همه ی اقشار باید در سیاست دخالت کنند!

ImamKhomeiniحرف ما این است که نه روحانى تنها، همه قشرها باید در سیاست دخالت بکنند. سیاست یک ارثى نیست که مال دولت باشد یا مال مجلس باشد یا مال افراد خاصى باشد، سیاست معنایش همین وضع آن چیزهایى که در یک کشورى مى گذرد از حیث اداره آن کشور، همه اهالى این کشور در این معنا حق دارند.
خانمها حق دارند در سیاست دخالت بکنند. تکلیفشان این است ، روحانیون هم حق دارند در سیاست دخالت بکنند، تکلیف آنهاست
دین اسلام یک دین سیاسى است که همه چیزش سیاست است حتى عبادتش

صحیفه نور، ج ۹، ص ۱۳۶ . در جمع اعضاى مجتمع آموزشى طیبه

اگر خمینی در کربلا بود !

به مناسبت هشتم آذرماه و هجدهمین سالگرد ارتحال ملکوتی آیت الله العظمی اراکی رحمت الله علیه

این روزها خیلی وقت پای سیستم نشستن را ندارم و اکثر مطالعات و یا اتصالم به اینترنت از طریق موبایل و آنهم در وقتهای تقریبا مرده است که سعی می کنم آنها را زنده نگه دارم . هشتم آذرماه سالگرد رحلت بزرگ مرجع فقید شیعه حضرت آیت الله العظمی اراکی است . بنا به این مناسبت لازم می دانم یک نکته از ایشان را که اخیرا به آن واقف شده ام ؛ به صورت خیلی خلاصه بنویسم .
این اختصار را بر من ببخشید و اصل مطلب را دریابید .


مرحوم آیت الله العظمی اراکی از آن دسته مراجعی بود که معروف است در طول حیاتش فقط به دیدار دو تن از علماء مبادرت ورزید .
یکی از آنها مرحوم میرزا جواد آقای ملکی تبریزی بود و دیگری حضرت امام خمینی رحمت الله علیه .
اگرچه منش ایشان ، دیدار با سایرین نبود اما با اینکه آقا روح الله ( امام خمینی ) شاگر ایشان بود ؛ دو مرتبه به دیدار شاگردش آمد .
نقل است که وقتی آیت الله اراکی به دیدار حضرت امام آمد وقتی نزدیک منزل حضرت امام شد شروع کرد به اذن دخول خواندن .
مرحوم آقای توسلی می فرمودند : وقتی آقای اراکی و امام با هم روبرو شدند آقای اراکی دست بر سینه با این الفاظ به حضرت امام سلام کرد :
السلام علیک یابن رسول الله (ص) السلام علیک یابن رسول الله (ص) السلام علیک یابن رسول الله (ص) انت مجدالاسلام.
حجت الاسلام و المسلمین دکتر مصلحی فرزند حضرت آیت الله اراکی از اساتید حوزه و دانشگاه می فرمودند :
بعد از قضیه ی سال ۴۲ از فیضیه بر می گشتیم
در خیابان ارم دیدیم عکسی از حضرت امام خمینی به دیوار زده اند .
حضرت آقا (آیه الله اراکی)وقتی نگاهشان به آن عکس افتاد فرمودند:
قسم می خورم که صاحب این عکس اگر در کربلا می بود جزء مستشهدین بین یدی امام حسین علیه السلام بودند و ۷۲ نفر میشد ۷۳ نفر .

روزنامه رسالت، شماره ۲۵۷۸ پنج شنبه ۱۰ آذر ۱۳۷۳

پی نوشت : سی سال است که بدون دغدغه برای حضرت حسین علیه السلام بر سینه و سر می زنیم و اشک می ریزیم بی آنکه خاطرمان باشد که این مجالس عزاداری با این کیفیت را مدیون خمینی کبیر هستیم .
تفسیرش با اهلش …

