حسین مداحی
Header
070-498 exam, 600-460 exam, 70-462 exam, N10-006 exam, 070-410 exam, 70-341 exam, BCCPP exam, 1Z0-051 exam, M2090-626 exam, S90-01A exam, C_TAW12_731 exam, 312-49V8 exam, C2170-051 exam, TB0-123 exam, CD0-001 exam, 1Z0-052 exam, CISSP exam, 70-385 exam, 2V0-621D exam, EX200 exam, 210-060 1V0-601 070-646 70-410 CRISC 642-742 300-115 MB2-707 C_TSCM62_66 CBAP 210-065 HP2-H33 642-999 300-080 200-550 070-480 70-346 CSSBB MB6-704 | S90-03A | MB0-001 | PR000041 | 070-489 | MB7-701 | GPEN | GCFA | C2180-401 | PK1-003 | C4040-251 | CSSGB | 100-101 | 210-451 | 9L0-066 | 70-498 | 299-01 | S90-09A | 70-489 | 1Z0-068 | C2010-595 | MB5-705 | 1Z0-064 | C4040-250 | C_HANATEC_10 | E20-260 | VCP-550 | CV0-001 | ICGB | 2V0-620 | VCAD510 | 301B | C_TSCM52_66 | 70-467 | 74-697 | SK0-003 | 300-070 | SY0-401 | 70-463 | OMG-OCUP-300 | 70-243 | CAS-002 | C_TAW12_740 | MB2-704 | S90-08A | 1Z0-060 | 1Z0-457 | A2010-597 | C_TADM51_731 | IIA-CIA-PART2/ 300-101/ 640-916/ 98-368/ 70-533/ PGMP/ 070-347/ HP0-Y50/ 810-403/ 1Z0-062/ 400-101/ 1Z0-408/ EADP10/ 101-01/ 70-465/ 70-347/ 117-300/ LOT-956/ 70-384/ 070-462/ 1Z0-470/ LX0-104/ 640-875/ CGEIT/ 1Y0-301/ MOFF/ 1Y0-351/ AWS-SysOps/ 3I0-012/ C2020-012/ 500-451/ PK0-003/ 70-488/ 700-501/ 1Y0-201/ 98-367/

داستان حمله کردن گرگها به زوّار امام حسین علیه السلام

مهر ۲۵ام, ۱۳۹۴ | نوشته‌شده به دست حسین مداحی در دسته‌بندی نشده - (۴ دیدگاه)

تعدادی از اعرابی که از عراق به ایران آمده بودند و قصد زیارت امام رضا علیه السلام را داشتند را آمدند پیش من.به آنها گفتم آیا خاطره ای از زیارت های پیاده ی امام حسین دارید برای من بگوئید ؟

یکی از آنها گفت : در ایام زیارتی امام حسین علیه السلام در ماه شعبان (در سالهایی که صدام هنوز به درک واصل نشده بود) قصد زیارت امام حسین را کردیم .

شبها راه می رفتیم و روزها استراحت می کردیم چون اگر بعثی ها متوجه می شدند ما را تکه تکه می کردند چرا که صدام پیاده روی در زیارت امام حسین علیه السلام را ممنوع کرده بود .

بهمین خاطر ما هم شبها حرکت می کردیم و روزها استراحت می کردیم .

هیچ توشه ای هم همراه نداشتیم مبادا این توشه دست و پا گیر باشد

و اگر مامورین ما را پیدا کردند بتوانیم به راحتی فرار کنیم .

یک شب در مسیر پیاده روی دیدیم چراغ هایی از دور پیداست .

از ترس مامورین صدام روی زمین دراز کشیدیم مبادا که مارا دیده باشند .

کمی صبر کردیم …

دیدیم ای داد بیداد چراغ ها در حال نزدیکی به ما هستند . با خود گفتیم شاید مارا دیده باشند و شاید هم ندیده باشند . همینطور درازکش روی زمین بودیم تا از ما دور شوند اما هرچه صبر کردیم دیدیم صدای قدمهای آنها نزدیک و نزدیک تر می شود.

از ترس نفسهایمان در سینه حبس شده بود .

دیگر نزدیک شده بودند و پنهان شدن فایده ای نداشت .

سرمان را آوردیم بالا …

یاللعجب !

منظره ای وحشتناک ما را وحشت زده کرد .

آن چراغ ها چشمان گلی ای گرک بودند که در تاریکی با نور مهتاب می درخشیدند و ما فکر می کردیم آنها مامورین صدام هستند .

وحشت زده از مواجهه با گرگها مانده بودیم چه کنیم .

فرار کنیم ؟

بایستیم ؟

چه کنیم ؟

مانده بودیم .

یکی از همراهان ما که بسیار هم ترسیده بود و دست و پایش می لرزید بند شد و ایستاد و از ترس شروع کرد فریاد زدن و جمله را خطاب به گرگها گفت .

همانطور که فریا میزد گفت :

ما زوّار امام حسین هستیم ، ایا می خواهید به زائر حسین حمله کنید ؟!

همین جملات را می گفت و از ترس فریاد می زد .

این دوست عرب ما می گفت :

خدا را شاهد می گیرم وقتی این جمله ار دوستمان خطاب به گرگها گفت شنیدم که ولوله ای در میان گله ی پرجمعیت گرگها افتاد سپس راهشان را کج کردند و رفتند و به ما هم متعرض نشدند .

و ما ماندیم و این کرامت زائر امام حسین !!

