اجابت دعای ما به برکت امام زمان

 

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به امیرالمؤمنین فرمودند :

آنچه بر تو دیکته می کنم بنویس

حضرت علی علیه السلام عرضه داشتند : ای پیامبر خدا آیا می ترسی فراموش کنم ؟

رسول الله فرمودند : نمی ترسم فراموش کنی؛ من از خداوند خواسته ام که تو را حفظ کند ، و فراموشت ننماید ، ولی برای شریکانت بنویس .

حضرت امیر عرضه داشتند شُرکای من چه کسانی هستند ؟

رسول الله فرمودند :

امامان از فرزندان تو که خداوند به سبب آنان :

۱ – بر امت من باران می فرستد

۲ – به سبب آنان دعای امتم را مستجاب می کند

۳ – به سبب آنان بلا را از آنها دور می سازد

۴ – به سبب آنان رحمت از آسمان نازل می شود

و این نخستین آنان است – و به امام حسن اشاره کرد – سپس به امام حسین اشاره کرد و فرمودند :

امامان از فرزندان تواند

 

و اما روضه :

حر بن یزید ریاحی به همراه لشگریانش دو روز کاروان امام حسین علیه السلام را تعقیب می کردند تا به نزدیکی #کربلا رسیدند .

ناگاه سوارى کمان بر دوش از جانب کوفه نمودار شد. هر دو سپاه به انتظار او ایستادند. چون نزدیک شد به حر و سپاهش سلام کرد و بر امام  علیه السلام  و یارانش ‍ سلام نکرد. نامه اى از عبیدالله بن زیاد به حر داد که در آن چنین آمده بود:

اما بعد: چون نامه ام به تو رسید و فرستاده ام نزد تو آمد،  بى درنگ   بر حسین  علیه السلام  تنگ گیر و او را جز در دشتى بى آب و گیاه فرود نیاور. به فرستاده خود دستور داده ام از تو جدا نشود تا خبر انجام فرمانم را بیاورد. والسلام .

حر چون نامه را خواند به آنان گفت : این نامه امیر عبیدالله زیاد است که فرمانم داده در همین جا که نامه اش رسیده بر شما سخت گیرم و به فرستاده خود دستور داده از من جدا نشود تا فرمانش را اجرا کنم .

یزید بن مهاجر کندى که در سپاه امام  علیه السلام  بود به فرستاده ابن زیاد نگریسته او را شناخت و گفت : مادرت به عزایت بنشیند چه پیامى آورده اى ؟!

گفت : من از پیشواى خود پیروى نموده به پیمانم وفا کردم .

ابن مهاجر گفت : بلکه پروردگار خود را نافرمانى کردى و در هلاکت خود از پیشوایت پیروى نموده ننگ و آتش را به دست آوردى . چه بد پیشوایى است پیشواى تو. خداى متعال فرمودند:  ما آنان را پیشوایانى قرار دادیم که به آتش فرا خوانند و در روز قیامت یارى نشوند. پیشواى تو از اینان است

حر کاروان امام  علیه السلام  را در آن دشت بى آب و آبادانى فرود آورد. امام  علیه السلام  فرمودند:  بگذار در این قریه هاى نینوا و غاضریه یا شفیه فرود آییم

حر گفت : به خدا سوگند نمى توانم ، این مرد آمده تا مراقب من باشد.

زهیر بن قین عرض کرد: اى فرزند رسول خدا  صلى الله علیه و آله و سلم ! به خدا سوگند، من آینده را سخت تر از حال مى بینم . هم اینک جنگ با اینان آسان تر است از جنگ با سپاهیان بى شمارى که پس از این خواهند آمد.

امام  علیه السلام  فرمودند:  من آغازگر جنگ نخواهم بود .

سپس ‍ فرود آمد. این رویداد در روز پنجشنبه دوم محرم شصت و یک قمرى بود….

 

موسوعه کلمات الامام حسین علیه السلام / فصل چهارم / شماره ی ۳۳۵

 

#ورود_کاروان_به_کربلا

#منبر_اینترنتی

#منبر_آنلاین

#منبرهای_کوتاه

#حسینیه_مجازی

#حسینیه_اینترنتی_دهه_اول

#حسینیه_اینترنتی

#روضه_شب_دوم

#روضه

#کربلاء

#امام_حسین_علیه_السلام

#ورودیه

 

دیدگاهتان را بنویسید

دو + 14 =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.