حضرت علی بر سر سفره ی کباب !

امام مجتبی علیه السلام می فرمایند :

روزی پدرم به من فرمودند :
پسرم ! دلم میل به کباب جگر سفید گوسفند دارد .
کمی برایم از قصاب بگیر و کباب کن .
امام مجتبی فرمودند :
بسیار خوشحال شدم که بابا بعد از این همه سال می خواهد غذای گرمی بخورد .
با خوشحالی تمام به قصابی رفته و مقداری جگر سفید گوسفند تهیه نمودم و به منزل برگشتم.
کباب را آماده نمودم .
و خوشحال که برای پدر می خواهم ببرم .
وقتی کباب ها آمده شد آنها را با نان برای پدر بردم .
دیدم بابایم علی به کباب ها نگاه می کند .
با خود حرف می زند و از آنها نمی خورد .
بعد از گذشت لحظاتی به من فرمودند :
فرزندم ! به نظر تو آیا کسی در کوفه هست که بوی این کباب را شنیده باشد و توان تهیه ی آنرا نداشته باشد ؟
کمی فکر کردم و عرض کردم :
بلی . چنین افرادی هستند

پدرم فرمودند : حسن جان ! این کباب را بردار و برای آنها ببر . من علی از این کباب نمی خورم چون توان تهیه اش را داشتم و باید آن کس از آن کباب بخورد که توان تهیه اش را ندارد .
امام حسن علیه السلام فرمودند :
هنوز بعد از گذشت سالها حسرت آن روزی به دلم ماند که پدرم غذایی گرم غیر از نان و نمک نوش جان کنند.

پی نوشت : امروز بعد از ۱۴۰۰ سال ،‌هنوز ارزان ترین خوراکی گوسفند بعد از ذبح ،‌همین جگر سفید است ….

9 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. “یا جمیل”

    با سلام خدمت برادر گرامی حسین مداحی مدیر وبلاگ “حسین مداحی”
    این پست از وبلاگ شما در بخش در حاشیه سایت گرداب منتشر شد.
    امید است طاعات و عبادات اتون مقبول درگاه احدیت واقع شود و ما را از دعای خیر خود محروم نفرمایید.

    مدیریت سایت “گرداب”

دیدگاهتان را بنویسید

18 − یک =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.