امام علی و یک مسئله شگفت ریاضی

امشب یک روایت شنیدم که تا به امروز متاسفانه یا خوشبختانه نشنیده بودم .

این روایت معروف است به روایت رکابیه :

یک یهودی از حضرت علی علیه السلام  در حالیکه در حال سوار شدن بر مرکب خود بودند ؛ پرسید :

چه عددی است که بر تمام اعداد از یک تا ۱۰ قسمت می شود ولی باقیمانده نمی آورد؟

حضرت در حالیکه پای مبارک را روی رکاب مرکب خود گذاشته بودند فرمودند:
“اضرب ایام اسبوعک فی سنتک فما حصل فهو مقصودک”
عدد ایام هفته ات را در عدد سالت ضرب بکن . عدد مورد نظرت بدست می آید .

نکته :

۱ – سوال کننده یهودی بود .

۲ – سال یهودی ۳۶۰ روز دارد ( هر ماه ۳۰ روز محاسبه می شود )

با توجه به فرمایش امیر المومنین :

۷ * ۳۶۰ = ۲۵۲۰

که عدد ۲۵۲۰ بر تمامی اعداد از یک تا ۱۰ بخشپذیر است.

بنفسی انت یا علی بن ابیطالب

عظمت شبهای قدر و حضرت فاطمه سلام الله علیها

مطالعه ی این متن کمی دقت نیاز دارد :

آنچه از پیام بسیار مهم حضرت ختمی مرتبت در واپسین روزهای عمر شریفش به ما رسیده است سخن سردبیر، این مهم است که : قرآن و اهل بیت بدون یکدیگر معنا نخواهند داشت .
آری ! قرآن بدون اهل بیت پیامبر ، جز اوراقی بیش نخواهد بود که حقیقتش بر مردم پوشیده است و اهل بیت نیز ، بدون قرآن ، چنانند که قرآن بی اهل بیت است .
ندای این الرجبیون ، آماده باشی بود برای ضیافت الهی که بندگانش را به سوی آن فرا خوانده است و دو ماه فرصت داده است تا خود را آماده ی بزرگترین بزم تاریخ هستی نمایند .
ضیافتی چون رمضان و بزمی چون میهمانی خدا
و بی شک آنچه این بزم را حائز اهمیت کرده است دو نکته است :

۱ ) نزول قرآن در رمضان المبارک ( در کلام قرآن مجید )
۲ ) دعوت به میهمانی الهی  ( در کلام خاندان عصمت و طهارت )

با تدقیق در پیشنه ی تاریخی رمضان الکریم در اسناد تاریخ اسلامی و سایر ادیان ، می یابیم که رمضان ، ماهیست که در آن ، ولایت علی بن ابیطالب علیهما السلام بر هستی عرضه شد و بازتاب این دعوت ، پذیرش آن از جانب تمام آنچه ” شیئ ” است ؛ بوده است و شب قدر ، آن شب مبارک است که حقیقت ولایت را پذیرفتند .و شاید تقارن شبهای قدر با نام امیر المومنین بدین خاطر بوده باشد و رمضانی که با نام علی بن ابیطالب شرافت گرفته است .

اما برای آنان که اهل اشارتند ، بشارتی چون حدیث قدسی لولاک کفایت می کند که علی و پیامبر ، بدون درخشش خورشیدگونه ی زهره ی زهــرا ، بی نتیجه اند و نبوت و امامت را ، دامن پر گوهر فاطمه ای که زهرا بود ، رنگین و نورانی نمود و روی نبوت و امامت را روشن . به همین دلیل است که امام صادق علیه السلام مادرشان را فاطمه می دانند چون خلایق از معرفت به وی ، از جا مانده اند و حقیقتش را نیافته اند .
هستی حقیقت شب قدر را می داند اما خلایقی که بار امانت بر دوش کشیدند حقیقت آن انسیه ی حور سرشت را درک نکردند و حقیقت شب قدر بر آنها مخفی خواهد ماند .

و اگر کمی بر این مهم دقت نماییم معنای فرمایش امام عصرمان  که حقیقت شب قدر است ؛ برایمان مشخص خواهد شد که حضرتش فرمودند :

” وفی ابنه رسول الله لی اسوه حسنه “

و یا کلام پدر بزرگوارشان که فرموده اند :

” نحن حجج الله علی خلقه و جدتنا فاطمه حجه الله علینا “

آری دقت در معنای شب قدر ، توجهات را به سوی بانویی جلب می نماید که به نقل شیخ حر عاملی در جواهر السنیه فی احادیث القدسیه ، پیامبر اسلام به برکت وی خود را شایسته ی مقام نبوت می داند .

کمی دقت در این سطور ، معنای من ادرکها ادرک لیله القدر است و کمی تدقیق در زندگانی این بی بی مجلله ، عمری سعادت را در پی خواهد داشت که در آن اسراری نهفته است که مَحرمان درگاه و آنان که اهل اشارتند ، به آن پی خواهند برد .
امید است که ما نیز چونان باشیم .

پی نوشت :

۱ -در این شبها اگه بتونیم بفهمیم مشکلمون از کجاست ؛ کار بزرگی کرده ایم.

۲ – التماس دعا

۱۴ نکته در زیارت جامعه کبیره

از آنجاکه این زیارت ، بر نقل نصوص مختلف ، معتبرترین زیارات بوده و توصیه به خواندن آن در مشاهد مشرفه ، اکیدا به چشم می خورد ؛ توجه به مضامین مهم آن نیز باید مورد توجه قرار بگیرد .
۱ – السلام علیکم یا اهل بیت النبوه :
خاندان پیامبری :
دقت فرمایید . می گوید خاندان پیامبری و نمی گوید خاندان پیامبر
۲ – ساسه العباد :
دین از سیاست جدا نیست:
ائمه ی شیعه ، تنها رهبران دینی مردم نبوده و سیاستمدار ترین افراد روزگار خود نیز بوده و شعار جدایی دین از سیاست توطئه ای پرورش یافته توسط دشمنان دین است .

۳ – وَحُجَجِ اللَّهِ عَلى اَهْلِ الدُّنْیا وَالاْخِرَهِ وَالاْولى
سه برهه ی زمانی بسیار مهم و اهل بیت :
امامان شیعه در سه برهه ی زمانی بسیار مهم ، حجت های بر مردم بوده اند :
الف : دنیا
ب : آخرت
ج : اولی ( آیا تا به حال به این برهه زمانی فکر کرده اید  که اولی کجا بوده است ؟!)
۴ – اَلسَّلامُ عَلى مَحاَّلِّ مَعْرِفَهِ اللَّهِ
امن ترین راه رسیدن به خدا :
آنچه که مسلم است و در لسلن روایات به آن اشاره شده است اینست که راه های رسیدن به خداوند ،بسیار زیاد است اما آنچه باید بر اساس نص جامعه ی کبیره مورد توجه قرار بگیرد اینست که :
امن ترین راه ، طریق اهل بیت است.

۵ – اَیَّدَکُمْ بِرُوحِهِ
تاییدات با روح :

بزرگترین فرشته ی الهی به نام روح ( که برخی از مفسرین ، ذیل آیات سوره ی قدر و آیه تنزل الملائکه و الروح فیها ، اشاره به این مطلب داشته اند )که اعظم ملائکه ی الهی می باشد؛ همواره همراه اهل بیت عصمت و طهارت بوده است و ایضا می باشد !

۶ – وَالْبابُ الْمُبْتَلى بِهِ النّاسُ مَنْ اَتیکُمْ نَجى وَمَنْ لَمْ یَاْتِکُمْ هَلَک
اهل بیت محک ایمان:
آنچه بر اساس روایت مختلف بدان اشاره شده است، خاندان عصمت و طهارت،محک ایمان برای انسان ها هستند . هرکس ایشان را به عنوان نمایندگان الهی پذیرفت ، نجات یافته و هرکس رو گردان شود ، هلاک می گردد .

