کاری که سامری کرد …

در قرآن مجید گاها مطالبی وجود دارد که مفسرین شیعه و سنی درباره ی آن اختلاف نظر دارند .
حتی در بین اهل تسنن نظرات مختلفی وجود دارد کما اینکه در بین برخی مفسرین شیعه نیز نظرات متفاوت بوده و هر کس برای اثبات نظر خویش دلیلی را پیش رو دارد .
یکی از این آیات که مورد اختلاف است  داستان ساخت گوساله ی سامری است که باعث انحراف مردم شده و مردم به پرستیدنش روی آوردند .
آنچه از مجموع روایت متفاوت از شیعه و سنی می توان استنباط کرد این است که این گوساله :
۱ – از طلا ساخته شده بود .
۲ – صدایی همچون صدای گاو و یا گوساله ی واقعی می داد .
۳ – علیرغم اینکه از طلا ساخته شده بود به گوساله ی واقعی شباهت داشت .
با جمع خصوصیات این گوساله که در روایات متعدد شیعه و سنی وجود دارد می توان به این نتیجه رسید که این گوساله علیرغم اینکه از طلا ساخته شده بود به گوساله ی واقعی هم شباهاتی داشت و به خاطر صدایی که ازآ ن خارج می شد بهت همگان را سبب شده بود و به پرستش آن مشغول شده بودند .
در این مختصر قصد ندارم به دلایل پرستش مردم و اینکه چرا به گوساله پرستی روی آورند اشاره کنم که این خود بحث مفصلی را می طلبد در حالیکه نماینده ی خدا حضرت هارون در بین آنها بود اما قصد قتل وی را کردند .
می خواهم اینجا به این نکته اشاره کنم که این گوساله چطور ساخته شد و چطور مردم را منحرف کرد ؟
اگر چه داستان قوم موسی در نبود وی و داستان گوساله پرستی ایشان در ۴ جای قرآن ذکر شده است به آخرین سوره ای که این داستان در آن آمده اسن اشاره می نمایم
سوره ی طه آیه های ی ۹۵ و ۹۶ که موسی به سامری می گوید :

چطور چنین کردی ؟
سامری در پاسخ می گوید :
قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ یَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَهً مِّنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَکَذَلِکَ سَوَّلَتْ لِی نَفْسِی
گفت به چیزى که [دیگران] به آن پى نبردند پى بردم و به قدر مشتى از رد پاى فرستاده [خدا جبرئیل] برداشتم و آن را در پیکر [گوساله] انداختم و نفس من برایم چنین فریبکارى کرد
آنچه در این آیه مورد  بحث است این است که این قَبْضَهً مِّنْ أَثَرِ الرَّسُولِ که بوسیله ی آن سامری گوساله را صدا دار کرده است چه بوده است ؟
علامه طباطبایی می فرماید:
بیشتر مفسرین بر طبق روایات وارده در این داستان گفته اند: سامرى جبرئیل را در هنگامى که به موسى (ع) نازل مى شد، تا به او وحى برساند دید و یا دید که بر اسبى بهشتى سوار است و نازل شد تا فرعون و لشکریانش را براى غرق شدن به دریا راهنمایى کند، در آن موقع مشتى از خاک زیر پاى اسب او یا زیر پاى خود جبرئیل برداشته، با خود نگه داشتو از خاصیت هاى این خاک این بوده که به هر چیز مى ریختند جان مى گرفت و زنده مى شد، سامرى خاک را هم چنان داشت، تا روزى که آن گوساله را ساخت و خاک را در آن ریخت و در دم جان گرفت و حرکت کرد و به صدا در آمد. پس مراد از اینکه فرمود: ” بصرت بما لم یبصروا به- من چیزى دیدم که مردم ندیدند” دیدن جبرئیل است در هنگامى که یا پیاده و یا سواره نازل مى شد، خلاصه مفادش این است که من او را شناختم و مردم نشناختند و مراد از اینکه گفت:” فقبضت قبضه من أثر الرسول فنبذتها” این است که من مشتى از خاک زیر پاى جبرئیل و یا خاک زیر پاى اسب جبرئیل گرفتم، و مقصود از ” رسول” جبرئیل است، و مراد از ” نبذتها” این است که آن را بر طلاهایى که آب کرده و به صورت گوساله در آورده بودم ریختم، زنده شد و صداى گوساله در آورد..

اگرچه علامه طباطبایی در صدد نقد این روایات بوده و آن را معارض با نص صریح قرآن می داند که این گوساله ، جسدی بیش نبوده است اما به نقل عموم در این زمینه می پردازد .

