|
عناصر اصلى برنامه ريزى
قيام و ظهور حضرت مهدى (عج)
براى ظهور و قيام حضرت ولى عصر (عج) بايد براى تحقق آن يك
برنامه ريزى حساب شده و جامع در سطح كل جهان صورت بگيرد. باتوجه به اهميت فوق
العاده آن بايد در اين برنامه ريزى امور بسيارى به طور عملى و جدّى و حساب
شده تعقيب شود كه ما در اينجا به امور نه گانه اى كه پايه هاى اصلى اين
برنامه ريزى است و بايد به همت مسلمانان تحقق پيدا كند تا زمينه ساز ظهور
گردد! اشاره نماييم.
1 ـ هدفدارى
حضرت امام خمينى در يكى از سخنرانى هاى خود كه در نيمه شعبان 1360
شمسى ايراد نمود، فرمودند:
بايد خودمان را مهيّا كنيم براى آمدن آن حضرت، من نمى توانم اسم رهبر روى
ايشان بگذارم، بزرگتر از اين است. نمى دانم بگويم كه شخص اول است، براى اينكه
دوّمى در كار نيست ايشان را نمى توانيم ما با هيچ تعبيرى، تعبير كنيم الّا
همين كه مهدى موعود (عج) است، آن كسى كه خداوند متعال ذخيره كرده است براى
بشر...
آرى اين عنوان (مهدى موعود (عج)) هدف دار بودن اين عقيده را مشخص مى كند و
هدف است كه قيام ها را خط و جهت داده و از سرنگونى در مى آورد و به راه صاف و
راست رهنمون مى نمايد، بنابراين بايد در اين برنامه ريزى به اين هدف توجه
گردد.
2 ـ توجه به جهانى بودن ظهور
پايه دوم اين برنامه ريزى اين است كه ظهور امامت امام زمان (عج)
مربوط به كل جهان است و پس از ظهور اسلام حقيقى با تمام ابعادش در همه جهان
به دست با كفايت آن حضرت در سطح جهان حاكم و پياده مى شود.
امام صادق ع فرمود:
اذا قام القائم لا يبقى ارض الا نودى فيها
شهادة لا اله الا الله و أن ّمحمّد رسول الله ص .
« وقتى كه قائم (عج) قيام كند هيچ نقطه اى از
زمين نيست مگر اينكه آواى توحيد و پذيرش رسالت پيامبر ص در آن بلند است . »
3 ـ جهش و انقلاب
همان گونه كه از نام انقلاب حضرت مهدى (عج) پيدا است، بايد براى
وصول به اين انقلاب به صورت انقلابى كار كرد. دقت در اين نكته كه در روايات
اسلامى وارد شده در شب تولد امام زمان (عج) زيارت امام حسين ع را بخوانيد، با
توجه به محتواى اين زيارت و ارتباط اين دو نتيجه مى گيريم كه مسئله راحت طلبى
در كار نيست بلكه مسئله قيام و انقلاب و شهادت طلبى و جهاد تا سر حد شهادت و
نفرت شديد از دشمنان است و بايد با چنين روشى خود را به امام زمان (عج) نزديك
كنيم.
4 ـ پيشرفت عميق و استوار
در برنامه ريزى لازم است توجه كامل شود كه در تمام ابعاد به طور
صحيح و عميق و استوار به پيش رفت و واحدهاى اين بناى عظيم را از اساس و پايه
درست و محكم و خلل ناپذير ساخت.
5 ـ اخلاص
براى پيشروى و دست بازى در مقدمات ظهور، هيچ عاملى دركاربرد امور
و پيمودن پله ها و مراتب و پشت سر گذاشتن موانع مانند اخلاص، در كار نيست،
اخلاص در كارها روح و نشاط مى بخشد. در اين برنامه ريزى بايد اخلاص در كارها
سرلوحه برنامه قرار بگيرد.
6 ـ تخصّص و تعّهد
تخصّص و تعّهد و به عبارت ديگر علم و ايمان و توسعه دادن به اين
دو در همه ابعاد زندگى بهترين زمينه ساز براى فراهم شدن ظهور امام زمان (عج)
است.
7 ـ مانع شناسى
8 ـ هوشيارى و هوشمندى
9 ـ دور نمايى از امكانات عظيم دنياى اسلام

.