۷ – وَجَعَلَ صَلَواتَنا عَلَیْکُمْ وَما خَصَّنا بِهِ مِنْ وِلایَتِکُمْ طیباً لِخَلْقِنا وَطَهارَهً لاِنْفُسِنا وَتَزْکِیَهً لَنا وَکَفّارَهً لِذُنُوبِنا
اهل بیت جلوه ای از رحمه للعالمینی پیامبر اسلام :
اگر خداوند ، گناهان خلائق بپوشاند و لباس رحمت بر آنان ، بواسطه ی اهل بیت است . که در برخی روایات داریم در روز قیامت،خیل کثیری از بندگان الهی را دستگیری می نمایند و ایضا در این دنیا به برکت حضور نورانیت ایشان ، گناهان بخشیده می شود همانطور که در زیارت نامه ی آنها نیز اشاره شده است که زائر ایشان در حال معرفت ، تمامی گناهانش بخشیده شده و مإوایش بهشت خواهد بود.

۸ – وَبَرِئْتُ اِلَى اللَّه عَزَّوَجَلَّ مِنْ اَعْداَّئِکُمْ وَمِنَ الْجِبْتِ وَالطّاغُوتِ وَالشَّیاطینِ وَحِزْبِهِمُ الظّالِمینَ لَکُمْ وَالْجاحِدین لِحَقِّکُمْ وَالْمارِقینَ مِنْ وِلایَتِکُمْ وَالْغاصِبینَ لاِرْثِکُمْ وَالشّاَّکّینَ فیکُمْ وَالْمُنْحَرِفینَ عَنْکُمْ وَمِنْ کُلِّ وَلیجَهٍ دُونَکُمْ
دشمن شناسی و کشف کُـدهای کلامی اهل بیت :
مقوله ی بسیار مهم دشمن شناسی در مکتب اهل بیت در هر زمان مورد توجه ایشان بوده و به مناسبت های مختلف ، کدهایی از جانب این انوار مقدسه صادر می شده تا دشمنان را به مردم ، معرفی نمایند از جمله کدهایی همانند جبت و طاغوت که باید مورد توجه قرار گرفته شود .

۹ – مَنْ اَرادَ اللَّهَ بَدَءَ بِکُمْ
تاکید موکد و مجدد به خداشناسی از درگاه اهل بیت :
هرکس خدا را بخواهد باید با اهل بیت شروع کند چرا که محل امن شناخت الهی ، از درگاه خزائن علم خواهد بود .

۱۰ –  بکُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَبِکُمْ یَخْتِمُ وَبِکُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَبِکُمْ یُمْسِکُ السَّماَّءَ اَنْ تَقَعَ عَلَى الاْرْضِ اِلاّ بِاِذْنِهِ وَبِکُمْ یُنَفِّسُ الْهَمَّ وَیَکْشِفُ الضُّرَّ وَعِنْدَکُمْ ما نَزَلَتْ بِهِ رُسُلُهُ وَهَبَطَتْ بِهِ مَلاَّئِکَتُهُ

اهل بیت دلیل رحمت واسعه ی الهی ، بر خلائق :
به عبارت دیگر همانطور که در حدیث معراج از زبان پیامبر اسلام نیز بدان اشاره شده است و نیز در احادیث قدسی متعدد هم مذکور است ؛ اهل بیت دلیل خلقت و واسطه ی رحمت الهی بر بندگان هستند .

۱۱ _  وَبِکُمْ اَخْرَجَنَا اللَّهُ مِنَ الذُّلِّ وَفَرَّجَ عَنّا غَمَراتِ الْکُرُوبِ وَاَنْقَذَنا مِنْ شَفا جُرُفِ الْهَلَکاتِ
تمسک به اهل بیت باعث  نجات از گمراهی ها :
خواستنی ها ، فقط و فقط از این خاندان جائز است و چراغ هدایت در ظلمات گمراهی ها ، خود خودشان هستند .به عبارت دیگر اشاره به احادیث متعدد در این زمینه دارد و ایضا زیارت خاص امیر المومنین علی علیه السلام که در هلکات و پرتگاه های بسیار خطرناک ، از دوستداران ، دستگیری کرده و سنگینی های ایشان را به دوش می کشند .( به زیارت مخصوصه ی امیر المومنین علی علیه افضل صلوه المصلین در ۲۷ رجب دقت فرمایید و ایضا در آن تامل )

۱۲ – بِمُوالاتِکُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعالِمَ دِینِنا وَاَصْلَحَ ماکانَ فَسَدَ مِنْ دنیانا
اهل بیت باعث رشد فکری و جبران خسارات دنیایی :
آشنایی با آل بیت پیامبری ، آشنایی با معارف دینی و الهی است و در نتیجه جبران کننده خسارات دنیایی و آخروی .

۱۳ –اِنَّ بَیْنى وَبیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذُنُوباً لا یَاْتى عَلَیْها الا رضاکم :

بخشش فقط با نظرخاص اهل بیت :
خداوند گذشت از بندگان و بخشوده شدن آنان را در گرو رضایت اهل بیت پیامبر خویش قرار داده است بدین معنا که اگر این خاندان از کسی رضایت داشته باشند خداوند هم از او راضی خواهد بود .

۱۴- اَللّهُمَّ اِنّى لَوْ وَجَدْتُ شُفَعاَّءَ اَقْرَبَ اِلَیْکَ مِنْ مُحَمِّدٍ وَاَهْلِ بَیْتِهِ الاْخْیارِ الاْئِمَّهِ الاْبْرارِ لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعاَّئى

برترین خلائق :
در هستی و خلقت کسانی جز آل بیت پیامبری ، برترین خلائق نزد خداوند نیستند . حتی انبیاء و اولیاء .(اشاره به حدیث معراج  فرمایش پیامبر اسلام )

با تامل در این ۱۴ بند به یک نکته ی بسیار مهم متوجه خواهیم شد که : خداوند اختیار تمامی امور را در دنیا و آخرت ، به اهل بیت عصمت و طهارت ، تفویض کرده است .

طوبی لمن یحبهم

مادر علی اصغر با دیدن ام البنین از مجلس بیرون رفت

استاد ما می فرمودند :

بعد از واقعه ی کربلا ، وقتی کاروان امام حسین علیه السلام به رهبری پیامبران کربلا ، حضرت سجاد و حضرت زینب علیهما السلام به مدینه رسید ؛ پس از مدتی ، مجالس ذکر حضرت ابا عبد الله الحسین و شهدای کربلا در مدینه منعقد گردید .

ایشان می فرمودند :

در یکی از این مجالس تمامی زنها به گرد حضرت زینب نشسته بودند که ناگهان حضرت ام البنین سلام الله علیها به همراه تنی چند از زنان، برای شرکت در مجلس ، وارد شدند .
حضور حضرت ام البنین سلام الله علیها توجه همگان را به خود جلب نموده و تمامی زنها به همراه حضرت زینب سلام الله علیها به احترام ام العباس از جای برخاستند .
در این میان ، رباب که از همسران امام حسین و مادر علی اصغر بود ، تصمیم به ترک مجلس گرفت که حضرت زینب سلام الله علیها متوجه تصمیم وی شده و به او اعتراض کردند که :
از ادب به دور است وقتی ام البنین به مجلس آمده است، تو بیرون بروی !

حضرت رباب خاتون در پاسخ به حضرت زینب سلام الله علیها عرضه داشت :
اتفاقا چون بی بی مکرمه خانم ام البنین آمده اند می خواهم بروم چرا که تاب نگاه به چهره ی ایشان را نداشته و از ایشان خجالت می کشم .

حضرت زینب سلام الله علیها فرمودند : به چه دلیل از ام البنین خجالت می کشی ؟!

