وقتی یک آخوند در زمستان پرادو یا خودروی بی ام دابلیو سوار شود !

ببین برادر من !
ما خودمان طلبه ایم .

البته از آن طلبه های مثلا روشنفکر .
سعی می کنیم در عین حال اینکه طلبه هستیم ، خیلی هم خودمان را تافته ی جدا بافته از مردم نکنیم .
البته بنده از آن دسته طلبه هایی بودم که همیشه به خاطر ریش کوتاهم ، در میان برخی دوستان ، انگشت نما بودم .
اما خب وقتی روزهای اول طلبگی از مرجع تقلیدمان استفتاء کردیم و فرمودند : اگر صدق ریش بکند ، ولو اینکه کم هم باشد ،کافیست ؛ دیگر به اندازه ی دلخواه ریشمان را می تراشیدیم و سعی می کردیم به حد حرام نرسد .
خلاصه اینکه بعد از سال ها ، بعضی وقت ها هم در درس خارج ، بعضی آقایان رفقا خیلی چپ چپ نگاه مان می کردند .
حالا اصلا ریش که ملاک طلبه بودن و مذهبی بودن نیست ، هست ؟
نه والله . نیست .
چه کسی گفته هرکس ریشش زیاد بود ، این مومن است و این مذهبی است و این فلان است و این بهمان ؟
مومن بودن به قول پدر بزرگ مرحومم ، به ریشه است . به ریش نیست .
به حقیقت دین را فهمیدن است .
حالا چه ریشت به اندازه ی کفایت باشد چه به اندازه ی قد گردنت تا روی سینه ات.
فرقی نمی کند …
دین را اگر فهمیدی ، با ریش باشی یا بی ریش ، موفقی و سربلند .
و اگر نفهمیدی با ریش باشی یا بی ریش ، کلاهت پس معرکه است .
حالا ریش یک روحانی که جای خود دارد .
وقتی یک روحانی لباسی را پوشید که به آن لباس می گویند : لباس رسول الله ، دیگر همه ی شئونش زیر ذره بین است .
مایی که لباس روحانیت نپوشیدیم ، در بین همفکران خودمان ، زیر ذره بین بودیم چه رسد به اینکه لباس روحانیت بپوشیم و در میان مردم هم بخواهیم زندگی کنیم .
از آنجایی که بنده عاشق لباس روحانیت بودم ، روزهای اول طلبگی ، استاد بزرگوار و اهل نَفَس ما که ما را شناخته بود و دیده بود چه آدم ترمز بریده ای هستیم ؛  داخل این کله ی پوک بنده ، یک مطلب خیلی مهمی را فرو کردند که :
آقای مداحی ! حواست باشد که اگر این لباس را بخواهی بپوشی ، اول باید لباس تقوی را به تن کنی .
وقتی لباس تقوی را به تن کردی ، همه ی شئون زندگی ات می شود اقتصاد …
همه ی شئون زندگی ات می شود رعایت …
همه ی شئون زندگی ات می شود مواظبت …
خیلی چیزها برای یک فرد معمولی حلال است و نعمت خداست ، اما بعضی وقت ها همان چیز ، برای یک طلبه ی ملبس ، مکروه می شود و گاهی اوقات نیز ، حرام !
استادمان می فرمودند : فیلم زیر نور ماه این حرف ما را خوب بیان کرد که بابام جان ! لباس روحانیت ، لباس فعله گی دین است .
لباس روحانیت لباس عمله ی دین بودن است …
لباس روحانیت ، لباس خدمتگزاری برای مکتب است …
لباس روحانیت ، لباس فردیست که بتواند جنس درد مردم را بفهمد …
لباس روحانیت ، لباسیست که وقتی پوشیدی دیگر مال خودت نیستی …
می شوی سرباز امام زمان و به عنوان جیره خوار امام صادق علیهما السلام دیده می شوی …
آنوقت است که مسئولیتت خیلی سنگین است  …
و آنقدر گفتند و گفتند و گفتند که ما فهمیدیم این لباس خیلی خیلی خیلی قداست دارد .
و عجب انسانهایی هستند که این لباس را می پوشند .
الحق و الانصاف هم خیلی از طلبه های عزیز را که می بینم ، می بینم همان رعایت هایی را که استاد بزرگوار ما می فرمودند ، دارند .
بحمد الله شهر مقدس قم فراوانند از این طلاب عزیز و سربازان حضرت ولی عصر ارواحنا فداه .
اما خب متاسفانه برخی از طلاب هم هستند که مستثنی هستند از یک سرباز خوب بودن .
و وقتی آنها را می بینی ، احساس می کنی که اینها نان امام صادق علیه السلام را نخورده اند .
زندگی اشان را که می بینی ، می بینی بویی از عمله گی دین نمی دهد .
بیشتر زندگی اشان شبیه کارفرمای دین است نه عمله ی دین .
و وقتی که یک آخوند ، به جای اینکه بشود عمله ی دین و فعله گی بکند برای خدا ، خیال برش دارد و برود و  بشود کارفرمای دینی
و دستور بدهد
و برای خودش ببرد و بدوزد
و همیشه کارهای خودش را درست ببیند
و فقیر و مستضعف در زندگی اش ، جایی نداشته باشند
و گره از کار مردم باز نکند
آنوقت است که آن آخوند به درد لای جرز دیوار هم نمی خورد .
بعضی وقت ها که آمپرم می رود از دست این آخوندهای بی درد دین ، روی هزار
می گویم نکند من دارم اشتباه می کنم
بعد سخنان امام خمینی رحمت الله علیه را مرور می کنم و می بینیم نخیر همچین هم پر بیراه آمپر نچسبانده ام .
امام خمینی رحمت الله علیه در باب لزوم ساده زیستی روحانیت می فرمودند :

