رفیــق ۶

{ اهل خیر }
من زندگی ام را مدیون این مرد بزرگ هستم .
هر کجا که مشکلی داشته ام با راهنمایی های این مرد خدا ، مشکلاتم حل شده است .
هنوز هم که هنوز است وقتی کارهایم به هم می پیچد به ایشان زنگ می زنم و راهنمایی ام می کنند .
و خدا می داند چقدر راهنمائی های ایشان گره گشاست .

{ استاد جاودان ، اولین روز شروع }
به قولی : این عارف بزرگ من را جذبِ خودش کرد با یک برخورد خوب .
۱۳ سال پیش اولین جلسه ی درس های حوزه را با سخنرانی این عارف بزرگوار یعنی حضرت آقای جاودان شروع کردیم .
یادم هست روز اول ، وقتی بر منبر نشستند و خواستند مارا نصیحت کنند با یک سوال شروع کردند .
فرمودند : در اول کتاب جامع المقدمات یک حدیث مهمی آمده است .
چه کسی می داند این حدیث چیست ؟
خب علی القاعده کسی نمی دانست چون هنوز درس ها شروع نشده بود و هنوز کتاب ها رامطالعه نکرده بودند
اما من کمی جامع المقدمات را ورق زده بودم .
دیدم کسی جواب نمی دهد .
دست بلند کردم .
فرمودند : بلـه.بفرمائید.
گفتم : اول العلم معرفه الجبار و آخر العلم تفویض الامر الیه
تشویقم کردند و آن تشویق خیلی به دلم نشست .
و سرمست از آن تشویق ، دیگر تا آخر صحبت های ایشان را متوجه نشدم .
فقط و فقط یادم هست روز اول درس را با این حدیث شروع کردند .
و توضیحاتی هم دادند
که البته به دلیل مذکـور ، اصلا یادم نیست .
و این شد که جذب ایشان شدیم و البته بعدها فهمیدم که جاودان کیست !

{ عارفی واصـل }
سالها گذشت .
استاد دیگری از اولیاء بزرگ خدا را درک کردم .
از روز اول طلبگی اشان می گفتند
و جامع المقدمات
و حدیث کذایی .
چون روز اول را با این حدیث شروع کرده بودیم
تمام حواسم را جمع کردم .
دو تا گوش داشتم ، هیجده تای دیگر هم قرض کردم بشود بیست تا ببینم این عارف بزرگ چه می فرمایند !
تا اینبار مثل روز اول ، از فیض درک این حدیث باز نمانم
فرمودند : روز اول طلبگی
جامع المقدمات را تورّق می کردم .
دیدم حدیثی از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلّم نوشته است که :
اول العلم معرفه الجبار و آخر العلم تفویض الامر الیه
اولین مرتبه ی دانش ، شناخت خداست و نهایت درجه علم ، سپردن کارها به ذات اقدس حضرت اله .
کمی فکر کردم
دیدم بهتر است روز اول بروم سراغ آخرین مرتبه ی علم .
و با خودم گفتم از همین امروز
تمام کارهایم را به خدا می سپارم
و گفتم : خدایا در تمام امور زندگی تو وکیل من .
هرچه تو می خواهی .
و الان بعد از گذشت سالها
می بینم که چه لطفی خدا به من کرد
که به دلم انداخت
که تمام کارهایم را به او بسپارم .
و از همان روز تا به الان از این اعتماد به این خدای مهربان هیچوقت پشیمان نشده ام
و همیشه بهترین هایش را برایم رقم زده است .

{ رفیق شیش }
تا حالا رفیق فابریک یا به قول یکی از دوستان ” رفیــق شیش ” داشته اید ؟
نمی دانم جوابتان چه جوابی است !؟
ولی من رفیق فابریک داشته ام .
همه جوره با هم بوده ایم .
همه جا
در راحتی و سختی
در غم و شادی
اگر می خواستم چیزی را به پدرم بگویم که رویم نمی شد به رفیقم می گفتم که به پدر بگوید
خلاصه من ، او بودم و او ، من بود .
و من و او یکی بودیم .
و به هم اعتماد کامل داشتیم .
اگر می خواستم کاری بکنم می دانستم که بد من را نمی خواهد و اگر می گفت من برایت این کار را انجام میدهم به او اطمینان ۱۰۰% داشتم  .
چون می دانستم من را می شناسد و سلیقه ام را می داند .
و به خوب و بد من ، به اندازه ی شعور خودش آگاه است .