عوامل پيروزى حضرت مهدى
در ضمن بررسى ويژگيهاى حكومت جهانى حضرت مهدي (عج)، اين سؤال
مطرح است كه با وجود جهانخواران تا دندان مسلح و ارتشهاى عظيم و منظم و
پيچيده و سلاحهاى فوق مدرن الكترونيكى و تكنيك برتر ابرقدرتها و سلاحهاى
هستهاى و طرحهاى جنگ ستارگان و ... پيروزى جهانىبراى امام زمان ،
عليهالسلام، چگونه ميسر است؟
اصولا چون چنين پيروزى عظيمى، اگر محال نباشد، ممكن و آسان هم نيست بايد ديد
زمينه و عوامل چنين پيروزيى چيست و راه آن كدام است؟ در اين بحثبه عوامل
پيروزى آن حضرت در اين قيام جهانى و فتح نهايى عالم توسط ايشان مىپردازيم و
با توجه به روايات و احاديث رسيده اين عوامل را بررسى مىكنيم.
در ضمنبررسىويژگيهاىياران حضرت مهدى ،عليهالسلام، و خصوصيات لشكريانش به
اين نكته برمىخوريم كه آنان «منصور بالرعب» هستند.
منصور بالرعب بودن، يعنى آنكه پيروزى آن حضرت ظاهرا در سايه رعب و وحشتى است
كه در دل دشمنان، از او و لشكريانش ايجاد مىشود و آنها از قدرت و پيروزيهاى
او به قدرى به هراس مىافتند كه توان استقامتخويش را از دست مىدهند يا
تسليم مىشوند و يا سلاحها را بر زمين مىگذارند و فرار مىكنند و اين خود
زمينه پيروزى و فتح بدون درگيرى و خونريزى و جنگ را براى آن حضرت فراهم
مىسازد.
دشمنان آن حضرت از ترس برخورد نظامى و درگيرى با امام، سلاحهاى خود را بر
زمين مىگذارند يا با بلندكردن پرچم سفيد، تسليم مىشوند و يا از پيشاپيش
لشگر او مىگريزند.
در تاريخ از اينگونه پيروزيها ديده شده كه سپاهى با مشاهده قدرت طرف مقابل
متزلزل و مرعوب مىشدند و سرانجام قبل از رسيدن لشگر، خود را تسليم مىكردند.
پيامبر اسلام،صلىالله عليهوآله، طبق شواهد تاريخى و آيات قرآن از اين
موهبتبرخوردار بوده و درمواردىصلابت و ابهت آن حضرت و تصميم و اراده
شكستناپذير او دلهاى دشمنان را به لرزه افكنده و آنان را پريشان ساخته است و
پيش از درگيرى و يا به مجرد رويارويى ، شكستخورده و پا به فرار نهاده يا
تسليم شدهاند.
پيامبر اسلام در «غزوه بدر» با اقليتى غير مجهز و بسيار كم در برابر سپاهى
مجهز و چندين برابر، نه تنها ايستاد، بلكه به پيروزى جالبى هم رسيد و اين خود
از مواردى است كه دشمن با رعبى كه در دلش از پيامبر اسلام توسط خداوند
مىافتد و با دادن بيش از هفتادكشته و مجروح و به جا نهادن اسيران زياد، پا
به فرار مىگذارد. ابوسفيان مىگويد به محضرساندن كاروان به مكه بسرعتبه
بدر مراجعه كردم ، لشكر در حال فرار بود و به هر كس مىگفتم: بايست! مىگفت:
على ،عليهالسلام، سوار بر اسب مرا تعقيب مىكند.
در جنگ خندق پس از محاصره مدينه توسط نيروهاى قريش و احزاب و عبور
«عمروبنعبدود» و همراهان او از خندق و رجزخوانى عمرو، اضطراب و دلهرهاى بين
مسلمين رخ داده بود كه به تعبير قرآن « و زلزلوا
زلزالا شديدا » (1) و فرياد
« متى نصرالله » سر مىدادند.
آنگاه كه حضرت على ،عليهالسلام، عمرو را با يك ضربت از پا درآورد و پيامبر
،صلىالله عليهوآله،فرمود: «ضربة على يوم الخندق افضل من عبادةالثقلين»
ترس و رعب عجيبى در دل دشمن افتاد و شبانه فرار كردند.