بی بی مجلله حضرت رباب خاتون در پاسخ به حضرت زینب سلام الله علیها عرضه داشت :

آخر فرزند رشید ام البنین ، ابالفضل العباس ، به خاطر  ناله های پسرم علی اصغر که از تشنگی بی تاب شده بود ؛ به علقمه رفت و دیگر باز نگشت…

به همین خاطر از ام البنین خجالت می کشم…

جایگاه ولایت فقیه در شرع مقدس اسلام

ولایت فقیه پرتوى از ولایت امام زمان (علیه السلام)، و ولایت امام زمان(علیه السلام)پرتوى از ولایت پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم)، و ولایت پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) پرتوى از ولایت اللّه جلّ و علا است.
از دیدگاه مکتب توحید، مالک همه چیز و همه کس خداست و همچنین مالکیت مطلقه او منشأ حاکمیّت مطلقه اوست. از این رو بنابر اعتقاد موحّدان، هر حکومتى باید از حکومت اللّه سر چشمه گیرد و بر اساس اراده و اجازه او تشکیل شود.
آن زمان که خداوند پیامبرانش را براى هدایت انسانها فرستاد، حقّ زمامدارى آنان را نیز امضا فرمود و همگان را به تبعیّت و فرمانبرى آنان در همه زمینه ها دعوت نمود.
در باره پیامبر گرامى اسلام فرمود: «فلا و ربک لایؤمنون حتّى یحکّموک فیما شجر بینهم، ثم لایجدوا فى انفسهم حرجاً ممّا قضیت و یسلّموا تسلیماً».
«قسم به پروردگار تو! این مردم مؤمن واقعى نخواهند بود، مگر آنکه حکومت و داورى تو را در همه موارد مورد اختلاف خویش بپذیرند، سپس نسبت به رأى و قضاوت تو ـ حتّى اگر مخالف منافع آنان باشد ـ کاملا تسلیم باشند و حتّى در درون دل خویش، هیچگونه نارضایتى و ناراحتى احساس نکنند».
و نیز در همین باره فرمود: «النبى اولى بالمؤمنین من أنفسهم».
« ـ در رعایت مصالح فردى و اجتماعى ایمان آوردگان ـ ولایت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)بر جان و مال آنان بالاتر و بیشتر از ولایت خود آنان است».
بدیهى است که این ولایت با رحلت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) پایان نمىپذیرد. و حفظ حدود اسلام و استقرار نظام مسلمین که حکمت امضاى چنین ولایتى براى آن حضرت(صلى الله علیه وآله وسلم)، بود پس از او نیز استمرار مى یابد. و بدین طریق ائمه بزرگوارى که وارثان تمام شئون پیامبر ـ غیر از نبوّت ـ مى باشند عهده دار این ولایت و حاکمیت به حساب مى آیند.
امام رضا (علیه السلام) مى فرمایند: «إنّ الامامه خلافه اللّه و خلافه رسوله(صلى الله علیه وآله وسلم) و مقام امیرالمؤمنین (علیه السلام) و خلافه الحسن و الحسین(علیهما السلام). إن الامام زمام الدین و نظام المسلمین و صلاح الدنیا و عزّ المؤمنین، الامام أسّ الاسلام النامى و فرعه السامى. باالامام تمام الصلوه و الزکوه و الصّیام و الحج و الجهاد و توفیر الفیىء و الصدقات و امضاء الحدود و الاحکام و منع الثغور و الاطراف».
«براستى امامت، خلافت از خدا و خلافت رسولخدا (صلى الله علیه وآله وسلم) و مقام امیرالمؤمنین (علیه السلام) و خلافت حسن و حسین (علیهما السلام) است. براستى امامت، زمام دین و نظام مسلمین وصلاح دنیا و عزّت مؤمنان است.
امام، بنیاد رشد کننده اسلام و شعبه والاى آن است. به وسیله امام است که نماز و زکات و روزه و حج و جهاد شکل مىگیرند و کمال مىیابند و خراج و صدقات فزونى مىپذیرند و حدود و احکام الهى اجراء مىشوند و مرزها و جوانب مملکت اسلامى محفوظ مىمانند».
در این دوران، امام زمان حضرت مهدى (علیه السلام) که از جانب خدا و به تبعیّت از پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) دارنده همه شئونات مذکور است، در پس پرده غیبت بسر مىبرد و از سوى دیگر تردیدى نیست که باغیبت آن بزرگوار، خداوند حکیم، پیروان او و امّت بزرگ اسلام را بىسرپرست و بلاتکلیف نمىپسندد.
پس یا باید پذیرفت که خداوند امر تعیین حاکم و ولىّ امر را مطلقاً بر عهده خود مردم وا نهاده است که ممکن نیست. چون شرایط غیبت، حکمتهاى جعل حاکم و ولىّ امر الهى را تغییر نداده بلکه آن را ضرورىتر مىسازد، و خدایى که در دوران حضور پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) و امام (علیه السلام) مردم را بى رهبر و سرپرست نپسندیده، وا نهادگى آنان را در زمان غیبت امضا نمى فرماید.
و یا باید قبول کرد، که در دوران غیبت نیز، اشخاصى با بهرهگیرى از ولایت الهى و حق حاکمیت پیامبر و امام، در چهار چوبه کلمات راهگشا و فرمایشات مسئولیت بخش خود آن بزرگواران، حق ولایت و وظیفه سرپرستى مسلمین را بر عهده دارند.
اسحاق بن یعقوب از امام زمان (علیه السلام) طى نامهاى مىپرسد که به هنگام غیبت شما در حوادثى که روى مىدهد به چه کسى مراجعه کنیم؟ فرمود:
«اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها إلى رواه حدیثنا فانّهم حجّتى علیکم و انا حجّه اللّه.»]
«در حوادث و رویدادهایى که برایتان پیش مى آید به راویان حدیث ما مراجعه کنید که آنها حجت من بر شما هستند و من حجت خدایم».
امام حسن عسکرى(علیه السلام) فرمودند: «فامّا من کان من الفقهاء صائناً لنفسه حافظاً لدینه مخالفاً لهواه مطیعاً لأمر مولاه، فللعوام أن یقلّدوه.»
«هر فقیهى که نگهدارنده نفس ـ از انحرافات و لغزشها ـ و حفظ کننده دین و مخالف با هواهاى نفسانى و مطیع امر مولاى خویش باشد، بر عامّه مردم است که تقلید کننده ـ و تابع ـ او باشند».
و امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «ینظر اِنّ من کان منکم ممن روى حدیثنا و نظر فى حلالنا و حرامنا و عرف احکامنا فلیرضوا به حکماً فانّى قد جعلته حاکماً».
«آنان که باهم اختلافى دارند باید بنگرند و یک نفر از بین شما را که راوى حدیث ما و صاحب نظر در حلال و حرام، باشد و احکام ما را بشناسد شناسایى کنند و او را «حَکَم» قرار دهند زیرا من او را حاکم بر شما قرار دادم.
ساده اندیشانه خواهد بود اگر کسى بگوید دائره این «حجّت قرار گرفتن» و «لزوم تبعیت و تقلید» و «جعل حاکمیت» فقط منحصر در اختلافات شخصى دو نزاع کننده یا پارهاى فروع فقهى مىباشد، و امام زمان(علیه السلام) و سایر امامان بزرگوار در این فرمایشات به امر مهم حکومت و راهبرى اجتماع بر اساس قواعد اسلام و قرآن، نظرى نداشته و تشکیل حکومت اسلامى و کیفیت پیاده شدن احکام اجتماعى این دین مبین را، در این احادیث ونظایر آنها، نادیده گرفته و دست فتنه پردازان دوره غیبت را در بازیچه قرار دادن نظام اسلام و مسلمین، کاملا باز قرار دادهاند!!
امام راحل (قدس سره) در مبحث ولایت فقیه از «کتاب البیع» بعد از نقل و بررسى دهها دلیل و روایت معتبر مىفرماید:
از آنچه بیان شد نتیجه مىگیریم که فقهاء از طرف ائمّه (علیهم السلام) در جمیع آنچه در اختیار آنان بوده است، داراى ولایت هستند. مگر دلیلى بر اختصاص امرى خاص به معصوم (علیه السلام)اقامه شود که در آن صورت، این اصل کلى، استثناء مىخورد … .
ما قبلا گفتیم همه اختیاراتى که در خصوص ولایت وحکومت براى پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) و ائمه(علیهم السلام) معیّن شده است، عیناً براى فقیه نیز معیّن و ثابت است. امّا اگر ولایتى، از جهت دیگر غیر از زمامدارى و حکومت، براى ائمه (سلام اللّه علیهم) معین و دانسته شود، دراین صورت فقهاء ازچنین ولایتى برخوردار نخواهند بود. پس اگر بگوییم امام معصوم(علیه السلام)راجع به طلاق دادن همسر یک مرد یا فروختن و گرفتن مال او ـ گرچه مصلحت عمومى هم اقتضا نکند ـ ولایت دارد، این دیگر در مورد فقیه، صادق نیست و او در این امور ولایت ندارد، و در تمام دلایل که پیشتر راجع به ولایت فقیه گفتیم، دلیلى بر ثبوت این مقام براى فقها وجود ندارد. چنانکه در کلام امام راحل (قدس سره) اشاره شده ولایت فقیه با همه گستردگىاش در حیطه حفظ مصلحت عمومى جامعه اسلامى شکل مىگیرد.
به عبارت دیگر، فقیه جامع الشرایط در هر شرایط زمانى و مکانى و اجتماعى باید راهى رابرگزیند که مکتب و مقرّرات آن بهتر اجرا شود. و به تعبیر فقها، باید «غبطه مسلمین» را رعایت نماید، به این معنا که در همه امور باید آنچه را که بیشتر به صلاح اسلام و مصلحت مسلمین است اختیار کند.
از همین دیدگاه است که در حکومت اسلامى دوران غیبت، تشکیل قواى سهگانه قانونگذارى، قضایى، اجرایى و نهادهاى نظارتى از طرف فقیه ضرورت مىیابد وبا همه اختیاراتى که ولىّ فقیه در اداره اجتماع دارد، باز هم مراجعه به آراى مردم در امورى چون تعیین رئیس جمهور و نوّاب مجلس و غیره معنا پیدا مىکند.

