Hussein Maddahi

www.maddahi.net 
 

 
   

گالری تصاویر   سخنرانی ها   پاسخ به سوالات شرعی و اعتقادی   متن خطابه غدیر همراه با ترجمه   شبهاتی درباره اهل بیت و پاسخ به آنها

 

امام علی فرمودند : زندگی مزرعه ای را ماند که ادب آنرا باران است پس زندگی بدون ادب همانند مزرعه ای بدون آب است که محصول نمی دهد

امام صادق فرمودند : ما اهل بیت بسیار صبر می کنیم اما شیعیان ما از ما صبورتر هستند چرا که ما عواقب امور را می دانیم و صبر می کنیم امام شیعیان عواقب کار را نمی دانند و صبر می کنند .

   

مختصری از زندگانی حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام

   
   

 

حضرت امام موسی بن جعفر

نام امام هفتم ما ، موسی و لقب آن حضرت کاظم ( ع ) کنيه آن امام " ابوالحسن "
و " ابوابراهيم " است . شيعيان و دوستداران لقب " باب الحوائج " به آن حضرت
داده اند . تولد امام موسی  کاظم ر وز يکشنبه هفتم ماه صفر سال 128هجری در
"
ابواء " اتفاق افتاد . دوران امامت امام هفتم حضرت موسی بن جعفر
مقارن بود با سالهای  آخر خلافت منصور عباسی و در دوره خلافت هادی و سيزده سال
از دوران خلافت هارون که سخت ترين دوران عمر آن حضرت به شمار است .
امام موسی  کاظم ( ع ) از حدود 21سالگی بر اثر وصيت پدر بزرگوار و امر
خداوند متعال به مقام بلند امامت رسيد ، و زمان امامت آن حضرت سی و پنج سال
و اندکی بود و مدت امامت آن حضرت از همه ائمه بيشتر بوده است ، البته غير
از حضرت ولی عصر

صفات ظاهری و باطنی و اخلاق آن حضرت


 حضرت کاظم ( ع ) دارای قامتی معتدل بود . صورتش نورانی و گندمگون و رنگ
مويش سياه و انبوه بود .
بدن شريفش از زيادی عبادت ضعيف شد ، ولی همچنان روحی قوی و قلبی 
تابناک داشت . امام کاظم به تصديق همه مورخان ، به زهد و عبادت بسيار معروف
بوده است . موسی بن جعفر از عبادت و سختکوشی به " عبد صالح " معروف و در
سخاوت و بخشندگی مانند نياکان بزرگوار خود بود . بدره های ( کيسه های ) سيصد
ديناری و چهارصد ديناری  و دو هزار ديناری مي آورد و بر ناتوانان و نيازمندان
تقسيم مي کرد . از حضرت موسی کاظم روايت شده است که فرمود : " پدرم ( امام
صادق (ع ) ) پيوسته مرا به سخاوت داشتن و کرم کردن سفارش مي کرد " .
امام ( ع ) با آن کرم و بزرگواری و بخشندگی خود لباس خشن بر تن مي کرد ،
چنانکه نقل کرده اند : " امام بسيار خشن پوش و روستايی لباس بود " و اين خود
نشان ديگری است از بلندی  روح و صفای باطن و بي اعتنايی آن امام به زرق و برقهای 
گول زننده دنيا .
امام موسی کاظم ( ع ) نسبت به زن و فرزندان و زيردستان بسيار با عاطفه و
مهربان بود . هميشه در انديشه فقرا و بيچارگان بود ، و پنهان و آشکار به آنها
کمک مي کرد . برخی از فقرای مدينه او را شناخته بودند اما بعضی - پس از تبعيد
حضرت از مدينه به بغداد - به کرم و بزرگواريش پی بردند و آن وجود عزيز را
شناختند .
امام کاظم ( ع ) به تلاوت قرآن مجيد انس زيادی داشت . قرآن را با
صدايی حزين و خوش تلاوت مي کرد . آن چنان که مردم در اطراف خانه آن حضرت گرد
مي آمدند و از روی  شوق و رقت گريه مي کردند . بدخواهانی بودند که آن حضرت و
اجداد گراميش را - روی در روی - بد مي گفتند و سخنانی دور از ادب به زبان
مي راندند ، ولی  آن حضرت با بردباری و شکيبايی با آنها روبرو مي شد ، و حتی 
گاهی با احسان آنها را به صلاح مي آورد ، و تنبيه مي فرمود . تاريخ ، برخی از اين
صحنه ها را در خود نگهداشته است . لقب " کاظم " از همين جا پيدا شد . کاظم
يعنی : نگهدارنده و فروخورنده خشم . اين رفتار در برابر کسی يا کسانی بوده که
از راه جهالت و نادانی  يا به تحريک دشمنان به اين کارهای زشت و دور از ادب
دست مي زدند . رفتار حکيمانه و صبورانه آن حضرت ( ع ) کم کم ، بر آنان حقانيت
خاندان عصمت و اهل بيت ( ع ) را روشن مي ساخت ، اما آنجا که پای گفتن کلمه
حق - در برابر سلطان و خليفه ستمگری - پيش مي آمد ، امام کاظم ( ع ) مي فرمود :
"
قل الحق و لو کان فيه هلاکک " يعنی : حق را بگو اگرچه آن حقگويی موجب هلاک
تو باشد . ارزش والای حق به اندازه ای است که بايد افراد در مقابل حفظ آن
نابود شوند . در فروتنی  - مانند صفات شايسته ديگر خود - نمونه بود . با فقرا
مي نشست و از بينوايان دلجويی مي کرد . بنده را با آزاد مساوی مي دانست و
مي فرمود همه ، فرزندان آدم و آفريده های خدائيم .
از ابوحنيفه نقل شده است که گفت : " او را در کودکی ديدم و از او
پرسشهايی کردم چنان پاسخ داد که گويی از سرچشمه ولايت سيراب شده است . براستی 
امام موسی بن جعفر ( ع ) فقيهی  دانا و توانا و متکلمی مقتدر و زبردست بود " .
محمد بن نعمان نيز مي گويد : " موسی بن جعفر را دريايی بي پايان ديدم که مي جوشيد
و مي خروشيد و بذرهای دانش به هر سو مي پراکند " .