و نيز در جنگ با يهود بنىنظير و بنى قريظه، ترس و نگرانى به حدى بود كه به
تعبير قرآن:
«وقذف فى قلوبهم الرعب يخربون بيوتهم بايديهمو
ايدى المؤمنين» (2)
و در دلشان (از سپاه اسلام) ترس افكند تا به
دستخود و به دست مؤمنان خانههاشان را ويران كردند.
ويادر فتح مكه زمينه چنان فراهم مىشودوبهگونهاىمرعوبمىگردند
كه جرات هر گونه مقاومت و رويارويى از لشكر جرار قريش و ابوسفيان سلب مىگردد
و همه طوعا و كرها تسليم مىشوند و شعار «لااله
الاالله وحده وحده وحده انجز وعده و نصر عبده و اعز جنده و هزمالاحزاب
وحده» تحقق مىيابد.
باز درانقلاب اسلامى ، ديديم كه دشمن با همه قوا و توان وسلاحهاى مدرن، چگونه
صحنه را خالى مىكرد، مخصوصادرآخرينروزهاى پيروزى انقلاب اسلامى شاهد بوديم
كه در پى فرمان حضرت امام، قدسسره، و ريختن همه مردم به خيابانها با فرمان
رهبرانقلاب، چگونه نيرومندترين ارتش خاورميانه عملا جا خالى كرد و نيروهاى
انقلاب پيروز شدند.
در جنگ تحميلى هم نمونههايى از اين پيروزيها را در فتح خرمشهر و آبادان و
فتحالمبين ديديم كه نيروى مجهز و برتر مهاجمان، با روحيه متزلزل در اثر ترس
و وحشتشعار الله اكبر چگونه شكستخورد و تسليم شد.
اينها نمونه كوچكى است از پيروزى كه در سايه ترس و رعب در دل دشمن به وجود
مىآيد.
پس بسيار روشن است كه يكى از عوامل عمده پيروزى ارتش امام زمان ،عليهالسلام،
همان رعب است كه از آوازه حضرت و تاييد ونصرت او از طرف خدا در دل دشمنان خدا
و امام زمان ،عليهالسلام، مىافتد و اين حقيقت در لابلاى آيات و روايات
مشهود است.
اينك آياتى كه دلالتبر اينگونه پيروزيها دارد و مىرساند كه پيامبر،
صلىالله عليهوآله،در مواردى ، منصور بالرعب بوده است از نظر شما
مىگذرانيم:
1. «سنلقى فى قلوبالذين كفرواالرعب بما اشركوا
بالله» (3)
بزودى در دلهاى كفار رعب و هراس
مىافكنيم به خاطر آنكه شرك براى خدا قائل شدند.
2.«سالقى فى قلوب الذين كفروا الرعب فاضربوا
فوقالاعناق» (4)
بزودى در دلهاى كافران وحشت و ترس مىافكنيم ،
پس ضربهها را بر بالاى گردنها (يعنى مغزشان) فرود آوريد. اين در رابطه با
رعبى است كه در دل كفار قريش در جنگ بدر افتاد و سبب پيروزى مسلمانان بر آنها
شد.
3. «و قذف فى قلوبهم الرعب فريقا تقتلون و
تاسرون فريقا» (5)
در دل يهوديان رعب و وحشت افتاد كه سبب فروآمدن
از دژهايشان شد و شما گروهى را كشتيد و گروه ديگرى را به اسارت گرفتيد.
4. «فاتاهم الله من حيث لم يحتسبوا و قذف
فىقلوبهمالرعب» (6)
پس قدرت خداوند از جايى كه گمان
نمىبردند، آمد و رعب وحشتى در دل آنان افتاد.
در بسيارى از روايات ما همين صفت و ويژگى پيامبر،صلىالله
عليهوآله،براى حضرت مهدى ، عليهالسلام،نقلشدهاست، علاوه بر رواياتى كه
قبلا اشاره شد به اينكه رعب پيشاپيش لشكر امام زمان از هر طرف مىرود يعنى از
فاصله دور دشمن او مرعوب مىگردد و فرار مىكند يا تسليم مىشود .
امام باقر ،عليهالسلام، مىفرمايد: «همه سنن انبيا در امام زمان جمع است (كه
بعدا در اين زمينه بحثخواهيم كرد) ولى از سنتهاى جدش مصطفى،صلىالله
عليهوآله، قيام به شمشير و منصور بالرعب است.
