حرف گنده تر از دهان

بعضی وقتها می شود که یک چیزهایی می شنوم … به نگاه اول شاید فقط یک حرف باشد ولی کمی که مزه مزه اش می کنم ، آنچنان به دلم می نشیند که انگار با شراب طهورمست کرده باشم !

یادم نیست کدام شب دهه اول محرم بود که با یکی از رفقا رفته بودیم روضه. قبل روضه و بعد روضه حرف هایمان درباره خود نهضت حضرت امام حسین علیه السّلام بود ، مثلاً سیدالشّهدا  برای حکومت رفتند یا نه . یا این روضه ی این شهید کربلا چه نکاتی دارد. همین تجزیه و تحلیل قبل و بعد از روضه باعث می شود که توی جلسه جای دیگری باشی . بزمش هم نقلی بود ولی خیلی با صفا . از این مجالسی که یک گوشه می نشینی و چشمانت گرم می شود و اشک داغ روی صورتت جاری…

یک شب بعد از روضه ، رفتیم یک پرس کباب بزنیم بر بدن. البته قبلش هم از ایستگاه های صلواتی حظّ وافر را برده بودیم ، حالا رفته بودیم فیض را به مرحله اکمل برسانیم ! اوایل ، بحثِ اشعار جناب عمان سامانی در گنجینه الاسرار در باره سید الشّهدا بود که یک مرتبه نمی دانم چطور شد که کلاس بحث رفت بالا و همین جوری که یک لقمه می خوردیم ، دو لقمه هم بحث می کردیم ، رفیق ما از دهنش پرید که

«آقا جون اصلاً می دونی چیه ؟ بهشت که هیچ ، سر جای خودشه . اصلیت کار با بهشته . منتها می دونی خدا جهنم رو واسه چی آفریده ؟ با این همه دم و دستگاه و نشونه و ارسال رُسُل و کتاب آسمانی و منبر و روضه و سینه زنی و ادعیه و اولیاء و اصفیاء ، اگر کسی نتونه بره بهشت واقعاً بی عرضه است . خدا جهنم رو ساخته که بی عرضه ها رو بندازه اونجا و تنبیه شون کنه .»

 

یه لحظه رفتم توی بحر این حرفش . دیدم که یا حضرت عبّاس ، عجب حرف سنگینی زد این بنده خدا .سنگین که چه عرض کنم . آخر علمائی و عرفانی بود این حرف . از جنس حرفهای مرحوم سید محمد حسن آقای قاضی بود . استاد بزرگواری که توفیق داشتم محضرشان را درک کردم . حقیقتا خیلی حرفش حرف بود . به خود دوستمان هم گفتم .
گفتم :«ببین فلانی ! این حرف خیلی واسه دهان تو گنده بود ! این حرف را امشب گذاشتن روی زبانت ، این حرف را امشب به عنوان رزق دادند به تو .»

شاید همین طوری هم باشد . اگر جایی بی آب و علف و بدون امکانات باشیم کسی انتظار ندارد که شما یک سرپناه معمولی هم بسازی . اگر یک چیزی بسازی که جانت را حفظ کند إی والله داری ! ولی وقتی قرآن هست ، پیامبران و امامان علیهم السّلام هستند ، حضرت زهرا علیها سلام هستند ، سیدالشّهدا هستند ، مراجع عظام ، اولیاءالله و شهدا و مسجد و منبر و روضه و کتاب های نورانی هستند ، نتوانیم برویم توی بهشت ، دیگر اوضاعمان خیلی بد قیافه و به قولی بی ریخت باشد.
اینجا ، تازه ، رهایی از جهنّم و رفتن به بهشت دیگه کف جوایز حضرت الله الرّحمن الرّحیم است .
حالا دیگه سقفش کجاست ؟ از اون حرف های گنده تر از دهان من است !

7 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. سلام سید جان . البته این نکته ای که دوستمون گفت جدای از اینکه یک نکته ی عرفانی بود در کمال عقلانیت هم بود .
    کسانی که نتوانستند آدم باشند و تکلیفی که خداوند فرموده الا وسعها است را تحمل کنند خب معلوم میشود خیلی بی عرضه اند . شاگردی هم که تکلیفش را انجام ندهد ، جایش میان خوب ها نیست . می رود بین بدها .
    البته استاد تمام تلاشش را می کند که این خوب باشد اما وقتی خودش نمی خواهد عرضه به خرج بدهد باید تنبیه شود .
    فکر می کنم این یک چیزی خیلی منطقی و عقلانی است .

  2. بلهآقای مداحی. من کلیت را باور دارم. و به آنچه نوشتید «امید» دارم. ولی راستش را بخواهید من دل خوشی از عرفان ندارم.
    شش سال از نوجوانی و جوانی ام را برایش صرف کردم آخر سر به غیر از دیدن چند تا خواب ، به هیچ جایی نرسیدم.
    به خاطر همین هم ، نوشته هایی که رنگ و بوی عرفانی بدهند دلپسندم نیست.

    —–


    حسین مداحی
    در
    پاسخ نوشت :

    سلام سید عزیزم . مرحوم آیت الله سید علی آقای قاضی ، عارف بزرگوار می فرمودند :
    وقتی پا در این عرصه گذاشتم چهل سال طول کشید تا به برکت قمر بنی هاشم ، پرده ها
    کنار رفت . در طول این مدت ۴۰ سال حتی یک خواب صادقه هم ندیدیم و حتی یک رفیق سلوکی
    هم نداشتیم . حتی چندین بار مشکلات سختی هم برایم پیش آمد که به دست مرحوم سید
    ابوالحسن اصفهانی مرتفع شد . الغرض اینکه پا گذاشتن در این مرحله اولا بدون استاد
    بسیار سخت و یا شاید غیر ممکن است . در ثانی طریق عرفان و رسیدن به غایت معرفت الله
    در توحید کسی را می خواهد مثل حضرت امام خمینی رحمت الله علیه که به قول مرحوم آقای
    مجتهدی دستشان در توحید به نقطه ای رسید که دست احدی از اولیاء الله نرسید .این
    کمترین شخصا پا گذاشتن در این ورطه را برای غیرمتخصصین ، غیر ضروری و ایضا خطرناک
    می دانم . جایی که عقابی چون مرحوم آقای قاضی پر بریزد از پشه لاغری چون من چه بر
    می آید ؟

دیدگاهتان را بنویسید

3 × 4 =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.