امام خمینی و حاج شیخ جعفر مجتهدی رحمت الله علیهما

امام خمینی و حاج شیخ جعفر مجتهدی رحمت الله علیهما

دقیقا خاطرم نیست اما فکر کنم اولین بار که کتاب لاله ای از ملکوت را خواندم؛ سال ۸۴ بود . شرح حال عارف واصل مرحوم شیخ جعفر آقای مجتهدی رضوان الله تعالی علیه .
با نکاتی بس شگفت حول شخصیت ایشان روبرو شدم که در سیره ی بسیاری از اولیاء الله نه خوانده بودم و نه شنیده بودم .
در حوزه ی علیمه طوری ما را تربیت کردند که هر حرفی جز کلام خدا و معصوم و اولیاء بر حقش را به راحتی نپذیریم .
و وقتی شرح حال این عارف واصل را می خواندم بارها و بارها به دیده ی تردید به شخصیت این ولی خدا نگاه کرده و شائبه هایی از تصوف برایم متصور شد .
تحقیقات خود را حول شخصیت ایشان شروع کردم و بحمد الله به نتایج خوبی هم رسیدم .
کمی بعدتر متوجه شدم ایشان با حضرت امام خامنه ای حفظه الله تعالی هم مراوداتی داشته و مکان فعلی مرقد ایشان درحرم حضرت آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام توسط رهبرمان ، اختصاص داده شده است .

و ایشان را یکی از اولیآء الله یافتم که باید خدا را به خاطر پیدا کردن جنابشان شاکر می بودم .
مدتی بعد با مرحوم حضرتش ارتباط روحی فراوانی پیدا کردم و کراماتی از جانب ایشان حتی سالها پس از وفاتش شامل حالم شد .

اما غرضم از این نوشته نکته ای است بس بزرگ که در کلام ایشان درباره ی امام خمینی رحمت الله علیه بر زبان جاری شده است .
مرحوم حاج شیخ جعفر آقای مجتهدی درباره ی حضرت امام خمینی رحمت الله علیه جمله ای را فرمودند بس شگفت .
ایشان فرموده بودند :

دست امام خمینی در توحید به نقطه ای رسیده است که دست احدی از اولیاءالله به آن نرسیده است .

بعضا می بینیم برخی بزرگواران حقی که حضرت امام بر گردن ما دارند را فراموش کرده اند . دیده ام بعضی از ایشان وقتی می خواهند از شاهراه خلیج فارس به جاهای مختلف مسافرت کنند ، از زیارت این امام سفر کرده غافل هستند .به سلامی اکتفا کرده و رد می شوند در صورتیکه همانها مقید هستند وقتی به مشهد می روند حتما بر سر قبر مرحوم حاج شیخ جعفر بروند و یا مقید به زیارت حضرت آیت الله بهجت رحمت الله علیه در قم هستند و یا برخی از بزرگواران از خواهران را دیده ام که حسرت می خورند که چرا بر سر قبر مرحوم آقای بهجت در حرم بی بی مجلله حضرت معصومه سلام الله علیها نمی توانند بروند در حالیکه از زیارت عارف کل ” حضرت امام خمینی ” اعلی الله درجاته غافل هستند.

پی نوشت : العاقل یکفیه الاشاره

نکته :کتاب لاله ای از ملکوت نوشته ی آقای حمید سفید آبیان (دوست عزیز اصفهانی مان ) به اعتراف برخی از نزدیکان مرحوم آقای مجتهدی دارای برخی اشتباهات در نوع سیره ی مرحوم مجتهدی می باشد . این نکته را در ملاقات حضوری ای که با جناب آقای محمد علی مجاهدی ( پروانه ) از نزدیکان مرحوم شیخ جعفر آقا در حوزه ی هنری داشتم، از ایشان شنیدم . لازم به ذکر است که کتابی پیرامون زندگانی این عارف به قلم استاد مجاهدی به نام ” در محضر لاهوتیان ” به رشته ی تحریر در آمده است . مطالعه ی این کتاب نسبت به کتاب لاله ای از ملکوت ارجح می باشد .

