را دارد . اللهم ارزقنا !

پی نوشت ۵ : کمی مربوط : +

11 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. گم می شود در غربت شب های کوفه

    در لابلای نخلها، تنهای کوفه

    کوه است کوه اما دگر از پا نشسته

    سر می کند در چاه غم دریای کوفه

    خسته شده از سُستی این قوم صد رنگ

    خسته شده از شاید و امای کوفه

    با نان و خرما می رود کوچه به کوچه

    اما چرا نفرین؟ مگر مولای کوفه …

    جز جود و رحمت از امام ما چه دیدند؟

    ای وای از نامردمان ای وای کوفه

  2. سلام علیکم
    فدای غربت و تنهایی مولای مظلوممان

    بعد هم ممنون از توجهتون.
    راستش هفته گذشته متاسفانه یه جوون رعنا رو تو فامیل از دست دادیم. دو روز پیش برا مراسم هفتم رفتیم شمال. این شعر رو هم به جای پیام تسلیت واسه برادر ایشون که درواقع دوماد ماست اس ام اس کرده بودم و در حد همون پیامک هم بیشتر نیست. اما چون دوستان میگفتن چرا شعر جدید نمیذارین این رو گذاشتم تا آپ کرده باشم
    انشاالله از دعای خیرتون محرومشون نکنین.
    التماس دعا

  3. امشب شب احیاس……………….
    ناراحتم….غمی که این روزها دارد مرا از پای در می آورد……
    من بدم…..
    خسته ام از بازی کردن نقش های منفی…می خواهم اینبار نقش مثبت داستان باشم……………
    شاید تنها کاری که می تونم بکنم کمک مالی به بقیه باشه و باز تحمل پوزخند دوستام وقتی که می گن نمی تونی خدا رو با پول بخری….گناهات با پول پاک نمی شه…پس با چی پاک می شه شما بگید………ترو خدا راه برگشت رو نشونم بدید

دیدگاهتان را بنویسید

12 + 10 =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.