و یکى از امور مهم هم این است که روحانیون باید ساده زندگى کنند. آن چیزى که روحانیت را پیش برده تا حالا و حفظ کرده است، این است که ساده زندگى کردند.آنهایى که منشأ آثار بزرگ بودند، در زندگى ساده زندگى کردند. آنهایى که در بین مردم موجّه بودند که حرف آنها را مى‏شنیدند، آنهایى ساده زندگى کردند. شاید آقایان کمى ‏شان یادشان باشد، در آن وقتى که ما اوایلى که آمدیم قم، که در آن جا چه اشخاصى بودند، شخص اول قم در جهت زهد و تقوا و اینها مرحوم آشیخ ابوالقاسم قمى (۱)، مرحوم آشیخ مهدى (۲) و عده دیگرى، و شخص نافذ آن جا و متقى، مرحوم آمیرزا سید محمد برقعى (۳) و مرحوم آمیرزا محمد ارباب (۴)؛ همه اینها را من منزل هایشان رفتم. آن که ریاست صورى مردم را داشت و ریاست معنوى هم داشت، با آن که زاهد بود، در زندگى مشابه بودند. مرحوم آشیخ ابوالقاسم؛ من گمان ندارم هیچ طلبه‏ اى مثل او بود، زندگى‏ اش یک زندگى‏ اى بود که مثل سایر طلبه‏ ها، اگر کمتر نبود، بهتر نبود، کمتر هم بود. مرحوم آمیرزامحمدارباب که من رفتم مکرر منزلشان، یک منزلى داشت دوسه تا اتاق داشت خیلى ساده، بسیار ساده. مرحوم آشیخ مهدى همین‏طور، سایرین هم همین‏طور، عده هم زیاد بودند آن وقت. وقتى انسان در آن محیط واقع مى ‏شد که اینها را مى‏ دید، همین دیدن اینها براى انسان یک درسى بود، وضع زندگى آنها براى انسان،یک وضعى بود، درس بود براى انسان، عبرت بود. هرچه بروید سراغ اینکه یک قدم بردارید براى اینکه خانه‏ تان بهتر باشد، از معنویت‏تان به همین مقدار، از ارزش‏تان به همین مقدار کاسته مى‏شود. ارزش انسان به خانه نیست، به باغ نیست، به اتومبیل نیست.
اگر ارزش انسان به اینها بود، انبیا باید همین کار را بکنند. انبیا سیره ‏شان را دیدید چه جور بوده. ارزش انسان به این نیست که انسان یک هیاهو داشته باشد، یک اتومبیل کذا داشته باشد، یک رفت و آمد زیاد داشته باشد. ارزش روحانیت به این نیست که یک بساطى داشته باشد و یک دفترى و یک دستکى داشته باشد. فکر کنید ارزش انسان را به دست بیاورید، ارزش روحانیت را از دست ندهید. در کیفیتِ تحصیلِ علوم هم هرچه بروید سراغ تجملات- و ان شاء اللَّه نمى‏روید- از علومتان کاسته مى‏شود. آنهایى که این کتاب هاى قطور را نوشتند و پر ارزش را، زندگى‏شان یک زندگى طلبگى بوده، مثل شیخ انصارى و مثل امثال اینها؛ یک زندگى طلبگى بوده. آنها توانستند اسلام را در همه جهات حفظ کنند و فقه را به پیش ببرند و مسائل دینى را افزایش بدهند- یعنى فروع را- و آن کتاب‏هاى ارزشمند را عرضه کنند به مردم. براى اینکه، آنها ارزش را به این نمى‏دانستند که من خانه ‏ام باید چه جور باشد، حالا سه تا اتاق داریم کم است، چهارتا.
شما خیال مى‏ کنید که اگر ده تا اتاق هم باشد کافى براى شما هست؟ خیر، اگر همه این دنیا را به یک کسى بدهند، کافى نیست، مى‏ گوید: باید برویم جاى دیگر. این فطرت انسان است، فطرت خداخواهى است ..