امام (ع )در سنگر تعليم حقايق و مبارزه
 
نشر فقه جعفری و اخلاق و تفسير و کلام که از زمان حضرت صادق ( ع ) و پيش
از آن در زمان امام محمد باقر ( ع ) آغاز و عملی شده بود ، در زمان حضرت امام
موسی کاظم ( ع ) نيز به پيروی از سيره نياکان بزرگوارش همچنان ادامه داشت ،
تا مردم بيش از پيش به خط مستقيم امامت و حقايق مکتب جعفری آشنا گردند ، و
اين مشعل فروزان را از ورای اعصار و قرون به آيندگان برسانند .
خلفای عباسی بنا به روش ستمگرانه و زياده روی در عيش و عشرت ، هميشه
درصدد نابودی بنی  هاشم بودند تا اولاد علی ( ع ) را با داشتن علم و سيادت از
صحنه سياست و تعليم و ارشاد کنار زنند ، و دست آنها را از کارهای کشور اسلامی 
کوتاه نمايند . اينان برای اجراء اين مقصود پليد کارها کردند ، از جمله : چند
تن از شاگردان مکتب جعفری را تشويق نمودند تا مکتبی در برابر مکتب جعفری 
ايجاد کنند و به حمايتشان پرداختند . بدين طريق مذاهب حنفی ، مالکی ، حنبلی و
شافعی هر کدام با راه و روش خاص فقهی پايه ريزی شد . حکومتهای وقت و بعد از
آن - برای دست يابی  به قدرت - از اين مذهبها پشتيبانی کرده و اختلاف آنها را
بر وفق مراد و مقصود خود دانسته اند .
در سالهای آخر خلافت منصور دوانيقی که مصادف با نخستين سالهای امامت
حضرت موسی بن جعفر ( ع ) بود " بسياری از سادات شورشی - که نوعا از عالمان و
شجاعان و متقيان و حق طلبان اهل بيت پيامبر ( ص ) بودند و با امامان نسبت
نزديک داشتند - شهيد شدند . اين بزرگان برای دفع ستم و نشر منشور عدالت و
امر به معروف و نهی  از منکر ، به پا مي خاستند و سرانجام با اهداء جان خويش ،
به جوهر اصلی تعاليم اسلام جان مي دادند ، و جانهای خفته را بيدار مي کردند .
طلوعها و غروبها را در آباديهای اسلامی به رنگ ارغوانی درمي آوردند و بر در و
ديوار شهرها نقش جاويد مي نگاشتند و بانگ اذان مؤذنان را بر مأذنه های مساجد
اسلام شعله ور مي ساختند " .
در مدينه از کارگزاران مهدی عباسی فرزند منصور دوانيقی در عمل ، همان
رفتار زشت دودمان سياه بنی اميه را پيش گرفتند ، و نسبت به آل علی ( ع )
آنچه توانستند بدرفتاری  کردند . داستان دردناک " فخ " در زمان هادی عباسی 
پيش آمد . علت بروز اين واقعه اين بود که " حسين بن علی بن عابد " از اولاد
حضرت امام حسن ( ع ) که از افتخارات سادات حسنی و از بزرگان علمای مدينه
و رئيس قوم بود ، به ياری عده ای از سادات و شيعيان در برابر بيدادگری 
"
عبدالعزيز عمری " که مسلط بر مدينه شده بود ، قيام کردند و با شجاعت و
رشادت خاص در سرزمين فخ عده زيادی از مخالفان را کشتند ، سرانجام دشمنان
دژخيم اين سادات شجاع را در تنگنای محاصره قرار دادند و به قتل رساندند و
عده ای را نيز اسير کردند . مسعودی مي نويسد : بدنهايی که در بيابان ماند طعمه
درندگان صحرا گرديد .
سياهکاريهای بنی  عباس منحصر به اين واقعه نبود . اين خلفای ستمگر صدها
سيد را زير ديوارهای  و ميان ستونها گچ گرفتند ، و صدها تن را نيز در تاريکی 
زندانها حبس کردند و به قتل رساندند . عجب آنکه اين همه جنايتها را زير
پوشش اسلامی و به منظور فروخواباندن فتنه انجام مي دادند .
حضرت موسی بن جعفر ( ع ) را هرگز در چنين وضعی و با ديدن و شنيدن آن همه
مناظر دردناک و ظلمهای  بسيار ، آرامشی نبود . امام به روشنی مي ديد که خلفای 
ستمگر در پی تباه کردن و از بين بردن اصول اسلامی و انساني اند . امام کاظم ( ع )
سالها مورد اذيت و آزار و تعقيب و زجر بود ، و در مدتی که از 4 سال تا 14
سال نوشته اند تحت نظر و در تبعيد و زندانها و تک سلولها و سياهچالهای بغداد
-
در غل و زنجير - به سر مي برد .
امام موسی  بن جعفر ( ع ) بي آنکه - در مراقبت از دستگاه جبار هارونی -
بيمی بدل راه دهد به خاندان و بازماندگان سادات رسيدگی مي کرد و از گردآوری و
حفظ آنان و جهت دادن به بقايای آنان غفلت نداشت . آن زمان که امام ( ع )
در مدينه بود ، هارون کسانی را بر حضرت گماشته بود تا از آنچه در گوشه و
کنار خانه امام ( ع ) مي گذرد ، وی را آگاه کنند . هارون از محبوبيت بسيار و
معنويت نافذ امام ( ع ) سخت بيمناک بود . چنانکه نوشته اند که هارون ، درباره
امام موسی بن جعفر ( ع ) مي گفت : " مي ترسم فتنه ای بر پا کند که خونها ريخته
شود " و پيداست که اين " قيامهای مقدس " را که سادات علوی و شيعيان خاص
رهبری مي کردند و گاه خود در متن آن قيامها و اقدامهای شجاعانه بودند از نظر
دستگاه حاکم غرق در عيش و تنعم بناحق " فتنه " ناميده مي شد . از سوی ديگر
اين بيان هارون نشانگر آن است که امام ( ع ) لحظه ای از رفع ظلم و واژگون کردن
دستگاه جباران غافل نبوده است . وقتی مهدی عباسی به امام ( ع ) مي گويد :
"
آيا مرا از خروج خويش در ايمنی قرار مي دهی " نشانگر هراسی است که دستگاه
ستمگر عباسی از امام ( ع ) و ياران و شيعيانش داشته است . به راستی نفوذ
معنوی امام موسی ( ع ) در دستگاه حاکم به حدی بود که کسانی مانند علی بن يقطين
صدراعظم ( وزير ) دولت عباسی ، از دوستداران حضرت موسی بن جعفر ( ع ) بودند
و به دستورات حضرت عمل مي کردند .
سخن چينان دستگاه از علی بن يقطين در نزد هارون سخنها گفته و بدگوئيها
کرده بودند ، ولی امام ( ع ) به وی دستور فرمود با روش ماهرانه و تاکتيک خاص
اغفالگرانه ( تقيه ) که در مواردی ، برای رد گمی حيله های دشمن ضروری و شکلی از
مبارزه پنهانی است ، در دستگاه هارون بماند و به کمک شيعيان و هواخواهان آل
علی ( ع ) و ترويج مذهب و پيشرفت کار اصحاب حق ، همچنان پای فشارد - بي آنکه
دشمن خونخوار را از اين امر آگاهی حاصل شود - .

