بدبخترین مردم از منظر حضرت آقا مجتبی تهرانی رحمت الله علیــه

کسانی که در درس اخلاق ایشان حاضر می شدند شاید خاطرشان باشد 919175_orig
آقا مجتبای تهرانی را می گویم
ایشان که رحمت واسعه ی الهی مانوس همیشگیشان باد ؛ می فرمودند :
بدبخت ترین مردم کسی است که برای (رسیدن به ) قدرت ( و یا حفظ آن ) به هر کاری دست بزند
و بدبختر از او  کسی است که برای به قدرت رسیدن دیگری به هر کاری دست بزند

پی نوشت ۱ : خدمت با قدرت متفاوت است
پی نوشت ۲ : کسی که قصدش خدمت به خلق خدا باشد تلاش می کند اما هرکاری نمی کند !

حاج آقا مجتبی : اومدم چایی روضه رو بخورم …

{مقدمه}
اولین حضورم تو جلسات حاج آقا مجتبی بر میگرده به اولین سالی که وارد حوزه شدم.
شهریور سال ۱۳۷۷ بود .
شروع سال تحصیلی هم مصادف با فاطمیه دوم بود و اتفاقا جلسات حاج آقا مجتبی هم برقرار .
خوب یادمه
تو حیاط دبیرستان نور موکت پهن کرده بودند
منبر هم ضلع جنوبی حیاط .
نماز مغرب و عشاء تو حیاط مدرسه به امامت ایشون برگزار شد و بعدش هم ایشون منبر رفتند و بعد از منبر هم ، حاج احمدآقای چینی روضه خوندند .

{و اما بعد}
چند سالی از حضورم تو حوزه گذشت
تو یکی از جلسات حاج آقا مجتبی که اتفاقا فاطمیه هم بود، یکی از دوستان دوران دبیرستانم رو دیدم که کنار حاج آقا مجتبی ست و قدم به قدم با حاج آقا .
بعدا وقتی دیدمش به شوخی میگفتم تو هم شدی بادیگارد حاج آقا !

امروز بعد از منبر دیدمش

حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
حضرت حاج آقا مجتبی و علی آقای خلج

بعد از سلام و احوالپرسی ، ازش پرسیدم :

علی جون ! خاطره ی ناب از حاج آقا چی داری ؟!
گفت : تمام لحظات کنار حاج آقا بودن ، لحظات نابی بود
چه سایه ای از سرمون رفت و یه کم درد و دل و …
گفتم : داداش ! نپیچون مارو ! خندید و گفت : روز اول دهه ی محرم که آخرین دهه ی محرم حاج آقا شد ، وقتی آقا با اون وضع کسالت اومدن برای منبر ، گفتم : آقا ! بخدا مردم همین که بدونن شما هستین کلی خوشحالن . دیگه این همه زحمت اونم با این حال ؟ آقا مجتبی نگاهی به من کردند و با اون صدایی که دیگه کم رمق شده بود گفتند : اومدم چایی روضه رو بخورم …

 

پی نوشت : این چای روضه هم عجب داستانی داره …