بیت الفاطمه + یک نکته و یک خاطره

وقتی مسجد النبی در شهر مدینه بنا شد  ؛ پس از مدتی هر کدام از انصار و نیز مهاجرینی که در مدینه احتیاج به منزل داشتند ، خانه ی خود را در همسایگی مسجد بنا کردند و از خانه ی خود دری به مسجد باز کردند تا تردد آنها به مسجد آسوده باشد .
به عبارتی خانه هایی که اطراف مسجد النبی بنا شد و یا بنا بود ؛ هر کدام دو در داشتند . یک در که به مسجد باز می شد و یک در که به کوچه های پشت مسجد باز می شد و اصحاب از درهای درونی برای تردد به مسجد استفاده می کردند .
پس از مدتی توسط رسول گرامی اسلام قضیه ی سد ابواب پیش آمد یعنی تمامی درها باید بسته شود و احدی حق ندارد که از درب درونی منزل برای تردد استفاده کند.
بنا بر اتفاق شیعه و سنی  و اجماع همه اهل تسنن بر این مسئله ، هیچ شک و ریبی در آن نیست  و آن اینکه :
وقتی قضیه سد ابواب پبش آمد ، رسول اکرم دستور دادند همه درها به مسجد می باید بسته شود و کسی دیگر حق تردد از درب درونی منزل خویش به مسجد را ندارد . تنها دربی که باز ماند و به مسجد بسته نشد درب خانه فاطمه الزهرا علیها سلام بود .
 به رسول اکرم در این باره اعتراض شد که چرا همه ابواب را مسدود ساختید جز درب خانه ی دخترتان فاطمه ؟
 رسول اکرم در پاسخ فرمودند : من هیچ دری به اذن خود نبستم و هیچ دری را به اذن خود باز نگذاشتم . خداوند دستور داد که درب خانه ی زهرا نباید بسته شود .

بعد نوشت : وقتی کوچه ی بنی هاشم را خراب کردند خانه ی بسیاری از بزرگان هاشمی را هم که در آن کوچه بودند خراب شد .
یکی از آن خانه ها ، خانه ی امیر المومنین و حضرت زهرا سلام الله علیهما بود .
همینک پس از گذشت ۱۴ قرن ، در مسجد پیامبر اثری از درب خانه ی هیچکدام از اصحاب پیامبر نیست  جز یک در و آنهم دربی که خدا آنرا باز گذاشت .
آری …
درب خانه ی فاطمه ی زهرا علیها سلام …
هنوز با گذشت ۱۴ قرن و تعصب صاحبان کیش جدید التاسیس وهابیت ، آثار این درب موجود می باشد .
تنها دری که خدا آنرا به مسجد باز گذاشت…
دربی که بر عظمت دخت نبی مکرم اسلام گواهی می دهد …
دربی که پیامبر مدتها بر آن می ایستاد و با صدای بلند بر آن در ندای :
السلام علیکم یا اهل البیت را  سر می داد .
دربی که جبراییل بر آن می ایستاد …
دربی که پیامبر بدون اجازه از اهل آن بر آن وارد نمی شد…
دربی که ….

بازهم بعد نوشت : وقتی از باب جبرائیل وارد می شوی و روبروی درب خانه ی حضرت زهرا سلام الله علیها می نشینی آرامشی داری که حتی در روضه النبی نداری . گوئی که حسنین را می بینی که در خانه ی حضرت زهرا در حال بازی هستند .
گوئی که حضرت امیر را می بینی که وارد خانه می شود و صدای بلند سلامش را می شنوی
گوئی …

و دسته آخر احساس می کنی که بر سر مزار مادر سادات نشسته ای
دست و پایت را جمع می کنی
و بی اختیار اشک میریزی

تنها جائی که در مسجد النبی جز ایرانی جماعت کسی را آنجا نمی بینی کنار این در کوچک است
همه به عشق مادر سادات مودب نشسته اند و با حضرت مادر نجوا می کنند …

سوره ی قدر در آغوش سوره ی الرحمن :

روزی کنار خانه ی مادر نشسته بودم .
با دلی سوخته از آتش مصائب حضرتش
سر را به آسمان گرفتم که با خدای خود کمی عتاب و خطاب کنم
دیدیم بر سقف مسجد النبی
بالای درب خانه ی حضرت زهرا سلام الله علیها
سوره ی الرحمن را نوشته اند
به صورت دایره مانندی
و داخل حلقه ی سوره الرحمن
سوره ی قدر را نوشته اند
و بی اختیار چشمت به ” مرج البحرین یلتقیان ” و ” یخرج منهما اللولو و المرجان ” می افتد
و سوره ی قدر را به دقت که می خوانی
کلام نورانی حضرت صادق علیه السلام در گوشت زنگ میزند که :
من ادرکها ادرک لیله القدر
هرکس فاطمه را بشناسد ، حقیقت شب قدر را درک کرده است .
عتاب و خطاب با خدا را کنار میگذارم و بازهم اشک میریزم
بر مزار مادر
در خانه ی مادر
کنار درب خانه ی مادر



8 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. سلام و وقت بخیر
    و البته سخنوران حرم نبوی صلوات الله علیه و آله
    این روزها
    این خانه را
    خانه ی عایشه معرفی می کنند و
    با اعتماد به نفسی مثال زدنی می گویند ؛ خانه ی فاطمه رضی الله خراب شده….

    1. سلام علیکم و رحمت الله
      خوب هستید ان شا الله ؟
      خانواده ی محترم خوبند ؟
      أبنا الهدی (حفظهما الله ) خوبند ؟
      و اما بعد :
      خدا لعنتشان کند
      نابودیشان نزدیک است …

  2. سلام
    خیلی قشنگ بود
    مخصوصا قسمت “باز هم بعد نوشت” خیلیا ممکنه اینو حس کنن! حتی اگه قدرت تصور خوبی نداشته باشن!
    بضی وقتا فک می کنم اونجا رو دیدن برای من فقط یه رویاست!

دیدگاهتان را بنویسید

پانزده + 9 =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.