یک خواب اینترنتی+ یک توصیه برای فعالین فضای سایبر !

امروز قبل از نماز صبح خواب می دیدم با حضرت آقا ملاقات داشتیم . امام خامنه ای ادام الله ظله علی رئوس المسلمین
عده ای محدود از وبلاگ نویس ها یه ملاقات تقریبا خصوصی با ایشون داشتند.

خدمت ایشون رسیده بودیم و از نزدیک با ایشون حرف می زدیم .
فرصتی فراهم شد که من خصوصی خدمت ایشون رسیدم.
تو صحبت هاشون متوجه شدم که ایشون خطاب به من نکاتی رو درباره ی انتخابات فرمودند و بعد هم فرمودند:
البته انتظاری که ازآقای مداحیِ طلبه ی وبلاگ نویس و امثال ایشون میره اینه که …
تو عالم خواب وقتی فرمودند “ ازآقای مداحیِ طلبه ی وبلاگ نویس” یه لحظه بدنم لرزید و فهمیدم که ایشون تمام شناسنامه ی مارو انگار از بر باشند و کامل کامل مارو می شناسند .
بعد تو صحبت هاشون به یکی از مطالب وبلاگم اشاره کردند و حتی هدِر وبلاگ که چه تصویری بود و …
کرک و پرم ریخته بود…
گفتم یا ابالفضل نکنه خدای نکرده یه چرت و پرتی نوشته باشم تو وبلاگم که آقا خونده باشن و خوب نبوده باشه
نکنه خدایی نکرده گندی زده باشم و آقا دیده باشن و …
همینجوری داشتم تو خواب با این ملاقات خصوصی و دقت حضرت آقا و اینا حال می کردم که ساعتم زنگ زد و از خواب بیدار شدم.
پا شدم وضو گرفتم و نمازمو خوندمو اومدم سرکار .
تو راه که داشتم میومدم سرکار،خوابم رو مرور می کردم .
تو مرور خواب یه نکته ای به ذهنم القاء شد و اون اینکه :
تو رفتی پیش این سید اولاد پیغمبر و وقتی دیدی که از جیک و پوک  خودتو و وبلاگت خبر داره با خودت گفتی نکنه چیزی نوشته باشی که خونده باشه و ناراحت شده باشه.
اما آیا دقت کردی که امام زمانت تو رو به نام و نام پدرت و … میشناسه .
نه از وبلاگت بلکه از تمام مکنونات قلبیت هم خبر داره .
چقدر رعایت می کنی که مورد رضایت امام زمانت هم قلم بزنی و بنویسی ؟
برات مهم هست که آقات “حضرت بقیت الله الاعظم ” ارواحنا فداه نوشته هات رو می بینن و می خونن ؟

پی نوشت ۱: مضمون حدیثی است که در زمان حیات مرحوم آقای مجتهدی رحمت الله علیه شنیدم که می فرمودند :
اعمال ما روزانه به امام عصرمان ارائه می شود.حضرت تو را می شناسند . کاملِ کامل می خوانند پرونده ات را.
جایی لبخند می زنند و جاهای هم اشک می ریزند .

پی نوشت ۲ :اول خطابم به خودمه و بعد به داداشای وبلاگ نویسم که همه جا سرو کله شون پیداست . هم تو گوگل پلاس ، پلاسه هم تو فیس بوک و هم بقیه ی شبکه های اجتماعی !
آیا خدایی تا الان با این قید وبلاگ نویسی کردیم که مورد رضایت امام زمانمون هم قلم بزنیم و بنویسیم ؟
برامون مهم بوده  که آقامون “حضرت بقیت الله الاعظم ” ارواحنا فداه نوشته هامون رو می بینن و می خونن ؟
یا دنبال هوای نفس  و اشباع حبّ جاه و تعداد لایک ها و کامنت ها و نقطه چین های نفس خودمون بودیم؟

مطالب مرتبط :

 

یک تذکر اخلاقی برای دوستان وبلاگ نویس

 

 

 

یک خواب اینترنتی+ یک توصیه برای فعالین فضای سایبر !