 

 

 

 

   
         
   

 

 

   
   

 

 

 

 

   

 

در این سایت می توانید مطالب زیر را پیگیری نمایید  

مشاوره

دانلود رایگان کتب مذهبی

پاسخ به مسایل شرعی و اعتقادی

معجم الفـــاظ قرآن مجیـــــد ( دانلود )

زندگی حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا فداه

 مقایسه آیات سورهای قرآن با یکدیگر ( دانلود )

تلاوت سی جزء قرآن کریم با صدای سعـــد الـــغامدی

شبهات  مطروحه درباره اهل بیت عصمت و طهارت  و پاسخ به آنها

تلاوت سی جزء قرآن کریم با صدای دکتر عبد الرحمن السدیس امام جماعت مسجد الحـــرام

متن کامل وصیت نامه سیاسی – الهی  بنیانگزار جمهوری اسلامی ایران ، حضرت امام خمینی  ( دانلود )

ماه رمضان و جایگاه روزه داران از دیدگاه نبـی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم  و ائـــمه اطهار صلوة الله علیهم اجمعین ( دانلود )

 

 

 

آرشیو مطالب

شکر نعمت

دست دادن سید محمد خاتمی با زنان نا محرم در ایتالیا

دعای امام زمان برای محبین در لحظات گناه

سالروز وفات حضرت امّ البنیــن -  متن کامل زیارتنامه حضرت امّ البنین علیها سلام

شهادت آیت الله بهشتی

خنجر به قلب امام زمان