حضرت ارباب ! نگاهی ….

نگاهم در میان جزر و مدّ گیسوی مجعدش
دل داد .
رشته ای از زلفش
تارِ سازم شد و زنجیری بر پای در گِل مانده ام .
و اکنون
سالهاست که در حسرت نیم نگاهش می سوزم و خاکستر می شوم …

پی نوشت : در کربلا سی هزار نفر مقابل لشگر امام حسین علیه السلام ایستادند . همه ی آنها حضرت را دیدند . آب از آب ِ دلشان تکان نخورد . اما عده ای در میان همان لشگر دشمن بودند که حضرت حسین علیه السلام به چشم خریدار به آنها نگاه کرد . عاقبت ” حسینی ” شدند و مردند .

دل نوشت : حضرت ارباب ! نگاهی ….

دیدگاهتان را بنویسید

18 + چهارده =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.