«و اما شبهة من جده المصطفى
محمد،صلىاللهعليهوآله، فخروجه بالسيف و قتله اعداءالله و اعداءرسوله و
الجبارين و الطواغيت و انه ينتصر بالسيف و الرعب و انه لا ترد له راية ...»
از سنتهاى جدش قيام امام زمان با شمشير
و قيام مسلحانه است و نابودى دشمنان خدا و رسول خدا و ستمگران و طاغوتها است
و منصور به رعب و تسليم همه پرچمها در برابر اوست.
امام محمدباقر،عليهالسلام،نيز مىفرمايد:
«القائم،عليهالسلام،منا منصور بالرعب، مويد بالنصر
تطوى له الارض و تظهر له الكنوز و يبلغ سلطانه المشرق و المغرب» (8)
قائم ،عليهالسلام، ما يارى شده به رعب
است و تاييدشده با پيروزى است. تمام زمين به تصرف او درمىآيد و گنجهاى زمين
براى او ظاهر مىشود و سلطه او بر شرق و غرب مىرسد.
امام صادق ،عليهالسلام، مىفرمود:
«انالقائممنامنصوربالرعبمويد بالنصر تطوى
لهالارض و تظهر له الكنوز و يبلغ سلطانهالمشرق و المغرب و يظهرالله به دينه
ولوكره المشركون» (9)
4. در ذيل تفسير آيه «اتى امرالله فلاتستعجلوه» مىفرمايد: (10)
«هو امرنا امرالله تعالى عزوجل ان لانستعجل به حتى
و يويده بثلاثة اجناد الملائكه المؤمنين والرعب» (11)
او همواره با سه گروه سپاه تاييد مىشود. سپاه
فرشتگان ، سپاه مؤمنان مخلص و سپاه رعب و ترس.
هشام بن سالم از امام صادق ، عليهالسلام، نقل مىكند:
«... فلا يبقى بين الخافقين الا خافه» (12)
در ميان شرق و غرب كسى نمىماند مگر اينكه از
او مىهراسد.
ابىبصير از امام صادق ، عليهالسلام، نقل مىكند كه آن حضرت
درباره نشر و گسترش پرچمحضرتمهدى،عليهالسلام، پس از نقل مطالبى مىفرمايد:
«و يسيرالرعب قدامها شهرا وراءها شهرا و عن يمينها
شهرا و عن يسارها شهرا، ثم قال يا ابامحمد، انه يخرج موتورا غضبان اسفا
لغضبالله على هذاالخلق». (13)
با توجه به معناى لغوى رعب كه همان خوف و در واقع ترس شديدى است
كه كتمان آن ممكن نيست، روشن مىشود منصور به رعب بودن آن حضرت ممكن استبه
اين معانى باشد:
1. مردم مخالف و دشمنان ، روحيه خود را ببازند و جرات مقاومت در برابر
او نكنند و از ترس لشكر مقاوم و غيرقابل نفوذ و شكستناپذير آن حضرت ، تسليم
شوند.
2- آوازه آن حضرت و لشكرش چنان رعبآور است كه شهرهاى دور دست كه با
لشكر امام به مسافتيك ماه راهرفتن، فاصله دارند، از هر طرف بدون درگيرى و
رويارويى و مقاومت تسليم مىگردند، چنانچه حديث ابى بصير گوياى آن است.
3. تمام دشمنان آن حضرت در خوف شديد به سر مىبرند و اين ترس خودمقدمه
پيروزى امام و شكست دشمنان امام است.
اين رعب و ترس از چند جهت ممكن است رخ دهد:
الف) از نظر اعجاز و قدرت خداوند كه هراس و رعب در دلهاى دشمنان امام
و ابرقدرتها بيفكند و قدرت اراده و تصميم به مقاومت را از آنان سلب نمايد،
نتيجه اينكه زودتر تسليم گردند. گويى چنان از خود بىخود شوند و دست و پاى
خود را گم كنند كه توان حركت نيابند همانند بره در برابر شير و ...!
ب) آوازه پيروزى سريع حضرت و شيوع فتح و نصرت او در سراسر بلاد و
ويژگى ياران او و لشگريانش كه مقاوم و شكست ناپذيرند، سبب اين خوف و رعب
گردد.
