امام حسین،سند و پشتوانه ی قرآن/ ۵ روز تا کربلا / اولین گریه ها در روز عاشورا ….

پس از آنکه امام حسین علیه السلام نماز صبح را در سحرگاه روز دهم با اصحاب خود خوانده و با ایشان صحبت نمود ، خود را آماده ساخته و روبروی لشگر دشمن آمده و با بیانی خیرخواهانه به نصیحت دشمن پرداختند .
سبط ابن جوزى  در تذکره الخواص مى گوید:
چون حسین بن على علیهما السلام دید که مردم کوفه بر قتل وى اصرار دارند قرآنى برداشت و باز کرد و روى سرش گذاشت و در مقابل صفوف دشمن آنان را صدا کرد که در میان من و شما حاکم ، این کتاب خدا و جدّم رسول اللّه باشد،
مردم ! به چه جرمى ریختن خون مرا حلال مى دانید؟
آیا من فرزند دختر پیامبر شما نیستم ؟
آیا گفتار جدم را درباره من و برادرم نشنیده اید که ((هذانِ سیّدا شباب اهل الجنّه )) و اگر حرف مرا تصدیق نمى کنید از جابر و زید بن ارقم و ابوسعید خدرى سؤ ال کنید؟!
آیا جعفر طیار عموى من نیست ؟!
سپس امام فرمودند :
اَیُّهَا النّاسُ اسْمَعُوا قَوْلِى وَلا تَعْجِلُوا حَتّى اَعِظَکُمْ بِما هُوَ حَقُّ لَکُمْ عَلَىَّ
وَحَتّى اَعْتَذِرَ اِلَیْکُمْ مِنْ مَقْدمى عَلَیْکُمْ
فَاِنْ قَبِلْتُمْ عُذْرِى وَصَدّقْتُمْ قَوْلى وَاَعْطَیْتُمُونى النّصَفَ مِنْ اَنْفُسِکُمْ
کُنْتُمْ بِذلِکَ اَسْعَدَ وَلَمْ یَکُنْ لَکُمْ عَلَىَّ سَبیلٌ
وَاِنْ لَمْ تَقْبَلُوا مِنّى الْعُذْرَ وَلَمْ تُعْطُوا النَّصَفَ مِنْ اَنْفُسِکُمْ
فَاجْمِعُوا اَمْرَکُمْ وَشُرَکاءَکُمْ
ثُمَّ لا یَکُنْ اَمْرُکُمْ عَلَیْکُمْ غَمَّهً ثُمَّ اقْضوا اِلَىَّ
وَلا تَنْظِرُونِ اِنَّ وَلَیِّیَاللّهُ الَّذى نَزَّلَ الْکِتابَ
وَهُوَ یَتَوَلّى الصّالِحِینَ
مردم ! حرف مرا بشنوید و در جنگ و خونریزى شتاب نکنید تا من وظیفه خود را که نصیحت و موعظه شماست ، انجام بدهم و انگیزه سفر خود را به این منطقه توضیح بدهم اگر دلیل مرا پذیرفتید و با من از راه انصاف درآمدید راه سعادت را دریافته و دلیلى براى جنگ با من ندارید و اگر دلیل مرا نپذیرفتید و از راه انصاف نیامدید همه شما دست به هم بدهید و هر تصمیم و اندیشه باطل که دارید درباره من به اجرا بگذارید و مهلتم ندهید ولى به هرحال امر بر شما پوشیده نماند، یار و پشتیبان من خدایى است که قرآن را فرو فرستاد و اوست یار و یاور نیکان

منثقول است که چون سخن امام علیه السلام به آخرین فراز این بخش رسید، صداى گریه از سوى بعضى از زنان و دختران که به سخنان آن حضرت گوش فرا مى دادند، بلند شد و لذا امام علیه السلام سخن و خطابه خویش را قطع کرده و به برادرش عباس و فرزندش على اکبر ماءموریت داد تا آنها را به سکوت و آرامش دعوت نمایند و این جمله را نیز اضافه نمود که :
 آنان گریه هاى زیادى در پیش دارند.

دیدگاهتان را بنویسید

بیست + یازده =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.