امام خمینی و حاج شیخ جعفر مجتهدی رحمت الله علیهما

امام خمینی و حاج شیخ جعفر مجتهدی رحمت الله علیهما

دقیقا خاطرم نیست اما فکر کنم اولین بار که کتاب لاله ای از ملکوت را خواندم؛ سال ۸۴ بود . شرح حال عارف واصل مرحوم شیخ جعفر آقای مجتهدی رضوان الله تعالی علیه .
با نکاتی بس شگفت حول شخصیت ایشان روبرو شدم که در سیره ی بسیاری از اولیاء الله نه خوانده بودم و نه شنیده بودم .
در حوزه ی علیمه طوری ما را تربیت کردند که هر حرفی جز کلام خدا و معصوم و اولیاء بر حقش را به راحتی نپذیریم .
و وقتی شرح حال این عارف واصل را می خواندم بارها و بارها به دیده ی تردید به شخصیت این ولی خدا نگاه کرده و شائبه هایی از تصوف برایم متصور شد .
تحقیقات خود را حول شخصیت ایشان شروع کردم و بحمد الله به نتایج خوبی هم رسیدم .
کمی بعدتر متوجه شدم ایشان با حضرت امام خامنه ای حفظه الله تعالی هم مراوداتی داشته و مکان فعلی مرقد ایشان درحرم حضرت آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام توسط رهبرمان ، اختصاص داده شده است .

و ایشان را یکی از اولیآء الله یافتم که باید خدا را به خاطر پیدا کردن جنابشان شاکر می بودم .
مدتی بعد با مرحوم حضرتش ارتباط روحی فراوانی پیدا کردم و کراماتی از جانب ایشان حتی سالها پس از وفاتش شامل حالم شد .

اما غرضم از این نوشته نکته ای است بس بزرگ که در کلام ایشان درباره ی امام خمینی رحمت الله علیه بر زبان جاری شده است .
مرحوم حاج شیخ جعفر آقای مجتهدی درباره ی حضرت امام خمینی رحمت الله علیه جمله ای را فرمودند بس شگفت .
ایشان فرموده بودند :

دست امام خمینی در توحید به نقطه ای رسیده است که دست احدی از اولیاءالله به آن نرسیده است .

بعضا می بینیم برخی بزرگواران حقی که حضرت امام بر گردن ما دارند را فراموش کرده اند . دیده ام بعضی از ایشان وقتی می خواهند از شاهراه خلیج فارس به جاهای مختلف مسافرت کنند ، از زیارت این امام سفر کرده غافل هستند .به سلامی اکتفا کرده و رد می شوند در صورتیکه همانها مقید هستند وقتی به مشهد می روند حتما بر سر قبر مرحوم حاج شیخ جعفر بروند و یا مقید به زیارت حضرت آیت الله بهجت رحمت الله علیه در قم هستند و یا برخی از بزرگواران از خواهران را دیده ام که حسرت می خورند که چرا بر سر قبر مرحوم آقای بهجت در حرم بی بی مجلله حضرت معصومه سلام الله علیها نمی توانند بروند در حالیکه از زیارت عارف کل ” حضرت امام خمینی ” اعلی الله درجاته غافل هستند.

پی نوشت : العاقل یکفیه الاشاره

نکته :کتاب لاله ای از ملکوت نوشته ی آقای حمید سفید آبیان (دوست عزیز اصفهانی مان ) به اعتراف برخی از نزدیکان مرحوم آقای مجتهدی دارای برخی اشتباهات در نوع سیره ی مرحوم مجتهدی می باشد . این نکته را در ملاقات حضوری ای که با جناب آقای محمد علی مجاهدی ( پروانه ) از نزدیکان مرحوم شیخ جعفر آقا در حوزه ی هنری داشتم، از ایشان شنیدم . لازم به ذکر است که کتابی پیرامون زندگانی این عارف به قلم استاد مجاهدی به نام ” در محضر لاهوتیان ” به رشته ی تحریر در آمده است . مطالعه ی این کتاب نسبت به کتاب لاله ای از ملکوت ارجح می باشد .