امروز قبل از نماز صبح خواب می دیدم با حضرت آقا ملاقات داشتیم . امام خامنه ای ادام الله ظله علی رئوس المسلمین
عده ای محدود از وبلاگ نویس ها یه ملاقات تقریبا خصوصی با ایشون داشتند.

خدمت ایشون رسیده بودیم و از نزدیک با ایشون حرف می زدیم .
فرصتی فراهم شد که من خصوصی خدمت ایشون رسیدم.
تو صحبت هاشون متوجه شدم که ایشون خطاب به من نکاتی رو درباره ی انتخابات فرمودند و بعد هم فرمودند:
البته انتظاری که ازآقای مداحیِ طلبه ی وبلاگ نویس و امثال ایشون میره اینه که …
تو عالم خواب وقتی فرمودند “ ازآقای مداحیِ طلبه ی وبلاگ نویس” یه لحظه بدنم لرزید و فهمیدم که ایشون تمام شناسنامه ی مارو انگار از بر باشند و کامل کامل مارو می شناسند .
بعد تو صحبت هاشون به یکی از مطالب وبلاگم اشاره کردند و حتی هدِر وبلاگ که چه تصویری بود و …
کرک و پرم ریخته بود…
گفتم یا ابالفضل نکنه خدای نکرده یه چرت و پرتی نوشته باشم تو وبلاگم که آقا خونده باشن و خوب نبوده باشه
نکنه خدایی نکرده گندی زده باشم و آقا دیده باشن و …
همینجوری داشتم تو خواب با این ملاقات خصوصی و دقت حضرت آقا و اینا حال می کردم که ساعتم زنگ زد و از خواب بیدار شدم.
پا شدم وضو گرفتم و نمازمو خوندمو اومدم سرکار .
تو راه که داشتم میومدم سرکار،خوابم رو مرور می کردم .
تو مرور خواب یه نکته ای به ذهنم القاء شد و اون اینکه :
تو رفتی پیش این سید اولاد پیغمبر و وقتی دیدی که از جیک و پوک  خودتو و وبلاگت خبر داره با خودت گفتی نکنه چیزی نوشته باشی که خونده باشه و ناراحت شده باشه.
اما آیا دقت کردی که امام زمانت تو رو به نام و نام پدرت و … میشناسه .
نه از وبلاگت بلکه از تمام مکنونات قلبیت هم خبر داره .
چقدر رعایت می کنی که مورد رضایت امام زمانت هم قلم بزنی و بنویسی ؟
برات مهم هست که آقات “حضرت بقیت الله الاعظم ” ارواحنا فداه نوشته هات رو می بینن و می خونن ؟

پی نوشت ۱: مضمون حدیثی است که در زمان حیات مرحوم آقای مجتهدی رحمت الله علیه شنیدم که می فرمودند :
اعمال ما روزانه به امام عصرمان ارائه می شود.حضرت تو را می شناسند . کاملِ کامل می خوانند پرونده ات را.
جایی لبخند می زنند و جاهای هم اشک می ریزند .

پی نوشت ۲ :اول خطابم به خودمه و بعد به داداشای وبلاگ نویسم که همه جا سرو کله شون پیداست . هم تو گوگل پلاس ، پلاسه هم تو فیس بوک و هم بقیه ی شبکه های اجتماعی !
آیا خدایی تا الان با این قید وبلاگ نویسی کردیم که مورد رضایت امام زمانمون هم قلم بزنیم و بنویسیم ؟
برامون مهم بوده  که آقامون “حضرت بقیت الله الاعظم ” ارواحنا فداه نوشته هامون رو می بینن و می خونن ؟
یا دنبال هوای نفس  و اشباع حبّ جاه و تعداد لایک ها و کامنت ها و نقطه چین های نفس خودمون بودیم؟

مطالب مرتبط :

 

یک تذکر اخلاقی برای دوستان وبلاگ نویس