حسین مداحی
Header
070-498 exam, 600-460 exam, 70-462 exam, N10-006 exam, 070-410 exam, 70-341 exam, BCCPP exam, 1Z0-051 exam, M2090-626 exam, S90-01A exam, C_TAW12_731 exam, 312-49V8 exam, C2170-051 exam, TB0-123 exam, CD0-001 exam, 1Z0-052 exam, CISSP exam, 70-385 exam, 2V0-621D exam, EX200 exam, 210-060 1V0-601 070-646 70-410 CRISC 642-742 300-115 MB2-707 C_TSCM62_66 CBAP 210-065 HP2-H33 642-999 300-080 200-550 070-480 70-346 CSSBB MB6-704 | S90-03A | MB0-001 | PR000041 | 070-489 | MB7-701 | GPEN | GCFA | C2180-401 | PK1-003 | C4040-251 | CSSGB | 100-101 | 210-451 | 9L0-066 | 70-498 | 299-01 | S90-09A | 70-489 | 1Z0-068 | C2010-595 | MB5-705 | 1Z0-064 | C4040-250 | C_HANATEC_10 | E20-260 | VCP-550 | CV0-001 | ICGB | 2V0-620 | VCAD510 | 301B | C_TSCM52_66 | 70-467 | 74-697 | SK0-003 | 300-070 | SY0-401 | 70-463 | OMG-OCUP-300 | 70-243 | CAS-002 | C_TAW12_740 | MB2-704 | S90-08A | 1Z0-060 | 1Z0-457 | A2010-597 | C_TADM51_731 | IIA-CIA-PART2/ 300-101/ 640-916/ 98-368/ 70-533/ PGMP/ 070-347/ HP0-Y50/ 810-403/ 1Z0-062/ 400-101/ 1Z0-408/ EADP10/ 101-01/ 70-465/ 70-347/ 117-300/ LOT-956/ 70-384/ 070-462/ 1Z0-470/ LX0-104/ 640-875/ CGEIT/ 1Y0-301/ MOFF/ 1Y0-351/ AWS-SysOps/ 3I0-012/ C2020-012/ 500-451/ PK0-003/ 70-488/ 700-501/ 1Y0-201/ 98-367/

یکی از بهترین خاطرات عمرم

شهریور ۱۶ام, ۱۳۹۳ | نوشته‌شده به دست حسین مداحی در اساتید | خاطرات | روحانیت | عکس - (بدون دیدگاه)

زیباترین لحظه ی عمرم آن روزی بود که برای اولین بار در #مسجد_شجره مُحرِم شدم Mohrem
و خوب به خاطر دارم که آن لحظه ی زیبا را با کسی جز #امام_رضا علیه السلام قسمت نکردم و تنها یاد امام رئوف بود و …..
و امروز خدای مهربان بهترین هدیه را عنایت فرمود و آن همزمانی سالروز تولدم با ولادت آقای مهربانم امام رضا علیه السلام است.
و مهم تر اینکه: در این روز مبارک شرف بر تن کردن لباس خدمت
لباس سربازی حضرت ولی الله الاعظم
برای همیشه
نصیب این کمترین شده و با دستان پر خیر و برکت استاد عزیزم
سلاله ی حضرت زهرا علیهاسلام
حضرت #آیت_الله_سید_محمد_ضیاء_آبادى
معمم شدم

Untitled-3 copyUntitled-2 copyprof

این روزها ایام امتحانات رو سپری می کنم و خیلی وقت نوشتن ندارم . به این چند خط اشاره ای می کنم و رد می شوم .daa0749dc43f7b41954bf2662abcbc12
العاقل یکفیه الاشاره
سوال اینجاست که آیا دین مبین اسلام،با اساس قدرت و شدت عمل موافق است یا خیر؟!
و وقتی پاسخ به این سوال روشن باشد ، جواب آن عده که در زمان غیبت قائل به تشکیل حکومت نیستند بس واضح است چراکه قدرت بما هو قدرت برای مسلمانان حاصل نمی شود الا به تشکیل حکومت !

در جواب باید گفت :اسلام به یک معنا قدرت را تبلیغ کرده است و آن قدرت، قدرتی ست که همه صفات‏ عالی انسانیت برمی‏خیزد، و قدرتی که از آن، مهربانی و رحم و شفقت و احسان و دیگر صفات عالی انسانیت برمی‏خیزد.

در اسلام بدون شک دعوت به قدرت و توانائی شده است و نص قرآن و احادیث ما گواه بر ایم معناست.
دیگران هم که در موضوع اسلام مطالعه کرده‏ اند، اسلام را در میان ادیان به این مشخصه شناخته‏ اند که هیچ دینی به اندازه اسلام پیروان‏ خود را به قوت و قدرت دعوت نکرده است.

ویل دورانت در جلد یازدهم‏ کتاب تاریخ تمدن که اختصاص به تاریخ تمدن اسلام دارد، این جمله را می‏گوید: ” هیچ دینی به اندازه اسلام، مردم را به قدرت و قوت دعوت‏ نکرده است “.

در این زمینه در قرآن مطالب فرادانی دیده میشود .

۱ – در خطاب الهی به حضرت یحیی آمده است : ” « یا یحیی خذ الکتاب بقوه »”
۲ – « و کاین من نبی قاتل معه ربیون کثیر فما وهنوا لما اصابهم فی سبیل الله‏ و ما ضعفوا و ما استکانوا و الله یحب الصابرین »”
چه بسیار پیامبرانی‏ که مردانی الهی همراه آنان جنگیدند و با باطل نبرد کردند و هرگز سستی‏ پیدا نکردند و ضعف نشان ندادند و خداوند مقاومت کنندگان را دوست‏ می‏دارد.
۳ – « ان الله یحب الذین یقاتلون فی‏ سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص »”
خداوند مردمی را که در راه او می‏جنگند و مانند دیواری روئین و فلزی که هیچ قدرتی نمی‏تواند آنها را از جا بکند و حرکت دهد ایستادگی می‏کنند، دوست دارد.
۴ – « محمد رسول الله و الذین معه اشدا علی الکفار رحما بینهم »

ویل دورانت در جلد یازدهم‏ کتاب تاریخ تمدن که اختصاص به تاریخ تمدن اسلام دارد، این جمله را می‏گوید: ” هیچ دینی به اندازه اسلام، مردم را به قدرت و قوت دعوت‏ نکرده است

 

” شجاعت ” در اسلام یک حقیقت ممدوح است عزت یعنی مقامی منیع‏ داشتن و در آن حد قدرت داشتن که کسی نتواند انسان را خوار و ذلیل کند، در اسلام امری ممدوح است. ببینید قرآن راجع به مقابله با دشمن چه می‏گوید:
۵ – « و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوکم »”
در مقابل دشمن تا آن حد نهائی قدرتتان نیرو تهیه‏ کنید که دشمن هرگز نتواند به شما طمع ببندد.
در آیه دیگری می‏فرماید:
۶ – « و قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم و لا تعتدوا ان الله لا یحب‏ المعتدین »”
با کسانی که با شما نبرد می‏کنند به نبرد بپردازید ولی تجاوز نکنید. ”
یا در جای دیگر می فرماید :
۷ – فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّی تَفِیءَ إِلَی أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا

عبارات « و لا تعتدوا » و یا عبارت « حتب تفیئ الی امر الله » یعنی با دشمن هم که نبرد می‏کنید حق و عدالت را هرگز فراموش نکنید و تا جایی بجنگید که تسلیم امر خدا شدند که اگر چنین شد نباید ادامه دهید .
برخی مفسرین گفته‏ اند که در نبرد با دشمن  تا آن وقت ادامه دهید که دشمن نبرد را ادامه می‏دهد.
اگر دشمن گفت: ” تسلیم ” و اسلحه را زمین گذاشت، شما دیگر اسلحه بکار نبرید، که این اعتداء و تجاوز است.
پیرمردها را نکشید، بچه‏ ها و زنها را نکشید و متعرض آنها نشوید، به کسی که از میدان جنگ بیرون رفته است‏ کاری نداشته باشید، فقط با کسی که با شما نبرد می‏کند در کمال نیرومندی‏ نبرد کنید. اینها یک سلسله دستورهاست که در قرآن مجید هست که باز هم‏ آیاتی شبیه به این آیات، در قرآن وجود دارد.

چرا ما غافل باشیم ؟!

اردیبهشت ۱۶ام, ۱۳۹۳ | نوشته‌شده به دست حسین مداحی در دست نوشته ها - (یک دیدگاه)

بدون مقدمه :
آیا شیطان هم توبه می کند ؟
آیا خداوند توبه ی او را می پذیرد ؟
پس تکلیف این همه گناهی که مردم بواسطه وسوسه های او انجام داده اند چه می شود ؟

در پاسخ به سوالات فوق باید گفت :

۱ – شیطان هم اگر بخواهد می تواند توبه نماید .

۲ – اگر برود و بر قبر حضرت آدم سجده نماید .

۳ – اما تکلیف اینهمه گناه که توسط مردم صورت گرفته است ، چه می شود ؟ باید گفت :

الف : شیطان هم یک دعوت کننده است و کسی را بزور به گناه مجبور نکرده است . در آیات قران به این مضمون اشاره شده است که شیطان در روز قیامت وقتی با اعتراض مردم مواجه می شود که به او می گویند : تو ما را گمراه ساختی ؛ می گوید : صد و بیست و چهار هزار پیامبر شما را به نیکی و وحدانیت دعوت کردند و من هم به بدی و گناه ،  چرا دعوت آنها را نپذیرفتید و سخن من را قبول کردید ؟ !! من هیچ تسلطی به شما نداشتم .فقط و فقط یک دعوت کننده بودم .

ب: اگر هم  بنا به توبه باشد  شاید موفق نشود

بنا بر نقل رایج وقتی یزید از امام سجاد خواست که به او چیزی یاد دهند که توبه اش پذیرفته شود ، امام سجاد به او فرمودند : نماز غفیله بخوان و وقتی حضرت زینب سلام الله علیها پرسیدند که چرا راه توبه را به او نشان دادی ، ایشان (امام سجاد ) فرمودند : عمه جان ! یزید موفق به خواندن نماز غفیله و توبه نخواهد شد .

تاریخ گواه زیبائیست بر این مطلب که یزید وقتی قصد کرد نماز غفیله بخواند دل درد گرفت و موفق به خواندن نماز غفیله نشد  .

بر فرض اینکه شیطان هم موفق به توبه شود باید به خاطر معاصی که انجام داده پاک شود و عذاب ببیند . در روایات آمده است : گاهی بنده ای به خاطر گناهی از گناهانش پنجاه سال ( و در برخی روایات سیصد سال ) طعم تلخ عذاب را چشیده و سپس پاک شده و به بهشت می رود .

شاید این سوال پیش آید که اگر خدوند توبه را پذیرفته پس چرا دیگر عذاب ؟

در پاسخ به این سوال نیز باید گفت :

خداوند هر حقی را که مخصوص به خودش بوده و با گناه تضییع شده باشد را با توبه محو می سازد اما بارها فرموده است گناهانی مثل حق الناس را به هیچ وجه از نامه ی اعمال محو نمی سازد . پس شاید منظور از چشیدن طعم عذاب و سپس به بهشت رفتن نیز شامل همین دسته روایات باشد .

به هر حال اگر شیطان بر قبر آدم علیه السلام سجده نماید خداوند توبه اش را می پذیرد اما آیا  شیطان موفق به توبه می شود  یا خیر ؟ آنرا باید گفت :

فقط خدا می داند

و اینکه نحوه ی عذاب کشیدنش چگونه باشد بازهم باید گفت :

فقط خدا می داند
باتوجه به سوالات فوق و پاسخ آنها به
رحمت واسعه الهی
پی میبریم که :
حتی شیطان امیدوارست

پس چرا ما غافل باشیم …..

ziaazari

استاد شهریار ضیاء آذری

روزهای اولی که سر کلاس ایشان را می دیدم با خودم می گفتم چه صدای آشنایی دارد .
کمی که زمان گذشت فهمیدم قاری قرآن هم بوده است.
بیشتر که شناختمش فهمیدم در مسابقات کشوری مقام نفر اولی را هم در کارنامه ی خود دارد.
بیشتر که گذشت فهمیدم حدود سی سال در زمینه ی ادبیات عرب نیز زحمت کشیده است .
در طول یک ترم خیلی از او یاد گرفتم.
استادی که سر کلاس درس به شیوه ی اجتهادی تدریس می کند و دأبش در تدریس،دأب فضلای حوزه است.
استاد شهریار ضیاء آذری از آذری های با صفاست.
باسواد،خوش کلام و …

توفیقی بود که پنچشنبه ی گذشته خدمت ایشان بودم.
صحبت از صفات مومنین و تفسیر سوره ی مومنون بود.
در تفسیر آیه ی دوم این سوره از هندسه ی نماز مطالب خواندنی ای را فرمودند .
ما حصل این مطالب خواندنی در تفسیر آیه دوم سوره ی مومنون که می فرماید :
“الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ” و نیر حدیث شریف نبوی که می فرماید : “الصَلاَهُ مِعرَاجُ المُومن” نماز معراج مومن است ؛ به شرح ذیل است :

۱ – در حج واجب وقتی حاجی به مکه وارد می شود و سپس از مکه خارج می شود حداقل سه مرتبه خانه ی خدا را طواف می کند .هر طوافی ۷ دور دارد که جمعا حاجی ۲۱ باز دور کعبه می گردد .

۲ – کعبه ۴ ضلع دارد و طی حدیث شریف امام صادق علیه السلام در من لا یحضره الفقیه به این دلیل ۴ ضلع دارد که به محاذاه ( در مقابل ) بیت المعمور در آسمان قرار گرفته است .

۳ – بیت المعمور بنایی ست که طی حدیث شریف نبوی در شب معراج ۵۰ هزار سال قبل از خلقت آسمان ها و زمین از یاقوت احمر بنیان شده و فرشتگان به دور آن در آسمان طواف می کنند .
متن حدیث بدین شرح است :

قال رسول الله صلى الله علیه وآله: لما عرج بی إلى السماء وانتهیت فی المسیر مع جبرئیل إلى السماء الرابعه فرأیت بیتا من یاقوت أحمر، فقال لی جبرئیل: یا محمد هذا البیت المعمور خلقه الله قبل خلق السماوات والارض بخمسین ألف عام، فصل فیه، فقمت للصلاه، وجمع الله النبیین والمرسلین، فصفهم جبرئیل فصلیت بهم….
بحار الانوار علامه مجلسی جلد ۳۶ صفحه ۱۵۵

۴ – بیت المعمور هم ۴ ضلع دارد و هر ضلع آن بر یک جمله استوار است .
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمودند: کعبه چون یک خانه مکعب شکل است، کعبه نامیده شده است.یعنی چهار دیوار دارد، یک سطح و یک کف، لذا مکعب می شود.

آنگاه فرمودند : سرّ این که چهار دیوار دارد آن است که بیت المعمور دارای چهار دیوار و چهار ضلع است. بیت المعمور دارای چهار ضلع است، چون عرش خدا چهار ضلع دارد و عرش خدا دارای چهار ضلع است، چون کلماتی که معارف الهی بر آن کلمات استوار است، چهار کلمه می باشد; «سبحان الله و «الحمد لله و «لا اله الاّ الله و «الله اکبر. تسبیح است و تهلیل و تحمید است و تکبیر. این حدیث انسان را از عالم «طبیعت به عالم «مثال و از عالم مثال به عالم «عقل و از عالم عقل به عالم «اِله می برد و با آنها آشنا می کند.

 ۵ – تعداد تسبیحات اربعه در نمازهای پنجگانه بدین شرح است :

نماز صبح = ۰
نماز ظهر = ۶
نماز عصر = ۶
نماز مغرب = ۳
نماز عشاء = ۶

که جمعا می شود ۲۱ مرتبه .

حالا وقتی حدیث شریف نبوی که فرمودند : الصلاه معراج المومن را می خوانیم شاید این هندسه ی نماز در کنار این حدیث برای ما کمی معنای بیشتری داشته باشد که مومن در نماز با تکرار این جملات ( تسبیحات اربعه ) و ساختار خاصی که خدا به ما یاد داده است ؛ به گرد کعبه ای می گردد که به محاذاه بیت المعمور است و بیت المعور نیز به محاذاه عرش الهی قرار گرفته است .

به عبارتی شاید خدا می خواهد به ما اینگونه بیاموزد که با نماز باید به گرد ولی نعمت خود بگردیم

ببینید؛ در مورد موسیقى دو حرف وجود دارد:
یکى این که ببینیم اساساً مشخّصه‌هاى موسیقى حلال و حرام چیست و دیگر این که بیاییم در مصداق، مرزهایى را مشخّص کنیم تا به‌قول شما، جوانان بدانند که این یکى حرام و این یکى حلال است.
البته این دومى کارآسانى نیست. کار دشوارى است که انسان از این اجراهاى موسیقى‌هاى گوناگون – موسیقى خارجى، موسیقى ایرانى هم با انواع و اقسامش؛ با کلام، بى‌کلام – بخواهد یکى‌یکى اینها را مشخّص کند؛ اما مشخّصه‌هاى کلّى‌اى دارد که آن‌را مى‌شود گفت. البته من هم در جاهایى به بعضى از اشخاصى که دست‌اندرکار بودند، آنچه را که مى‌توانستم و مى‌دانستم، گفته‌ام؛ حالا هم مختصرى براى شما عرض مى‌کنم.

ببینید:

موسیقى‌اى که انسان را به بیکارگى و ابتذال و بى‌حالى و واخوردگى از واقعیتهاى زندگى و امثال اینها بکشاند، موسیقىِ حلال نیست؛ موسیقىِ حرام است. aqa
موسیقى چنانچه انسان را از معنویت، از خدا و از ذکر غافل کند، حرام است.
موسیقى‌اى که انسان را به گناه و شهوترانى تشویق کند، حرام است؛ از نظر اسلام این است.

موسیقى اگر این خصوصیات مضر و موجب حرمت را نداشته باشد، البته آن‌ وقت حرام نیست. اینهایى را که من گفتم، بعضیش در موسیقى بى‌کلام و در سازهاست؛ بعضى هم حتّى در کلمات است. یعنى ممکن است فرضاً یک موسیقى ساده بى‌ضررى را اجرا کنند، لیکن شعرى که در این موسیقى خوانده مى‌شود، شعرِ گمراه کننده‌اى باشد؛ شعرِ تشویق کننده به بى‌بندوبارى، به ولنگارى، به شهوترانى، به غفلت و این‌طور چیزها باشد؛ آن وقت حرام مى‌شود. بنابراین، آن چیزى که شاخص حرمت و حلیّت در موسیقى است و نظر شریف امام هم در اواخر حیات مبارکشان – که آن نظریه را در باب موسیقى دادند – به همین مطلب بود، این است. موسیقى لهوى داریم. ممکن است موسیقى – به اصطلاح فقهى‌اش – موسیقى لهوى باشد. «لهو» یعنى غفلت، یعنى دور شدن از ذکر خدا، دور شدن از معنویت، دور شدن از واقعیتهاى زندگى، دور شدن از کار و تلاش و فرو غلتیدن در ابتذال و بى‌بندوبارى. این موسیقى مى‌شود حرام. اگر این با کیفیّت اجرا حاصل شود، اگر با کلام حاصل شود؛ فرقى نمى‌کند.

آن موسیقى‌اى که منادیان دین و شرع همیشه در دوره‌هاى گذشته با آن مقابله مى‌کردند و مى‌گفتند حرام است، همان موسیقى سنّتى ایرانى خودمان است که به شکل حرامى در دربارهاى سلاطین، در نزد افراد بى‌بندوبار، در نزد افرادى که به شهوات تمایل داشتند و خوض در شهوات مى‌کردند، اجرا مى‌شده است

شما مى‌گویید زبان بین‌المللى. آن موسیقى‌اى که به‌قول خود شما مرزها را درنوردیده و در جاهایى پخش شده، آیا لزوماً موسیقى خوبى است؟ صرف این که یک موسیقى از مرز فلان کشور خارج شد و توانست به مثلاً کشورهاى مختلف برود و یک عدّه طرفدار پیدا کند، مگر دلیل خوب بودن موسیقى است؟ نه؛ به هیچ وجه. ممکن است موسیقى‌اى باشد که به شهوترانى و تحرّکات و نشاطهاى شهوى جوانى تحریک مى‌کند؛ طبیعى است که یک مشت جوانى که غفلت زده هستند، از این موسیقى خوششان مى‌آید. هر جایى که در دنیا دستشان به این نوار بیفتد، از آن نوار استفاده مى‌کنند. این دلیل خوب بودن موسیقى نیست.

من نمى‌توانم به‌طور مطلق بگویم که موسیقى اصیل ایرانى، موسیقى حلال است؛ نه، این طور نیست.
بعضى خیال مى‌کنند که مرز موسیقى حلال و حرام، موسیقى سنّتى ایرانى و موسیقى غیرسنّتى است؛ نه، این‌طورى نیست.
آن موسیقى‌اى که منادیان دین و شرع همیشه در دوره‌هاى گذشته با آن مقابله مى‌کردند و مى‌گفتند حرام است، همان موسیقى سنّتى ایرانى خودمان است که به شکل حرامى در دربارهاى سلاطین، در نزد افراد بى‌بندوبار، در نزد افرادى که به شهوات تمایل داشتند و خوض در شهوات مى‌کردند، اجرا مى‌شده است. این همان موسیقى حرام است.

بنابراین، مرز موسیقى حرام و حلال، عبارت از ایرانى بودن، سنّتى بودن، قدیمى بودن، کلاسیک بودن، غربى بودن یا شرقى بودن نیست؛ مرز آن چیزى است که من عرض کردم. این ملاک را مى‌شود به‌دست شما بدهیم، اما این‌که آیا این نوار جزو کدامهاست، این را من نمى‌توانم مشخّص کنم.

 

بنابراین، مرز موسیقى حرام و حلال، عبارت از ایرانى بودن، سنّتى بودن، قدیمى بودن، کلاسیک بودن، غربى بودن یا شرقى بودن نیست؛ مرز آن چیزى است که من عرض کردم. این ملاک را مى‌شود به‌دست شما بدهیم، اما این‌که آیا این نوار جزو کدامهاست، این را من نمى‌توانم مشخّص کنم.

البته الان دستگاههایى هستند که ممیّزى مى‌کنند؛ اما من خیلى هم اطمینان ندارم که این ممیّزیها صددرصد درست باشد. گاهى مى‌آیند به ما مى‌گویند که یک نوار بسیار بد یا مبتذلى را به‌صورت مجاز پخش مى‌کنند؛ گاهى هم ممکن است عکس این اتّفاق بیفتد. من الان نمى‌دانم واقعاً این ممیّزیها چقدر از روى واقع‌بینى و ضابطه‌مندى انجام مى‌گیرد؛ اما آن چیزى که من مى‌توانم به شما به‌عنوان یک جوان خوب و به عنوان کسى که مثل فرزندان خودم هستید به‌عنوان نصیحت و نظر خودم بگویم، این‌است که عرض کردم.

به نظرم مى‌رسد که موسیقى مى‌تواند گمراه کننده باشد، مى‌تواند انسان را به شهوات دچار کند، مى‌تواند انسان را غرق در ابتذال و فساد و پستى کند؛ مى‌تواند هم این نباشد و مى‌تواند عکس این باشد. مرز حلال و حرام این‌جاست. من امیدوارم که شما جوانان با این زادِ تقوا بتوانید وارد میدان شوید و تولیدهایى داشته باشید که به معناى حقیقى کلمه هم خصوصیات موسیقى خوب و بلیغ را داشته باشد و به معناى حقیقى تأثیرگذار مثبت باشد و حقیقتاً جوانان و روحها را به صفا و به معنویت و به حقیقت رهنمون کند.

بیانات در جلسه پرسش و پاسخ با جوانان ، سال ۱۳۷۷ ، دهه مبارک فجر

دعا برای همه !

فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۳ | نوشته‌شده به دست حسین مداحی در اهل بیت - (۳ دیدگاه)

روزهای اول طلبه گی مان مصادف بود با ایام شهادت بی بی دو عالم حضرت زهرا علیها سلام
یادم هست در تخته  ای که در شبستان حوزه بود و حضرت آقای مجتهدی بعضا طلاب را به پای تخته می آورد و در درس عمومی حدیثی را به آنان می گفت که پای تخته بنویسند ؛ این حدیث نوشته شده بود :

امام حسین – علیه السلام –  از برادرشان امام حسن مجتبی – علیه السلام – روایت می کنند که :
«رأیت أمی فاطمه قامت فی محرابها لیله جمعتها فلم تزل راکعه ساجده حتی اتضح عمود الصبح، تدعو للمؤمنین و المؤمنات و تسمیهم و تکثر الدعاء لهم  *
مادرم فاطمه زهرا را در شب جمعه دیدم، در محراب عبادت ایستاده و تا صبح در حال رکوع و سجود بود و برای مردان و زنان مؤمن به نام هایشان زیاد دعا می کرد

پی نوشت :
حسن بصری گوید: «ما کان فی هذه الدنیا أعبد من فاطمه، کانت تقوم حتی تورم قدماها؛
در این دنیا عابدتر از فاطمه زهرا (علیهاالسلام) کسی را سراغ ندارم. او آن قدر برای عبادت قیام کرد تا این که پاهایش ورم نمود».

* بحارالانوار، ج۴۳، ص۸۱٫

در یکی از جلسات درس عمومی استاد بزرگوارمان حضرت آیت الله میرزا احمد مجتهدی از آرزوی حبیب مظاهر می فرمودند.آیت الله مجتهدی رحمت الله علیه
صحبت از اهمیت مجلس روضه و گریه ی بر امام حسین علیه السلام بود.
ایشان می فرمودند :
حبیب بن مظاهر علیه السلام را در عالم رویا دیدند.
از او پرسیدند آیا آرزویی هم داری؟
حبیب بن مظاهر فرموده بود :
آروز دارم زنده بشم و برم تو مجلس مصیبت اباعبدالله ، بشینم و گریه کنم…

پی نوشت ۱:
استاد رحمت الله علیه می فرمودند :
نفس حضور در مجلس روضه یکی از عبادات مهم است …

پی نوشت ۲ :
گوشه ای از وصیت نامه ی استاد :

«از طلاب مدرسه حلالیت می طلبم، آقایان مدرسین انشاءالله با جدیت تمام به درسها مشغول باشند و مقبره حقیر در خود مدرسه است. انشاءالله شب های سینه زنی چند نفر کنار قبر حقیر روضه بخوانند و طلب مغفرت نمایند.»

استراتژی پیامبر اسلام در جنگ احد با نظارت خاص در چینش نیروها از جمله  تعیین عبد الله بن جبیر به عنوان مسئول حفاظت از تنگه ی سوق الجیشی احد و تاکید بر عدم ترک تیراندازان حتی در صورت پیروزی در جنگ ؛ حاکی از اهمیت فوق العاده ی این جنگ پس از جنگ بدر است و اهمیت آن زمانی بیشتر می شود که قریش برای انتقام جنگ بدر ، در این میدان حاضر شده بود .

اما متاسفانه تاریخ اسلام از جمله معتبرترین کتب اهل سنت ، نام برخی از بزرگان صحابه را در زمره ی کسانی آورده اند که پس از شدت گرفتن جنگ و زخمی شدن پیامبر اسلام و امیر ایمانیان علی بن ابیطالب ـ علیهما صلوه الله ـ  پیامبر را تنها گذاشته و به جهت حفظ جان خود ، معرکه را ترک کردند .

ازجمله ی این افراد می توان به خلیفه ی دوم اشاره کرد که پیامبر را در معرکه رها کرده و به بالای کوه احد پناه گرفت .
بزرگانی از اهل سنت هچون فخر رازی در تفسیر کبیرش جلد نهم صفحه ی ۵۰ و ۵۲ و نیز بخاری در جامع الصحیح جلد سوم ۴۳۲۲ ص ۱۵۶ همچنین طبری ذیل تفسیر سوره ی آل عمران در جامع البیان عن تفسیر القرآن صفحه ی ۳۲۷  به این مطلب اشاره کرده اند .
متن روایات به صورت اسکن شده از کتب برادران اهل سنت بدین شرح است :

بر اساس آنچه طبری در تفسیر خود آورده است جناب عمر در روز جمعه هنگام خطبه خواندن، سوره آل عمران را مى‌خواند تا رسید به این آیه: «آنان که روز برخورد دو لشکر به شما پشت کرده و گریختند » سپس گفت: روز اُحُد پس از آن که شکست خوردیم، من فرار کردم و از کوه بالا مى‌رفتم به طورى که احساس کردم که همانند بزکوهى پرش و خیزش دارم و به شدت تشنه شده بودم، شنیدم مردى مى‌گفت: محمد کشته شد، ‌‌گفتم: هر کس بگوید محمد کشته شد، او را مى‌کشم، به کوه پناه آورده و همه بالاى کوه جمع شدیم، در این هنگام بود که این آیه نازل شد.
لما کان یوم أحد هزمناهم، ففررتُ حتى صعدت الجبل، فلقد رأیتنی أنزو کأننی أرْوَى والناس یقولون:”قُتل محمد”! فقلت: لا أجد أحدًا یقول:”قتل محمد”، إلا قتلته!. حتى اجتمعنا على الجبل، فنزلت:”إن الذین تولوا منکم یوم التقى الجمعان

و این در حالی است که نص صریح قرآن در سوره ی انفال آیات ۱۵ و ۱۶ درباره فرار از جنگ می فرماید :

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا زَحْفًا فَلَا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبَارَ.
وَمَنْ یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفًا لِقِتَالٍ أَوْ مُتَحَیِّزًا إِلَى فِئَهٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ

اى اهل ایمان! هنگامى که با کافران در حالى که بر ضد شما لشکرکشى می ‏کنند روبرو مى‏شوید، به آنان پشت نکنید [و نگریزید.] و هر کس در آن موقعیت به آنان پشت کند [و بگریزد] سزاوار خشمى از سوى خدا شود و جایگاهش دوزخ است ودوزخ بازگشت‏گاه بدى است مگر جهت ادامه نبرد بادشمن، یا پیوستن به گروهى [تازه نفس از مجاهدان براى حمله به دشمن‏] باشد.

 

پی نوشت :
خلیفه ی اول و سوم نیز در این جنگ حضور داشته و ایشان نیز در زمره ی کسانی بودند در ترک میدان جنگ به جناب عمر اقتدا کرده و میدان را رها کردند در حالیکه خلیفه ی دوم شجاع ترین این سه تن بود !

۱ – ام المومنین عایشه رضی الله عنها می گوید : پدرم هرگاه به یاد احد می افتاد می گریست و می گفت : من اول کسی بودم که بعد از فرار به پیامبر ملحق شدم در حالیکه دیدم دندانهای جلوی آنحضرت شکسته شده ، صورتش شکافته و حلقه های زره در بدنش فرو رفته بود .

حَدَّثَنَا أَبُو دَاوُدَ، حَدَّثَنَا ابْنُ الْمُبَارَکِ، عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ یَحْیَى بْنِ طَلْحَهَ بْنِ عُبَیْدِ اللَّهِ، قَالَ: أَخْبَرَنِی عِیسَى بْنُ طَلْحَهَ، عَنْ أُمِّ الْمُؤْمِنِینَ عَائِشَهَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهَا قَالَتْ: کَانَ أَبُو بَکْرٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ إِذَا ذَکَرَ یَوْمَ أُحُدٍ بَکَى، ثُمَّ قَالَ: ذَاکَ کُلُّهُ یَوْمُ طَلْحَهَ، ثُمَّ أَنْشَأَ یُحَدِّثُ، قَالَ: کُنْتُ أَوَّلَ مَنْ فَاءَ یَوْمَ أُحُدٍ فَرَأَیْتُ رَجُلًا یُقَاتِلُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ دُونَهُ، وَأُرَاهُ قَالَ: یَحْمِیهِ، قَالَ: فَقُلْتُ: کُنْ طَلْحَهَ حَیْثُ فَاتَنِی مَا فَاتَنِی، فَقُلْتُ: یَکُونُ رَجُلًا مِنْ قَوْمِی أَحَبَّ إِلَیَّ وَبَیْنِی وَبَیْنَ الْمَشْرِقِ رَجُلٌ لَا أَعْرِفُهُ، وَأَنَا أَقْرَبُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مِنْهُ، وَهُوَ یَخْطَفُ الْمَشْیَ خَطْفًا لَا أَخْطَفُهُ، فَإِذَا هُوَ أَبُو عُبَیْدَهَ بْنُ الْجَرَّاحِ، فَانْتَهَیْنَا إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَقَدْ کُسِرَتْ رَبَاعِیَتُهُ، وَشُجَّ فِی وَجْهِهِ وَقَدْ دَخَلَ فِی وَجْنَتَیْهِ حَلْقَتَانِ مِنْ حِلَقِ الْمِغْفَرِ.(الطیالسی البصری، سلیمان بن داود أبو داود الفارسی (متوفای۲۰۴هـ)، مسند أبی داود الطیالسی، ج ۱، ص ۳، ناشر: دار المعرفه – بیروت.)

۲ – ابن عبد البر از بزرگ عالمان اهل ست در کتاب الاستیعاب فی معرفه الاصحاب جلد سوم صفحه ی ۱۰۷۴ در باب ترک میدان جنگ توسط جناب عثمان بن عفان این چنین نوشته است :
عثمان بن عفان و دو نفر از انصار به نام‌هاى عقبه بن عثمان و سعد بن عثمان و افرادى از بنى زریق گریختند تا به کوه جلعب در اطراف مدینه رسیدند و سه شبانه روز در آن جا ماندند، سپس نزد پیامبر (ص) بازگشتند….

عقبه بْن عثمان بن خلده بن مخلد بن عامر بْن زریق الأَنْصَارِیّ الزرقی،شهد بدرا هُوَ وأخوه أَبُو عباده، وسعد بْن عُثْمَان. قَالَ ابْن إِسْحَاق: وقد کَانَ الناس انهزموا عَنْ رسول الله صلى الله علیه وسلم- یعنی یَوْم أحد- حَتَّى انتهى بعضهم إِلَى المنقى دون الأعوص، وفر عُثْمَان بْن عَفَّان، وعقبه بن عثمان، وسعد بْن عُثْمَان- أخوان من الأنصار- حَتَّى بلغوا الجبل مما یلی الأعوص، فأقاموا بِهِ ثلاثا، ثُمَّ رجعوا إِلَى رَسُول اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فزعموا أن رَسُول اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ [لهم] لقد ذهبتم بها عریضهً

 

در کتاب نشان از بی نشانها این مطلب از قول مرحوم نخودکی اصفهانی از حضرت امیر علیه السلام نقل شده است که ایشان فرموده اند :

طوبی لمن عیشه کعیش الکلب
ففیه عشره خصال ینبغی ان یکون کلها للمؤمن

الاول: لیس له مقدار بین الخلق و هو حال المساکین
الثانی: ان یکون فقیرا لیس له مال و لا ملک و هو صفه المجردین
الثالث: لیس له مأوی معلوم و الارض کلها له بساط و هو من علامات المتوکلین
الرابع: ان یکون اکثر اوقاته جائعا و هم من دأب الصالحین
الخامس: إن ضربه صاحبه مأه جلده لا یترک بابه و هو من علامات المریدین
السادس: لا ینام من الیل الا الیسیر و ذلک من اوصاف المحبین
السابع: انه یطرد و یجفی فیجیب و لا یحقد و ذلک من علامات الخاشعین
الثامن: رضی بما یدفع صاحبه من الاطعمه و هو حال القانعین
التاسع: اکثر عمله السکوت و ذلک من علامات الخائفین
العاشر: اذا مات لم یبق منه المیراث و هو حال الزاهدین
خوشا بحال کسی که زندگیش چون زندگی سگ باشد. در این حیوان ده خصلت است که مومن به داشتن آنها سزاوار است
اول: آنکه سگ را در میان مردمان قدری نیست و این حال مسکینان است
دوم: آنکه مالی و ملکی ندارد و این همان صفت مجردین است – مجردین یعنی کسانی که به مقام تجرد نائل شده اند و از همه چیز و همه کس حتی خود فارغ شده اند
سوم: آنکه او را خانه و لانه ای معین نیست و همه زمین بساط اوست و این علامت متوکلان است.
چهارم: آنکه اغلب اوقات گرسنه است و این عادت صالحان است
پنجم: آنکه اگر صد تازیانه از صاحب خود بخورد در خانه او را رها نمی کند و این صفت مریدان است.
ششم: آنکه شب هنگام بجز اندکی نمی خوابد و این از اوصاف محبین است
هفتم: آنکه رانده می شود و جفا می بیند لکن چون بخوانندش بدون دلگیری باز می گردد و این از علامات خاشعین است
هشتم: آنکه به اضافه طعام صاحبش راضی است و این حال قانعین است
نهم: آنکه بیشتر اوقاتش خاموش است و این از علامات خائفین است
دهم: آنکه چون بمیرد میراثی بجای نگذارد و این حال زاهدان است

منابع:
نشان از بی نشانها، چاپ هجدهم، ج اول، ص ۳۱۰
در ثمین و ماء مَعین چاپ دوم صفحه ۴۵۷ ـ تالیف آیت الله سید مجتبی حسینی میر صادقی زنجانی
لئالی الاخبار ج ۵ – ص ۳۸۷- ۳۸۸
تحریر المواعظ العددیه، ص: ۵۵۲

سخنرانی مدقانه ی استاد اسدی گرمارودی پیرامون حضرت رقیه سلام الله علیها
پیشنهاد می کنم حتما این سخنرانی را برای منکران شخص و شخصیت این بی بی سه ساله ارسال نمایید .
از اینجا گوش کنیــــد
حجم ۲٫۳ مگابایت

AsadiGarmaroudi

طی حدیثی که شیخ حر عاملی در کتاب وسائل الشیعه جلد اول صفحه ۱۷ به نقل از امام صادق علیه السلام در بیان حدود ایمان آورده است ، دوستی با دوستان اهل بیت و دشمنی با دشمنان ایشان از جمله ی مرزبندی های ایمانی است .

عن عجلان أبی صالح قال : قلت لأبی عبدالله أوقفنی على حدود الإیمان
فقال علیه السلام :
۱-شهاده أن لا إله إلا الله
۲-وأن محمدا رسول الله (صلى الله علیه وآله)
۳-والإقرار بما جاء من عند الله
۴-والصلاه
۵- و الخمس
۶-وأداء الزکاه
۷-وصوم شهر رمضان
۸-وحج البیت
۹-وولایه ولینا
۱۰-وعداوه عدونا
۱۱-والدخول مع الصادقین .

عجلان ابی صالح از امام صادق علیه السلام سوالی مبنی بر آگاهی یافتن از حدود ایمان می پرسد که حضرت یازده بند در معرفی مرزبندی ایمان مشخص می فرمایند .
بند ۹ و ۱۰  در این حدیث همین دو مورد فوق است .

ناگفته پیداست که دوستی با دوستان اهل بیت و دشمنی با دشمنان ایشان در “پذیرفتن ولایت اهل بیت” خلاصه می گردد.
به عبارتی پذیرش ولایت اهل بیت زمانی تحقق پیدا می کند که علاوه بر فرمانبرداری از ایشان ، اعلام برائت از دشمنان و دوستی با دوستان ایشان ، در درون موالی محقق گردد .

خدا رحمت کند مرحوم استاد بزرگوار حضرت آیت الله آقا مجتبی تهرانی را .
ایام ماه صفر بود و دهه گی ایشان هم به بحث ایمان اختصاص داشت .
آنجا حدیثی را فرمودند که اعم از حدیث مذکور و نیز تکمیل کننده ی آن بود .
این حدیث را مرحوم شیخ حر عاملی در وسائل آورده است که امام باقر علیه السلام فرمودند :
بُنی الإسلام على خمس : على الصلاه ، والزکاه ، والصوم ، والحج ، والولایه ، ولم یناد بشیء کما نودی بالولایه

 

اسلام بر ۵ پایه بنا شد .
نماز، زکات ، روزه ، حج و ولایت
سپس امام یاقر علیه اسلام فرمودند :
و سفارش به هیچکدام از موارد پنچگانه همانند سفارش بر ولایت نیست .

نکته : در حدیث اول حدود ایمان و در حدیث دوم حدود اسلام  بیان شده است .
مرزبندی های دین مبین و شریعت محمدی برای ایمان بیشتر از مرزبندی های برای اسلام است و همانگونه که مشخص است هر مومنی لزوما مسلمان است اما هر مسلمانی لزوما مومن نیست .

نکته : وقتی در مجموعه ی بزرگتر چیزی دارای اهمیت بیشتری باشد ؛ آن چیز در مجموعه ی کوچکتر نیز از همان درجه ی اهمیت بالا برخوردار است و بناءً علیهذا ولایت در ایمان ، افضل و اهم از سایر مرزبندی هاست .

پی نوشت :  ما همه مون به این اصل معتقدیم . اما باید ببینیم این اصل چقدر در درون ما عملیاتی شده !؟

 

هلال زینب …

آبان ۲۸ام, ۱۳۹۲ | نوشته‌شده به دست حسین مداحی در اهل بیت - (۳ دیدگاه)

صبح روز یازدهم ،‌لشگر عمر بن سعد لعنت الله علیهما اسرا را از کربلا حرکت داده و نزدیک عصر و یا غروب آفتاب به دروازه ی کوفه رسید.
دستور داد کاروان اسرا را پشت دروازه ی کوفه نگه داشتند .
سپس پیکی را به نزد عبید الله ملعون فرستاده و گفت :

همنیک با اسرا بر دروازه ی کوفه آماده ایم .
امر امیر مطاع است .
چه کنیم ؟!

عبید الله دستور داد طبالان و نوازنده ها در شهر شروع به نواختن کنند
سپس به خولی دستور داد که سر امام حسین را که نزد خود داشت به نی کرده و به  استقبال کاروان برده تا روحیه ی ایشان را بیش از پیش تضعیف نماید.
سپس بدین وضع کاروان اسراء را به شهر وارد کردند .
چون نگاه حضرت زهرا سلام الله علیها به سر بریده ی برادر افتاد ابیاتی بدین مضمون را انشاد فرمودند :

اخى یا هلالا غاب بعد طلوعه فمن فقده اضحى نهارى کلیلتى

برادرم، اى هلال من که در روز عاشوراء غروب کردى و از پیش چشمم پنهان شدى از وقتى که رفتى روز من به شب تار مبدل شده است.

اخى یا اخى اى المصائب اشتکى فراقک ام هتکى و زلى و غربتى

برادرم، از کدام مصیبت‏هاى تو شکایت کنم؟ از فراق چون تو برادرى یا از دریده شدن پرده حرمت خود یا از ذلت و غربتم گله نمایم.

اخى لیت هذا النجر کان بمنحرى و یا لیت هذا السهم کان بمهجتى

کاش شمر مرا در عوض تو نحر کرده بود و کاش آن تیر و نیزه‏ها به قلب من مى‏خورد.

اخى بلغ المختار طه سلامنا و قل ام کلثوم بکرب و محنه

برادر جان رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) را از حال زار خواهرت کلثوم خبردار کن و بگو خواهرانم میان محنت و مصیبت مانده و بعد پدرم حیدر کرار را از حال دخترانش مطلع کن و بگو:

اخى بلغ الکرار عنى تحیه و قل زینب اضجت تساق بذله

برادر جان سلام و تهنیت من را به پدرم حیدر کرار برسان و بگو دخترت زینب را با خوارى و زارى و ذلت به شهرها مى‏برند.

پی نوشت : برخی می گویند پس از سرودن این ابیات حضرت زینب سلام الله علیها سر خود را به چوبه ی محمل کوبیدند.
برخی دیگر هم  می گویند : پس از اینکه این ابیات سوزناک از جانب حضرت زینب سلام الله علیها سروده شد ،‌فردی از لشگر دشمن که دید شهرکوفه آبستن حادثه ی قیام است برای ساکت کردن ایشان در حالیکه پشت سر ایشان راه می رفت با دست محکم سر ایشان را به چوبه ی محمل کوبید !

cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  | cheap football shirts  |