چرا الان که پایم لب‎ گور است …

نشر مشهور کتابی را در اوائل سال ۸۸ چاپ کرد با عنوان ” حیات عارفانه ی فرزانگان ” که به قلم حسن صدری مازندرانی به رشته ی تحریر در آمده است . در این کتاب خاطراتی را از برخی آقایان علماء حول محور نماز نقل می کند . در صفحه ی ۱۴ این کتاب به نقل از آقای انصاری آمده است :
امام در روزهای آخر عمرشان می‎خواستند بخوابند به من فرمودند:
اگر خوابیدم برای اول وقت نماز صدایم بزن.
گفتم: چشم .دیدم اول وقت شد و امام خوابیده‎اند حیفم آمد صدایشان بزنم(عمل جراحی، سرم به دست) گفتم صدایشان نزنم بهتر است.
چند دقیقه‎ای از اذان گذشت وامام چشمهایشان را باز کردند.
گفتند :‌ وقت شده؟
گفتم: بله.

امام فرمودند: چرا صدایم نزدی؟
گفتم : ده دقیقه بیشتر وقت نگذشته است
گفتند : مگر من به شما نگفتم ؟
امام سپس فرزندش را صدا زدند که«احمد بیا » و فرمودند:


ناراحتم . از اول عمرم تا حالا نمازم را اول وقت خوانده‎ام .
چرا الان که پایم لب‎ گور است، ده دقیقه تأخیر بیافتد ؟!

تقویت روحانیت از منظر امام خمینی رحمت الله علیه

در عظمت و بزرگی مرحوم حضرت آیت الله العظمی بروجردی رحمت الله علیه شکی نیست .
مرجعی که بسیار از بزرگان امروز از شاگردان وی بوده اند و به این مهم نیز افتخار می کنند .
فقیهی که با نهایت اخلاص و تقوی ، مبتکر شیوه‏ های جدید در رجال و حدیث بود و سبک خاص خود را داشت تا جائیکه می شود ایشان را صاحب سبک دانست .
از بزرگی این مرد به جمله ای از امام خامنه ای ادام الله ظله علی رئوسنا بسنده می کنم که حضرتش در سی امین سالگرد ارتحال ایشان در پیامی فرمودند :

او چون خورشیدی درخشان بر تعدادی از علوم اسلامی بلکه بر روش‏ها و شیوه‏های تحقیق در آن‏ها و نیز بر فضای عام حیات مسلمین در زمان خود و پس از آن پرتوافشانی کرد و هنوز علمای اسلام و جهان اسلام از تأثیرات مبارک آن عمر پرثمر و ریاست و مرجعیت تامّه پانزده ساله او متمتّعند.

با کلام و فرمایش امام خامنه ای بر هیچ ذهن روشنی پوشیده نمی ماند که این مرجع بزرگوار خدمات بزرگی را تقدیم به جامعه ی اسلامی نمود که آثار این خدمات تا به امروز همچنان ادامه دارد .
اما آنچه در سیره ی حضرت آیت الله العظمی بروجردی به وضوح به چشم می خورد عدم مخالفت علنی با دستگاه حاکمه ی ظالمه پهلوی بود .
ایشان گاهی انتقاداتی را به شاه و اطرافیانش داشتند اما هیچگاه دیده نشد که به مخالفت علنی با دستگاه حاکم بپردازند .
مثلا در جریان تصویب لایحه ی اصلاحات ارضی ، ایشان مخالفت خود را به صورت نامه به شاه اعلام کردند اما اینکه این مخالفت رسانه ای شده و یا به صورت علنی از سوی دفتر ایشان مطرح شود ، چنین چیزی تا آخر عمر شریف ایشان صورت نگرفت .
ایشان پس از کودتای ۲۸ مرداد و بازگشت شاه طی تلگرافی حضور دوباره ی وی را به فال نیک گرفته و مرقوم می دارند : ادامه ی مطلب

امام خمینی و بچه ها

به حضرت امام می گفتم «آقا، شما چرا این قدر بچه‏ ها را دوست دارید؟ چون بچه ‏هاى ما هستند دوستشان دارید؟» مى‏گفتند: «نه، من به حسینیه که مى‏روم، اگر بچه باشد حواسم مى‏رود دنبال بچه‏ ها.اینقدر من دوست دارم بچه‏ها را.بعضى وقتها که صحبت مى‏کنم،  مى‏بینم بچه‏ اى گریه مى‏کند یا بچه‏ اى دارد دست تکان مى‏دهد یا اشاره به من مى‏کند، حواسم مى‏رود طرف بچه‏ها.
ناقل یکی از نوه های امام – مجله ی سروش، شماره ۴۷۶٫