 

این کلیپ را گوش کنید :

 

 

نوکر تاریخ مصرف ندارد

شهریور ۱۸ام, ۱۳۹۴ | نوشته‌شده به دست حسین مداحی در دسته‌بندی نشده - (بدون دیدگاه)

چند وقت پیش با یکی از ذاکران امام حسین علیه السلام صحبت بود
جمله ای جالب برایم گفت .
گفت : نوکر امام حسین علیه السلام تا موقعی که در خانه ی اربابش باشد تاریخ مصرف ندارد .

بعد نوشت :
حیف است برای منِ نوکر به بهانه های مختلف جنبه های نوکری ام کمرنگ شود
نوکر زنده است به خدمتگزاری برای اربابش

سید علی آقای قاضی و مجلس حضرت اباعبدالله علیه السلام

آبان ۲۰ام, ۱۳۹۲ | نوشته‌شده به دست حسین مداحی در دسته‌بندی نشده - (یک دیدگاه)

استاد بزرگوار ما به نقل از استاد خود می فرمودند :

منزل حضرت آقای قاضی رحمت الله علیه جلسه ی ذکر مصائب اباعبدالله تشکیل شده بود.
ایشان را کنار کفش کن دیدم در حالیکه با تحت الحنک ، از کفش حاضرین ، غبار و خاک بر می گرفتند ….

پی نوشت :
تحت الحنک به قسمتی ازپارچه ی عمامه گفته می شود که روحانیون هنگام نماز آن را به دور گردن می اندازند .
مرحوم دهخدا در معنای تحت الحنک این چنین آورده است :

تحت الحنک . [ ت َ تَل ْ / تُل ْ ح َ ن َ ] (از ع ، اِ مرکب ) معمول زهاد است که یک پیچ عمامه از تحت حنک گذرانده به سر پیچند. (غیاث اللغات ). نوعی از بندش دستار و آن چنان است که زهاد در اثنای بستن عمامه یک پیچ را از زیر زنخ میگذرانندو این در بعضی از مذاهب مسنون است . (آنندراج ). یک پیچ از عمامه که از زیر زنخ گذرانیده به سر پیچند. (ناظم الاطباء). حصه ای از عمامه که آویخته است و گاهی زیر حنک (زنخ ) بسته میشود. (فرهنگ نظام ). دنباله ٔ عمامه که از یک سوی بزیر حنک گذرانند و از دیگر سوی به دوش افکنند.

عرض ارادت به پرچم آستان حسینی(ع)

آبان ۱۲ام, ۱۳۹۲ | نوشته‌شده به دست حسین مداحی در دسته‌بندی نشده - (۳ دیدگاه)
مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد جواد انصاری همدانی

مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد جواد انصاری همدانی

یکی از اساتید می فرمودند :
مدتی که محضر علامه محمد تقی جعفری تلمذ می کردم ، یکبار از ایشان پرسیدم :
آیا شما محضر عارف بزرگوار مرحوم آیت الله شیخ محمد جواد انصاری همدانی را درک کرده اید ؟!
ایشان فرمودند : از لحاظ سنی که بله . زمانی که ایشان در قید حیات بودند ما هم طلبه بودیم .اما فقط یکبار ایشان را در نجف در حرم امیر مومنان دیدم .وقتی به ایشان عرض ادب کردم به من فرمودند :
نور شیخ مرتضی طالقانی را در شما می بینم
به ایشان عرض کردم :
ما کجا و ایشان کجا ! اما خداوند عنایت فرمودند و مدتی محضر ایشات تلمذ کردیم
سپس گفتگویی بین من و ایشان درباره ی مرحوم استادم حضرت آیت الله شیخ مرتضی طالقانی رد و بدل شد و ایشان سوالاتی از من پرسیدند
و این در حالی بود که در حرم امیر المومنین ، مسجد بالاسر نشسته بودیم

وقتی صحبت تمام شد دیدم که مرحوم انصاری در حالتی که گویی در خودشان باشند و در حال تفکر فرو رفته اند ؛ هستند .
من هم دیگر مزاحم ایشان نشده و مشغول خواندن نماز جعفر طیار شدم

نمازم که تمام شد مرحوم انصاری که گویی از آن حالت فارغ شده بودند به من فرمودند :
قیامت را دیدم
یک بنده ای را دیدم که توحید داشت اما لا ابالی بود
دیدم که ملائکه عذاب او را می برند
تنها چیزی که در چهره اش میدرخشید این بود که علاقه ی خاصی به پرچم اباعبدالله داشت
هرجا هیاتی می دید و پرچمی می دید ، با خلوص نیت دست بر آن پرچم می کشید و دستش را به صورت می کشید و سلامی بر حضرت اباعبدالله  می کرد

ناگاه در صحرای محشر حضرت اباعبدالله را دیدم
آن مرد خطاب به اباعبدالله عرض کرد :
حسین جان !
من حقیقتا پرچم شما را دوست داشتم
دیدم که اباعبدالله به سمت دو ملک عذاب رفته و نامه اعمال وی را از آن دو ملک گرفتند
و پایین نامه ی عمل وی با دستخط خود چیزی را نوشتند .

مرحوم انصاری به من می فرمودند :
من آن نامه ی اعمال را دیدم
دیدم که حضرت اباعبدالله الحسین با خطی از نور پایین نامه اعمال وی نوشته بودند:
یا مبدل السیئات بالحسنات
دیدم که ملائکه او را رها کردند