 (۱)- آقاى شیخ ابوالقاسم قمى، از علماى بزرگ قم در اوایل تأسیس حوزه علمیّه قم که به سال ۱۳۵۲ ه. ق. در گذشته است.
 (۲)- آقاى شیخ مهدى حِکَمى، از علماى مهم قم و صاحب کرامات اخلاقیّه در اوایل تأسیس حوزه علمیه قم.
 (۳)- آقاى میر سید محمد برقعى، از علماى مبرّز قم که فرزند ارشد مجتهد بزرگ قم یعنى مرحوم سید عبداللَّه برقعى بود.
 (۴)- آقاى میرزا محمد ارباب قمى، از علماى بزرگ و محدثین عالیمقام که در اوایل تأسیس حوزه علمیه قم‏دار فانى را وداع گفتند. وى جدِّ آقاى شهاب الدین اشراقى (داماد امام خمینى) است.

 صحیفه امام، ج‏۱۹، ص: ۲۵۳

و تا ما دیده ایم و دیده ایم بزرگان ما زندگی اشان همینطور بوده است . بنده منزل حضرت آیت الله جوادی آملی را دیده ام و منزل آیت الله نوری همدانی را دیده ام .

آنوقت است که وقتی رفیق آخوندم ( روحانی نمی گویم به او ) را می بینم که فلان ماشین را سوار می شود ، عدالتش برای من می رود زیر سوال . وقتی به او می گویم فلانی چرا اینطور زندگی می کنی توجیهی می آورد که می خواهم یقه اش را بگیرم و ….

به خدا قسم پولدار بودن بد نیست و فقر هم نزد خداوند یکی از منفورترین چیزهاست و ثروتی که در راهش مصرف شود ، نیز محبوب خداوند است ؛  اما این مقوله ای که یک آخوند ! در زمستان پرادو یا به قول دوستمان خودروی بی ام دابلیو سوار شود ، اما یک آدم بی ماشین را در کنار خیابان نبیند و جنس سرمای بیرون ماشینش را درک نکند ، این فرد آخوند است نه روحانی .

این فرد برای آسایش و مصونیت خودش این لباس را پوشیده است و نه برای دین ِمردم .

چند روز پیش رفتیم منزل یکی از آشنایان . به من گفت که : فلانی ! چقدر از این شاخه به آن شاخه پریدی . اگر همان آخوندی ! را ادامه داده بودی الان به جایی رسیده بودی !

به ایشان گفتم : رفتم کار کردم . پوستم کنده شد . کارگری کردم . آش بردم تو راهپیمایی ۲۲ بهمن فروختم . پولمو جمع کردم که اگه یه روزی مثل امروز یه ماشین سوار شدم بگم رفتم عمله گی کردم و ماشین خریدم . تازه به شکرانه ی این لطف خدا با همین وسیله ی نقلیه تا جایی که بتونم آدم سوار می کنم .

نه اینکه مثل یه آقای آخوند ! …

حضرت آیت الله سید عز الدین زنجانی شاگرد مرحوم علامه ی طباطبایی (که حضرت علامه برخی از شاگردانشان را به ایشان ارجاع می دادند ) می فرمودند : من به طلاب و روحانیت عزیز سفارش می کنم و نیز وصیت می کنم هر وقت ماشینی آمد دنبالتان و قرار بود شما را جایی ببرد ، این عمامه را از سر بردارید . این عمامه مسئولیت دارد .

آنوقت آقای … سوار خودروی اِن میلیونی می شود که تا امروز قشر مستضعف ما حتی به دستگیره ی درش دست نزده است .

http://maddahi.net/my/13901124/Haji%20(3).jpg

أَی تُــف سر بالا هِــــی !