 

حزب اللهی تر از آقای بهجت نداشتیم

زمانی که حضرت آیت الله بهجت رحمت الله علیه در قید حیات بودند عده ای می گفتند آقای بهجت ، با نظام زاویه دارد و چه و چه .
خب آدم وقتی خاطرات آقازاده ی ایشان را می شنود و یا خاطرات برخی از شاگردان ایشان را مطالعه می کند ، می بیند که به قول ما امروزی ها ، حزب اللهی تر از آقای بهجت نداشتیم .
برادر بزرگوارم احمد آقای کارآمد یه مطلبی رو به نقل از آیت الله بهجت تو سایتشون گذاشتند که آدم وقتی می خونه میبینه که ما کجای کاریم و آقای بهجت کجا بودند.
کجا را می دیدند و چه می کردند …
ایشان به نقل از آیت الله ری شهری خاطره ای را با این مضمون از آیت الله بهجت نقل می کنند که فرمودند :

آقای خمینی را در خواب دیدم که جلوی من نشسته بود، ولی کسالت داشتند. این بدان معنا است که نهضت ایشان تاکنون بوده، ولی دچار مشکل می‌شود.برای پیشگیری از آسیب دیدن نهضت ، به آقای خامنه ای پیغام دادم که من برای پیشگیری از آسیب ها اقداماتی انجام داده‌ام ؛ لکن خود شما هم باید کارهایی را انجام دهید .نمی دانم انجام دادند یا نه. بعدا ایشان آقای حجازی را فرستاد و از من در این زمینه توضیح خواست.

آقای ری شهری در ادامه می گویند آقای بهجت به من هم فرمودند : شما هم باید کاری کنید

وقتی آقای ری شهری سوال می کنند که چه کنیم ایشان می فرمایند : صدقه و قربانی

نه اینکه ما خودمان را خیلی حزب اللهی می دانستیم تازه فهمیدیم اگر قرار است به یک نفر بگوئیم حزب اللهی ، آن فرد آقای بهجت بودند و نه ما !
نمی دانم تا به حال کدام یک از ما ، اهل بوده ایم برای این فرمایش آقای بهجت .
خُب به حقیقت کسانی هستند که همواره حیات طیبه ی آنها ، برای جماعتی یا بهتر بگویم جامعه ای ، باعث خیر و برکت است و با رفتن آنها ، یک در ، از درهای رحمت خدا به روی ما بسته می شود .
حال که آقای بهجت رفته اند .
اما سفارش های ایشان در بین ماست .
و این سفارش اخیر و مهم ایشان که فرموده اند :
برای حفظ نظام اسلامی مان هم دعا کنیم و هم صدقه بدهیم .

نظامی که به قول حضرت امام خمینی رحمت الله علیه ، تمهید و مقدمه ایست برای ظهور مولایمان .
بیاییم این مهم را با انتشار ، به یک فرهنگ تبدیل کنیم .

مسئولیت خطیر روحانیون و معذور نبودن آنان !

و در ادامه ی پست قبل =>

امام خمینی علیه الرحمه و السلام :

این قشرى که بیشتر از همه تکلیف بر او متوجه هست روحانیون هستند….
شاید از همه قشرها، قشر روحانى مسئولیتش بیشتر باشد؛ براى این که، هرکس بیشتر نزدیک به اسلام است بیشتر مورد مسئولیت است. انبیا از همه کس مسئولیت‏شان زیادتر بوده است. آنها در عین حالى که مسئولیت‏شان از همه بیشتر بود، به آن امرى که وظیفه داشتند عمل کردند و هیچ قصورى نکردند. علماى هر ناحیه مسئولیت‏شان از سایر طوایف بیشتر است، اینها عذر ندارند، ممکن است که بسیارى از مردم عذر داشته باشند؛ یا عذر اینکه نمى ‏دانستیم یا عذر این که نمى ‏توانستیم که هیچ کارى بکنیم. روحانیون الآن در ایران هیچ عذرى ندارند، براى اینکه، راه را مى ‏دانند و مى‏ توانند هم کار بکنند. اگر خداى نخواسته، در بین روحانیون کسى ازاشخاصى پیدا بشود که برخلاف عمل مى‏ کند، این یا ازباب این است که با اصل مبناى اسلامى مخالف است یانمى فهمد که این اسلام در اینجا وضعش چطور است ….

