اعمال قدرت و شدت از سوی حاکمیت از منظر اسلام

این روزها ایام امتحانات رو سپری می کنم و خیلی وقت نوشتن ندارم . به این چند خط اشاره ای می کنم و رد می شوم .daa0749dc43f7b41954bf2662abcbc12
العاقل یکفیه الاشاره
سوال اینجاست که آیا دین مبین اسلام،با اساس قدرت و شدت عمل موافق است یا خیر؟!
و وقتی پاسخ به این سوال روشن باشد ، جواب آن عده که در زمان غیبت قائل به تشکیل حکومت نیستند بس واضح است چراکه قدرت بما هو قدرت برای مسلمانان حاصل نمی شود الا به تشکیل حکومت !

در جواب باید گفت :اسلام به یک معنا قدرت را تبلیغ کرده است و آن قدرت، قدرتی ست که همه صفات‏ عالی انسانیت برمی‏خیزد، و قدرتی که از آن، مهربانی و رحم و شفقت و احسان و دیگر صفات عالی انسانیت برمی‏خیزد.

در اسلام بدون شک دعوت به قدرت و توانائی شده است و نص قرآن و احادیث ما گواه بر ایم معناست.
دیگران هم که در موضوع اسلام مطالعه کرده‏ اند، اسلام را در میان ادیان به این مشخصه شناخته‏ اند که هیچ دینی به اندازه اسلام پیروان‏ خود را به قوت و قدرت دعوت نکرده است.

ویل دورانت در جلد یازدهم‏ کتاب تاریخ تمدن که اختصاص به تاریخ تمدن اسلام دارد، این جمله را می‏گوید: ” هیچ دینی به اندازه اسلام، مردم را به قدرت و قوت دعوت‏ نکرده است “.

در این زمینه در قرآن مطالب فرادانی دیده میشود .

۱ – در خطاب الهی به حضرت یحیی آمده است : ” « یا یحیی خذ الکتاب بقوه »”
۲ – « و کاین من نبی قاتل معه ربیون کثیر فما وهنوا لما اصابهم فی سبیل الله‏ و ما ضعفوا و ما استکانوا و الله یحب الصابرین »”
چه بسیار پیامبرانی‏ که مردانی الهی همراه آنان جنگیدند و با باطل نبرد کردند و هرگز سستی‏ پیدا نکردند و ضعف نشان ندادند و خداوند مقاومت کنندگان را دوست‏ می‏دارد.
۳ – « ان الله یحب الذین یقاتلون فی‏ سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص »”
خداوند مردمی را که در راه او می‏جنگند و مانند دیواری روئین و فلزی که هیچ قدرتی نمی‏تواند آنها را از جا بکند و حرکت دهد ایستادگی می‏کنند، دوست دارد.
۴ – « محمد رسول الله و الذین معه اشدا علی الکفار رحما بینهم »

[insetleft title=” “]ویل دورانت در جلد یازدهم‏ کتاب تاریخ تمدن که اختصاص به تاریخ تمدن اسلام دارد، این جمله را می‏گوید: ” هیچ دینی به اندازه اسلام، مردم را به قدرت و قوت دعوت‏ نکرده است[/insetleft]

 

” شجاعت ” در اسلام یک حقیقت ممدوح است عزت یعنی مقامی منیع‏ داشتن و در آن حد قدرت داشتن که کسی نتواند انسان را خوار و ذلیل کند، در اسلام امری ممدوح است. ببینید قرآن راجع به مقابله با دشمن چه می‏گوید:
۵ – « و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوکم »”
در مقابل دشمن تا آن حد نهائی قدرتتان نیرو تهیه‏ کنید که دشمن هرگز نتواند به شما طمع ببندد.
در آیه دیگری می‏فرماید:
۶ – « و قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم و لا تعتدوا ان الله لا یحب‏ المعتدین »”
با کسانی که با شما نبرد می‏کنند به نبرد بپردازید ولی تجاوز نکنید. ”
یا در جای دیگر می فرماید :
۷ – فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّی تَفِیءَ إِلَی أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا

عبارات « و لا تعتدوا » و یا عبارت « حتب تفیئ الی امر الله » یعنی با دشمن هم که نبرد می‏کنید حق و عدالت را هرگز فراموش نکنید و تا جایی بجنگید که تسلیم امر خدا شدند که اگر چنین شد نباید ادامه دهید .
برخی مفسرین گفته‏ اند که در نبرد با دشمن  تا آن وقت ادامه دهید که دشمن نبرد را ادامه می‏دهد.
اگر دشمن گفت: ” تسلیم ” و اسلحه را زمین گذاشت، شما دیگر اسلحه بکار نبرید، که این اعتداء و تجاوز است.
پیرمردها را نکشید، بچه‏ ها و زنها را نکشید و متعرض آنها نشوید، به کسی که از میدان جنگ بیرون رفته است‏ کاری نداشته باشید، فقط با کسی که با شما نبرد می‏کند در کمال نیرومندی‏ نبرد کنید. اینها یک سلسله دستورهاست که در قرآن مجید هست که باز هم‏ آیاتی شبیه به این آیات، در قرآن وجود دارد.