دستها بالا

زبان دستانم آنقدر حرف برای گفتن دارد که خدا می داند و بس
به او گفته ام که اجازه ندارد حتی یک خطش را بنویسد
گفتم :
ای دست ! دست نگه دار
و دیگر برایش ننویس
……
دست هایم خوب گوش کردند
بالا رفتند
یعنی که
تسلیم

6 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. یعنی که تسلیم!
    قالب جدید زیباست و این که نام خود را در برابر گنبد ارباب کوچک نوشته اید، پر از حرف…و آخرین نوشته تان…که سخن از تسلیم می گوید…دست ها بالا …یعنی خبرهایی در راه است…آن را که خبر شد خبری باز نیامد…
    خوش باشید در احوالاتتان..

  2. سلام
    چراتومطلب جدیدبه دستهاتون اجازه ندادید؟تسلیم اونجاربطی باتسلیم دربرابرخدانداره(قیاس مع الفارق)
    دستای کسایی مثل شماباید بنویسند وتسلیم ی که اوردین بی دلیل بود یاحداقل بنده متوجه منظورنویسندم نشدم.تسلیم خدامنظورتون بود؟

  3. گاهی خدا آنقدر زود به خواسته هایم جواب میدهد که باورم نمی شود از طرف او بوده!
    اینجاست که می گویم : “عجب شانسی آوردم!”

    مطلبت خیلی قشنگ بود! واقعا آدم گاهی تا نگه تسلیم دلش خنک نمی شه!
    این روزها خیلی احساس تنهایی می کنم
    کمبودش رو به وضوح توی روحم حس می کنم…
    برام دعا کن

دیدگاهتان را بنویسید

بیست − یازده =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.