صحیفه امام، ج‏۱۹، ص: ۲۵۳

مسئولیت خطیر روحانیون و معذور نبودن آنان !

و در ادامه ی پست قبل =>

امام خمینی علیه الرحمه و السلام :

این قشرى که بیشتر از همه تکلیف بر او متوجه هست روحانیون هستند….
شاید از همه قشرها، قشر روحانى مسئولیتش بیشتر باشد؛ براى این که، هرکس بیشتر نزدیک به اسلام است بیشتر مورد مسئولیت است. انبیا از همه کس مسئولیت‏شان زیادتر بوده است. آنها در عین حالى که مسئولیت‏شان از همه بیشتر بود، به آن امرى که وظیفه داشتند عمل کردند و هیچ قصورى نکردند. علماى هر ناحیه مسئولیت‏شان از سایر طوایف بیشتر است، اینها عذر ندارند، ممکن است که بسیارى از مردم عذر داشته باشند؛ یا عذر اینکه نمى ‏دانستیم یا عذر این که نمى ‏توانستیم که هیچ کارى بکنیم. روحانیون الآن در ایران هیچ عذرى ندارند، براى اینکه، راه را مى ‏دانند و مى‏ توانند هم کار بکنند. اگر خداى نخواسته، در بین روحانیون کسى ازاشخاصى پیدا بشود که برخلاف عمل مى‏ کند، این یا ازباب این است که با اصل مبناى اسلامى مخالف است یانمى فهمد که این اسلام در اینجا وضعش چطور است ….

صحیفه امام، ج‏۱۹، ص: ۲۵۳

وقتی یک آخوند در زمستان پرادو یا خودروی بی ام دابلیو سوار شود !

ببین برادر من !
ما خودمان طلبه ایم .

البته از آن طلبه های مثلا روشنفکر .
سعی می کنیم در عین حال اینکه طلبه هستیم ، خیلی هم خودمان را تافته ی جدا بافته از مردم نکنیم .
البته بنده از آن دسته طلبه هایی بودم که همیشه به خاطر ریش کوتاهم ، در میان برخی دوستان ، انگشت نما بودم . ادامه ی مطلب

۲۲ بهمن سال ۶۳ ، امام خمینی و بیداری اسلامی

باید مظلومان جهان بیدار و هوشیار باشند و از این توطئه‏ ها و حیله‏ ها گول نخورند؛ و به فعالیت خود در راه رسیدن به آزادى و خروج از قید و بندهاى استعمارى و استثمارى ادامه دهند. و بدانند که اینان با شعار طرفدارى از حقوق بشر بزرگترین پایمال کنندگان حقوق انسانها هستند و در رسیدن به اهداف ظالمانه خود هیچ گاه غفلت نمى‏کنند و از هیچ جنایتى دریغ ندارند ..
امروز که نسیم بیدارى در سراسر جهان وزیدن گرفته و توطئه ‏هاى فریباگر ستمکاران تا حدودى فاش شده است، وقت آن است که دلسوختگان واقعى مظلومان از هر قوم و قبیله و در هر مرز و بوم با قلم و بیان و اندیشه و فکر از جنایات ستمگران در طول تاریخ سیاه آنان پرده بردارند و پرونده‏هاى تجاوز آنان را به ساکنین این سیاره ارائه دهند. و علما و دانشمندان سراسر جهان بویژه علما و متفکران اسلام بزرگ یکدل و یک جهت در راه نجات بشریت از تحت سلطه ظالمانه این اقلیت حیله باز و توطئه‏گر که با دسیسه‏ها و جنجالها سلطه ظالمانه خود را بر جهانیان گسترده‏اند، بپا خیزند و با بیان و قلم و عمل خود خوف و هراس کاذبى را که بر مظلومان سایه افکنده است بزدایند .