چرا خداوند سوال های شب اول قبر را در اختیار بندگانش قرار داد ؟

سالهای دور ، وقتی که جوان تر بودم ، دوستی برای من پیامی ارسال کرد با این مضمون :

سوال های شب اول قبر لو رفت !

اگرچه ظاهر طنز و غیر قابل تاملی داشت اما پس از گذشت سالها
مدت هاست مرا به فکر وا داشته که :
اگر شب اول قبر ، شب سنجیدن عقاید اولیه انسانهاست ، چرا خداوند این سوال ها را
به بندگانش اعلام فرموده و چرا تا لحظه ی موعود ، همانند خیلی از سرائر شب اول قبر ، در پس پرده ی ابهام ، نمانده است ؟

کمی با دقت فکر کنیم . . .
شاید جواب هایی برای این سوال داشته باشیم که :

چرا خداوند سوال های شب اول قبر را در اختیار بندگانش قرار داد ؟

انحراف به سوی خرافات

یکی از آفات عزاداری سالار شهیدان ، انحراف برخی از این تجمعات معنوی به سمت خرافات و نیز برخی کارهایی که نه منشاء شرع داشته و نه منشاء تاریخی ، می باشد .
یکی از این آفات مسئله ی قمه زدن می باشد .

خداوند رحمت کند مرحوم آیت الله العظمی بهجت را
ایشان می فرمودند :
مرحوم آیت الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی ( صاحب تشرفات متعدده خدمت حضرت ولی عصر ) با قمه زنی مخالف بودند و تا آخر عمر هم مخالف ماندند .
برخی هم به ما انتساب قولی را داده اند که من گفته ام پیراهنی خونی دارم که با آن قمه زده ام و وصیت کرده ام که با من دفن شود ؛ بنده چنین لباس خون آلودی ندارم و چنین وصیتی هم نکرده ام .

خداوند سایه ی مقام معظم رهبری را بر سرما مستدام بفرماید .
مقام معظم رهبری هم می فرمودند :در زمان امامان شیعه و پس از آن ، سابقه ای برای اینکار سراغ نداریم . حتی روایتی نیز به صورت عام و یا خاص دیده نشده است . علاوه بر اینکه این کار از وسایل تبیلغ بر ضد دین و مکتب است .

 

 

این مطلب از خاطرات مقام معظم رهبری رو هم ملاحظه بفرمایید . جالب است :

قمه زدن توصیه ی کمونیست ها

شفاعت امام حسین علیه السلام و نجات مختار ثقفی



أَبَانُ بْنُ تَغْلِبَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ زُرْعَهَ عَنْ سَمَاعَهَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ: إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهِ مَرَّ رَسُولُ اللَّهِ بِشَفِیرِ النَّارِ وَأَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْحَسَنُ وَالْحُسَیْنُ فَیَصِیحُ صَائِحٌ مِنَ النَّارِ یَا رَسُولَ اللَّهُ أَغِثْنِی یَا رَسُولَ اللَّهِ ثَلَاثاً قَالَ فَلَا یُجِیبُهُ قَالَ: فَیُنَادِی یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ثَلَاثاً أَغِثْنِی فَلَا یُجِیبُهُ قَالَ فَیُنَادِی یَا حُسَیْنُ یَا حُسَیْنُ یَا حُسَیْنُ أَغِثْنِی أَنَا قَاتِلُ أَعْدَائِکِ قَالَ: فَیَقُولُ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ قَدِ احْتَجَّ عَلَیْکَ قَالَ: فَیَنْقَضُّ عَلَیْهِ کَأَنَّهُ عُقَابٌ کَاسِرٌ قَالَ: فَیُخْرِجُهُ مِنَ النَّارِ قَالَ: فَقُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: وَمَنْ هَذَا جُعِلْتُ فِدَاکَ؟ قَالَ: الْمُخْتَارُ. قُلْتُ لَهُ: وَلِمَ عُذِّبَ بِالنَّارِ وَقَدْ فَعَلَ مَا فَعَلَ قَالَ: إِنَّهُ قَالَ کَانَ فِی قَلْبِهِ مِنْهُمَا شَیْ‏ءٌ وَالَّذِی بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ لَوْ أَنَّ جَبْرَئِیلَ وَمِیکَائِیلَ کَانَ فِی قَلْبَیْهِمَا شَیْ‏ءٌ لَأَکَبَّهُمَا اللَّهُ فِی النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمَا.

سماعه مى‌گوید: از امام محمّد باقر علیه السلام شنیدم مى‌فرمود: موقعى که روز قیامت فرا مى‌رسد پیامبر اسلام و امیر المؤمنین و حسن و حسین صلى اللَّه علیهم اجمعین از نزدیک جهنم عبور خواهند کرد. شخصى که در جهنم است سه مرتبه فریاد مى‌زند: یا رسول اللَّه بفریادم برس! ولى پیغمبر خدا جوابى به او نخواهد داد. سه مرتبه فریاد مى‌زند: یا امیر المؤمنین بفریادم برس! آن حضرت هم جوابى به او نخواهد داد.

سپس سه مرتبه فریاد مى‌زند: یا حسین بفریادم برس، من قاتل دشمنان تو مى‌باشم. پیامبر خدا به امام حسین مى‌فرماید: وى بر تو اتمام حجت نمود. امام حسین علیه السلام پس از این جریان نظیر عقاب شکارى بفریادش میرسد و او را از آتش نجات مى‌دهد.

راوى مى‌گوید: من به امام صادق گفتم: فدایت شوم آن شخص که در آتش است کیست؟

فرمود: مختار است.

گفتم: براى چه در آتش معذّب خواهد شد در صورتى که قاتلین امام حسین را کشت!؟

فرمود: براى این‌که اندکى از محبت آن دو نفر را در قلب خود داشت. قسم به حق آن خدائى که حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را به حق مبعوث کرد اگر در قلب جبرئیل و میکائیل هم چیزى از (محبت آنان) باشد خدا ایشان را از ناحیه صورت داخل آتش جهنم خواهد کرد.

