چطور می توانم مثل شما اینقدر با صفا باشم ؟!

این روزها انگار که بچه شده باشم
بوی روزهای کودکی ام را خوب احساس می کنم
بوی آن دفتر نقاشی فیلی
و مداد شمعی هایی که همیشه پای آن دفتر پهن می کردم
بوی تراشه های مدادهای رنگی را
و آن دفتر کاهی ِ نقاشی مخصوصم را
حال و هوای نقاشی های آن روزها را
که حال و هوای جبهه بود و رزمندگان و شهدا و …

عطر دوستان کودکی ام را خوب به خاطر می آورم
عطر حسین قاسمی را
که پدرش شهید شد
و هنوزم که هنوز است آنرا می شنوم
و خجالت می کشم
از روی حسین
که بابایش شهید شد و بابای من زخم برداشت

کاش می شد که به آن روزها برگردم
تا خود و دوستان با صفایم را در آغوش بگیرم
و بپرسم:
چطور می توانم مثل شما اینقدر با صفا باشم

پی نوشت : روزگار کودکــــی ، یـــادش بخیــــر !

1 comment / نظر خود را در زیر وارد کنید

دیدگاهتان را بنویسید

هشت − 7 =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.