امام حسین،سند و پشتوانه ی قرآن/ ۳۶ روز تا کربلا / امام حسین علیه السلام و رطب بهشتی !

مرحوم مجلسى گوید: در بعضى از نوشته هاى اصحاب ما (امامیه ) دیدم که از گروهى صحابه نقل شده که گفته اند:
پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) وارد منزل فاطمه زهراء (علیها السلام ) شد و فرمود:
فاطمه ! پدرت امروز مهمان توست .
فاطمه عرض کرد: پدرجان حسن و حسین از من خوردنى مى خواهند، چیزى نمى یابم تا بخورند.
سپس پیامبر وارد شد و با على (علیه السلام) و حسن (علیه السلام) و حسین (علیه السلام) و فاطمه (علیها السلام ) نشست ، فاطمه متحیر بود نمى دانست چه کند. پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) مدتى به آسمان نگاه کرد.
در این هنگام جبرئیل نازل شد و عرض کرد: اى محمد، خداى على اءعلى سلامت مى رساند و تو را به درود و اکرام خود ویژه داشته ، مى فرماید: به على (علیه السلام ) و فاطمه (علیها السلام ) و حسن (علیه السلام) و حسین (علیه السلام) بگو از میوه هاى بهشتى چه چیزى را دوست مى دارند؟ پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: اى على اى فاطمه اى حسن و اى حسین پروردگار عزیز مى داند که شما گرسنه اید، از میوه هاى بهشتى کدام را دوست دارید؟ آنان از روى شرم از پیامبر سکوت کرده ، چیزى نگفتند. پس حسین (علیه السلام) (سکوت را شکسته ) عرض ‍ کرد:
عن اذنک یا اءباه یا امیرالمؤ منین ، و عن اذنک یا اماه یا سیده نساء العالمین ، و عن اذنک یا اءخا الحسن الزکى اءختار لکم شیئا من فواکه الجنه
((با اجازه شما! باباجان اى امیر مؤ منان ، و با اجازه شما! مادرجان اى بانوى زنان عالمیان ، و با اجازه شما، برادرجان اى حسن نیکوکردار من (مى خواهم ) یکى از میوه هاى بهشتى را برگزینم )).
همگى فرمودند: حسین جان هر چه مى خواهى بگو که ما به آنچه تو براى ما برگزینى خرسندیم
حسین (علیه السلام) عرض کرد:
یا رسول الله قل لجبرئیل انا نشتهى رطبا جنیا.
((اى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم): به جبرئیل بگویید: ما رطب تازه مى خواهیم )).
پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: خدا این را مى دانست سپس (رو به فاطمه نموده ) فرمود:
فاطمه ! برخیز و وارد آن اتاق شو و هر چه در آن بود بیاور، فاطمه (علیها السلام ) وارد شده دید طبقى بلورین با روپوش سبز بهشتى – که در آن رطب تازه است – با اینکه فصلش نبود در آنجا نهاده شده است . (آنرا برداشته نزد پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) آورد) پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود:
فاطمه جان ! این از کجا آمد؟ فاطمه همان جواب مریم را (که در قرآن مجید آمده ) داد و عرض کرد:
از جانب خداست ، ((همانا خدا هر که را بخواهد بى حساب روزى مى دهد))
پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) برخاست و آنرا گرفته پیش روى همه نهاد، سپس فرمود: بسم الله الرحمن الرحیم ، آنگاه دانه اى خرما برداشته در دهان حسین (علیه السلام) نهاد و فرمود: ((نوش جان و گوارایت اى حسین )).
خرماى دیگرى برداشت و آنرا در دهان حسن (علیه السلام) نهاده فرمود: ((نوش جان و گوارایت اى حسن )) سومین خرما را برداشته در دهان فاطمه زهرا (علیها السلام ) نهاد و فرمود: ((نوش جان و گوارایت اى فاطمه زهرا (علیها السلام ))). سپس چهارمین خرما را برداشت و آنرا در دهان على (علیه السلام) نهاده فرمود: ((نوش جان و گوارایت اى على )). باز به على (علیه السلام) خرماى دیگرى داد و فرمود: ((نوش جان و گوارایت اى على )). سپس شتابان از جا برخاست ، بعد نشست . پس همگى از آن خرما خوردند همین که دست کشیدند و سیر شدند آن مائده آسمانى به آسمان برخاست (و ناپدید شد.)
فاطمه (علیها السلام ) عرض کرد: پدر جان امروز چیز عجیبى از شما دیدم ، پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود:
اى فاطمه ! خرمایى که در دهان حسین نهادم و گفتم : ((گوارایت اى حسین )) از این رو بود که شنیدم میکائیل و اسرافیل به او مى گویند: ((گوارایت اى حسین )) من نیز همچون آنان گفتم .
خرماى دوم را برداشته در دهان حسن (علیه السلام) نهادم ، شنیدم جبرئیل و میکائیل به او مى گویند ((گوارایت اى حسن ))، من نیز مثل آنها گفتم .
خرماى سوم را که برداشته در دهان تو – اى فاطمه – نهادم ، شنیدم حوریان بهشتى – در حالى که شادمان ، از بلنداى عوالم بهشتى بر ما اشراف داشتند – به تو مى گویند: ((گوارایت باد، اى فاطه )) من نیز طبق آنان آنرا گفتم .
چون چهارمین خرما را برداشته در دهان على (علیه السلام) نهادم ، از جانب خداوند ندایى شنیدم که مى گوید: ((نوش جان و گوارایت اى على )) من هم طبق نداى حق تعالى آن را گفتم . باز به على خرماى دیگرى دادم دوباره نداى حق را شنیدم که مى گوید: ((نوش جان و گوارایت اى على )).
سپس بخاطر گرامى داشت حضرت پروردگار (شتابان ) برخاستم . پس ‍ شنیدم مى فرماید: اى محمد! به عزت و جلالم سوگند اگر از هم اکنون تا روز قیامت ، دانه دانه خرما به على مى دادى ، من پیوسته به او مى گفتم : ((نوش ‍ جان و گوارایت اى على )).
موسوعه کلمات الامام حسین علیه السلام /  الجزء الاول /الفصل الاول / عدد ۷

دیدگاهتان را بنویسید

دو × یک =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.