المجلسی، محمد باقر (متوفاى ۱۱۱۱هـ)، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، ج‏۴۵، ص۳۳۹،‌ تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسه الوفاء – بیروت – لبنان، الطبعه: الثانیه المصححه، ۱۴۰۳هـ – ۱۹۸۳م.

زیارت عاشورا، یادگاری از آیت الله حق شناس

سال‎های اول طلبگی‎ام بود، تازه با آیت الله حق شناس آشنا شده بودم . چه جلسات با صفایی بود . خانه محقر استاد در آن جمع قلیل چه صفایی داشت . تازه ایشان به محل ما آمده بودند و هنوز در محل شناخته شده نبودند و حتی شاگردان ایشان هم  از محل جدید زندگی ایشان مطلع نبودند. ماه رمضان بود و به واسطه یکی از اساتیدمان که از شاگردان ایشان بود و بعدها مدیریت مدرسه امین‎الدوله را عهده‎دار شد، خدمت معظم له شرفیاب می‎شدیم .

حدود سیزده چهارده نفر بیشتر نبودیم. نماز را پشت سر آقا می‎خواندیم که جای شما خالی اما همه اینها آن چیزی نیست که می‎خواهم بگویم .

آنچه می‎خواهم بگویم مهمترین یادگار زندگی من از درک محضر ایشان است که در این مختصر به اطلاع شما عزیزان می‎رسانم و آن در باب ختم زیارت عاشوراست .

ایشان می‎فرمودند:

شما چهل روز زیارت عاشورا بخوانید و در آن چهل روز مراقبت شدید نفس را عهده‎دار باشید؛ هر حاجتی که از خدا بخواهید به شما داده می‎شود و اگر از خدا حاجتتان را نگرفتید، بیایید که من برای شما حاجتتان را از خدا می‎گیرم و من ضامن آن هستم .

در این مختصر نه در این حد و اندازه هستم که کلام استاد را شرح دهم و نه توانایی آن را دارم که چیزی به زبان بیاورم چرا که خیلی دلم گرفته و غمگینم . ذخیره‎های الهی یکی پس از دیگری می‎روند.

اما طریقه ختم زیارت عاشورا در چهل روز از زبان حضرت استاد آیت الله حق‎شناس به شرح زیر است:

مقدمه زیارت باید به شرح زیر به جا آورده شود:

۱- صد مرتبه تکبیر .

۲- لعن و سلام زیارت (اللهم العن اول ظالم … ، السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی…) هر کدام یک مرتبه .

۳- زیارت عاشور از اول تا ابتدای صد لعن یک مرتبه .

۴- دو رکعت نماز هدیه به ابا عبدالله الحسین علیه السلام .

۵ – صد مرتبه تکبیر .

و پس از انجام مقدمه شروع به خواندن زیارت می‎نمایید به شرح زیر:

۱- خواندن زیارت عاشورا از ابتدا تا انتها به همراه صد مرتبه لعن  و صد مرتبه سلام .

۲- دو رکعت نماز آخر زیارت عاشورا که این دو رکعت نماز جزء زیارت است .

اما لازم است که نکات زیر در این اربعین حتما رعایت شود:

۱- ایشان می‎فرمودند: در طول این چهل روز برای سلامتی حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا فداه صدقه بدهید.

۲ – ایشان تاکید زیادی داشتند که در طول این چهل روز می‎بایست مراقبه اعمال صورت بگیرد. یعنی واجبات انجام گرفته و محرمات ترک گردد. گریه‎های آیت الله حق‎شناس وقتی از گناه صحبت می‎کردند و با لفظ زیبای «ببین داداش جون» جوانان را به دوری از گناه توصیه می‎کردند؛ همراه با این جمله بود که گناه باعث عدم استجابت دعاست .

۳- ایشان می‎فرمودند: در طول چهل روز کسی جز اهل منزل از انجام زیارت عاشورا توسط شما مطلع نگردد. زیارت را مخفیانه بخوانید تا کسی مطلع نگردد و این سفارش استاد، نکاتی داشت که در این مختصر نمی‎گنجد .

۴ – به یاد دارم که ایشان تاکید می‎کردند که مابین انجام زیارت عاشورا صحبتی صورت نگیرد. از آنجایی که انجام اعمال زیارت با اوصاف فوق حدود یک ساعت و نیم به طول می‎انجامد ایشان تاکید داشتند ما‎بین زیارت صحبتی نشود البته ناگفته نماند که این مطلب را ایشان شرط صحت نمی‎دانستند لکن بر این مطلب تاکید می‎کردند و خاطره‎ای را نیز نقل می‎کردند که یادش بخیر … .

۵ – می‎فرمودند: بین طلوع و غروب آفتاب زمان انجام عمل است و تاکید می‎کردند روز چهارشنبه به عنوان یوم الشروع انتخاب شود البته حجه الاسلام والمسلمین جاودان می‎فرمودند اگر چهارشنبه هم نشد اشکالی ندارد ولی چه بهتر است که چهارشنبه به عنوان یوم الشروع انتخاب شود.

البته برای بانوان هم که در طول یک چلّه ممکن است دارای عذر شرعی باشند نیز دستور می‎دادند که باید برای ایام دارای عذر، نائب گرفته تا از جانب ایشان زیارت را ادامه دهد

چرا از فیض دیدار با امام زمان محروم هستیم ؟!

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سوالی که ممکن تو ذهن افراد زیادی مثل خود من باشه اینه که چرا ما از دیدن امام زمانمان محروم هستیم ؟!

این امر دلایل زیادی ممکنه داشته باشه  امامهمترین  اونها رو  فهرست وار محضرتون عرض می کنم . .

 

۱– مهمترین دلیلی که ما را از دیدن امام زمانمان محروم می کند سرپیچی از وظایف شرعی ایست که برایمان مشخص شده است یا به عبارت روانتر مهمترین دلیل  عدم تشرف خدمت امام زمان گناه می باشد

 

۲  _  اینگونه مقرر شده است که اکثر مردم ا ز دیدن در زمان غیبت محروم باشند

 

۳ – عدم وفای به عهدیکه شیعیان به خرج می دهند و به عهد و نذرهای که می کنند ؛ عمل نمی کنند

 

۴- عدم اطمینان و یقین به حضرت بقیه الله

 

۵- نداشتن صداقت و درستکاری

 

۶-نبودن  عشق و محبت وافعی در دل به امام زمان

 

۷- نداشتن ظرفیت برای دیدن

 

۸- داشتن ضعف  دید (بواسطه ی انجام گناهان متعدد )

 

۹- نداشتن آمادگی کامل

 

۱۰-امور پنهان و پوشیده جذابیت بیشتری داشته و عموم را برای شناخت بیشتر تحریض می کند

 

۱۱- مردم به محبوب ندیده بیشتر عشق می ورزند

 

۱۲ – مردم به بلوغ فکری کامل نرسیده اند

 

۱۳ –  انتظار باعث دوام بیشتر میشود بهمین خاطر است که انتظار از افضل اعمال است و انسان را در رسیدن به حضرت دوست یاری می کند و باعث کنرل شدیدی در اعمال می شود

 

۱۴ – برای محک زدن شیعیان مخلص

 

موارد فوق از متن بسیاری از روایات گرفته شده است که  اهم آن دلایل همان انجام گناه می باشد  که ما را از دیدن حضرت محروم می دارد

 

یک داستان بسیار مهم  :

 

آیت الله آقا  باقر بهبهانی معروف به علامه وحید ، استاد علامه بحر العلوم می باشند که تشرفات متعددی محضر حضرت بقیه الله داشته اند و حتی شاگرد ایشان که تشرفاتش خدمت امام زمان معروف می باشد…

ایشان ( علامه وحید ) می فرمایند :

در یکی از تشرفاتم محضر حضرت بقیه الله دیدم وجود مقدس ایشان در حال گریه هستند ..بسیار برایم نگران کننده بود که چرا حضرت بقیه الله در حال گریه هستد !!