بیانات حضرت امام خمینی در ششمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ، سال ۶۳

بعد نوشت : امشب با دوستان سوار ماشین و در خیابانها الله اکبر گفتیم . جالب بود . خیلی ها هم در خیابان خجالتشان می ریخت و با ما همنوا می شدند .

مگر نمی گوئید حکومت عدل علی ؟ این چه عدلیست پس ؟

گفت : اگر قدر نعمت های الهی را ندانید خدای جلّ و علا ، عذابش بر کافرانِ نعمت ، شدید است و اگر شاکر باشید برای شما بی حساب خواهد افزود .
گفت : قدر این جمهوری اسلامی را بدانید که اگر قرار بود چنین حکومتی برپا شود فقط و فقط در زمان انبیاء الهی میسور بود ، پس قدر چنین نعمت بزرگی را بدانید .
گفتم : چرا مُهمل می بافی ؟ و چه برای خودت می بُرّی و می دوزی ؟
تا یادم هست ، زمان آن به قولِ شما ملعون ، نه گرانی بود و نه این همه فساد !
گفت : آیا درد تو درد شکم است ؟!
شکمت گرسنه باشد ، خدا را هم بنده نیستی ؟
گفتم : حدیث پیامبر است که ” کاد الفقر أن یکون کفرا “
گفت : منکر حدیث نیستم . اما فقر مگر فقر مالیست فقط ؟ فقر فرهنگی و فقر دینی و … نداریم ؟
گفت : پیامبر فرمودند فقر و نفرمودند منظور از این فقر ، فقط فقر مالیست . آیا فرمودند ؟
گفتم : شما آخوندها سر و ته یک کرباسید . همه اهل توجیه !
گفت : من اهل توجیه نیستم . اهل حساب و کتابم . بیا بنشینیم و بنویسیم . ببینیم آن زمان و این زمان ، کدام بهتر بود ؟
خوبی ها را بنویسیم . بدی ها را همچنین .

نشستیم و نوشتیم . کتاب را باز کردیم و حساب نمودیم .

راست می گفت : امروز بهتر بود .
گفتم : خب حق با تو ! ولی چرا اینقدر فقیر داریم . چرا اینهمه گرانی هست ؟
گفت : ما نمی گوئیم با جمهوری اسلامی بساط همه ی بی عدالتی ها برچیده شد . نه . هنوز هم بی عدالتی هست . من از بی عدالتی نا راضی ام .ما انقلاب کردیم . انقلاب هم سختی دارد و هم گرانی . می خواهیم همه ی اینها درست شود اما خب برخی بی عدالتی ها اجتناب ناپذیر است . شما بیائید در کل حساب کنید .
گفتم : پس قبول داری که هنوز فقیر داریم .
گفت من که گفتم : از بی عدالتی ها ناراضی ام .
گفتم : مگر نمی گوئید حکومت عدل علی ؟
گفت : ما کجا و عدل علی کجا ؟
گفتم : دیدی که عدل نیست !
گفت : مهدی اش که مهدی است و یملا الأرض عدلا و قسطا هم هست اگر چنان بود که تو می گفتی پس چرا شهید می شود و چه کسی او را شهید می کند ؟
آمدم غُرغُر کنم که چه می گویی و … که حرفم را قطع کرد و گفت :
در برخی روایات داریم که مهدی هم غریب است و برخی فقهای عصر ظهور با او مخالفت می کنند .
گفتم : راست می گویی ؟
گفت : برو و تحقیق کن و ببین !

وقتی سخن از غربت آن امامِ هادی ِمهدی نیز گفت ،
بغض در گلویم نشست و ساکت شدم .

متن بالا از سخنان حضرت امام خمینی رحمت الله علیه و امام خامنه ای حفظه الله تعالی به صورت برداشتی آزاد نوشته شده است . متن سخنان مربوط به نوشته های بالا ، به پیوست تقدیمتان می گردد :

 الف :