بر طبق این دسته روایات ، سامری با دست یافتن به خاکی که زیر پای جبراییل و یا زیر پای اسب وی بوده است و ریختن این خاک در بدن گوساله ی طلایی ، باعث شده است صدایی از آن خارج شود البته منتقدین این نظریه بر آنند که سامری هنگام ساخت گوساله ی طلایی خود ، لوله هایی را در دهان و ماتحت مجسمه اش قرار داد که به محض وزریدن نسیمی ملایم ، صدایی از آن خارج می شد و مردم گمان می کردند که این صدا ، صدای همان مجسمه ی طلایی است .

اگرچه منتقدین روایت ” خاک پای جبراییل ” فراوانند و برای خود دلایلی هم داشته که علامه ی طباطبایی رحمت الله علیه مفصلا آنها رابیان فرموده اند ، توجه به چند نکته خالی از لطف نخواهد بود :

۱ – سامری انسانی باهوش و زکاوت بوده و سعی داشته است از همه ی موقعیت ها ، بهترین استفاده را به نفع خود ببرد به همین خاطر همواره موسی را زیر نظر داشته است .
۲ – سامری از عدم بصیرت مردم نسبت به موسی حکایت می کند و می گوید من چیزی را دیدم که آنها ندیدند ! و اینجا جای این سوال است که چرا سامری دید و بقیه ندیدند که جواب حکایت از توجه بیش از حد سامری به حضرت موسی داشته و اینکه وی موسی را زیر نظر قرار داده بوده است .
۳ – بعضی از ” چیزها ”  اثراتی ماروای ذهن ما بروی طبیعت ماده دارند که برای ما قابل تصور نیست . به عنوان مثال داستان استخوان یکی انبیاء الله و بارش باران از آن دسته آثار است که پیشنهاد می کنم از اینجـــــــــا بخوانید .
۴ – این چیزها اگر به دست مومن یا کافر بیفتد همان آثاری که باید داشته باشد را خواهد داشت . برایش فرقی نمی کند صاحبش مومن باشد یا کافر !

نتیجه : به عهده ی خود شما

پی نوشت : آشنایی با سابقه ی سامری هم مفید فایده است . وی موشی فرزند ظافار ( موسی بن ظفر ) بوده که از نوادگان شامرون از نسل چهارم فرزندان حضرت یعقوب نبی است و بنا بر برخی نقل ها وی همان فرد انقلابی ای است که جزو مومنین بنی اسراییل بوده و حضرت موسی بخاطر او فرد قبطی را گشت .
همچنین در سابقه ی سامری آمده است که :
وی زرگری توانمند و از کاهنانی بوده که به علم نجوم هم تسلط کاملی داشته است .
کاهن بر اساس آنچه صاحب قاموس الفاظ می گوید کسی است که با ارتباط با اجنه و شیاطین از آنیده خبر می دهد .[الکهانه عمل ( حرفه ) الکاهن . وهی الاخبار عن حوادث المستقبل عن طرق الجن]

فهرست منابع :

۱- تفسیر نمونه، ج‏۶، ص: ۳۷۰تا ص: ۳۷۵، ج‏۱، ص: ۳۵۱- ۳۵۳، ص: ۲۵۴- ۲۵۶، ج‏۱۳، ص: ۲۶۸- ۲۸۸
۲- مجمع البیان ج ۴ ص ۴۸۰، ج ۱، ص ۱۱۳، ج ۷، ص ۲۳-۲۹؛ ج ۱، ص ۱۱۳، ج ۱، ص ۱۲۸
۳- تفسیر قرطبى ج ۷ ص ۲۸۵
۴- ترجمه المیزان، ج‏۸، ص: ۳۲۰ – ۳۲۱، ج‏۵، ص: ۲۱۴، ج‏۱۴، ص: ۲۶۶- ۲۷۷
۵- تفسیر فخر رازى، ج ۲۲، ص ۱۱۱
۶- تفسیر منهج الصادقین، ج ۶، ص ۲۲
۷- تاریخ انبیاء ، رسول محلاتی
۸- منشور جاوید ، ج ۱۲ ، ص۱۶۲ به بعد

1 comment / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. بیادحق-سلام-ممنون از مطلبتون
    همیشه منتظر حضور پر از مهر شما هستم
    درصورت تمایل این وبلاگ رو به اسم “شهید کربلا” لینک کنید.

    التماس دعا
    انشالله که سرباز امام زمان باشید
    درپناه حق موفق و موید باشید

دیدگاهتان را بنویسید

پانزده − 8 =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.