اهل بیت ، قرآن ، هیدروژن و اکسیژن

بعضی وقت ها شیعیان رو با اهل تسنن مقایسه می کنم .
می بینم که متاسفانه جفت این دو فرقه ( که البته شیعه ، فرقه ناجیه است ) دچار افراط و یا تفریط شده اند .
اهل تسنن خصوصا در کشورهای حاشیه خلیج فارس ، فقط به قرآن می پردازند و از اهل بیت به دور هستند .
شیعیان هم در اکثر موارد به اهل بیت پیامبر می پردازند و از قرآن دوری می کنند .
وقتی به فضای این کشورها نگاه کنیم این قضیه را به خوبی متوجه می شویم .
هیئت های فراوانی که به اسم آل الله در کشورهای شیعه برپا می شود اما قرآن غریب است .
و در کشورهای سنی نشین ، جلسات قرآنی که رنگ و بوی اهل بیتی ندارد ؛ فراوان است .
هر دوی این ها باید اصلاح شود .
قرآن و اهل بیت به هم گره خورده اند و از همدیگر جدا نمی شوند .
آقای حبیب الله چایچیان(حسان) شاعر و پیرغلام اهل بیت ، خاطره ای را نقل می کردند که شنیدنی است .
ایشان می فرمودند :
در دانشکده ی شیمی من را  دعوت کرده بودند . تشنه ام شد . یک مرتبه یک مطلبی به ذهنم رسید برای مثال اینکه قرآن وعترت از هم جدا شدنی نیستند.
گفتم : تشنه ام شده . لطفا کمی هیدروژن برای من بیاورید .
دانشجویان کمی تعجب کردند .
دیدم همینطور نگاه می کنند .
گفتم خب اکسیژن بیاورید .
با خوشان گفتند حسان ظاهرا حواس خود را از دست داده .
بعد منظور را برایشان گفتم .
شنیدن این خاطره از زبان خود ایشان(+) ، مزه ی دیگری دارد .
خاطره ، اگرچه ساده است اما دقیقا اشاره به عدم جدایی اهل بیت و قرآن از هم دارد .
همانطور که هیدروژن و اکسیژن به تنهایی برای رفع تشنگی کافی نیستند و باید با هم به صورت H2O  ترکیب داشته باشند تا رفع تشنگی نمایند ، قرآن و اهل بیت نیز اینگونه اند . قرآن بدون اهل بیت عطش بشری را رفع نمی کند و نیز اهل بیت چنانند که قرآن بی اهل بیت است .
قرآن برای تفسیرش نیاز به اهل بیت دارد .
و اهل بیت هم به قرآن سفارش نموده اند .
در وصیت مولا امیر المومنین علی علیه افضل صلوه المصلین است که فرمودند :
شما را به خدا قسم ،شما را به خدا قسم ،شما را به خدا قسم ، در قرآن و حق آن بکوشید .
و این از عظمت قرآن و لزروم پرداختن به آن در زندگی حکایت می کند .
مرحوم آیت الله العظمی بهجت می فرمودند :

آیۀ: (وَلَو أََنَّ قُرآناً سُیِرَت بِهِ الجِبالُ أَو قُطِعَت بِهِ الأَرضُ أَو کُلِّمَ بِهِ المَوتی [رعد:۳۱]: اگر قرآنی وجود داشت که به واسطۀ آن، کوه ها سیر شود، یا زمین به آن پیموده و یا شکافته شود، یا با مردگان سخن گفته شود…)
چه می گوید؟! آیا امور مذکور در آیۀ شریفه، فرض محال و غیر واقع است؛ یا می خواهد بفرماید: اهلش با این قرآن، همۀ این کارها را می توانند انجام دهند؟!

این وقایع امکان پذیر است و با قرآن امکان دارد . ببینید قرآن چقدر با عظمت است که حتی با آن می شود کوه ها را پیمود و یا با مردگان تکلم کرد و یا …

باز ایشان می فرمودند :

ما وظیفه داریم که در تعلیم، تلاوت و عمل به قرآن کوشش کنیم. ولی ما شبهای احیا قرآن بر سر می گذاریم؛ و در مقام عمل، آیه های حجاب، غیبت، کذب، و آیات: (وَیلٌ لِلمُطَفّفینَ: وای بر کم فروشان.) و نیز: (فَلا تَقُل لَهُما أُفٍّ: پس به پدر و مادر، اُف نگو.) همچنین: (وَلا تًمشِ فِی الأَرضِ مَرَحاً: و با ناز و تکبر در روی زمین راه مرو.) و … را زیر پا می گذاریم.

خدا کند روز قیامت ، مورد شکایت قرآن واقع نشویم .
قرآن شکایت خواهد کرد .
پیشنهاد می کنم : مطلب بعدی را درباره ی شکایت قرآن بخوانید .

4 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. به نظر بنده دید شما نسبت به این مطلب تا اندازه ای اشتباست چرا که در همین هیات هاست که به جوانان گوشزد می شود که سراغ احکام بروید ، گوشزد میشود که سراغ قرآن بروید ، گوشزد می شود که گناه نکنید و…. اصولا آنچه که مورد رضایت ابی عبد الله (ع) است گوشزد می شود ، اصولا مگر فلسفه هیات جز انسان سازی است ، بروید نگاه کنید چقدر از جوان ها به واسطه این جلسات نماز خوان شده اند و قرآن خوان ، اصولا مگر می شود کسی در خانه اهل البیت برود و قرآنی نشود ، چرا از سیره علما در مورد این جلسات چیزی آورده نشده است چرا مرحوم آیت الله بهجت می فرمایند اشک بر سیدالشهدا از نماز شب بالاتر است _ اشک بر سیدالشهدا مستحبی است که هزاران واجب در آن نهفته است ، این هزاران واجب چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟!
    پسمعلوممی شود اگر کسی در خانه اهل البیت برود اهل انجام هزاران واجب خواهد شد تا برسد به قرآن که مستحب است !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    و اما حرف آخر : مگر ما از علامه طباطبایی (ره) که در تفسیر قرآن سنگ تمام گذاشتند بالاتر داریم ، کسی که در احوالات ایشان آورده اند که درس و بحث را هیچ روزی تعطیل نمی کردند الا در روز عاشورا ، کسی که حوزه علمیه مدیون تالیفات ایشان است ، همین شخص جمله ای به این مضمون می فرمایند : تمام سال های درس و بحت و تدریس من یک طرف و یک لحظه نشستن من در مجلس روضه یک طرف !!!!!!!!!
    الله اکبر ! این نشان می دهد که علامه هم اگر به جایی رسیده از همین جلسات هیات و روضه بوده !
    پس جایی برای جدا خواندن هیات و جلسه قرآن وجود ندارد ، تفسیرات شخصی خودمان را توجیه نکنیم ، بهتر است به جای نوشتن این گونه مطالب که بهانه بدست وهابیت هم می دهد (که شیعیان فقط به عزاداری چسبیده اند و نه قرآن) در مورد راهکار های بهتر عمل کردن در هیات ها برای ترویج معارف و اعتقادات شیعه قلم فرسایی کنیم !
    با تشکر

دیدگاهتان را بنویسید

3 × 4 =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.