خدایا ! تو شاهدی من از عمل این دسته آخوندها بیزارم .
این ها همان کسانی هستند که باعث آزار طلاب عزیزمان می شوند که به سختی گذران معاش می کنند .
این ها همان کسانی هستند که ….

خدایا ! تو شاهدی من از عمل این دسته آخوندها بیزارم .

توجه توجه  : ماشین داشتن بد نیست . خیلی هم خوب است . اتفاقا مرکب خوب ، از آن دسته چیزهایی است که در روایات به آن اشاره شده و از سعادت یک مرد ، یک مورد داشتن مرکب خوب بیان شده است . خوش به حال کسانی که امروز مرکب خوب دارند . ماهی فلان قدر هم می دهند بنزین لیتری ۷۰۰ تومان می زنند ، اما به این ماشین دل نبسته اند . این وسیله ی نقلیه اشان ، مرکب فقرا هم خواهد بود . ماشین عروس افراد مستضعف هم خواهد بود و …

پی نوشت : گفت به امام حسن مجتبی گفت : آقا عجب اسبی داری ! دلم می خواست یک همچنین مرکبی می داشتم . امام مجتبی به او فرمودند :مال تو . و اسب را به او بخشیدند .

دارا بودن بد نیست . از خد اعتدال خارج شدن بد است …
دارا بودن بد نیست ،، دل بستن به دارایی ها بد است …

و …..

24 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. سلام علیکم
    از نظر بنده کاشکه این عکس رو منتشر نمی کردید
    از فردا آخونداهم میشن جوک موبایل.
    به هر حال شما هر چه قدر از این مطالب بنویسید نه رو کسی تاثیر می ذاره تازه می تونه مضر هم باشه
    بالاخره هم به این فرد میگن آخوند هم به یکی دیگه
    این کار فقط دید رو نسبت به آخوندا بد می کنه
    البته این نظر بنده ست
    خداحافظ شما

  2. سلام بر شما

    منشور روحانیت امام رحمت الله را باید داد دست بعضی ها چند بار از رویش بنویسند!

    انشالله آبرومند باشیم در محضر صاحب تمام حوزه های علمیه…

    توفیقات طلبه های عامل به دین روز افزون باد.

    یاعلی.ع.

  3. اگر بنویسند هم فکر نکنم توفیری برایشان داشته باشد.
    همین تمثال این آقایان هستند که زندگی را برای سایر طلبه ها هم سخت کرده اند . همین ها هستند که باعص می شوند طلبه ای زحمتکش و درسخوان ،‌وقتی یک حرف زشتی از یک آدم نا عاقلی بشنود تا مدتها دلش رنجیده ی آن حرف رکیک باشد …

  4. بنام خدا
    سلام بر مخلصین خدا!
    قربان وجود دینمدارت برم ریش بتنهائی ملاک نیست ولی بخشی از ملاکه!!!.کسی که ریشش رو تراشیده از نظر شرع(خیلی از علما) مردوده و اگه فقط همین یک ایراد رو داشته باشه بهمان اندازه از شرع دوره…
    ساده زیستی مرز موفقیت و صیانت بر نفسه ولی مطلب خیلی مهم اپیدمیک برا شماها اینکه درد ما فقط پول و امکانات زیاد داشتن نیست.غرور و حب جاه وریا و…از دردهای بزرگترند.
    کاش من و مشا بجائی برسیم که بمحض دیدن این عکس سوء ظنمون گل نکنه!.حمل بر صحت و ضع امر اخیک علی احسن وجه فراموش نشه…
    شما رو دوست دارم ولی فکر میکنم در اظهارنظر های سیاسی و قضاوتهای خود در مورد جناحههای سیاسی کشور این حسن ظن رو رعایت نمیکنین!
    واقعا که لباس تقوا چه فاخر است و نجات دهنده.خداوند نگهدارتان باد و دلتون نورانیتر.یا علی

    —–


    حسین مداحی
    در
    پاسخ نوشت :

     


    داداش من ! سلام بر شما
    و اما بعد :
    ما که عرض کردیم در حد کفایت بود آنچه که قرار است بر بخشی از ملاک باشد . ماهم به حد کفایت می گذاشتیم .
    بعد وقتی یه آخوند میاد با گراند ویتارای چندمیلیونی از کنار رد میشه بعد تو هم داری تو سرما میلرزی بعد طرف چپ چپ نیگات می کنه ، دیگه چیشو حمل بر صحت کنیم ؟
    از بس حمل بر صحت کردیم حامله شدیم بابا !