دعا کنید براى اسلام. در رأس ادعیه ‏تان دعاى براى اسلام باشد؛ در رأس ادعیه‏ تان دعاى براى جمهورى اسلامى و بقاى جمهورى اسلامى باشد. خدمت‏هایى که جمهورى اسلامى در این چهار- پنج سال به اسلام کرده است، در طول تاریخ- غیر از زمان انبیا- نکرده کسى، آن قدر خدمتى که این کرده. هرکس ببیند، هرکس مخالف این حرف است بیاید صورت شمارى کند، ریز بدهد. زمانِ آن جا چه خبر بود، زمان قاجار چه خبر بود؟
قاجار آرام ترین شان بود، زمان قاجار چه خبر بود، حالا چه خبر است؟ دیگر زمان پهلوى را که همه مى ‏دانید چه خبر بود. این کمال بى‏ انصافى است که یک کسى بگوید «آن وقت هم مثل حالا، حالا بدتر از او». یا کمال بى‏ اطلاعى، لجاجت .
انسان لجاج، وقتى لجاجت پیدا مى ‏کند نمى ‏داند خودش هم چه مى‏ کند. مى‏ گویند که یک دسته‏ اى از اهل جهنم که در عذاب بودند یک وقت دیدند آرام شد- در روایت است ظاهراً- گفتند چه شد؟ گفتند «پیغمبر عبور مى‏کند» گفتند «درها را ببندید نبینیم». آن کسى که جهنمى هست این طورى است، «درها را ببندید» با اینکه آرام شده است، با اینکه عذاب را برداشتند. عذاب باشد، لکن پیغمبر نباشد! فساد باشد، لکن جمهورى اسلامى نباشد! در خیابان‏ها آن مفسده‏ هاى علنى باشد، لکن جمهورى اسلامى نباشد! اینها یک دردى است که دواى او پیش حضرت عزرائیل – سلام اللَّه علیه- است ..
و خداوند همه این دردها را شفا بدهد. و امیدوارم که همه ما موفق بشویم به عمل کردن به رضاى خدا. و خداوند این اسلام را، جمهورى اسلامى را نگه دارد. و ما را موفق کند که به لقاى جمال مبارک امام زمان- سلام اللَّه علیه- موفق بشویم . بیانات در حسینیه جماران  بتاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۶۴

ب :

خب، عدالت اجتماعى از همه‌ى این کارها سخت‌تر است؛ من به شما عرض بکنم : از حفظ مردم‌سالارى و بقیه‌ى کارهائى که در جمهورى اسلامى شده است، استقرار عدالت اجتماعى کار سخت‌ترى است؛ بسیار کار دشوارى است. نمیگویم هم که ما تا امروز توانستیم به طور کامل عدالت اجتماعى را مستقر کنیم؛ نه، هنوز خیلى فاصله داریم. آن عدالتى که اسلام از ما خواسته است، با آنچه که امروز در جامعه‌ى ماست، فاصله‌ى زیادى دارد . بیانات امام خامنه ای در نماز جمعه تهران ۱۵ اسفند ۸۹

ج :

یک کشورى که تازه مى‏خواهد احکام اسلام را پیاده کند و داراى چهل میلیون جمعیت و با آن وسعت است، نمى‏شود یکدفعه کارها درست بشود و هیچ خلافى واقع نگردد، در زمان خود پیامبر و حضرت امیر هم خلاف واقع مى‏شد. باید جهات مثبت را نگاه کرد، نه جهات منفى را. و ما نباید توقع داشته باشیم که صبح کنیم در حالى که همه چیز سرجاى خودش باشد. در زمان حضرت صاحب- سلام اللَّه علیه- هم که ایشان با تمام قدرت مى‏ خواهند عدل را اجرا نمایند، با این ترتیب نمى‏ شود که هیچ کس حتى خلاف پنهانى هم نکند. و بالاخره همانها هم که مخالف هستند حضرت صاحب را شهید مى‏ کنند. و در روایات، قریب به این معنا دارد که بعضى فقهاى عصر با ایشان مخالفت مى‏ کنند. پس این‏طور نیست که خلاف فلان قاضى یا فلان فرماندار و اصولًا بعضى جهات منفى، خطرى باشد. در زمان حضرت امیر هم قاضى ‏اش و فرماندارش خلاف مى‏ کرده است، این اجتناب ناپذیر است .. بیانات در حسینیه جماران بتاریخ ۹ تیر ۱۳۶۴

به پیشگاه خمینی کبیر صلواتی را هدیــه بفرمائید
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم