حسین مداحی
Header
070-498 exam, 600-460 exam, 70-462 exam, N10-006 exam, 070-410 exam, 70-341 exam, BCCPP exam, 1Z0-051 exam, M2090-626 exam, S90-01A exam, C_TAW12_731 exam, 312-49V8 exam, C2170-051 exam, TB0-123 exam, CD0-001 exam, 1Z0-052 exam, CISSP exam, 70-385 exam, 2V0-621D exam, EX200 exam, 210-060 1V0-601 070-646 70-410 CRISC 642-742 300-115 MB2-707 C_TSCM62_66 CBAP 210-065 HP2-H33 642-999 300-080 200-550 070-480 70-346 CSSBB MB6-704 | S90-03A | MB0-001 | PR000041 | 070-489 | MB7-701 | GPEN | GCFA | C2180-401 | PK1-003 | C4040-251 | CSSGB | 100-101 | 210-451 | 9L0-066 | 70-498 | 299-01 | S90-09A | 70-489 | 1Z0-068 | C2010-595 | MB5-705 | 1Z0-064 | C4040-250 | C_HANATEC_10 | E20-260 | VCP-550 | CV0-001 | ICGB | 2V0-620 | VCAD510 | 301B | C_TSCM52_66 | 70-467 | 74-697 | SK0-003 | 300-070 | SY0-401 | 70-463 | OMG-OCUP-300 | 70-243 | CAS-002 | C_TAW12_740 | MB2-704 | S90-08A | 1Z0-060 | 1Z0-457 | A2010-597 | C_TADM51_731 | IIA-CIA-PART2/ 300-101/ 640-916/ 98-368/ 70-533/ PGMP/ 070-347/ HP0-Y50/ 810-403/ 1Z0-062/ 400-101/ 1Z0-408/ EADP10/ 101-01/ 70-465/ 70-347/ 117-300/ LOT-956/ 70-384/ 070-462/ 1Z0-470/ LX0-104/ 640-875/ CGEIT/ 1Y0-301/ MOFF/ 1Y0-351/ AWS-SysOps/ 3I0-012/ C2020-012/ 500-451/ PK0-003/ 70-488/ 700-501/ 1Y0-201/ 98-367/

{ مقـدمه }​

حقیقتا اسلام حیاتش را مدیون فداکاری های سه تن از بانوانی است که اگر ایشان نبودند شاید جز نامی از اسلام نمی ماند .
اول حضرت خدیجه علیها سلام که بقول رسول گرامی اسلام با ثروت ایشان اسلام توانست رشد کند .
دوم حضرت زهرا علیها سلام که به قول فرمایش حضرت امیر اگر فداکاری ایشان در دفاع از ولایت نبود نامی از رسول گرامی اسلام دیگر از مأذنه ها شنیده نمی شد .
و سوم حضرت زینب علیها سلام الله است که به قول حضرت ولی الله الاعظم – ارواحنافداه – در زیارت ناحیه ی مقدسه که می فرمایند با شهادت سید الشهدا اسلام را مورد هدف قرار داده و نماز و روزه را تعطیل کردند اما تبلور عزت حسینی در زینب کبری علیها سلام باعث شد که امروز اسلام زنده بماند و اگر نبود روشنگری های این بانوی بزرگ اسلام ، معلوم نیست سرنوشت امروز اسلام و مسلمانان در سرتاسر جهان چه بود و آیا مسلمانی در جهان بود یا نه !
اما نکته ی بسیار قابل توجه اینجاست که اگرچه حضرت زینب علیها سلام علی الظاهر به همراه عده ای به اسارت دست یزیدیان در آمده بودند اما هیچ جا عزت حسینی این کاروان زیر سوال نرفت !
و اگر جایی کسی می خواست اهانت و یا جسارتی بکند تا عزت حسنی این کاروان را زیر سوال ببرد، حضرت زینب علیها سلام بهیچ عنوان چنین اجازه ای را نداده و احدی نتوانست آن کند که می خواست !

 

{ و اما بعد }

سال ۱۳۸۳ یا ۱۳۸۴ بود و هنوز فیس بوک فیلتر نشده بود .
بنا به دعوت یکی از دوستان در این شبکه عضو شدم .
در سال ۲۰۰۶ همزمان با شروع جنگ ۳۳ روزه و افتخار آفرینی حزب الله لبنان در فیس بوک صفحه ای را با نام سید حسن نصر الله درست کردم و در آن مطالبی اقتباسی از سایت الانتقاد را با عنوان ” شهادات العدو ” یا اعترافات دشمن به دو زبان عربی و انگلیسی نوشته و همزمان به فارسی هم ترجمه کرده و در صفحه قرار می دادم .

این صفحه با اقبال عمومی رو برو شد و کمتر از دو ماه حدود ۵۰۰۰ نفر این صفحه را لایک کردند .
در طول این مدت با توجه به اقبال مخاطب من هم مطالبی را هفتگی می نوشتم .
تا اینکه یک روز وقتی پشت سیستم نشستم و فیس بوک را باز کردم با این پیام مواجه شدم :

   Your account has been removed

هرچی سعی کردم لاگین کنم نشد.
خلاصه هرچی تلاش کردم نشد که نشد .
وقتی ایمیلم رو چک کردم دیدم یک نامه از فیس بوک داشتم که خلاصه ی متنش این بود :

” فعالیت های شما در فیس بوک مغایر با منشور کاربران بوده و شما توسط تیم فیس بوک کاربر مزاحم شناخته شده اید بهمین خاطر تمام فعالیت های شما در فیس بوک منتفی اعلام شده و تمام اطلاعات شما حذف می گردد ”

وقتی این متن رو خوندم کارد میزدی خونم در نمیومد .
کلی زحمت و فعالیت مستمر دوماهه و ۵۰۰۰ نفر دنبال کننده و مطالب خوب و ….همش به باد فنا رفت .
همش با خودم میگفتم لعنت بر فیس بوک !
عه عه عه !
دیدی فلان فلان شده ها چیکار کردن ؟!
منو انداختن بیرون !

با خودم گفتم عیبی نداره.
فعالیتم رو دوباره شروع می کنم .
اومدم اون پیج رو مجدد درست کنم .
خیلی جالب بود که میگفت شما اجازه ندارید در فیس بوک عوض باشید.
حتی آدرس ایمیلم رو هم عوض کرده بودم .
حالا فکرشو بکنید سال ۸۴ که هنوز فضای مجازی مثل الان ساماندهی نداشت و معلوم نبود کی به کیه با یکی از دوستام که مـخ کامپیوتر و اینترنت بود مشورت کردم.
گفت آی پیت رو شناسایی کردن .
باید با نرم افزار های تغییر آی پی ، آی پیت رو عوض کنی و با یه آی پی جدید از یه کشور دیگه مجدد عوض بشی تو فیس بوک .
دردسر تون ندم .
آی پی رو هم عوض کردیم نشد که نشد .
بعدها فهمیدم اطلاعات سیستم کامپیوترم رو ثبت کردن و با اون کامپیوتر دیگه نمیشد تو فیس بوک عوض شد .

خلاصه اون روز از اون اتفاق خیلی دردم اومد و یه حس بدی بم دست داد و هنوز اون اتفاق تو ذهنمه !

{ سالها گذشت }

سالها گذشت و بالاخره به لطف رصدهای کارشناسان فهمیدیم که اساسا این شبکه ها بر چه اساسی فعالیت می کنند و اسناد فراوانی مبنی بر جاسوسی در این شبکه و سایر شبکه های مشابه توسط بنیانگذاران آن در فضای مجازی منتشر شد .
چند روز پیش داشتم اخبار فنآوری اطلاعات رو مطالعه می کردم که بر خوردم به این خبر :

اخراج کاربران ایرانی از وایبر
وقتی این خبر رو در کنار صحبت های دوست بزرگوارمان آقا روح الله مومن نسب که به حق از کارشناسان خبره
در زمینه ی فنآوری اطلاعات در فضای سایبری هستند قرار دادم ، با خودم این دو سوال رو مطرح کردم که :

 

۱- چه لزومی دارد که ما از فضای این نرم افزار کاملا صهیونیستی استفاده کنیم در حالیکه نرم افزارهای مشابه وجود دارد؟
۲- آیا حق داریم اجازه بدیم عزت یک ایرانی شیعه که امروز وامدار زینب کبراست توسط یک شرکت صهیونسیتی بره زیر سوال ؟

{ و از همه مهمتر …}

دوست عزیزم حسین آقای غضنفری که الحق از بچه های بسیار خوب و ایضا خبره و دانش آموخته در زمینه ی فنآوری اطلاعات هست در تحقیق مفصلی با اشاره به وجود مرکز توسعه و تحقیق وایبر در خاک رژیم صهیونستی به بررسی دو سناریوی خوشبینانه و بدبینانه پرداخته و منافع رژیم اشغالگر را از وجود وایبر مورد بررسی قرار می دهد که توصیه می کنم این مطلب حتما خوانده شود اما جدای از این مطلب ، بر اساس آمار الکسا حدود ۱۱% از کاربران وایبر در جهان ایرانی هستند و با توجه تعداد کاربران حدودی ۶۰۰ میلیونی وایبر در سرتاسر جهان ، ایرانی هایی که از وایبر استفاده می کنند حداقل ۶۰ میلیون کاربر می باشند .

یعنی آمار بسیار قابل توجهی که حتی تعداد کاربران ایرانی از تعداد کاربران آمریکایی بیشتر هستند  .

با توجه به قیمت گذاری هر تاچ یا کلیک در صفحه ی وایبر به قیمت حداقل ۴ سنت و ب قیمت روز هر دلار ۳۲۰۰ تومان قیمت هر کلیک( ۴ سنت ) یک ایرانی ۱۲۸ تومان ارزشگذاری می شود .

اگر در یک روز تمام کاربران ایرانی در سرتاسر دنیا از وایبر حداقلِ استفاده یعنی یک کلیک(قیمت گذاری شده معادل ۴ سنت) را داشته باشند روزانه مبلغ ۷ میلیارد و ۶۸۰ میلیون تومان به حساب شرکت وایبر بدون هیچ فعالیتی واریز می شود .

توجه داشته باشیم قیمت فشنگ سهمیه ای برای شکارچیان در سال ۹۱ حدودا چیزی معادل ۸۰۰ تومان بود که اگر بخواهیم این مبلغ را بر فشنگ جنگی هم منطبق بدانیم با مبلغ فوق می توان روزانه ۹ میلیون ۶۰۰ هزار فشنگ در روز تهیه کرد .

 

دوست عزیزی که وایبر رو روی گوشیت نصب کردی و از اون استفاده می کنی !
اگر روزانه از وایبر به اندازه ی یه چت کوچیک جهت احوال پرسی از دوستان و آشنایان استفاده می کنی دستِ کم ب اندازه ی یه خشاب ۲۰ تایی فشنگ کمک می کنی به رژیم غاصب اشغالگر !

 

{ پایان تلخ }

۱ – ما خودمان با نسنجیده کار کردن هایمان ندانسته به رژیم کودک کش صهیونستی کمک می کنیم !
۲ – با این ابزار جاسوسی درِ خانه ی خود را به راحتی به روی خطرناک ترین افراد باز می کنیم تا نهایت استفاده را از ساده ترین دانستی های ما که به نظرمان هیچ ارزش اطلاعاتی ندارند را داشته باشند !
۳ – دسته آخر هم وقتی دیدند که براشون فایده ای نداری به راحتی از فیس بوک و وایبر و … میندازنت بیرون ! و تو می مونی و یه حسرت که چرا …؟!

 

{ کمی فکر …}

ببخشیدا ! ببخشیدا !
اما نه ایرانی بودنمون
نه مسلمون بودنمون
نه سربلند بودنمون
نه آزاده بودنمون
و نه هیچ چیز دیگه ای به ما اجازه نمیده که اینطور ساده لوحانه مرتکب حماقتی به چنین بزرگی بشیم !

 

{ معرفی }

شرکت مخابرات نرم افزار مشابهی رو معرفی کرده به نام ساینا
اگرچه ضعف داره اما وطنیه و استفاده از اون پیشنهاد میشه
بیاییم با حمایت های خودمون از این نرم افزار ، توسعه دهندگان اون رو یاری کنیم !

عشق بین المللی

آبان ۲۰ام, ۱۳۹۳ | نوشته‌شده به دست حسین مداحی در دسته‌بندی نشده - (بدون دیدگاه)

از وقتی بچه بودم او را می شناسم .

موبد رشید خورشیدیان

موبد رشید خورشیدیان

خوش اخلاق است و خوش مشرب .
یک موبد زرتشی است و پایبند به کسب روزی حلال .
به قول خودش گاهی قرآن و سوره ی حمد و قل هو الله را هم می خواند .
دیروز بعد از مدتها همدیگر را دیدیم .
از وقتی ملبس شده بودم من را ندیده بود.
نشستیم و حدود یک ساعتی با هم گپ زدیم.
صحبت از عزاداری های ماه محرم شد .
می گفت : وقتی بچه بودیم خوب بخاطر دارم که در خانه رادیویی داشتیم لامپی که گرامافون هم داشت .
وقتی ماه محرم میشد پدرم که رییس بانک ملی در یزد بود می گفت : دست به گرامافون نزنیم و تا دو ماه محرم و صفر گرامافون تعطیل بود.
در خلال صحبت هایش جمله ی همیشگی اش را تکرار کرد .
علیرغم اینکه قبلا از امام سوم شیعیان به امام حسین علیه السلام یاد می کرد اینبار هر وقت صحبت می کرد میگفت حضرت اباعبد الله علیه السلام
گفت : ما زرتشیان هم به حضرت اباعبدالله افتخار می کنیم .
اصلا ایشان فامیل ما زرتشتیان است که چرا همسرشان را از ایران انتخاب کردند و این افتخاریست که نصیب ما ایرانیان شد .

در پایان صحبت هایش گفت : دوست دارم باهم یکبار برویم کربلا و امیدوارم خدا قسمتم کند !

با شنیدن مجدد جمله ی این موبد عزیز زرشتی یاد شعر دوستمان افتادم که شعری را برای حضرت اباعبدالله الحسین سروده بود و ایشان را ” عشق بین المللی ” خطاب کرده بود .

پی نوشت :
جدیثی از امام صادق علیه السلام دیدم که به نقل از رسول گرامی اسلام چنین فرموده بودند »

إن حب علی قُذف فی قلوب المؤمنین ، وإن حب الحسن والحسین قُذف فی قلوب الناس

محبت امیرالمومنین نشانه ی ایمان است و اما کسی که محبت حسنین ندارد ایمان که هیچ، هیچ ندارد !

و باز امام صادق علیه السلام فرمودند :

هرگاه خداوند خیری را برای بنده اش اراده کند ،محبت امام حسین را در قلبش قرار می دهد !

 

کربلاء المقدسه

جشن و پایکوبی عده ای وهابی در تهران

آبان ۱۶ام, ۱۳۹۳ | نوشته‌شده به دست حسین مداحی در دسته‌بندی نشده - (بدون دیدگاه)

شب گذشته در ساختمان متروکه ی کارخانه ی سیمان عده ای در شب سوم شهادت امام سوم شیعیان با اهداف مش001خص و بازسازی سرهای بریده ی شهدای کربلا به جشن و پایکوبی پرداخته که توسط مردم عزادار شناسایی و به نیروی انتظامی تحویل داده شدند .

از دستگاه قضایی انتظار برخوردی در خور این اقدام نا شایست و توهین به شور دینی مردم عزادار را داریم

003 004 005 002

احمدی فردی از معدود شاگردان مرحوم استاد شهریار است که تقریبا ده سال محضر استاد شهریار رحمت الله علیه را درک کرده است.

احمد فردی و استاد شهریار

احمد فردی و استاد شهریار

احمد فردی می گفت :
سال ۶۵ و در زمان ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای بود که اولین دیدار استاد شهریار با ایشان صورت گرفت .
وقتی استاد و مقام رهبری با هم روبرو شده و مصافحه کردند ، یکدیگر را در آغوش گرفتند .
این در آغوش گرفتن مدتی طول کشید.
سپس مرحوم استاد چند دقیقه ای دست راست آیت الله خامنه ای را در دست گرفته بودند و در حالیکه گریه می کردند خطاب به رهبری عرضه داشتند :

تو هم مثل ابا الفضل دستت را داده ای !

وقتی که آیت الله مهدوی کنی عمیقا خندیدند !

آبان ۱ام, ۱۳۹۳ | نوشته‌شده به دست حسین مداحی در دسته‌بندی نشده - (۳ دیدگاه)

{ پی نوشت }
توفیق داشتم یکمرتبه خدمت مرحوم آیت الله مهدوی کنی رسیدم.
سال ۱۳۷۸ بود یا ۱۳۷۹ .
یادم هست در خصوص مطلب مهمی نامه ای برای ایشان نوشتم و نامه را به دفتر ایشان در مدرسه علمیه ی مروی دادم .
یادم نیست چند روز گذشت اما زیاد طول نکشید که از دفتر ایشان با بنده تماس گرفتند و سپس خود ایشان در جلسه ای حضوری از بنده توضیحات مفصلی را در خصوص نامه ی نوشته شده خواستند .

آنروز نگاه امروزم را نداشتم و نمی دانستم وقتی یک مقام حکومتی ( جدای از مسئولیتی که در حوزه ی علمیه دارد ) با همه ی مشغله های کاری اش با تواضع تمام اینقدر با دقت مطلبی را از جوانی ۲۱ ساله جویا می شود چه اهمیتی دارد و نمی توانستم بفهمم که این مسئول چقدر گوهر و طلاست !
سالها گذشت و بلطف اتفاقات روزگار فهمیدم که دسترسی به برخی آقایان ( که از نظر جایگاهی ، انگشت کوچک ایشان هم نمی شوند ؛ اما کلی برای خودشان دبدبه و کبکبه دارند ) و ملاقات با آنها برای خودش گوئی گذر از ” هفت خوان رستم ” است .
تازه آنموقع بود که ذهنم معطوف به ایشان شد ….

{ یک خاطره }
استادمان امروز خاطره ای را از آیت الله مهدوی کنی برایمان نقل کردند.
ایشان می فرمودند : حدود ۱۱ سال در مجموعه ای در خدمت مرحوم آیت الله مهدوی کنی بودیم .
روز معلم بود و من به مناسبتی در محضر ایشان خاطره ای از دوران کودکی خودم تعریف کردم .
خاطره ام از این قرار بود :

یک روز در دوران دبستان خانم معلم به ما سرمشقی داد برای نوشتن خط
من هم آنزمان دستخط خوبی نداشتم .
غصه ام گرفته بود که چه کنم .
از یکی از دوستانم کلکی را یاد گرفته بودم .
با دستمال آغشته به نفت ، به کاغذ دفترم کشیدم و وقتی قشنگ مثل کاغذهای مخصوص طراحی نازک شد و از این طرف کاغذ آنطرفش پیدا شد ، از میان کتابهای پدرم که اهل شعر هم بود یک کتابی را پیدا کردم که با خط زیبا و قشنگ اشعاری را نوشته بود .
دیوان حافظ بود…
کاغذ را روی اولین شعر دیوان حافظ گذاشتم و اولین شعر را شروع به نوشتن کردم :

الا یا ایها السلاقی ادر کاسا و ناولها ….

وقتی کپی برداری ام از دیوان حافظ تمام شد دفترم را در ایوان گذاشتم تا بوی نفت آن از بین برود .
فردا که شد دفترم را با خودم به مدرسه بردم .
معلم شروع کرد به دیدن تکلیفها .
به نوشته ی من هم که رسید یک تیک زد که یعنی مشق من را هم دیده است و خیلی معمولی از کنار من گذشت و رفت سراغ میز بعدی .
منهم که منتظر بودم تا معلم من را تشویق کند اما عکس العملی نشان نداده بود ناراحت شدم .
معلم را صدا زدم و گفتم : خانم اجازه !
خانم معلم گفت : بله ؟
گفتم : اجازه خانم دستخطمان قشنگ نبود ؟
معلم برای اینکه توی ذوق من نزده باشد و به روی من نیاورده باشد گفت :
چرا … قشنگ نوشته بودی .
تا معلم این حرف را زد منهم که منتظرِ تشویق جانانه ی معلم بودم گفتم :
تازه شعرش را هم خودم سروده ام

 

تا این را گفتم مرحوم آیت الله مهدوی کنی که اکثرا لبخند می زدند ، عمیقا خندیدند به نحویکه تا کنون ندیده بودم اینگونه بخندند ….

خدایشان بیامرزد

آنزمانی که با شیوع بیماری مهلک آنفلونزای نوع ( A ( H1N1 تعدادی از هموطنانمان جان باختند در آبان ماه سال ۱۳۸۸ از محضر آیت الله العظمی ملا علی صافی گلپایگانی رحمت الله علیه ( که بر اساس وصیت مرحوم آیت الله العظمی بهجت ، بیت ایشان تحت اشراف آن بزرگوار بود ؛ )سوالی پرسیدم  که چطور از این بلا در امان باشیم ( و البته توفیق شد که به لطف دوست بزرگوارمان ، نواده ی ایشون محمود آقای کمیلی ، از پشت تلفن صدای ایشان را هم شنیدم )که در پاسخ اینگونه فرمودند :

« بسم الله الرحمن الرحیم
فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّی لَکُم مِّنْهُ نَذِیرٌ مُّبِینٌ
پس به سوى خدا بگریزید که من شما را از طرف او بیم‏دهنده‏اى آشکارم
سوره ی الذاریات آیه ۵۰
سلام علیکم
علاوه بر اینکه رعایت نکات بهداشتی توصیه می گردد،توکل به خداوند متعال در راس همه ی امور و پس از آن ، توسل به حضرت ولی عصر ارواحنا فداه و نیز نوشتن عریضه به حضرتش ، ان شاءالله الرحمن مفید فایده خواهد بود .والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته »

پی نوشت : به اعتقادم این دستور ، یک دستور کلی است که در صورت رعایت آن ، ما را از همه ی بلایای آخر الزمان محفوظ می دارد .
دیگر ویروس عجیب و غریب ” ابولا ” که جای خود دارد ….!

اولین نشست تخصصی اشک راز دار

مهر ۱۷ام, ۱۳۹۳ | نوشته‌شده به دست حسین مداحی در دسته‌بندی نشده - (۸ دیدگاه)

عقیق: نشست اشک راز دار، اولین نشست تخصصی ذاکرین اهل بیت و نقش ستایشگری در انتشار دیدگاه های امام (ره) در خصوص سیاست مداحی و گریه بر امام حسین علیه السلام در فرهنگسرای امام خمینی رحمت الله علیه برگزار می شود.

حجت الاسلام و المسلمین حسین مداحی مسئول اولین نشست تخصصی اشک راز دار با maddahiتوجه به هدف از برگزاری چنین نشستی گفت : ما امروز مدیون خون شهدایی هستیم که آرامش امروزمان را با بذل جان خویش به ما هدیه کردند و دیگر مدیون امام شهداء هستیم که این شهداء را رهبری کرده و قیامی را به ثمر نشاندند که در طول تاریخ شیعه بی سابقه است .

مسئول اولین نشست تخصصی اشک راز دار با توجه به لزوم تبیین و نشر دیدگاه های امام خمینی در حوزه ی سیاست مداحی و اهمیت اشک بر امام حسین علیه السلام که سند گویا و حقیقت زنده ی شیعه است گفت : حضرت امام رحمت الله علیه همیشه در خصوص اهمیت گریه می فرمودند :” گریه فقط براى این نیست که ما عزادار هستیم. مردم براى پدرشان هم و فرزندشان هم دو، سه روز گریه مى‏کنند و تمام شد، چرا این تمام نشد؟ براى اینکه مکتب تمامى ندارد، و این مکتب ماست، این سند مکتب ماست؛ ما مى‏خواهیم مکتبمان را با این حفظش کنیم.”

وی افزود : بنا داریم در این برنامه با تبیین وظایف ستایشگران اهل بیت در هدایت مستمعین و مخاطبان خود به این فرمایش حضرت امام رحمت الله علیه جامه ی عمل بپوشانیم که گریه ما بر شهیدی که اسلام را زنده کرد ؛ گریه ای سیاسی است . گریه ای که انسان ساز و نهضت ساز بوده و باعث بقای نهضت است .

وی افزود :امام خمینی رحمت الله علیه به مقوله ی ستایشگری نگاه ویژه ای داشتند و همواره می فرمودند :”ادامه بدهید به این شغل شریف و محترم و بگریانید مردم را، گریه بکنید خودتان بر شهیدى که اسلام را زنده کرده” است .

در همین راستا نشست اشک راز دار با عنوان بررسی دیدگاه های امام خمینی رحمت الله علیه در تبیین کارکرد سیاسی و انقلابی واقعه ی عاشورا در تاریخ تشیع و نقش مداح در تبیین این واقعیات به همت فرهنگسرای امام خمینی و با مشارکت مجمع ستایشگران اهل بیت (یکی از مراکز تخصصی آموزش مداحی ) در روز جمعه ۲۵ مهرماه سالجاری از ساعت ۱۵ در سالن همایش های فرهنگسرای امام خیمنی واقع در نیاوران بین سه راه یاسر و جماران ، خیابان امیر سلیمانی برگزار می گردد که البته حضور برای عموم جهت شرکت در این مراسم آزاد است .

مطالب مرتبط : خبرگزاری فارس +
بررسی دیدگاه امام خمینی در خصوص عاشــورا

شهیدی که سالها بعد از شهادتش فهمیدیم مسلمان شده بود !

مهر ۸ام, ۱۳۹۳ | نوشته‌شده به دست حسین مداحی در دسته‌بندی نشده - (۲ دیدگاه)

{مقدمه}

فارغ از هیاهوی اینکه عباس کیارستمی چه گفته و آیا اصلا نقل قول کرده یا این حرف ، عقیده ی خودش بوده یا نه ، فارغ از همه ی اینها می خواهم برای آن کسی که گفته بود جنگ مفهومی نداشت به یک سند اشاره کنم.

{و اما بعد }

چندین مرتبه تلفنی با سرهنگ جعفری صحبت کردم .

سرهنگ جعفری جانشین سازمان حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس

سرهنگ جعفری جانشین سازمان حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس

جانشین سازمان حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی ایران.
ظاهرا که مردی خوش اخلاق و خوش برخورد بود .
از ایشان خواستم تا در هفته ی دفاع مقدس در خدمتش باشیم .
با آغوش باز پذیرفت .
وقتی هم دیدمش خیلی به دلم نشست .
با آن لباس نظامی و هیبت قبه ها و محاسن سپیدش،خیلی خاکی و خودمانی بود.
از امام و مدیریت حضرت امام در جنگ برایمان گفت .
نوشته هایی را نشانمان داد و خاطراتی را گفت .
لا به لای صحبت هایش به فضای معنوی و امدادهای الهی در جنگ اشاره کرد که در این میان یکی از این صحبت ها توجه من را به خودش خیلی جلب کرد .

{شهید مسیحی}

ایشان می گفت :
یک سند از دوران دفاع مقدس در پرونده ی شهیدی از شهدای ارامنه ی تهران وجود دارد که مدتها بعد از شهادتش دیده شد .
برایمان خیلی جالب بود.
در این سند نوشته ای از شهید بزرگوار “وازگن آوانسیان” وجود دارد .
ایشان با دستخط خود خطاب به مافوق جملاتی با این مضمون را نوشته است :

 

شهید مهدی محمدی (وازگن آوانسیان)

شهید مهدی محمدی (وازگن آوانسیان)

در جبهه ، با آشنایی به مضامین دین حق اسلام ، مسلمان شده و نام خود را از وازگن به مهدی و نام خانوادگی ام را از آوانسیان به محمدی تغییر داده و بر این امر افتخار می کنم .سپس این شهید بزرگوار بر نوشته ی خود و تغییر دینش عده ای را گواه گرفته تا پایین برگه ی گواهی اش بر اسلام را امضا نمایند .

{یک سوال }

دستخط آن شهید بزرگوار و امضاهای پایین نوشته و گواهی پذیرفتن دین اسلامش را هم دیدم
وقتی چند روز پیش شنیدم که از جانب کیارستمی حرفهایی منتشر شد مبنی بر اینکه جنگ ما ، جنگی نامفهوم بود ؛ ناخودآگاه به یاد این خاطره افتادم و یک سوال در ذهنم نقش بست که :

آقای کیارستمی ! اگر جنگ ما جنگی بی مفهوم بود چطور در میدان جنگ یک مسیحی تصمیم می گیرد درباره ی اسلام پرس و جو کند و بعد هم با افتخار اعلام می کند که مسلمان شده و نامی که سالها با آن خو گرفته است را عوض کرده و تغییر می دهد؟!

 

{پی نوشت}

سرهنگ جعفری می گفت :
وقتی این سند را پیدا کردیم تصمیم گرفتیم خانواده ی این شهید عزیز را در جریان قرار داده و بگوئیم فرزند شما به دین اسلام از این دینا رفته است و ….
وقتی به خانه ی این شهید عزیز مشرف شدیم دیدیم که پدر و مادر این شهید مثل پدر و مادر سایر شهدای مسلمان ، آنچنان به این شهیدی که در راه اسلام داده اند افتخار می کنند که از گفتن منصرف شدیم و برگشتیم !

یکی از بهترین خاطرات عمرم

شهریور ۱۶ام, ۱۳۹۳ | نوشته‌شده به دست حسین مداحی در دسته‌بندی نشده - (بدون دیدگاه)

زیباترین لحظه ی عمرم آن روزی بود که برای اولین بار در #مسجد_شجره مُحرِم شدم Mohrem
و خوب به خاطر دارم که آن لحظه ی زیبا را با کسی جز #امام_رضا علیه السلام قسمت نکردم و تنها یاد امام رئوف بود و …..
و امروز خدای مهربان بهترین هدیه را عنایت فرمود و آن همزمانی سالروز تولدم با ولادت آقای مهربانم امام رضا علیه السلام است.
و مهم تر اینکه: در این روز مبارک شرف بر تن کردن لباس خدمت
لباس سربازی حضرت ولی الله الاعظم
برای همیشه
نصیب این کمترین شده و با دستان پر خیر و برکت استاد عزیزم
سلاله ی حضرت زهرا علیهاسلام
حضرت #آیت_الله_سید_محمد_ضیاء_آبادى
معمم شدم

Untitled-3 copyUntitled-2 copyprof

اعمال قدرت و شدت از سوی حاکمیت از منظر اسلام

تیر ۴ام, ۱۳۹۳ | نوشته‌شده به دست حسین مداحی در دسته‌بندی نشده - (یک دیدگاه)

این روزها ایام امتحانات رو سپری می کنم و خیلی وقت نوشتن ندارم . به این چند خط اشاره ای می کنم و رد می شوم .daa0749dc43f7b41954bf2662abcbc12
العاقل یکفیه الاشاره
سوال اینجاست که آیا دین مبین اسلام،با اساس قدرت و شدت عمل موافق است یا خیر؟!
و وقتی پاسخ به این سوال روشن باشد ، جواب آن عده که در زمان غیبت قائل به تشکیل حکومت نیستند بس واضح است چراکه قدرت بما هو قدرت برای مسلمانان حاصل نمی شود الا به تشکیل حکومت !

در جواب باید گفت :اسلام به یک معنا قدرت را تبلیغ کرده است و آن قدرت، قدرتی ست که همه صفات‏ عالی انسانیت برمی‏خیزد، و قدرتی که از آن، مهربانی و رحم و شفقت و احسان و دیگر صفات عالی انسانیت برمی‏خیزد.

در اسلام بدون شک دعوت به قدرت و توانائی شده است و نص قرآن و احادیث ما گواه بر ایم معناست.
دیگران هم که در موضوع اسلام مطالعه کرده‏ اند، اسلام را در میان ادیان به این مشخصه شناخته‏ اند که هیچ دینی به اندازه اسلام پیروان‏ خود را به قوت و قدرت دعوت نکرده است.

ویل دورانت در جلد یازدهم‏ کتاب تاریخ تمدن که اختصاص به تاریخ تمدن اسلام دارد، این جمله را می‏گوید: ” هیچ دینی به اندازه اسلام، مردم را به قدرت و قوت دعوت‏ نکرده است “.

در این زمینه در قرآن مطالب فرادانی دیده میشود .

۱ – در خطاب الهی به حضرت یحیی آمده است : ” « یا یحیی خذ الکتاب بقوه »”
۲ – « و کاین من نبی قاتل معه ربیون کثیر فما وهنوا لما اصابهم فی سبیل الله‏ و ما ضعفوا و ما استکانوا و الله یحب الصابرین »”
چه بسیار پیامبرانی‏ که مردانی الهی همراه آنان جنگیدند و با باطل نبرد کردند و هرگز سستی‏ پیدا نکردند و ضعف نشان ندادند و خداوند مقاومت کنندگان را دوست‏ می‏دارد.
۳ – « ان الله یحب الذین یقاتلون فی‏ سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص »”
خداوند مردمی را که در راه او می‏جنگند و مانند دیواری روئین و فلزی که هیچ قدرتی نمی‏تواند آنها را از جا بکند و حرکت دهد ایستادگی می‏کنند، دوست دارد.
۴ – « محمد رسول الله و الذین معه اشدا علی الکفار رحما بینهم »

ویل دورانت در جلد یازدهم‏ کتاب تاریخ تمدن که اختصاص به تاریخ تمدن اسلام دارد، این جمله را می‏گوید: ” هیچ دینی به اندازه اسلام، مردم را به قدرت و قوت دعوت‏ نکرده است

 

” شجاعت ” در اسلام یک حقیقت ممدوح است عزت یعنی مقامی منیع‏ داشتن و در آن حد قدرت داشتن که کسی نتواند انسان را خوار و ذلیل کند، در اسلام امری ممدوح است. ببینید قرآن راجع به مقابله با دشمن چه می‏گوید:
۵ – « و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوکم »”
در مقابل دشمن تا آن حد نهائی قدرتتان نیرو تهیه‏ کنید که دشمن هرگز نتواند به شما طمع ببندد.
در آیه دیگری می‏فرماید:
۶ – « و قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم و لا تعتدوا ان الله لا یحب‏ المعتدین »”
با کسانی که با شما نبرد می‏کنند به نبرد بپردازید ولی تجاوز نکنید. ”
یا در جای دیگر می فرماید :
۷ – فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّی تَفِیءَ إِلَی أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا

عبارات « و لا تعتدوا » و یا عبارت « حتب تفیئ الی امر الله » یعنی با دشمن هم که نبرد می‏کنید حق و عدالت را هرگز فراموش نکنید و تا جایی بجنگید که تسلیم امر خدا شدند که اگر چنین شد نباید ادامه دهید .
برخی مفسرین گفته‏ اند که در نبرد با دشمن  تا آن وقت ادامه دهید که دشمن نبرد را ادامه می‏دهد.
اگر دشمن گفت: ” تسلیم ” و اسلحه را زمین گذاشت، شما دیگر اسلحه بکار نبرید، که این اعتداء و تجاوز است.
پیرمردها را نکشید، بچه‏ ها و زنها را نکشید و متعرض آنها نشوید، به کسی که از میدان جنگ بیرون رفته است‏ کاری نداشته باشید، فقط با کسی که با شما نبرد می‏کند در کمال نیرومندی‏ نبرد کنید. اینها یک سلسله دستورهاست که در قرآن مجید هست که باز هم‏ آیاتی شبیه به این آیات، در قرآن وجود دارد.

چرا ما غافل باشیم ؟!

اردیبهشت ۱۶ام, ۱۳۹۳ | نوشته‌شده به دست حسین مداحی در دسته‌بندی نشده - (یک دیدگاه)

بدون مقدمه :
آیا شیطان هم توبه می کند ؟
آیا خداوند توبه ی او را می پذیرد ؟
پس تکلیف این همه گناهی که مردم بواسطه وسوسه های او انجام داده اند چه می شود ؟

در پاسخ به سوالات فوق باید گفت :

۱ – شیطان هم اگر بخواهد می تواند توبه نماید .

۲ – اگر برود و بر قبر حضرت آدم سجده نماید .

۳ – اما تکلیف اینهمه گناه که توسط مردم صورت گرفته است ، چه می شود ؟ باید گفت :

الف : شیطان هم یک دعوت کننده است و کسی را بزور به گناه مجبور نکرده است . در آیات قران به این مضمون اشاره شده است که شیطان در روز قیامت وقتی با اعتراض مردم مواجه می شود که به او می گویند : تو ما را گمراه ساختی ؛ می گوید : صد و بیست و چهار هزار پیامبر شما را به نیکی و وحدانیت دعوت کردند و من هم به بدی و گناه ،  چرا دعوت آنها را نپذیرفتید و سخن من را قبول کردید ؟ !! من هیچ تسلطی به شما نداشتم .فقط و فقط یک دعوت کننده بودم .

ب: اگر هم  بنا به توبه باشد  شاید موفق نشود

بنا بر نقل رایج وقتی یزید از امام سجاد خواست که به او چیزی یاد دهند که توبه اش پذیرفته شود ، امام سجاد به او فرمودند : نماز غفیله بخوان و وقتی حضرت زینب سلام الله علیها پرسیدند که چرا راه توبه را به او نشان دادی ، ایشان (امام سجاد ) فرمودند : عمه جان ! یزید موفق به خواندن نماز غفیله و توبه نخواهد شد .

تاریخ گواه زیبائیست بر این مطلب که یزید وقتی قصد کرد نماز غفیله بخواند دل درد گرفت و موفق به خواندن نماز غفیله نشد  .

بر فرض اینکه شیطان هم موفق به توبه شود باید به خاطر معاصی که انجام داده پاک شود و عذاب ببیند . در روایات آمده است : گاهی بنده ای به خاطر گناهی از گناهانش پنجاه سال ( و در برخی روایات سیصد سال ) طعم تلخ عذاب را چشیده و سپس پاک شده و به بهشت می رود .

شاید این سوال پیش آید که اگر خدوند توبه را پذیرفته پس چرا دیگر عذاب ؟

در پاسخ به این سوال نیز باید گفت :

خداوند هر حقی را که مخصوص به خودش بوده و با گناه تضییع شده باشد را با توبه محو می سازد اما بارها فرموده است گناهانی مثل حق الناس را به هیچ وجه از نامه ی اعمال محو نمی سازد . پس شاید منظور از چشیدن طعم عذاب و سپس به بهشت رفتن نیز شامل همین دسته روایات باشد .

به هر حال اگر شیطان بر قبر آدم علیه السلام سجده نماید خداوند توبه اش را می پذیرد اما آیا  شیطان موفق به توبه می شود  یا خیر ؟ آنرا باید گفت :

فقط خدا می داند

و اینکه نحوه ی عذاب کشیدنش چگونه باشد بازهم باید گفت :

فقط خدا می داند
باتوجه به سوالات فوق و پاسخ آنها به
رحمت واسعه الهی
پی میبریم که :
حتی شیطان امیدوارست

پس چرا ما غافل باشیم …..

هندسه نماز؛ آیا واقعا نماز معراج مومن است ؟!

فروردین ۲۳ام, ۱۳۹۳ | نوشته‌شده به دست حسین مداحی در دسته‌بندی نشده - (۲ دیدگاه)
ziaazari

استاد شهریار ضیاء آذری

روزهای اولی که سر کلاس ایشان را می دیدم با خودم می گفتم چه صدای آشنایی دارد .
کمی که زمان گذشت فهمیدم قاری قرآن هم بوده است.
بیشتر که شناختمش فهمیدم در مسابقات کشوری مقام نفر اولی را هم در کارنامه ی خود دارد.
بیشتر که گذشت فهمیدم حدود سی سال در زمینه ی ادبیات عرب نیز زحمت کشیده است .
در طول یک ترم خیلی از او یاد گرفتم.
استادی که سر کلاس درس به شیوه ی اجتهادی تدریس می کند و دأبش در تدریس،دأب فضلای حوزه است.
استاد شهریار ضیاء آذری از آذری های با صفاست.
باسواد،خوش کلام و …

توفیقی بود که پنچشنبه ی گذشته خدمت ایشان بودم.
صحبت از صفات مومنین و تفسیر سوره ی مومنون بود.
در تفسیر آیه ی دوم این سوره از هندسه ی نماز مطالب خواندنی ای را فرمودند .
ما حصل این مطالب خواندنی در تفسیر آیه دوم سوره ی مومنون که می فرماید :
“الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ” و نیر حدیث شریف نبوی که می فرماید : “الصَلاَهُ مِعرَاجُ المُومن” نماز معراج مومن است ؛ به شرح ذیل است :

۱ – در حج واجب وقتی حاجی به مکه وارد می شود و سپس از مکه خارج می شود حداقل سه مرتبه خانه ی خدا را طواف می کند .هر طوافی ۷ دور دارد که جمعا حاجی ۲۱ باز دور کعبه می گردد .

۲ – کعبه ۴ ضلع دارد و طی حدیث شریف امام صادق علیه السلام در من لا یحضره الفقیه به این دلیل ۴ ضلع دارد که به محاذاه ( در مقابل ) بیت المعمور در آسمان قرار گرفته است .

۳ – بیت المعمور بنایی ست که طی حدیث شریف نبوی در شب معراج ۵۰ هزار سال قبل از خلقت آسمان ها و زمین از یاقوت احمر بنیان شده و فرشتگان به دور آن در آسمان طواف می کنند .
متن حدیث بدین شرح است :

قال رسول الله صلى الله علیه وآله: لما عرج بی إلى السماء وانتهیت فی المسیر مع جبرئیل إلى السماء الرابعه فرأیت بیتا من یاقوت أحمر، فقال لی جبرئیل: یا محمد هذا البیت المعمور خلقه الله قبل خلق السماوات والارض بخمسین ألف عام، فصل فیه، فقمت للصلاه، وجمع الله النبیین والمرسلین، فصفهم جبرئیل فصلیت بهم….
بحار الانوار علامه مجلسی جلد ۳۶ صفحه ۱۵۵

۴ – بیت المعمور هم ۴ ضلع دارد و هر ضلع آن بر یک جمله استوار است .
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمودند: کعبه چون یک خانه مکعب شکل است، کعبه نامیده شده است.یعنی چهار دیوار دارد، یک سطح و یک کف، لذا مکعب می شود.

آنگاه فرمودند : سرّ این که چهار دیوار دارد آن است که بیت المعمور دارای چهار دیوار و چهار ضلع است. بیت المعمور دارای چهار ضلع است، چون عرش خدا چهار ضلع دارد و عرش خدا دارای چهار ضلع است، چون کلماتی که معارف الهی بر آن کلمات استوار است، چهار کلمه می باشد; «سبحان الله و «الحمد لله و «لا اله الاّ الله و «الله اکبر. تسبیح است و تهلیل و تحمید است و تکبیر. این حدیث انسان را از عالم «طبیعت به عالم «مثال و از عالم مثال به عالم «عقل و از عالم عقل به عالم «اِله می برد و با آنها آشنا می کند.

 ۵ – تعداد تسبیحات اربعه در نمازهای پنجگانه بدین شرح است :

نماز صبح = ۰
نماز ظهر = ۶
نماز عصر = ۶
نماز مغرب = ۳
نماز عشاء = ۶

که جمعا می شود ۲۱ مرتبه .

حالا وقتی حدیث شریف نبوی که فرمودند : الصلاه معراج المومن را می خوانیم شاید این هندسه ی نماز در کنار این حدیث برای ما کمی معنای بیشتری داشته باشد که مومن در نماز با تکرار این جملات ( تسبیحات اربعه ) و ساختار خاصی که خدا به ما یاد داده است ؛ به گرد کعبه ای می گردد که به محاذاه بیت المعمور است و بیت المعور نیز به محاذاه عرش الهی قرار گرفته است .

به عبارتی شاید خدا می خواهد به ما اینگونه بیاموزد که با نماز باید به گرد ولی نعمت خود بگردیم