ج) انتشار حركت و قيام امام و آمادگى باطنى مردم ممكن است، سبب پيوستن
مردم به امام شود و در تمامى كشورها نيروها و مردم خواستار همكارى با امام
زمان گردند و در نتيجه شورشها و قيامهاى داخلى رخ دهد و موجب انشعاب حكومتها
وتقسيم و تجزيه آنان گردد و عملا ايجاد ترس و وحشت و رعب در دلهاى حاكمان و
طاغوت و قدرتها شود.
د) امامزمان با احاطهاى كه بر اسرار غيب دارد ممكن است راز و رمز
آنان را قبلا كشف و خنثى كند و منابع و ذخاير اسلحه و نيروهاى انسانى آنان را
نيز شناسايى كند و نقاط ضعف و آسيبپذيرى آنان را بداند و با يك اقدام سريع
همه را وادار به تسليم سازد و نيز كافى است كه اين كار را با چند دولت مقتدر
انجام دهد تا بقيه حساب خويش را بدانند ...!!
--------------------------------------------------------------------------------
پىنوشتها:
--------------------------------------------------------------------------------
1. سوره احزاب (33)، آيه 11
2.سوره حشر (59)، آيه 2
3. سوره آل عمران (3)، آيه 151
4. سوره انفال (8)، آيه 12
5. سوره احزاب (33)، آيه23
6. سوره حشر (59)، آيه 2
. مجلسى،محمدباقر، بحارالانوار، ج 51، ص217، ح6.
8. كشفالغمه، ج3، ص 324;المحجهالبيضاء، ج3، ص 341; يومالخلاص، ص300;
منتخب الاثر، ص292و482; مجلسى، محمدباقر، همان، ج 52، ص 190، نورالابصار، ص
171; اعلامالورى، ص433، اسعافالراغبين، ص152; ينابيعالمودة، ج3، ص136
9. مجلسى، محمدباقر، همان، ص191، ح 24.
10. سوره نحل (16)، آيه 1.
11. نعمانى، كتابالغيبة، ص 128; مابعد الظهور، ص 535; ر.ك: امام مهدى
منالمهد الى الظهور.
12. نعمانى، همان، ص 122.
13. مجلسى، محمدباقر، همان، ص360، ح129.
|
وظايف منتظران
در زمان غيبت امام زمان (عليه السلام)
منتظران آن حضرت چه وظايفى بر عهده دارند؟
در تفكر شيعى انتظار موعود به عنوان يك اصل مسلّم پذيرفته شده،
و از آن به عنوان برترين اعمال ياد شده و تأكيد شده است كه منتظر فرج باشيد و
از رحمت خدا مأيوس نباشيد (به جهت طولانى شدن غيبت) چرا كه بهترين اعمال در
پيش خداوند انتظار فرج است.
از بررسى اخبار و روايات معصومين(عليهم السلام)وظايفى چند در عصر غيبت براى
منتظران استفاده مى شود:
1 ـ شناخت حجت خدا و امام زمان (عليه السلام): مهم ترين وظيفه ى يك فرد منتظر
تلاش براى كسب معرفت نسبت به وجود مقدس امام زمان (عليه السلام) است; چرا كه
انسان بدون شناخت امام و منزلت او نمى تواند وظيفه ى خود را در رابطه ى با او
تشخيص دهد. در روايت آمده است:
«من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة
جاهلية».
«هر كس بميرد و امام زمان خويش را نشناسد به
مرگ جاهليت مرده است.»
2 ـ تهذيب نفس و كسب فضايل اخلاقى (خود سازى فردى): منتظر واقعى
هميشه در صدد كسب فضايل اخلاقى و آراسته شدن به صفات خوب انسانى است.
3 ـ تلاش براى اصلاح جامعه (خود سازى اجتماعى): تلاش براى برطرف كردن مفاسد
اجتماعى از طريق امر به معروف و نهى از منكر و اهتمام براى تربيت نسل مهذّب و
كارا و خلاصه آماده سازى زمينه براى ظهور امام زمان (عليه السلام)يكى از
وظايف منتظر واقعى است، چون تا زمينه ى ظهور فراهم نگردد امكان ظهور امام
زمان (عليه السلام)ميسر نخواهد شد.