حزب اللهی تر از آقای بهجت نداشتیم

زمانی که حضرت آیت الله بهجت رحمت الله علیه در قید حیات بودند عده ای می گفتند آقای بهجت ، با نظام زاویه دارد و چه و چه .
خب آدم وقتی خاطرات آقازاده ی ایشان را می شنود و یا خاطرات برخی از شاگردان ایشان را مطالعه می کند ، می بیند که به قول ما امروزی ها ، حزب اللهی تر از آقای بهجت نداشتیم .
برادر بزرگوارم احمد آقای کارآمد یه مطلبی رو به نقل از آیت الله بهجت تو سایتشون گذاشتند که آدم وقتی می خونه میبینه که ما کجای کاریم و آقای بهجت کجا بودند.
کجا را می دیدند و چه می کردند …
ایشان به نقل از آیت الله ری شهری خاطره ای را با این مضمون از آیت الله بهجت نقل می کنند که فرمودند :

آقای خمینی را در خواب دیدم که جلوی من نشسته بود، ولی کسالت داشتند. این بدان معنا است که نهضت ایشان تاکنون بوده، ولی دچار مشکل می‌شود.برای پیشگیری از آسیب دیدن نهضت ، به آقای خامنه ای پیغام دادم که من برای پیشگیری از آسیب ها اقداماتی انجام داده‌ام ؛ لکن خود شما هم باید کارهایی را انجام دهید .نمی دانم انجام دادند یا نه. بعدا ایشان آقای حجازی را فرستاد و از من در این زمینه توضیح خواست.

آقای ری شهری در ادامه می گویند آقای بهجت به من هم فرمودند : شما هم باید کاری کنید

وقتی آقای ری شهری سوال می کنند که چه کنیم ایشان می فرمایند : صدقه و قربانی

نه اینکه ما خودمان را خیلی حزب اللهی می دانستیم تازه فهمیدیم اگر قرار است به یک نفر بگوئیم حزب اللهی ، آن فرد آقای بهجت بودند و نه ما !
نمی دانم تا به حال کدام یک از ما ، اهل بوده ایم برای این فرمایش آقای بهجت .
خُب به حقیقت کسانی هستند که همواره حیات طیبه ی آنها ، برای جماعتی یا بهتر بگویم جامعه ای ، باعث خیر و برکت است و با رفتن آنها ، یک در ، از درهای رحمت خدا به روی ما بسته می شود .
حال که آقای بهجت رفته اند .
اما سفارش های ایشان در بین ماست .
و این سفارش اخیر و مهم ایشان که فرموده اند :
برای حفظ نظام اسلامی مان هم دعا کنیم و هم صدقه بدهیم .

نظامی که به قول حضرت امام خمینی رحمت الله علیه ، تمهید و مقدمه ایست برای ظهور مولایمان .
بیاییم این مهم را با انتشار ، به یک فرهنگ تبدیل کنیم .

برای تو حلال ، برای اسلام حرام !

حرکت بسیار حساب شده ی امام حسین علیه السلام در طول تاریخ بشریت ، به حدی اثر گذار بوده و هست که امروزه منشاء پیدایش همه ی قیام های اسلامی و غیر اسلامی میباشد و همواره مورد توجه کارشناسان دینی و سیاسی بوده است . حرکتی که تمام معادلات قاطبه ی اهل ظلم را بر هم ریخته و تا به امروز هر حکومتی جوری را گریبانگیر بوده است .

ناگفته پیداست همه ی اجوری که بر عزاداری آن حضرت مترتب بوده است از این مهم و احیای دین سرچشمه می گیرد که قیام حضرت اباعبدالله الحسین  دین را زنده نمود و زنده نگه داشتن یاد آن قیام در همه ی اعصار ، در لسان روایات معتبره از طریق اهل سنت و شیعه ؛ عطایی جز بهشت برین نخواهد داشت .

از اینرو ، این قیام و اهداف آن همواره مورد توجه ظلمه بوده و سعی در اطفاء انوار الهیه ی آن داشته اند که به لطف ایرذ یکتا ، موفق نبوده اند اما دست از تلاش برای به انحراف کشیدن آن بر نداشته اند .

یکی از مصادیق به انحراف کشیدن اهداف این قیام ، تحریف در شیوه ی عزاداری برای آن حضرت بوده است که در همه ی اعصار ، مورد توجه بزرگان دینی ما نیز واقع شده است .

در راستای مستندات موجود ، در باب یکی از این شیوهایی که احساس می شود مورد توجه دشمنان دین قرار گرفته و با همه ی فعالیت های ضد دینی خود ، با آن مخافتی نکرده و با همه ی دشمنی ای که با اهداف قیام سرخ حضرت اباعبدالله الحسین دارند ،می خواهند باقی بماند ؛ شیوه ی ” قمه زنی ” می باشد .