از ایشان دلیل گریه را پرسیدم و ایشان به من فرمودند :

– بیا جلو

– جلو رفتم

ایشان قبا  را کنار زدند و روی سینه ی مبارک  خود زخم عجیبی را به من نشان دادند و فرمودند این زخم آنقدر دردناک ست که مرا به گریه وا داشته است

 

آیت الله بهبهانی می فرمودند :

 

بسیار نگران وجود مقدس شده وپرسیدم آقا جان این دیگر چه زخمیست ؟!!

 

آقا به  من فرمودند :

این زخم اثر خنجریست که شیعیان  با گناه به قلب من می گذارند ….

 

برادران و خواهران عزیز !!!

خود و شما را به تقوی و نگهداری نفس توصیه می کنم

با مطالعه ی این واقعه  دیگر  هیچ جای گناه برایت نمیماند

ای برادر شیعه !!

تورا به خدا بیا من و تو با هم خنجر به قلب آقای غریبمان  نزنیم…

مگر آقایمان کم غصه دارد که ما هم غمی به غمهای ایشان بیفزائیم ؟!

صیغه در اسلام !

تذکر بسیار مهم : خواهران محترم حتما پس از مطالعه کامل اظهار نظر بفرمائید

 

 

سلام علیکم .

 

مطالبی درباره متعه یا همان عقد موقت مشهور به صیغه  در این وبلاگ مشاهده می کنید که در پاسخ به یکی از خواهران مسلمان که در یک کشور اروپائی زندگی می کننند؛ بیان شده است .

 

ایشان دیدگاه شیعه و سنی را در این خصوص جویا شده و ابراز خرسندی می کردند از اینکه : عمر بن خطاب صیغه را حرام اعلام داشته است و ظاهرا این حکم عمر به مذاق ایشان خوش آمده بود .

 

لذا بر آن شدم تا در پاسخ به این خواهر ارجمند در وبلاگ …. مطالبی را مختصر به عرض برسانم :

 

************************************************************************

 

همواره در طول بحث این مطلب را بخاطر داشته باشید که در دین مبین اسلام به صیغه جواز استفاده داده شده و هیچگاه توصیه نگردیده است .با این توضیح که وقتی شما پیش طبیب می روید ، دکتر برای شما دارو تجویز می کند..مسلما هر داروئی هم عوارض جانبی را به همراه خواهد داشت .

 

اسلام هم به صیغه هیچگاه توصیه نکرده و آنرا تجویز نموده است برای موارد خاص.پس هیچگاه هیچ مردی نمی تواند آنرا توصیه قران بداند ( دقت کنید).

 

اما درباره حکم جواز عقد موقت یا صیغه در مذهب تشیع روایات فراوانیست که از اهل بیت رسیده است همچنین آیات قران .

 

اهل تسنن هم آیات قران را درباره صیغه قبول دارند اما می گویند نسخ شده است  و این بدعت خلیفه عمر بود که حلال خدا را حرام نمود.

 

اما اهل سنت وقتی می گویند این آیه نسخ شده آیه منسوخ آنرا بیان نمی کنند چرا که در حقیقت این آیه نسخ نشده است و این عذر و سر پوشیست برای بدعت عمر .

 

در صحیح ترمذی صفحه ۷۶۲ همچنین تفسیر قرطبی جلد دوم و نیز صحیحین مسلم و بخاری این روایت از عمر بن حصین و همچنین عبدااله بن مسعود آمده است که عمر بن خطاب گفت:

 

متعتان کانتا فی عهد رسول الله حلالا و انا احرمهما

 

دومتعه در زمان رسول اکرم حلال بودند و من انها را حرام می کنم..

 

درمنع عمر برمسئله  متعه نساء هیچ دلیل عقلی ونقلی وجود ندارد وکار او  اجتهاد است وچنین اجتهادی درمقابل نص الهی با طل می باشد

 

دلیل نهی عمر از متعه  چنان که ازخود وی منقول است ((ترس از فساد وسوء‌استفاده از متعه)) بیان گردید. آیا ترس از فساد وسوء استفاده دلیل می شود که آن قانون وحکم الهی نسخ شود . ازکدام حکم الهی سوء استفاده نشده که این دومی باشد پس احتمال سوء‌استفاده وترس از فساد دلیل نمی شود که حلال خدا را حرام وحرام خدا را حلال کرد ((کاری که عمر درتاریخ اسلام انجام داد. )).

 

در قران آمده است:

 

: «فمااستمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضه» و زنانی را که متعه می کنید واجب است که مهر ایشان را بپردازید.

 

 

 

ایا ایه ای به این صریحی را می شود انکار کرد ؟؟!!

 

مسلما که نشود .

 

منظور از عبارت فمااستمتعتم در ایه شریفه چیست جز متعه یا همان صیغه؟!

 

حتی عبد الله بن عمر بن خطاب در جواب سوال کننده ای که درباره صیغه پرسیده بود، گفت : صیغه امری حلال است.

 

سوال کننده از او پرسید : مگر پدرت آنرا حرا اعلام نکرده است ؟

 

عبدالله بن عمر در جواب گفت: صیغه به گفته پدرم حرام شد اما در زمان رسول اکرم حلال بود  ومن قول رسول اکرم را رها نمیکنم تا قول پدر را متابعت نمایم . همین که در زمان رسول اکرم حلال بوده کفایت می کند.

 

آری   اینست حرفهای پسر عمر بنا بر حلیت صیغه …..

 

 

 

–     اما اشکالاتی به این متعه یا همان صیغه گرفته اند که یکی همانیست که شما فرمودید یا اینکه چه تفاوتی میان ازدواج موقت و فحشاء وجود دارد ؟ هر دو ، نوعی خود فروشی در برابر پرداختن مبلغی می باشد و در حقیقت این ازدواج راه فرار و نقابیست بر آلودگی های جنسی ، تنها تفاوت آن دو، در گفتن چند جمله       می باشد.

 

که این اشکال از یک نگاه بسیار سطحی به ازدواج موقت ، ناشی می گردد.

 

در پاسخ به این ایراد باید گفت :

 

ازدواج موقت تنها با گفتن دو جمله تمام نمی شود ، بلکه مقرراتی همانند ازدواج دائم دارد. یعنی چنان زنی در ایام ازدواج موقت می بایست ، منحصراً در اختیار آن مرد مشخص بوده و هنگامی که مدت پایان یافت ، حتماً عده نگه دارد . یعنی حداقل می بایست چهل و پنج روز از اقدام به هر گونه ازدواجی جلوگیری بعمل آورد تا وضعیت حملش مشخص شود که از این مرد آیا بچه دار شده است یا خیر .

 

حتی اگر با وسایل مخصوص ، جلوگیری از انعقاد نطفه کرده باشد ،‌رعایت مدت فوق ضروری است .

 

همچنین فرزند حاصل از متعه (ازدواج موقت ) همانند فرزند ازدواج دائم   می بایست از طرف پدر مورد حمایت قرار گرفته و تمامی احکام ارث نیز بر او جاری می شود .

 

پس اگر از این حکم الهی سوء استفاده می شود به خاطر نقص حکم الهی نیست، بلکه هرگونه سوء استفاده را می توان با استفاده صحیح از قانون عرفی جامعه ، برطرف ساخت .

 

ما که ادعا می کنیم دین اسلام کاملترین ادیان است و به این افتخار می کنیم، باید بدانیم که اگر مردی مدتهای طولانی از همسرش دور باشد و دسترسی به همسرش نداشته باشد ( با این فرض که مردان موجوداتی هستند که کمتر می توانند نسبت به زنان شهوت خود را کنترل نمایند) باید چونان مردی چه کند.؟؟

 

مسلما مبارزه با نفس و این غریزه که از قویترین غرایز می باشد بسیار مفید و سازنده خواهد بود و انسان را به درجات عالی می رساند چه بسیار بوده اند  علمائی که از  گریز مقابله با شهوت جنسی به درجات بالائی رسیده اند. آیا آنان از این حکم الهی آگاه نبوده اند و نمی دانستند صیغه چیست؟؟!!!! و آیا نمی توانستند صیغه کنند؟؟؟!!