4 ـ كسب آمادگى هاى فكرى و فرهنگى و نظامى براى يارى امام زمان (عليه
السلام): چرا كه آن حضرت پس از قيام به يارانى نياز دارند كه حداقل در يكى از
عرصه ها بتواند مفيد واقع گردد.
5 ـ توبه از گناهان
6 ـ اطاعت و پيروى از نايبان امام زمان (عليه السلام): همان طور
كه مى دانيم در زمان غيبت امام زمان (عليه السلام) مردم موظفند در تمام كارها
و حوادث، به توصيه ى ائمه ى اطهار(عليهم السلام)بويژه امام زمان (عليه
السلام) به فقهاى جامع الشرايط ـ كه نواب عام آن حضرت هستند ـ مراجعه كنند و
به احكامى كه آن ها طبق موازين شرعى صادر مى كنند، عمل نمايند.
7 ـ دعا براى سلامتى امام زمان (عليه السلام) و تعجيل فرج ايشان: منتظر واقعى
در هر صبح و شام با خلوص نيت از پيشگاه خداى مهربان سلامتى و ظهور امام زمان
(عليه السلام)را درخواست مى نمايد.
8 ـ صدقه دادن براى سلامتى امام زمان (عليه السلام)
9 ـ انجام اعمال عبادى مانند خواندن نماز و قرآن، زيارت نمودن به نيابت از
امام زمان (عليه السلام)
10 ـ توجه به اماكنى كه مورد عنايت امام زمان (عليه السلام) است نظير مشاهد
مشرفه، مسجد سهله، مسجد جمكران و ...
11 ـ توسل به امام زمان (عليه السلام) و زيارت آن حضرت با زيارت ها و دعاهايى
كه در كتب ادعيه مانند مفاتيح الجنان آمده و از آن جمله موارد ذيل است:
الف) دعاى عهد كه هر روز صبح بعد از نماز خوانده مى شود:
اللهم رب النور العظيم و رب الكرسى الرفيع ... ،
ب) دعاى اللهم عرفنى نفسك فانك لم ان لم تعرفنى نفسك ... اين
دعا در عصر روز جمعه خوانده مى شود،
ج) دعاى كه براى برآورده شدن حاجات ذكر شده است و با اين عبارت شروع
مى شود: الهى عظم البلاء و برح الخفاء ...،
د) دعا براى سلامتى امام زمان (عليه السلام):
اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن ...،
هـ) دعاى حضرت مهدى (عليه السلام) كه با اين عبارت آغاز مى
شود: اللهم ارزقنا توفيق الطاعة و بعد المصيبته ...،
و) زيارت آل ياسين.

چرا از فیض
دیدار امام زمان محروم هستیم ؟
1 - مهمترین دلیلی که ما را از دیدن امام زمانمان محروم می کند سرپیچی از
وظایف شرعی ایست که برایمان مشخص شده است یا به عبارت
روانتر مهمترین دلیل عدم تشرف خدمت امام زمان ، گناه می باشد
2
_ اینگونه مقرر شده است که اکثر مردم ا ز دیدن در زمان غیبت محروم باشند
3 –
عدم وفای به عهدیکه شیعیان به خرج می دهند و به عهد و نذرهای که می کنند ؛
عمل نمی کنند
4-
عدم اطمینان و یقین به حضرت بقیه الله
5-
نداشتن صداقت و درستکاری
6-نبودن عشق و محبت وافعی در دل به امام زمان
7-
نداشتن ظرفیت برای دیدن
8-
داشتن ضعف دید (بواسطه ی انجام گناهان متعدد )
9-
نداشتن آمادگی کامل
10-امور پنهان و پوشیده جذابیت بیشتری داشته و عموم را برای شناخت بیشتر
تحریض می کند
11-
مردم به محبوب ندیده بیشتر عشق می ورزند
12
– مردم به بلوغ فکری کامل نرسیده اند
13
– انتظار باعث دوام بیشتر میشود بهمین خاطر است که انتظار از افضل اعمال است
و انسان را در رسیدن به حضرت دوست یاری می کند و باعث کنرل شدیدی در اعمال می
شود
14
– به جهت محک زدن شیعیان مخلص
موارد فوق از متن بسیاری از روایات گرفته شده است که اهم آن دلایل همان
انجام گناه می باشد که ما را از دیدن حضرت محروم می دارد

 |