    1. همیشه مردم یک درجه کمتر از روحانیون عمل می کنند. اگر زن روحانی مقنعه بپوشه مردم روسری می پوشن. اگر روسری بپوشه، شال.
      اگر ریش بلند داشته باشند، ریش میزارند و اگر ته ریش داشته باشند، مردم تیغ می زنند.

  5. یعنی کارت درسته حسین مداحی! من آخوند به این شجاعی ندیده بودم! از صنف خودتان انتقاد کنید تا به تعالی برسید. ترجیح بر این است که غیر روحانیون در امور روحانیت معظم دخالت نکنند…دادگاه جدا داشتن هم از همین تفکر نشات گرفته است. حالا که شما دست به کار شده اید بدانید که ما مثل کوه پشت روحانیت تمیز و بیزار از فساد و بی دقتی در امور مسلمین می ایستیم. ایول الله!

    —–


    حسین مداحی
    در
    پاسخ نوشت :

     


    ما که ۴ ستون بدنمان لرزید !

  6. قشر مستضعف چیه برادر من؟ ما هم که مستضعف حساب نمی شیم بهش دست نزدیم چه برسد به بقیه ای که به قول شما مستضعف هم هستند.
    خیلی خوب وبد ولی این چند روزه که من هم درگیر یک چنین فکرهایی بودم می گفتم یعنی واقعا بقیه به این چیزا فکر نمی کنند یا من دارم اشتباه می کنم؟

    —–
    حسین
    مداحی
    در پاسخ نوشت :

     

    زیاد فکرتو درگیر آدم بدا نکن عزیزم !

  7. حالا این بابا که سوار ویتاراست…. !
    کجایی ببینی آقایون زیر لند کروز استارت نمیزنند .
    البته جای علمای ساده زیستی چون مجتهد تهرانی بهجت و…. خود حضرت امام خالی .

    —–
    حسین
    مداحی
    در پاسخ نوشت :

     

    همینجام داداش !

  8. چه با شکوه است دینداری مردم عامی قم که صدها مورد از این بدتر را می بینند و خللی در دینشان ایجاد نمیشود …
    این شکوه دینداری را به ما هم عنایت فرما .( آمین )

    —–حسین
    مداحی
    در پاسخ نوشت :

     


    اینی که گفتم ته تهش بود . بدتر از این دیگه وجود نداره . سالها در قم بوده ام . این چیزی که نوشتم بدترینش بود . بیخود با ژست دینداری جو ندهید آقا جان . در ضمن این مواردی که عرض کردم بنده در تهران دیدم و نه در قم !

  9. سلام
    معروف و منکر را فقه مشخص می کند نه عرف
    ارائه این مطلب را مستقیما همراهی با تدابیر خناس لعین شیطان می دانم
    شرایط امر به معروف را مطالعه بفرمایید
    ۱۰۰ سال است که روحانیت دارد تخریب می شود
    احسنت بر شما که جا پای آتا ترک ملعون و پدر ربع پهلوی می گذارید
    قضاوت با یک عکس عوامانه ترین کار ممکن است
    پیشنهاد می کنم توبه کنید
    آبروی افراد پشکل گوسفند نیست که با سند ثبت شده از یک لحظه روی زمین ریخت
    هرچند که بنده اعتقاد دارم حسنات الابرار سیئات المقربین
    والسلام

    —–
    حسین

    مداحی

    در پاسخ
    نوشت :

     

    و علیکم السلام .
    درست . منکر و معروف را فقه مشخص می کند . ما هم نه می خواهیم حلال خدا را حرام کنیم و نه حرام خدا را حرام . اما برادر من این چه ربطی به انجام تکلیف دارد ؟
    اگر خداوند برخی امور را برای امت مستحب قرار داده و شرعا بر آنها واجب نکرده است ، آیا احدی از متشرعین نباید به انجام آن مبادرت نماید ؟
    بعضی جاها الاهم فالاهم هم داریم بزرگوار .
    بله . شرع مقدس ما نگفته است مرکب اصیل بد است و چه بسا فرموده خوب است و از نشانه های سعادت . اما آن روحانی ای که می بیند فقیر هنوزم که هنوز است فراوان داریم و راضی می شود بر چنین مرکبی سوار شود ، آیا این فرد ملاک یک روحانی درد چشیده است ؟
    بلی . یک عکس ملاک نیست و گور بابای آنکس که بخواهد با یک عکس قضاوت کند . امثال این افراد در تهران فراوانند .
    البته فراوانی اشن نه به اندازه ی روحانی های خوب است که در برابر آن قشر پاک همچون نمی در برابر یمی هستند .
    اگر آخوندی آبرویش بسته به یک عکس باشد و با یک عکس بخواهد بریزد ( تازه آنهم عکسی مه در انظار خلق الله است و نه عکسی خصوصی ) همان بهتر که بریزد . اگر چیز بدی نیست که خب اشکالی هم ندارد دیگر . شما چرا حرص می خورید ؟
    اوهم مصداق یک مرفه بی درد .
    کم داریم در جامعه مثال چنین افرادی را ؟!