{ عاشـقی که دانشِ مطلق است }
اگر به این درجه از توکل برسیم
و این اعتماد را داشته باشیم که خدا بهترین دوست ماست
همه ی کارها را به او می سپاریم
و وقتی دانستیم که خدا بهترین رفیـــق دنیاست
و بد ما را نمی خواهد
و سلیقه ی ما را می شناسد
و به پیچ و خم اخلاق ما آگاه است ؛
زندگی آنقدر شیرین می شد که نگو و نپرس .
اما حیف و صد حیف که این اعتماد را ندارم
و این به خاطر بی معرفتی من است .

باید شناخت باشد تا این اعتماد حاصل شود اما به یک نکته ی مهم توجه نمی کنیم :
خدا با صدای بلند به گوش تمام بنده هایش رسانیده است :
من عاشق شما هستم و از مادر برایتان مهربان تر .
أنا جلیس من ذکرنی . من همنشین آنکس خواهم بود که مرا یاد کند .

اگر به این مرحله از شناخت برسیم به خداوندی خدا کافیست برای تفویض امور به دست پر قدرت خدا ، اما حیف که بازهم بی معرفتی می کنیم و حال کسب همین شناخت را هم نداریم یا گوشمان را می گیریم تا این فریاد خدا را نشنویم .

پی نوشت ۱ : بنازم به بزم محبت که آنجا ، گدایی به شاهی ، مقابل نشیند
پی نوشت ۲ : در حدیث قدسی است که فرمود : عجب از بنده ای که می گوید من را دوست دارد اما با من کم حرف می زند و شبها زیاد می خوابد !
پی نوشت ۳ : از عارف بزرگوار حضرت آقای جاودان غافل نباشید . تا خدا نعمتی مثل ایشان را به ما ارزانی داشته است از محضرشان استفاده کنیم تا می توانیم .
پی نوشت ۴ : روی در اول بهشت نوشته شده است : چاره ی آسایش در دنیا در ۴ خصلت است که یکی از آنها همنشینی با خوبان است .
پی نوشت ۵ : میوه ی شناخت ، اعتماد و یا عدم اعتماد است . اما به خدا می شود ابتدائاً بدون شناخت هم اعتماد کرد و بعد ، یواش یواش با استاد ، طی طریق کرد.
پی نوشت ۶ : استاد خیلی مهم است که امام سجاد فرمودند : هلک من لیس له حکیم یرشده . هلاک می گردد کسی که حکیمی او را راهنمایی نکند .
پی نوشت آخِر و البته بی ربط : کسی می دونه چطوری می تونیم پرینت اعمال رو تو این دنیا بگیریم ؟!

9 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. من هربار که می خواهم به محضر ایشان مشرف بشوم نمی شود! توفیق ندارم..
    با مطالعه ی این پست احساس می کنم زندگی ۲۲ ساله ام تا الان روی هوا بوده

    —–


    حسین مداحی
    در
    پاسخ نوشت :

     


    احساس می کنم هرچه تصمیم ما ، نافع تر باشد ، شیطان تمام همّ خود را خواهد گمارد تا مارا به گونه ای منصرف کند .

  2. چقدر خوش به حال شماست. چند روز پیش داشتم فکر میکردم شما چطور کارگردانی خوندین و این همه اطلاعات مذهبی و سیاسی دارین. حالا که می بینم حوزه هم رفتین جوابمو گرفتم.
    البته مطلبتون هم مثل همیشه قشنگ و تامل برانگیز بود. موفق باشید.

    —–


    حسین مداحی
    در
    پاسخ نوشت :

     


    نظر لطف شماست .

دیدگاهتان را بنویسید

20 + نوزده =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.