حضرت امام خامنه ای حفظه الله تعالی در این راستا می فرمودند :

کسى که با مسائل کشور شوروى سابق و این بخشى که شیعه ‏نشین است (جمهورى آذربایجان) آشنا بود، مى‏ گفت: آن وقتى که کمونیستها بر منطقه‌ی آذربایجان شوروى سابق مسلط شدند، همه‌ی آثار اسلامى را از آن‏جا محو کردند؛ مثلاً مساجد را به انبار تبدیل کردند؛ سالنهاى دینى و حسینیه‏ ها را به چیزهاى دیگرى تبدیل کردند و هیچ نشانه‌ایى از اسلام و دین و تشیع باقى نگذاشتند؛ فقط یک چیز را اجازه دادند و آن «قمه زدن» بود! دستورالعمل رؤساى کمونیستى به زیردستان خودشان این بود که مسلمانان حق ندارند نماز بخوانند؛ نماز جماعت برگزار کنند؛ قرآن بخوانند؛ عزادارى کنند؛ هیچکار دینى نباید بکنند؛ اما اجازه دارند که قمه بزنند! چرا؟ چون خود قمه زدن، براى آنها یک وسیله‌ی تبلیغ بر ضد دین و بر ضد تشیع بود! بنابراین، گاهى دشمن از بعضى چیزها این‏گونه علیه دین استفاده می‌کند. هرجا خرافات به میان بیاید، دینِ خالص بدنام خواهد شد.

که با تعمّق در این فرمایشات ، به نکته ی بسیار مهمی متوجه خواهیم شد که در قالب یک سوال مطرح می شود :

اگر شرکت در مراسم عزاداری سالار شهیدان از اعظم مستحبات بوده و اشاعه ی فرهنگ دینی در پرتو عزاداری سالار شهیدان مورد توجه خاص امامان شیعه بوده است و قمه زدن در رثای حضرت اباعبدالله الحسین یکی از مصادیق عزاداری و دارای فضیلت است ، پس چرا امامان شیعه که از انجام هیچ مستحبی فروگزار نبوده اند و یا مراجع عظام تقلید از متقدمین و متأخرین از انجام آن خودداری می کرده و می کنند ؟

ناگفته پیداست همانطور که در فتاوای مراجع عظام تقلید آمده است ” هر آنچه مناسب عزاداری بوده و مرض آور نباشد اشکال ندارد ” اگرچه این شیوه ی عزاداری سابقه ای در زندگانی معصومین صلوه الله علیهم اجمعین نداشته باشد . اما با تطبیق عمل ” قمه زدن ” با این گونه فتاوا ، ممکن است عمل ” قمه زدن ” در رثای اباعبدالله الحسین علیه السلام دارای اشکال فردی نباشد اما وقتی این عمل دستاویزی برای بیگانگان برای تبلیغ علیه اسلام و مسلمنان باشد ، این عمل به ضر اسلام بوده و دارای مشکل خواهد بود .

به زبان ساده تر : ممکن است قمه زدن بر اساس برخی فتاوا با رعایت شروط فتوا ، از نظر فردی برای اشخاصی که به این عمل مبادرت می ورزند ، اشکالی نداشته باشد ؛ اما زمانی که تبدیل به یک سنت شده و موجه وهن اسلام و مسلمین می شود ، بر اساس نص صریح قرآنی حرام می باشد .

لازم می دانم نقل قولی از مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت رحمت الله علیه را به رویت شما خوانندگان عزیز برسانم . ایشان می فرمودند : 

مرحوم آیت الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی ( صاحب تشرفات متعدده خدمت حضرت ولی عصر ) با قمه زنی مخالف بودند و تا آخر عمر هم مخالف ماندند .
برخی هم به ما انتساب قولی را داده اند که من گفته ام پیراهنی خونی دارم که با آن قمه زده ام و وصیت کرده ام که با من دفن شود ؛ بنده چنین لباس خون آلودی ندارم و چنین وصیتی هم نکرده ام .

برای اهل تقوی همین یک قول از بزرگی چون مرحوم ایشان کفایت می کند که به این عمل مبادرت نورزند ، افزون بر اینکه بزرگان دیگری در این زمینه نیز نظرات مبسوط تری دارند .

حضرت امام خامنه ای ادام الله ظله علی رئوس المسلمین در همینه زمینه فرموده اند :

در زمان امامان شیعه و پس از آن ، سابقه ای برای اینکار سراغ نداریم . حتی روایتی نیز به صورت عام و یا خاص دیده نشده است . علاوه بر اینکه این کار از وسایل تبیلغ بر ضد دین و مکتب است .

این مختصر برای اهل اشارت و نیز تدبر ، کفایت کرده تا محرم اسرار شوند و بر اساس آنچه شرع مقدس در باب تبعیت از ولی زمان ، از شیعه می خواهد ، به آن مبادرت نمایند .