 

مسلما که می دانستند اما با غریزه خود مبارزه کرده  و آنرا سرکوب نمودند تا بصورت صحیح یعنی همان ازدواج دائم اشباع گردد.

 

اما عده ی فراوانی از مردها هستند که قدرت مقابله با چنین غریزه ای را ندارند  و وقتی از همسرشان دور می شوند  قدرت کنترل خود را از دست می دهند آیا به نظر شما چنین افرادی باید دامن خویش را به گناه آلوده کنند؟

 

پس وقتی گفته می شود اسلام چنین امری را تجویز کرده برای مواقعی مثل این مثالیست که برایتان زدم .به چنین مردی اجازه داده تا برای کنترل شهوت خود به صورت صحیح صیغه کند و همانگونه که عرض شد فرزند حاصل را همانند فرزند خود مورد حمایت قرار بدهد .

 

از طرفی تنها هدف از تجویز صیغه ارضای میل جنسی نبوده بلکه یکی از مهمترین اهداف آن سرپرستی خانواده های  بی سرپرست می باشد .

 

همانگونه که از رسول اکرم و امیر مومنان و سایر اهل بیت دیدیم اگر هدف غائی ارضا جنسی می بود این بزرگواران به صیغه کردن پیر زنها اقدام نمی کردنند بلکه دختران جوان اختیار می نمودنند .

 

در صدر اسلام جنگهائی که با کفار صورت می گرفت عده فراوانی از خانواده ها بی سر پرست می شدند و وظیفه همه ی مسلمین بود که به امور آنان رسیدگی کنند و در صدر اسلام به این گونه بود که مردان به قصد سرپرستی صیغه می کردنند .

 

شاید یکی از مهمترین فلسفه های صیغه همین مسئله سرپرستی بوده است.

 

حتی اسلام برای همین صیغه مقررات خاصی  قرار داده که هم مرد و هم زن ملزم به رعایت آن هستند (همانگونه که گفته شد).

 

شما که در جوامع مسیحی زندگی می کنید باید نقص دین مسیحیت در امر ازدواج را بخوبی بدانید که وقتی یک مسیحی زن اختیار می کند  تا زمان حیات همسرش حق ازدواج ندارد  .

 

اما همین مرد به راحتی به فاحشه خانه ها سر می زند و ….

 

حتی در کشور های مسلمانی مثل امارات  برخی اهل تسنن  به راحتی عمل بسیار زشت زنا را مرتکب میشوند و …

 

با این همه  بسیاری از اهل تسنن  زنان صیغه ای فراوانی دارند و من عده فراوانی از سرشناسان آنها را می شناسم. حتی اخیرا یکی از بزرگان اهل تسنن  در اوکراین از یکی از مراجع درباره این امر سوال کرده بود و وقتی فتوی حلیت گرفت گفت: در این مسئله به مذهب شیعه عمل می کنم  و زن صیغه می کنم.

 

این مسئله در کشور های مسلمان  بخوبی جا افتاده و از آن  بطور صحیح استفاده می شود . وقتی در لبنان خانواده ی شهدا بی سرپرست می شدند دیگر رزمندگان سرپرستی این خانواده ها را به عهده می گرفتند و زنان شهدا را صیغه  می کردنند.

 

حتی یکی از بزرگترین علمای معاصر اهل تسنن مرحوم شیخ محمود شلتوت (شیخ الشیوخ الازهر مصر) در دیداری که با علامه طباطبائی داشت  عمل به فقه جعفری را جایز و صحیح دانست .

 

آیا وی این امر را استثتا کرد ؟؟

 

خیر .

 

با این اوصاف نمیدانم جای سوالی باقی ماند یا نه ولی همیشه باید به امر صیغه با این دید نگاه کرد که:

 

اسلام هیچگاه صیغه کردن را توصیه نکرده بلکه آنرا برای موارد خاص تجویز نموده است

 

اگر توسط عمر در اسلام از صیغه منع نمیشد احدی زنا نمی کرد

 

این  سخن امیر مومنان است که می فرمایند:

 

((لولاعمر نهی عن المتعه ما زنی الا شقی اوشقیه)) (اگر عمراز متعه نساء‌ نهی نمی کرد هیچ کس زنانمی کرد مگرافراد شقی)

 

امر ازدواج موقت یا صیغه ابعاد مختلفی دارد و در این مختصر نمیگنجد

 

فقط اینرا میگویم که:

 

اگر به این مسئله بطور صحیح پرداخته می شد هیچگاه زنی به خاطر فقر خود قروشی نمی کرد

 

اگر به این مسئله بطور صحیح پرداخته می شد هیچگاه هیچ مردی از روی شهوترانی زنا مرتکب نمی شد .

 

اگر به این مسئله بطور صحیح پرداخته می شد هیچگاه  جوانان به خاطر نداشتن امکانات ازدواج به گناه کشیده نمی شدند

 

و …..

 

تمام این مشکلات باید به دست دولتمردان ما حل شود

 

دولت می بایست امکان ازدواج دائم را برای جوانان فراهم کند نه آنکه از روی شکم سیری و از سر خود باز کردن جوانان ، طرح خانه ی عفاف بدهد !!!!

 

به جای آنکه بخواهند   خانه عفاف (یا  شهر نو )!!! درست کنند بیایند مشکلات ازدواج جوانان را حل کنند !!

 

اما متاسفانه تنها چیزی که در برخی دولتمردان دیده نمیشود دغدغه امور دینیست که این افراد کمی از ان خلیفه ی  ملعون…. ندارند

 

 

 

ای سید و مولای ما ! یا صاحب الزمان !

 

شاهد باش که  بر سر جوانان این جامعه  چه آورده اند !

 

 

 

باشد …بگذاریم و بگذریم

 

مطالبی که به عرضتان رسید نقص فراوانی دارد و اشکال از نویسنده ی آن ( برادر کوچکتان ) می باشد اما  می خواستم بگونه ای عرایضم را بیان کرده باشم تا این مطلب را در ذهن شما خواننده ی عزیز القا کنم که :

 

اسلام به زنان ، به آن گونه ای که برخی افراد زن گرا ، نگاه می کنند ، نگاه نکرده است.

 

زن همان موجودیست که حضرت امام خمینی  فرمودند مرد از دامان او به معراج می رود.

 

حال تا چه حد موفق بوده ام ….؟؟؟ والله العالم

 

 

 

 

 

 

 

 

پاسخ به وبلاگ فکر روشن

*************************** بسم الله الرحمن الرحیم*************************

برادرم سلام

فرا رسیدن عید نوروز را محضرتان تبریک عرض کرده برای شما و دیگر برادران اهل تسسنی همچون شما آرزوی  سلامتی دارم.

ان شا الله همواره موفق باشید. آشنائی با شما  جای بسی خوشحالیست  . امید وارم در آخر این مباحثات  در پیشگاه  حضرت حق شرمنده نباشیم.

عرایض را در چند بخش محضرتان عرضه می دارم:

۱ : فرموده بودید: در ضمن عصبانی شدن همه جا نکوهیده و ناپسند نیست…

آری آنجا که شما مثال میزنید بیان قرآن در مقابل کفار است آیا ما را هم کافر فرض می کنید؟؟!!

۲ : من اهل مغلطه هستم یا شما؟؟

از قرآن برایتان دلیل میآورم قبول نمی کنید .. از صحاح دلیل می آورم قبول نمی کنید… تاریخی بحث می کنم می گوئید نمی شود تاریخی بحث کرد.. شما که نسبت به قرآن ، صحاح خودتان و تاریخ این  همه بذل توجه دارید آیا می شود سخنان من را با دلیل از کتب مذهب خودم قبول کنید؟؟ تعجب می کنم اگر بگوئید : آری

من صحاح سما را مطلق قبول نکرده ام و این بدان معنا نیست که من کل مطالب صحاح را قبول ندارم.آنجا که  حقیقت گفته شود منکرش نخواهم بود اما آنجا که با قرآن و مستندات تاریخ اسلام منافات داشته باشد را قبول نخواهم کرد.