  10. مردم چشم ندارن ببینن یه روحانی سوار یه ماشین خوب میشه
    ۱۲ ساله با بابام تو غربت و ازین روستا به اون روستا که دلمون خوشه بابا روحانیه مبلغه
    زندگیتون خوشه، از دل ما هم خبر داری؟، چه اشکال داره بابای من که بهترین وقتای عمرشو تو تبلیغ بوده و تو محروم ترین نقاط ایران زندگی کرده چند سالی هم خوش باشه، یه نف رنگفته حتی از همون شورای قمتون دستت درد نکنه، ای بابا، دویت هم که قربونش برم با همه هست، الا روحانیا، چون مطالبات مهمتری مثل مطالبات فرهنگیا داره

    البته نه به اندازه پرادو
    ما قانعیم، یه ۴۰۵ هم خوبه

    —–حسین
    مداحی
    در پاسخ نوشت :

     


    اجر تبلیغ که فقط با خداست .
    خدا به پدر بزرگوارتون سلامتی عنایت کند .
    مسلما کسی که با مردم زجر کشیده بوده است و در روستاها به تبلیغ پرداخته ، درد مردم مشتضعف را خوب می فهمد و چنسن کسی اگر پرادو هم سوار شود از آن در راستای کمک به مستمندان و بیچارگان استفاده خواهد نمود .
    برای افرادی امثال پدر بزرگوار شما ، به اعتقاد من پرادو هم کم است و خدا می داند منظور من به قشر زحمتکش روحانی نبوده است .
    و آنکسانی که سهم امام علیه السلام را در راهی صرف می کنند که حداقلش باید کفایت زندگی یک طلبه باشد اما در راه دیگری صرف می کنند باید جوابگوی پدر بزرگوار باشند

  11. این که سوزوکی ویتاراست.همچینم ماشین خاصی نیست.
    شما برو تحقیق بکن ببین بعضی اقازاده ها چه ماشین هایی سوار میشند.
    تنها کسی که من جزو انسان قبولش دارم.شهاب مرادی هست.کاش همه کاره ی مملکت بود اونوقت بهشت میشد همه جا
    انسان به تمام معناست.هرچی از صفات خوبش بگم کم گفتم.

    —–
    حسین
    مداحی
    در پاسخ نوشت :

     


    آقا شهاب مرادی که بزرگوارند . شما از همین آقا شهاب مرادی درباره ی همون کسی که از ثروتش گفتید و بدون تحقیق نوشتید ( و من سانسورش کردم ) بپرسید و ببینید ایشون بهتون چی میگن .
    اگه شما آقا شهاب رو قبول دارید ازشون بپرسید .

  12. تو مگه فضول مردمی مرتیکه ی بزغاله حال کرده سوار شده تو جر بخور والا صدرحمت به غیر اخوندا تو که ادعای اخوندی میکنی که بعید میدونم گه میخوری دخالت تو کار دیگران میکنی ای بر هر چی سنی جنده ننه لعنت

  13. زیادند از کسایی که روحانی نما هستن نه روحانی مثل آقای مداحی شما اونو میشناسین ؟! تو که آبروی روحانیت رو میریزی و خودت هم از اون اخراجیها هستی مردم عقلشون نمیرسه این عکس سازی ها ممکنه کار خودت باشه که هست ؟! مان گورد.
    این نظر رو حتما پخش کن

  14. نوش جونش ، حتما استاد دانشگاهی چیزیه ،‌من نمی دونم چرا مردم ایران دوست دارن عالم دینشون را فقیر و ذلیل ببینن، به خدا باید از خداشون باشه عالم دینشون خوب بپوشه ، خوب سوار شه و …

دیدگاهتان را بنویسید

یک × 5 =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.