و اما اگر شما از کتب ما دلیل می خواهید بسیار فراوان در رد اعمال برخی صحابه رسول اکرم  روایت آمده است…. اگر هر شخصی تعصب نداشته باشد دلیلی از دلایل قرآن او را کفایت خواهد کرد.

آری

اگر من از صحاح شما دلیل می آورم بدان خاطر است که شما مطالب آنرا قبول دارید.

من اهل اهل مغلطه هستم یا شما ؟؟

سه بار است چه در مکاتبه شخصی و چه در وبلاگتان چند سوال را مطرح کرده ام اما از پاسخ به آن طفره می روید و همواره می گوئید بر فرض که چنان شده باشد و یا چنین اتفاقی افتاده باشد به ما چه مربوط .. او جواب اعمال خود را می دهد  و سخنانی امثال ایتها

برادرم تکیف خوذ را مشخص کنید  سخنان خود را بر اساس حق می زنید یا خیر ؟

آیا برای شما حقیقت گفته های بخاری در صحیح مسجل شده است یا خیر؟

جواب سوال مرا با سوال ندهید

هر گاه از شما سوال می کنم، حقیقت امهات المومنین  را برایم مثال می زنید….منکر آیات قرآن نخواهم شد اما مجبورم سخنان فقهای شما را نیز بیان کنم گرچه از بیان این مطالب شرم دارم اما از مستندات فقهی شماست.

آنچه امام مالک از فقهای شما در کتاب موطا آورده است آدمی را  به تحیر وا می دارد … از بیان این مطالب شرم دارم  اما یکی از  کوچکترین  مسائلیست که فقط، قابل بیان می باشد.

از محضر تمام آنان که این مطلب را می خوانند عذر خواهی کرده  اما این مطلب همانیست که در کتب اهل سنت آمده است .

امام مالک در کتاب موطأ جلد دوم ص  ششصد و ششم باب رضاعه الکبیر آورده است :

« عایشه مردان را نزد خواهرش ام کلثوم و دختران برادرش می فرستاد  تا از آنها شیر  بخورند و آنگاه ام المومنین عایشه ،پس  از این شیر خوردن ، روبرو شدن با انها بدون حجاب را بر خود حلال می دانست » زیرا به نظر او با آنها محرم شده بود.

خطاب به همه ی روشن فکران !

خطاب به برادر عزیزم  در این وبلاگ فکر روشن !

برادر عزیزم ! فکر کنید این اتفاق برای یکی از زنان مومنین  بیفتد ..مردی بخواهد از او شیر بخورد تا به یکی از  افراد خانواده اش محرم شود در همین اثنای شیر خوردن همسر آن زن مومنه از راه برسد و ببیند مردی اجنبی  با سینه های همسرش  بازی کرده و از آن شیر می خورد  و همسرش بگوید به او شیر می دهم تا به … محرم گردد ( فرزند من گردد)!!!!! و بدون هیچ مشکلی به نزد ما بیاید!!!!! مرد بیچاره باید تسلیم شود و بدعت ام المومنین عایشه را بپذیرد هر چند این کار بر وی سخت باشد. چاره ای جز تسلیم ندارد …

 

نمی دانم فریاد این مصیبت را در کجا باید سر داد….حال  نظرات شرم آور نویسنده های صحاح که از گفتن آن شرم دارم پیشکش…

تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل…..

 

آیا باید آیات قرآن را قبول کرد یا این مطالب زشت و سخیف را ……

کدام را قبول دارید ؟؟

آیا این هم  اجتهاد ام المومنین است ….

ایا این ام المومنین که می گوئید همان است که نظرات فوق را داده است؟؟

ای کاش ذره ای بینش سیاسی داشتید تا بتوانید ذره ای از  رفتار ام المومنین عایشه را برای خودتان تفسیر کنید.

آری این شخص همان کسیت که همواره بغض علی و فاطمه سلام الله علیهما را در دل داشت و از آنها متنفر بود و این مطلب را بارها و بارها ذکر کرد.(مسند احمد بن حنبل ج۶ ص ۱۱۳ چاپ مصر)

ام المومنین عایشه همان کسیست که بر خلاف پیش بینی های رسول اکرم به جنگ با نفس پیامبر رفت

آیا میدانید نفس رسول اکرم کیست؟؟

شیعه و سنی در ایه مباهله اتفاق نظر دارند که تفسیر از نفس رسول اکرم همان وجود مقدس و نازنین مولی الموحدین علی علیه السلام می باشد… آیا جنگ عایشه با نفس رسول اکرم را منکر می شوید؟؟

آیا این نیز از مسائلیست که به نفع تاریخ تسنن نبوده و سانسور گردیده است؟؟

اگر دم از وعده خداوند به امهات المومنین به بهشت می دهید پس با داستانهای فوق چه می کنید؟؟

دلم می خواست شان نزول آیات سوره احزاب را می دانستید

شاید هم می دانید و انکار می کنید ؟؟!! چه فایده…. هر چه بگوئیم می گوئید بحت تاریخیست و من آنرا قبول ندارم …

اما بگذارید بگویم.. حتی برای یک آگاه ضمیری که چراغ هدایت در دلش سو سو می کند..

آری…آیات سوره احزاب در جواب به طلحه ( همان که او را از عشره مبشره می دانید) …که کفته بود : هرگاه محمد بمیرد، با عایشه دختر عمه ام ازدواج می کنم….نازل شده است

خداوند خواست بگوید همانطور که ازدواج با مادر برای شما حرام است ازواج با همسران پیامبر بر شما نیز حرام است.

 

مسلما حرفهایم را قبول نخواهید کرد و خواهید گفت:  هذا بهتان عظیم.

باشد….. هر چه شما می گوئید.

۳ : چرا می گوئید هر چه بود ۱۴۰۰ سال پیش تمام شد…. عقیده شیعه اینست که هر گناهی که صورت می گیرد به خاطر همان حق خورده شده علی  می  باشد.

حدیثی از ابن عباس برایتان بخوانم می دانم می گوئید قبول ندارم

ابن عباس می گوید : از علی شنیدم که می گفت : اگر ابو بکر و عمر خلافت را غصب نکرده بودند. هیچ دو نفری با هم اختلاف نمی کردند… چه رسد به گناه کبیره…..

اگر ما سنگ حق غصب شده ی علی را به سینه می زنیم به همین خاطر است که چونان خیانتی عظیم و دو باره به اسلام صورت نگیرد.. به خاطر اینکه ابوبکر و عمر د ر حق ما نیز ظلمی عظیم  روا داشته اند و ….

برادر عزیزم! آیا وقت آن نرسیده کمی تامل کنید..

وبلاگ خود را فکر روشن نام می نهید  اما دریغ از ذره ای روشنفکری

۴ : از عمر (رضی الله عنه) شهید نام بردم…اما این در مذهب شماست که وی به شهادت رسیده است و من چنین عقیده ای ندارم… همواره در طول بحث می خواهم از زبان شما صحبت کنم که از اول هم شاهد هستید که از کتب شما و مستندات علمای شما صحبت کردم

۵ : اگر قرار بود در یک کشور به هر نظری عمل شود می بایست یهودی و مجوسی ها هم بتوانند کاندید ریاست جمهوری شود.

اگر قرار باشد در یک کشور به  تمام نظرهای اقلیت عمل شود سنگ روی سنگ بند نخواهد شد .. آیا در کشور آزادی مثل فرانسه یک مسلمان می توانند کاندید ریاست جمهوری شود؟؟

۷ : سوره النصر هم اشتباها العصر تایپ شده بود اما اما العصر و النصر کجا      وبه سوره« النصر» فتح  گفتن کجا؟؟

والسلام